|
|
|
||||
| شـماره 11 سـال دوم پنجشـنبه 5 قوس 1383 / 25 نوامبر 2004 | |||||
| خانه | صفحه اول | شماره قبلی | |||
|
|
برده های ترياک افغانسـتان
نوشـته: انتونت ویونگ خبر نگار مجله هاندس بلاد ــ هالند
مترجم: نجیب سـرغـنـدوی
از جمله مزارع بیشـمار کشـت خشـخاش در افغانسـتان که امروزه عمده تر ین مادهء تولید زارعان بی بضاعـت را تشـکیل میدهـد، میتوان از مزارع خشـخاش در منطقهء منگجک در ولایت بلخ صحبت نمود که بیشـتر زمین های زراعـتی به کشـت خشـخاش بمثابهء ماده اولیهء تولید تریاک و هـروئین اختصاص یافـته اسـت. خشـخاش دوامدار تاثیرات منفی خودرا بر زمین های زراعـتی وارد کرده اسـت: نباتات کم رشـد باقـیمانده و بخـش بیشـتر آنها خشـک گردیده اسـت. ولی گیاه تریاک یا خشـخاش به آب اندکی نیاز دارند درحالیکه برای زرع حبوبات و منجمله گـندم به آب بیشـتر و فـراوان ضرورت اسـت. زلفی یک دهـقان این منطقه میگوید: " ماشـش نفـر شـریک هـسـتیم و زمین دسـت داشـته خودرا کشـت میکنیم. هرباریکه از گیاه های رسـیده خشـخاش یک پـوند شـیرهء تریاک بدسـت میآوریم بلا فاصله آنرا بفـروش میرسـانیم و این یگانه در آمد ما برای گرداندن چرخ زندگی میباشـد. "
قاری قـدرت الله امام مسـجد قـریه میگویـد: " دریک فصل دوبار حاصل از زمین ها برداشـته مشـود روسـتاییـان اکثراً به این گونه فعالیت مصروف اند، ( منظور کشـت خشـخاش اسـت ) زیرا آب کافی وجود ندارد. شـش سـال خشـکـسالی امکانات زارعـین را کاملاً محدود سـاخـته اسـت. " وی در حالیکه به چاه ها خشـک ویا دارای آب اند که بوی میدهـد، اشـاره میکند، میگوید: " اینسـت آب آشـامیدنی ما." سـال گذشـته، زارعان در کنار خشـخاش به کشـت نباتات دیگر از جمله کشـت تربوز و خربوزه نیز پـرداخـتند و برخی هم سـعی نافـرجام نمودند تا گندم ودیگـر دانه باب را زرع نمایند، ولی بلاخره هـمگی به کشـت خشـخاش رو آورند؛ زیرا کمبود و قـلت آب کافی مانع زراعـت نورمال گردیده اسـت. زلفی دهـقان میگوید: " بغیـر از خشـکسالی عـلت دیگر موانع کارما انیسـت که جوی های آب بوسـیله قوماندان منطقه بروی ما بسـته میشـود. از هـمینرو اخیراً زارعان منطقه بوسـیلهء تراکتور ها به ولسـوالی رفـتند و تقاضای آب کردند. در میان زمین های ما و جوی آب، زمین های قـوماندان واقع اند که وی آب جوی را بوسـیله واترپمپ شـخصی به زمین های خود دَور میدهـد. بعـد از اعـتراض دهـقانان در ظرف شـصت روز صرف دو بار آب بروی ما جاری سـاخـته شـد. "
سـه سـال قـبل، اندکی بعـد از 11 سـپتامبر، ائتلاف بین المللی تصمیم گرفـت تا برهـبری ایالات متحده امریکا در برابر تروریزم مقابله نماید. این ائتلاف درگام نخسـت برژیم طالبان خاتمه بخـشـید که تروریسـت ها را پناه داده و به کمپ های آموزش تروریسـت ها مربوط به القاعـده در افغانسـتان اجازه فعالیت داده بود. ائتلاف جهانی درین مقابله از اتحاد شـمال که متـشـکل از نیرو های مخـتلف جنگ سـالاران افغان بود که در برابر طالبان میجنگـیدند، اسـتفاده نمود. در 9 اکتبر سـال جاری انتخابات ریاسـت جمهوری در افغانسـتان برگزار گردید. البته انتخابات پارلمانی به دلیل نامسـاعـد بودن وضع برای شـش ماه به تعویق انداخـته شـد. دو ماه مسـافرت توأم با مشـکلات در افغانسـتان پاکسـتان و تاجکسـتان تصویـر تاثر انگیـز و مایوس کننده ای در ذهـنم باقی گذاشـت. افغانسـتان اینک دوباره به یک کشـور مواد مخدره مبدل کشـته، درجاییکه قـدرت اصلی در دسـت دولت مرکزی نه، بلکه دردسـت ملیشـا های منطقوی متمرکز میباشـد، تجارت و قاچاق تریاک و هـروئین تنها هـزینهء عملیات های طالبان، القاعـده و دیگر سـازمان های تروریسـتی را تامین نیمکند، بلکه با وجود حضور نیـرو های ائتلاف و ناتو منبع در آمد جنگ سـالاران و قوماندانان را نیز که بسـیار به مشـکل به خلع سـلاح تن میدهـند، تشـکیل میدهـد. بسـياری پرابلم های امنیتی رابطهء مسـتقیم