شـماره 11 سـال دوم پنجشـنبه 5 قوس 1383 / 25 نوامبر 2004
خانه

ماهـنامه نی

صفحه اول شماره قبلی

شماره بعدی

آرشیف

صفحه اصلی « نی »

گزیده ای از مقالات

داسـتان های کوتاه

نشانی تماس

سـایر نشرات

 

 

 

در باره وحدت و یکپارچگی افغانها در داخل و خارج کشور

یما ارُزگانی

 

طول تاریخ زیر تأثیر اسـتعمار ابر قـدرت های جهان قـرار داشـته و دارد، و یگانه عاملیکه باعث این دشـواری ها، بدبختی ها و ویرانی ها گردیده اسـت این بوده اسـت که، وحدت و هـبسـتگی دربین افغانها هـمیشـه ضعیف و ناپایدار بوده اسـت. این بی اتفاقی ها را میتوان به دسـته های گونه گون تقسـیم کرد:

ــ بی اتفاقی دربین اقوام و قبایل گوناگون کشـور.

ــ تضاد بین ملیت ها و نژاد پرسـتی در بین اقـوام و ملیتها.

ــ تفاوت های مذهـبی، سـمتی، گروهی،

ــ بی سـوادی مردم یکی از عـمده ترین عامل این بدبخـتی میتواند باشـد.

از اثر هـمین بی اتفاقی هاسـت که وضعیت افغانسـتان به یک حالت بحرانی کشـیده شـده اسـت و به یک ویـرانه و خرابه یی مانند اســت. طی مدتیکه کشـور ما از خراسـان به آریانا و بعـداً افغانسـتان تبدیل نام کرد، تا حال هـیچ نیرویی نتوانسـت این کشـور را به پای خودش ایسـتاده کند. افغانها باید درین مورد درک و مفکوره خود را بیشـتر و دقیق تر و قوی تر به کار به اندازند، تا با اتفاق خویش دسـت به دسـت همدیگر داده افغانسـتان عـزیـز را آباد و به سـوی ترقی سـوق بدهـیم تا بتوانیم روزی از روزها به رفاه هـمگانی برسـیم و به کشـور خود توجه داشـته باشـیم و ضرورت به کسـی و یا قـدرتی نداشـته باشـیم که با ما کمک نمایند.

افغانها باید با صداقـت و وفاداری برای ملت خود شـان و کشـور شـان کار کنند، در بیداری و باسـواد سـازی ملت کمک نمایند، مردم و ملت را در راه ترقی سـوق بدهـند و وحدت کامل بین آنها را تامین نمایند. تا افغانسـتان کشـور آزاد، سـر بلند و مورد قـبول همه اقوام و ملیت های سـاکن در کشـور باشـد.

اگر اتفاق نباشـد هـیچ چیـز نیسـت و باعـث ویرانی و بربادی هـمه چیـز میشـود. اما متاسـفانه در خارج کشـور هم بی اتفاقی در بین افغانها دیده می شـود و بعض ها باز هم با دامن زدن اختلافات جناحی و قومی ادامه میدهـند. این جناح بازی ها بوده اسـت که باعث بیوه شـدن هزاران زن، تلف شـدن هزاران کودک وجوان، تجاوز بر نوامیس مردم و چپاول کردن بیت المال و آثار قـدیمی گردیده اسـت. آنها ییکه باز هم به این گونه اعمال شـان ادامه میدهـند در حقـیقت به همان نیات شـوم شـان که در داخل کشـور داشـتند ادامه میدهـند و سـبب نفاق و برهم زند هـبسـتگی مردم ما در دیار غربت و در حال مهاجرت میگردند. اینها برای بدسـت آوردن اهداف شـوم شـان باز هم همان پـروژه را پیگیری میکنند که از نظر خود شـان خوب معلوم میشـود.

انسـانهای با دانش و وطنپرسـت هـیچگاهی به این اعمال دسـت نمی زند و تمامی اقوام و ملیت ها را یکسـان می بیند؛ تاجک، هـزاره، پشـتون، ازبک، ترکمن ...همه نزد شـان یکسـان اسـت

بهر صورت منظور از نوشـتن این سـطور این اسـت که سـران، شـخصیت های ملی و اجتماعی روشـنفکران، و تحصیل کرده ها باید در رابطه به مسـایل اتفاق و هـمبسـتگی افغانها چه در داخل و چه در خارج از کشـور تلاش کنند و برای هـبسـتگی ملی بکوشـند تا مردم ما در فضای نیک و پـر از صمیمیت به زندگی خویش ادامه بدهـیم و افغانسـتان به کشـور آباد، آزاد، سـر بلند مبدل شـود و مردم آن در آینده از امکاناتیکه در کشـور موجود اسـت اسـتفاده خوبی نمایند.