با تجارت مواد مخدره و جنگ بالای تصرف سـاحهء بیشـتر و در تحـت کنترول خود در آوردن آن دارد. تفـنگ سـالاران بهیچوجه حاضر نیسـتند که تمایل شـانرا برای واگذاری قـدرت به دولت مرکزی نشـان بدهـند. مردم بار بار شـاهـد مقابله مسـلحانهء قوماندانان بین هم و یا با نهاد های دولتی بوده اند. هـمچنان ایـن درگیری ها در سـاحه های زیـر کنترول جنگ سـالاران در شـمال کشـور و از جمله حملات بالای سـازمان های کمک دهـندهء بین المللی و دفاتر ثبت نام رای دهـنده گان برای انتخابات ریاسـت جمهوری، صورت گرفـته اسـت. حامد کرزی رئیس دولت موقـت بارها اظهار داشـته اسـت که تفـنگ سـالاران تهـدیدی انـد برای روند با ثبات سـازی کشـور و تصفیه طالبان. دکتوران بدون مرز در تابسـتان گذشـته اثرات منفی آن را عملاً دیدند؛ زمانیکه بعـد از مدت بیسـت سـال خدمت در افغانسـتان تصمیم گرفـتند این کشـور را ترک بگویند زیرا پنج تن از کارمندان آن در شـمال کشـور کشــته شـدند و عمالان آن به پنجهء قانون سـپرده نشـدند. برای تامین امنیت درین کشـور نیرو های ناتو حضور دارند و درین اواخر برای کمک به برگزاری انتخابات یک تعـداد واحد های دیگر نیـز بر آن افزوده گشـت زیـرا نیرو های پـولیس و ارتـش ملی هـنوز قادر به تامین امنیت به تنهایی نیسـتند. نیرو های نظامی ائتلاف زیـر رهـبری امریکاییان مصروف سـرکوب طالبان و القاعـده در بخش های جنوبی و شـرقی این کشـور میباشـند در حالیکه حامد کرزی بحیث رئیس دولت موقـت نمیتواند بدون محافظین درجاده های شـهر حضور یابد. حین مسـافـرت، در بهار و تابسـتان گذشـته ما برخلاف سـال های گذشـته شـاهـد ازدیاد مزارع خشـخاش بودیم. دیدار از پاکسـتان و تاجکسـتان نشـان داد که سـر تاسـر این منطقه درگیر تجارت و قاچاق این مواد بوده و معـتادین به آن ازدیاد می یابند. میلیون ها انسـان به اسـتعمال هـروئین مبتلا بوده و زنده گی شـان در لبهء پرتگاه نابودی قـرار گرفـته اسـت. فضای افغانسـتان در سـال اخیر وحشـتناک گشـته اسـت. اگرچه دخـتران هـمه اجازهء رفـتن به مکاتب را یافـته اند ولی تعـداد بیشـتر کابلی ها در محیط پـر از کثافات زنده گی میکنند و خطر اعـتیاد جوانان و نوجوانان را هـمچنان تهـدید میکند، در حالیکه در کنار این گوشـه های آلوده، ثروتمندان تعـمیـر های جدید بلند طبقه را آباد میسـازند، که پـول آنرا غالباً از تجارت هـمین مواد مخـدر بدسـت آورده اند. تقـصر عـدم موفـقیت در پیشـبرد امور بازسـازی را مسـوولین دولتی بدون احسـاس ناراحتی به گردن جامعه بین المللی می اندازند. در طول این سـال ده ها کارمند موسـسـات کمک رسـانی بقـتل رسـیدند، ولی حتی وزرای کابینه با عوام فـریبی کامل تقـصیر نواقص را به خارجیان و سـازمان های کمک رسـانی رجعـت دادند. بعـد از آنکه یک گروپ محرک بالای دو نهاد کمک رسـانی بیـن المللی درفـیض آباد حمله بردنـد وزیـر پلانگذاری اظهار داشـت: " افغانها به این باور رسـیده اند که بودجه های اخـتصاص داده شـده برای افغانسـتان بوسـیله سـازمان های غـیر دولتی در امور شـخصی بمصرف میرسـد لذا این حملات علیه آنها سـازمان داده می شـود و ما جلو آنرا گرفـته نمیتوانیم. "
چرا زارعان کوچک به کشـت تریاک رو آورده اند، کاملاً روشـن اسـت: " فقـر دامنه دار." انتونیـوماریاکوسـتا مسـوول نمایندگی مبارزه با جرایم و مواد مخـدره وابسـته به سـازمان ملل متحد در افغانسـتان در کنفـرانسی که در آغاز امسـال در کابل بمناسـبت مبارزه عـلیه مواد مخدر برگزار شـده بود، گفـت: " قـیمت بلند تریاک و موجودیت این امکان که تجار مواد مخدره قـیمت محصول را از قـبل میپـردازند، زارعان را به رو آوردن به کشـت خشـخاش تشـویق میدارد." یک تحقیقات در بخش زارعان افغانسـتان نشـان داد که دو تن از جمله سـه نفـر زارعان پلان آنرا دارند که تولیدات تریاک خودرا وسـعت بدهـند. " نتایج محصول سـال 2004 در نظر اسـت که بعـد از برگزاری انتخابات انتشـار یابند. البته از هـمین حالا روشـن اسـت که محصول امسـال بشـکل بیسـابقه ای بلند خواهـد بود. بقرار پیش بینی های محتاطانه وزیـر زراعـت ایالات متحده امریکا محصول امسـال پنجاه فـیصد بیشـتر از 3600 تن محصول سـال گذشـته تخمین شـده اسـت. بدینقـرار محصول 5400 تن مطلقاً یک ریکارت را قایم میسـازد. قـرار یک محاسـبه ایکه بعمل آمده اسـت درآمد محصول تریاک در افغانسـتان 2.3 میلیارد دالر تخمین زده میشـود و این رقم پنجاه درصد اقـتصاد این کشـور را تشـکیل میدهـد. اگرچه کشـت خشـخاش رســماً ممنوع اعلان گردیده ولی به ادعای سـازمان ملل 1.7 میلیون افغان مصروف کشـت و زرع تریاک میباشـند. کوسـتا با جانبداری از مقـررات وضع شـده اظهار داشـت: به زارعان باید زمینهء درآمد الترناتیف فـراهم گردد. زمین ها باید پاکسـازی و قاچاقـبران مواد مخـدر تعـقـیب گردند. در غـیر آن اقـتصاد تریاک به یک تهـدید بزرگ برای صلح، ثبات و باز سـازی اجـتماعی ـ اقـتصادی مبدل خواهـد شـد.
نیم سـاعـت بعـد از اینکه یک قـریه متاثـر از خشـکسـالی در منگجک را ترک گفـتیم، به مزارع پـر حاصلی رسـیدیم. مزارع خشـخاش تا کنارهء های افق گسـترده بود. گل های گلابی رنگِ بته ها به اینطرف و آنطرف خم شـده بودند و پندک های گیاه های خشـخاش که از شـیره پُـر بودند چاق بنظر میرسـیدند، این پندک های پُـر روز قـبل هـمگی پاره شـده بودند و محتویات آن یعـنی تریاک چسـپناک از آن به بیرون سـر کرده و خشـک شـده بودند که امروز آنرا زارعان با قاش های مخصوص جمع آوری میکردند. مردان و جوانان در قطار های معیـن درمیان مزرعه محصول را جمع کرده آهـسـته پیش میرفـتند. محصول مزارع زیاد و تقاضا برای نیروی اضافی کار بیشـتر میباشـد. خیـرالدین زارع باشـندهء هـلمند جایـیکه تریاک به پیمانهء بسـیار بزرگ کشـت و بعمل میآید، میگـوید: " ما با دو هـزار تن دیگر هـلمندیها و جلال آبادی ها به اینجا آمده ایم و زمانیکه کار ما اینجا تمام شـد، هـمینطور بجلو میرویم. " پشـتونها یک جا با اهالی ازبک و ترکمن تبار منطقه هـمکاری میکنند. تفاوت نژاد و قوم درینجا نقشـی بازی نمی کند، چون هـدف هـمگان یکی اسـت: بدسـت آوردن پول. دسـتمزد روزانه تـقـریباً معادل پنج دالر به اضافه غـذا و سـهمی از محصول بدسـت آمده میباشـد. یکی از زارعان خشـخاش بنام جمعه خان با افـتخار موترسـایکل جدید خود را نشـان داده میگوید: " این موتر سـایکل 2400 دالر قـیمت دارد، میخواهی کمی با آن برانی؟ " او توضیح میدهـد که بازار آزاد اقـتصاد تریاک چگونه عمل میکند، او میگوید: " در آغاز اینجا با طالبان سـرو کار داشــتیم و به تعـقیب آن ازبکها و تاجکها هـمه چیـز را غارت کردند. حالا دموکراسی آمده و ما خشـخاش کشـت میکنیم." مرد های که مصروف جمع آوری محصول هـسـتند نوک انگشـتان شـان آلوده به تریاک شـده اند. آنها همگی معـتاد بنظر میرسـند مگر چاری قـُل زارع میگوید: " معـتاد بودن ما پـروا ندارد زیرا وقـتی دوغ با نعـنا نوشـیدیم صحـتمند باقی می مانیم. " در مزرعهء دیگری واقع درولایت شـمال بدخشـان، قـدرت الله مصروف گرفـتن محصول میباشـد. او دوازده سـاله اسـت، پدرکلانش نذیـرمحمد چند صد متر مربع زمین را با سـه تن دیگر تقـسیم کرده اند. نذیـر محمد سـرپـرسـتی نواسـه هایـش را بدوش دارد زیـرا پدرشـان در گذشـته و مادرشـان با کسـی دیگری ازدواج کرده اسـت. او میگـوید که از کشـت و زرع گـندم منصرف شـده و به کشـت خشـخاش رو آورده اسـت. تجار تریاک به روسـتا های ما آمدند و به ما توضیح دادند که چگونه خشـخاش کشـت و زرع میگردد و ما هـمانگونه که به ما رهـنمایی شـد، اقـدام به عمل کردیم. شـعـیب که وظیفهء ترجمانی مارا داشـت به قـدرت الله توضیح میدهـد که شـیرهء پندک خشـخاش را چگونه بکشـد. شـعـیب این ها را میداند زیـرا فامیل وی هم از سـال های پار به این گونه فعالیت ها مصروف میباشـد.