 

اشـک

 

ای دل تو اشـک ریز

با شـور وبا فغان

با اشـک مادران

چشـمان نا امید یتیمان به شـهرما

حیران شـدند، تا کمه بویرانه دیده اند

غوغا و ناله های سـتمدیدگان شـهر

تا نا پدید ها به ثمر رسـیده اند

یک سـرپناه نیسـت

حتا پرنده گان

بی سـر پنا شـدند

خاموش گشـته اند

خشـکیده اسـت اشـک به چشـمان مردمان

در سـینه ها تپیدن دل ها گواه ماسـت

ایدل تو اشـک ریز و تپش کن به سـینه ام

ای ابر گریه کن! تو بر بیقـراری ام

اتل ایثار از هـلسـنکی 04/07/2004

 

گفـتاری از 4 هـزار سال قـبل

 

« انسـان تا عملی جدید را در نیافـته خودرا کامل میداند، ولی بعـد از این که دانسـت غیر از معلومات و اطلاعات او در جهان علم ها و اطلاعات دیگر هـسـت به نقصان و حقارت خود ی میبرد. و بهمین جهت اسـت که افـراد بی علم و بی اطلاع بسـیار مغرور می شـوند زیرا تصور می کنند هـمه چیز را میدانند و درجهان بهـتر وبزرگتر از آنها وجود ندارد، بهـمین جهت اسـت که هـر وقـت مشـاهـده می کنم که مردی یا زنی نخوت دارد و با دیدهء حقارت نظر به می اندازد، باید بدانم که وی نادان و احمق استت و چون چیزی نمیداند و تجربه ای نیاموخـته، خویش را برتر از دیگران می پندارد. «

» سـینوهـه« پزشک فرعون

 

قسم اعـضا و جوارح

مردی را صادر نمود. آن مرد چون دسـتور را شـنید با عـجز و لابه رو به پادشـاه نمود و او را قـسـم داد.

مرد گفـت: شـما را به لبان ِ مبارک مادرتان که با آن شـما را می بوسـید قـسـم می دهم از اعـدام من، صرف نظر فـرمائید.

پادشـاه گفـت: نمی شـود و دسـتور قـطعی اســت.

مرد گفـت: شـما را به سـینه های مطهّر مادرتان که با آن شـما را شـیر می داد قـسـم می دهم از اعـدام من، صرف نظر فـرمائید.

پادشـاه گفـت: نمی شـود و دسـتور قطعی اســت.

مرد عاجـزانه گفـت: پادشـاها! شـما را به نافِ معطر مادرتان که از آن تغـذیه می کردید قـسـم می دهم مرا بخـشـیده و از اعدام صرف نظر فـرمائید.

پادشـاه گفـت: ترا بخـشـیدم و لازم نیسـت اعـدامـش کـنیـد!

مرد به جهت رهایی یافـتن از مرگ، خوشـحال شـد و او را از سـرای پادشـاه بیرون بردند. اطرافـیان با تعـجب از پادشـاه دلیل بخـشـش و گذشـت ایشـان را سـوال کـردند.

پادشـاه گفـت: بیم داشـتم اگر او را نبخـشـم مرا به پائین تر از ناف قـسـم داده و روح مادرم را در گور بلـرزاند!

 

روباعیات عمر خیام

بر خیز و مخور غم جهان گذران                   خوش باش ودمی به شـادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفائی بودی                       نوبت به تو خود نیامدی از دگران

 

وقـت سحر اسـت خیز ای مایه ناز                  نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز

کانهــاکـه بجایـنـد نـپــایـنــد دراز                      وآنهـا کـه شـــدنـد کــس نمی آیـد بـــاز

 

ارسالی نجوا صالحی از پیر کله

 

 

فهرست مقالات این شماره

 سـرشـت و سـرنوشـت انسـان از چشـم انداز جلال الدین محمد بلخی

صفحه 3>>>

ــ نگاهی به مقاله « دا گز او دا میدان»

صفحه 4 >>>

ــ خـسـرگنی ( لندی کیسـه)

صفحه 5 >>>

ــ « تفـنگ سـالاری » بدون عذاب وجدان

 ـ افغانسـتان، رها شـده در دامان جنگ سـالاران ـ

صفحه 6 >>>

ــ کاروان شـعر و ادب

صفحه 7 >>>

ــ من ناله می نویسـم

صفحه 8 >>>

ــ معرفی کتاب: ـ بخوان، بخوان، دوباره بخوان

 ـ شـیون کابلی ( نویسـنده شـاعر و سـیاسـتمدار )

صفحه 9 >>>

ــ اسـراییل و فلسـطینی ها

صفحه 10>>>

ــ صفحه جوانان

صفحه 11 >>>

ــ توصیه های گروه بین المللی بحران به حامد کرزی

صفحه 12 >>>

ــ مصاحبه با سـارا فکری از شـهـر واسا ـ فنلند

صفحه 13 >>>

ــ سـرقـت ادبی به شـیوه جدید