یک بخش از گزارش ملل متحد در بارهء تریاک بشـکل یک محلهء باغـداری خوانده میشـود. گل های خشـخاش بشـکل بسـیار نمونهء آن گلابی و سـفـید اند با برگ های باریک آن. بصورت عمومی این نوع آن در زمین های ریگدار خوب به عمل می آید. خشـخاش انواع گوناگون دارد. یک نوع آن پندک های کوچک دارند که به مشـکل پاره می شـوند ولی نوع دیگر آن که سـبای نام دارد، زود میـرسـد و میتوان پندک آنرا ده تا بیسـت روز زود تر از دیگر انواع آن پاره کرد. در ولایت بدخـشـان خشـخاشی بعمل آورده می شـود که رنگ گل های آن بادنجانی تیـره بوده و بنام هـندی یاد میشـود ولی ســـفـید آن که آنـرا وطنی می نامند در مقابل خشـکسـالی مقـاومت دارد. در ظرف چـند سـال محـدود تـولـیـدات تـریاک در بـدخـشـان چهـار بـار افـزایش داشــته اســـــت. در شـهر فـیض آباد مرکز بدخـشـان عبدالرووف کارمند ادارهء زراعـت توضیح میدهـد که زارعان از کشـت خشـخاش سی مرتبه بیشـتر فایده بدسـت می آوردند تا کشـت گندم و جواری. اومیگوید که کیفـیت گندم این منطقه خوب نیسـت. حاصل گندم امسـال اندک بود. ما از وزارت زراعـت در شـهر کابل تقاضای تخم بذری با کیفـیت خوب را کرده ایم ولی تا هـنوز انتظار آنرا داریم که در دسـترس ما قـرار داده شـود، علاوتاً قـیمت گندم به دلیل آنکه ملل متحد و دیگر سـازمان های کمک رسـانی، گندم و آرد را از طریق پـروژه های مسـاعـدت کنندهء خود به مردم توزیع میکند، پائین آمده اسـت. بدینترتیب تا زمانیکه مواد غـذائی و منجمله گندم و آرد از مراجع متـذکره تامین میگردد، طبعاً زارعان به کشـت خشـخاش در زمین های خود که منفعـت زیادی برایشان دارد، ادامه میدهـند. از نقطه نظر ازدیاد تولید و فاصله زیاد با شـهر کابل ( که دو روز را در بر میگیرد ) و مشـکلات اراضی، بدخشـان را میتوان با کولمبیا مقایسـه کرد. مقامات دولتی در محل بهـر حال توانایی وارد آوردن تغـییـرات در وضع را ندارند. بازدید کننده گانی که درمیدان هـوایی فـیض آباد از هـواپیما فـرود می آیند با اینگونه پند و اندرز های مذهـبی اسـتقـبال میگردند: « دولت اسـلامی افغانسـتان عـلیه کشـت و زرع، تولید و قاچاق مواد مخدره مبارزه گسـترده را انجام میدهـد.» اما در محدودهء مرز های دولتی این کشـور مزارع وسـیع خشـخاش با شـگوفائی فراوان در هـرسـو گسـترده اسـت.
پیـرمحمد قوماندان پولیس میگوید که او دو عـراده موتر پیکپ داتسـون و یک کاماز دولتی در اختیار خود دارد. او باید هـمهء وظایف امنیتی خودرا در سـرتاسـر ولایت بدخشـان با همین عـراده جات انجام دهـد. او اظهار داشـت که اگر احیاناً در یکی از مناطق این ولایت قـتـلی صورت بگیـرد وی دو ماه بعـدتر ازین رویداد اطلاع پیدا میکند. چند صد متر دورتر از دفـتر پـولیس در کنار دریای کوکچه، کسـبه کاران هـوشـیار با اسـتفاده از سـنگچل های کنار دریا جاهای مناسـب برای شـسـتشوی عـراده جات سـاخـته اند که اکنون به بخش مزدهم بازار مبدل شـده؛ زیرا هـرکسی میخواهـد عراده اش را درین جا برای شـسـتشـو بیاورد. البته در گذشـته چنین چیزی وجود نداشـت زیرامردم یا پای پیاده و یا بالای مرکب ها رفـت و آمد میکردند، اما حالا از برکت در آمد تریاک اکثراً دارای عـراده جات هـسـتند. هـنگام غـروب آفـتاب این عـراده جات در کنار هم در پهلوی عـراده جات لندکروزر قوماندانان و عـراده جات موسـسـات وابسـته به سـازمان ملل متحد پارک میشـوند. یک کارمند یکی از موسـسـات کمک رسـانی میگوید: " در حال حاضر دو مدرک عاید خوب درینجا وجود دارد، یک از طریق تجارت مواد مخـدره و دو دیگر کار در یکی از موسـسـات غیـر دولتی. دسـتمزد روزانه در فصل جمع آوری محصول تا به 200 افغانی بلند میرود که معادل 4 دالر امریکایی میشـود و این مبلغ بیشـتر از مبلغی اسـت که موسـسـات ما می پـردازند." البته 4 دالر دسـتمزد روزانه مبلغی نیسـت که بتوان بوسـیلهء آن ثروتمنـد شــد. برای ایجاد زنده گی مرفه راه های دیگری نیز وجود دارد. بطور مثال عبدلقـیوم باشـندهء بهارک بدخشـان هـشـت ماه قـبل تصمیم گرفـت یک مغازه فـروش وسـایل برقی باز نماید، در حالیکه شـهر فـیض آباد فاقـد شـبکهء انکشـاف یافـتهء برق میباشـد، ولی او از کار خود راضی اسـت. او میگوید: " بخصوص دسـتگاه تلویزیون فـروش خوب دارد. درین ماه دوازده عـدد تلویزیون را بفروش رسـانیدم که قـیمت ها ی شـان 190 تا 300 دالر میباشـد. " در بازار شـهر فـیض آباد چهار مغازه موتر سـایکل فـروشی مفـتوح میباشـد. . عـبدالغـنی موتر سـایکل ها چینایی میفـروشـد که قـیمت هـرکدام 800 دالر میباشـد. او میگوید که در طول ماه گذشـته پنج عـراده موتر سـایکل فـروخـته اسـت. یک راننده موتر باربری بنام جمیل که مصروف تخلیه موترش میباشـد میگوید که بین کابل و بدخشـان رفـت و آمد دارد و سـامان الات مختلف از قـبیل یخچال ها، تلویزیون، موبل و بسـته بندی های بزرگ نوشـابه های پـپسی، کولا، و فانتا، را به بدخشـان انتقال میدهـد. اوبا رضایت، خاطرنشـان میسـازد: " هـمگی اینجا از برکت تریاک ثروتمند شـده اند، برای من در هـر بار انتقال اموال 12000 افغانی مفاد باقی می ماند." که این تقـریباً برابر اسـت با اوسـط در آمد سـالانه در افغانسـتان.
در فیض آباد کوشـش به عمل می آید که پنهان بسـازند منبع اصلی در آمد کسـانیکه به ثروتی رسـیده اند چه بوده اسـت. در مقابل موتر شـویی ها در آنسـوی کنار دریا یک کلینیک جدید صحی بدون کمک سـازمان های غـیـر دولتی یا موسـسـات مربوط به ملل متحد و حتا بدون مسـاعـدت وزارت صحت عامهء افغانسـتان سـاخـته شـده اسـت. هـزینهء سـاختمان این کلینیک از پول شـخصی دو نفـر تجار تجار که از را ه تجارت مواد مخدره صاحب ثروت هـنگفـت شـده اند تامین گردیده اسـت. اما سـرایدار این تعـمیر میراحمد از مواد مخدره حرف نمیـزند بلکه میگوید از راه صادرات و واردات این پول ها بدسـت آمـده اسـت. کمی پسـانتر هـمین شـخص با خـنده شـانه هایش را بالا انداخـته اظهار کرد که در بدخشـان یگانه منبع عاید سـرشـار هـمانا مواد مخدره میباشـد. او میگوید هـمین تعـمیر پنجصد هـزار دالر مصرف برداشــه، علاوتاً باید وسـایل طبی از قـبیل ماشـین اکسـیره و دیگر سـامان آلات طبی از خارج کشـور خریدادر و نصب گردد. تنها در اشـکاشم جاییکه یک روز تمام از شـهر فـیض آباد فاصله دارد و باشـندگان فـقـیر دارد، به مواد مخدره رو نه آورده اند. آقاخان رهـبر مذهبی فرقه اسـماعلیه کشـت و زرع تریاک و تجارت آنرا ممنوع سـاخـته اسـت. اگر چه آقاخان بسـیار دور از مریدان و پیروان خود د جایی از لندن زنده گی میکند، اما سـارمان خیریهء وی بنام صندوق انکشـافی آقاخان در مدت درازی بدینسـو درین منطقه فعالیت دارد. محمد ظفر مدیر مکتب درین منطقه میگوید: " اگر چه نان گندم در اشـکاشم، خاک و ریگ دارد که تقـریباً غیر قابل خوردن اسـت با آنهم هـیچ کس به کار تجارت تریاک رو نه آورده اسـت، زیرا این کار را آقاخان ممنوع سـاخـته اسـت. " تریاک اسـماعلیه ها را زیاد خسـاره مند سـاخــته اسـت. تمام قـریه ها معتاد به تریاک اند، زیـرا این یگانه دارو بـرای درمان درد ها درین منطقه میباشـد. از جهت این که این یک منطقهء کوهـسـتانی در پامیـر میباشـد و مردم به یگانه شـفاخانهء که در شـهر فـیض آباد واقع اسـت هـنگام بروز مریضی ها رسـیده نمیتوانـنـد؛ بناءً تـریاک یگانه دارویی اسـت که مــردم بـرای رفع و تسـکـیـن درد و مریضی از آن اســتـفـاده میکـنـنـد.
تولیدات تریاک از مثـلث طلائی یعـنی برما، لاووس و تایلند جایش را به هلال طلائی یعـنی پاکسـتان و افغانسـتان خالی کرده اسـت. درسـال 1980 سـهم افغانسـتان در تولید جهانی مواد مخـدره فـقط بیسـت در صد بود. جنگی که بدنبال حمله نظامی شـوروی به افغانسـتان در 1979 آغاز یافـت گراف تولید تریاک را بصورت فوق العاده بالا برد. بخشـی از مصارف مقابله مجاهـدیـن علیه روسـها را درآمد فـروش و تجارت تریاک تشـکیـل میـداد. در اواخر سـال های دهـهء نود، مطابق به گزارش دفـتر مبارزه عـلیه مواد مخـدر ملل متحد، 80 در صد تولید مواد مخدر جهان در افغانسـتان تعـلق داشـت. در زمان حاکمیت طالبان یک تغـییـر چرخشی بمیان آمد. یک فـتوای ملاعمر رهـبر طالبان کشـت خشـخاش را ممنوع اعلام داشـت وتـقـریباً هـمه کشـتـزار های آن از بین برده شـد. برنارد فرهی مسـوول دفـتر ملل متحد در اسـلام آباد در تابسـتان 2001 احسـاس خود را نسـبت به اقـدامات فـوق چنیـن بیان کرد: " ما هـمه جا را بـررسی کردیم ولی تـقـریـباً در هـیچ جایی کشـتزار های تریاک را نیافـتیم. هـیچکسی نمیخواهـد بداند که طالبان اقـلاً دریـن عـرصه کار خوبی انجام دادند. " اضافه از 90 درصد هـروئین در اروپا از افغانسـتان وارد میشـود. ولی در کشـور های هـمجوار آن نیز تولید مواد مخدره بصورت منظم ادامه دارد. اعـتیاد به مواد مخدره هـمچنان ازدیاد می یابد. قـرار یک تخمین در کشـور ایران یک میلیون و دو صد هـزار و در پا کسـتان شـشـصد هـزار نفـر به هـروئین معـتاد شــده اند. در شـهر سـرحدی پشـاور پاکسـتان یک مرکز درمان معـتادان در نزدیک منطقهء قبایلی ( مناطق قبایل آزاد قـوانین جاری دولت پاکسـتان اعـتبار ندارد ) ایجاد شـده اسـت. درینجا 1500 نفـر تحت درمان قـرار دارند. نبی جان یک کارمند رضاکار باشـندهء اصلی افغانسـتان که خودش نیز زمانی معـتاد بوده اسـت میگوید: " درمناطق قـبایل آزاد پولیس پاکسـتان کنترول ندارد. در آنجا میتوان هـرویین و تریاک را آزادانه بدسـت آورد. " درین منطقه هـمچنان انواع اسـلحه و مهمات و دیگر اشـیا و لوازم قاچاق بفـروش میرسـد. خط آهـن حد فاصل مناطق قـبایلی آزاد با سـایر مناطق پاکسـتان می باشـد. درآنسـوی حد فاصل منطقه قـبایلی یعـنی قـسمت تحت کنترول دولت پاکسـتان به یک گروپ مردانی برمیخوریم که در کنار هم نشـسـته اند. یکی از آنها شـمس الدین کمال نام دارد که با بذله گویی هایش دوسـتانش را می خنداند. او با شـوخی میگوید: " من در تصورات خود در یک موتر لوکس لاندکروزر تویوتا نشـسـته ام و اینطرف و آنطرف میرانم چرا که من یک شـخص ثروتمند میباشـم." محمد اجمل مرد دیگر ازین جمع میگوید که هـفـت اولاد دارد. او برای رسـیدگی و پرورش اولاد هایش به پول نیاز دارد که نمیداند از کجا آنرا تامین نماید. در پهـلوی او شـخص دیگری بنام اکرام الدین قـرار دارد او از فامیل خود اطلاعی ندارد که در کجا زندگی میکند. او میگوید که برادرش دیگر نمیخواند اورا ببیند. این آدم ها معـتادان هـرویین هـسـتند، آنها برای بدسـت آوردن مقـدار مورد ضرورت روزانهء هـرویین فقط باید از بالای خط آهـن گذشـته و به منطقه آزاد رفـته آنرا بدسـت آورند، ولی آنها هـمیشـه در مضیقه قـرار دارند و پول خریداری مواد مخدر نزد شـان موجود نمیباشـد. در مرکز معـتادان که بنام « دوسـت » یاد میشـود آنها میتوانند در آنجا غـذا بخورند، خود را شـسـتشـو نمایند و با هـمدیگر درد دل کنند. دکتوران، روانشـناسـان و کارمندان رضاکار آنها را در ترک اعـتیاد شـان کمک می نمایند. برنامهء مرکز تداوی معـتادان طوری پلان گذاری شـده اسـت که مردان معـتاد تحت درمان، نتوانند برای فکر کردن به مواد مخـدره موقع پیدا کنند. رفیع الله خلیل، روانشـناس جوان نزد معـتادان تحت درمان بسـیار محبوبیت دارد. وی با آواز گیرایش یک غـزل قـدیمی را برای شـان زمزمه میکند و هـمراه با آن خودش با کلکانش بر دف ضرب میگیـرد. زیر تاثیـر ضربات موزون آهـنگ طبل گاهی یکی از مردان از جمع دیگران بر میخیزد و به رقص و پایکوبی پرداخـته و ضمناً آهـنگی را به زمزمه می گیرد. داکتر ولایت افـریدی میگوید: " معـتادان نزد ما به این مرکز مراجعه میکنند زیرا از مرگ وحشـت دارند ومیخواهـند زنده بمانند. اینها با زنده گی خود بازی کرده اند. عاقـبت این کار برایشـان خطرناک بوده اسـت. روش ما طوری اسـت که نخسـت معـتادان به این قانع سـاخـته شـوند که دود کردن سـگرت بهـتر از اسـتعمال مواد مخدره اسـت، زیرا بسـیاری معـتادان که از سـوزن کار میگیرند اکثراً شـوک بر میدارند و سـکته قــلبی میکـنند. " داکتر موصوف با ما از تعـمیر خارج شـده ما را رهـنمایی میکند. او قـبر سـتانی را بما نشـان داده میگوید، کسـیکه در جریان درمان فـوت میکند، درین قـبرسـتان دفـن میشـود، زیرا در قـبرسـتان های عمومی تدفـین آنها ممنوع سـاخـته شـده اسـت. از جمله دو هـفـته قـبل انور 28 سـاله را درین جا دفـن کردیم. او دو ماه قـبل به ما مراجعه کرد. روزی وی به مشـکل تنفـسی دچار گشـت، ما او را به بیمارسـتان انتقال داریم ولی دو روز بعـد آن در بیمارسـتان جان داد.
مسـیر انتقال مواد مخـدره بطور قاچاق از افغانسـتان آغاز شـده و از طریق ایران و پاکسـتان بسـوی ترکیه و بعـد از بالقانات بسـوی اروپا و یا راه مسـیر شـمال از طریق آسـیای میانه و قـفقـاز به روسـیه و جلوتر از آن میرســد. کشـور های هـمسـایه افغانسـتان با وسـایل و شـیوه های گوناگون عـلیه قاچاق روبه ازدیاد مواد مخـدره مبارزه میکـنند. تریاک و هـرویین با شـیوه های غـیر قابل تصور از افغانسـتان قاچاق میشـود. در بسـته های قـهوه، غذای حیوانات و عـراده جات انتقال نفـت، ویا قاچاقـبران به کمک مشـک های بادی از دریای آمو عـبور میکننـد. تاجکسـتان بکمک سـازمان ملل متحد در سـال 1999 نماینده گی کنترول مواد مخـدره را ایجاد کرده اسـت. جـنرال رسـتم نظروف که نماینده گی مذکور را با موفقیت رهـبری و اداره میکند میگوید: " ما قـربانیان هـسـتیم نه عاملین پرابلمهای ناشی از مواد مخدره. در سـال 1991 یازده کیلو مواد مخدر را دسـتگیر کردیم ولی با قاچاق هـرویین از سـال 1996 بدینسـو مواجه گشـتیم: شـش کیلو و 352 گرام. " سـال گذشـته پولیس تاجک تقـریباً ده تن مواد مخـدر را که از جمله 5.6 تن آن هـرویین بود، دســتگیر کرد. نمایده گی کنترول مواد مخـدر روز به روز به تجارت خود درین عـرصه میافـزاید. مولدین هـرویین کالای خودرا با کیفـیت های گوناگون و معـتبر تولید میکنند. کیفـیت عالی آن با عـدد 999 و نازلتر آن با 555 مشـخص میگردد نام ها و مارک و درجهء کیفـیت هـیرویین هـمراه با آدرس تولید کننده در پاکت های آن درج میشـود. نظروف میگوید: " مقـدار مواد مخـدری که ما درطول مدت پنجسـال مصادره نموده ایم برای 90 میلیون نفـر معـتادان کفـایت میکند، درحالیکه نفوس تاجکسـتان 6.5 میلیون نفر میباشـد. بازار فـروش مواد مخـدر خارج از تاجکسـتان وجود دارد. " موصوف یک لسـت 35 نفـری قاچاقـبران و مولدین بزرگ را نزد خود دارد. به اسـاس این لسـت جنرال رشـید دوسـتم از افغانسـتان که برای ریاسـت جمهوری نیز خود را کاندید کرده بود، شـخص اول میباشـد که در تجارت و قاچاق مواد مخـدر سـهم برجسـته دارد. امریکایی ها، اتحاد اروپایی و سـازمان ملل، پس از حمله بالای مرکز تجارت جهانی، سـعی دارند ظرفـیت های پولیس و قضا را بیشـتر بسـازند و یک کمربند امنیتی در اطراف افغانسـتان ایجاد نمایند. ولی نگرانی درینسـت که هـزینه این اقـدامات مشـکل اسـاسی را تشـکیل میدهـد. نماینده گی کنترول مواد مخـدره که از عمر کار آن زمان اندکی میگذرد، اکنون در برابر « اسـتراتـژی بیرون رفـت » قـرار گرفـته اسـت. معاشـات پرسـونل این اداره در اخیر سـال 2005 به نسـبت قطع کمک ها پولی کشـور های دونور( کمک دهـنده) به نصف تنزیل خواهـد یافـت.
بعـد از تابسـتان امسـال در آمدیکه بدسـت آمد یکنفـر تقـریباً بیشـتر از یک تن ( 1008 کیلو گرام ) هـیرویی و 78 کیلو گرام تریاک بود که نشـان دهـندهء یک فصل جدید قاچاق مواد مخدر می باشـد. جیمز کالاهان مسـوول دفـتر آسـیای میانهء مبارزه علیه جرایم و مواد مخدر ملل متحد در تاشـکند پایتخـت ازبکسـتان، وضع را در رابطه به مرز های تاجکسـتان ــ افغانسـتان در ماه اگسـت، با دیپلومات ها، متخصصان امور مواد مخدر و جنرالان در منطقه مورد بررسی قـرار داد. در ماه فـبروری اوضاع نگران کننده زمانی پیش آمد که روسـها اعلام داشـتند که وظایف کنترول نوار مرزی را بنابه تقاضای تاجیک ها به آنها محول مینمایند. روسـها این وظیفه را در طول یکقـرن انجام دادند و هـیچکسی تصور آنرا نمیکرد که تاجیک ها جای آنها را بگیرند. کالاهان در صحبت تلفونی اش از تاشـکند وضع را نگران کننده توصیف نموده گفـت که « در طول مرز دو کشـور افغان و تاجکسـتان مجرا هایی بوجود خواهـد آمد. تاجیک ها سـعی خواهـند کرد که واحد های نظامی خودرا درمرز جابجا نمایند ول آنها افـسـران و صاحب منصبان بقـدر کافی در اختیار ندارند.» نیرو های ائتلاف در افغانسـتان از مدت سه سـال بدینسـو بیشـترین توجه خودرا بخاطر امحای بقایای طالبان و تروریسـتان در بخش های جنوبی و شـرقی آنکشـور معطوف داشـته اســت، در حالیکه مرز های شـمالی کشـور بدون نیرو درحال خود باقی اسـت. کالاهان علاوه میکند که « نهضت اسـلامی ازبکسـتان کماکان از پول درآمد مواد مخدر اسـتفاده می کند. در حومهء مرز انبار های اسـلحه و حتا یورانیم پیدا شـده اسـت. » خطر دیگر حزب اسـلامی مربوط به گلبدین حکمتیار میباشـد که حالا با طالبان یکجا شـده و در بدخشـان از نیروی کافی برخوردار گشـته اسـت. هـزاران تن مسـلمانان افـراطی بوسـیله این حزب به خاطر کمک به نهضت اسـلامی ازبکسـتان و به جمهوری خودمختار چیچـن اعــزام میگـردنـد. کـالاهــان دریـن بــاره مـیـگـویــد که: « مبارزه علیه تروریزم یگانه دلیل برای آنسـت که ایالات متحده امریکا برای تامین امنیت این مرزها سـرمایه گزاری نماید. » توماس ادمیروسـتر یک تجار امریکایی در تاجکسـتان میگوید: « پنج درصد هـیرویینی که به امریکا وارد میشـود محصول تولیدات افغانسـتان میباشـد، ولی هـیچ اقـدامی در زمینهء جلوگیری از قاچاق آن نمیشـود. نیرو های کنترول کننده در مرز تاجکسـتان کمبودی های فـراوان دارند، مانند نداشـتن اسـلحه کافی، نفـت، وسـایل لازم زنده گی و حتا غذای روزمره. » در امتداد سـرحد در کنار دریای پنج یک افـسـر بنام دورویف که موظف در پسـت شـماره هـفـتم میباشـد جواب پرسـشـم را در بارهء مقدار معاش ماهانه اش نمیدهـد و فقط میگوید که هـمانقـدر معاش میگیرم که مصارفم را پوره میکند! ما از مرزهایمان بخاطری دفاع میکنیم که به میهن خود عـشـق میورزیم. در پسـت نگهـبانی بعـدی افـسری بنام جگرن شـاپیروف حقایق را در بارهء وضعیت معاش و زنده گی اش از من پنهان میکند و حتا نمیگذارد که از غذای آن روز شـان که گوشـت نداشـت عکس بردارم. یک کامند ملل متحد با ناراحتی میگوید: « نگهبانان مرزی روسـی بیسـت برابر بیشـتر از حد اوسـط معاش سـرابازان تاجیکی که بیسـت دالر میباشــد، اخذ میکنند. در چنین حالتی بسـیار مشـکل اسـت امنیت را در مرز ها که از لابلای مناطق کوهـسـتانی پامیر میگذرد تامین کرد.» او هـمچنان میگوید که مشـکل دیگر عـدم موجودیت افـراد کافی میباشـد که بتوان پسـت های نگهبانی بیشـتر را در امتداد مرز ایجاد نمود. گرچه دولت سـعی میکند افـراد کمبود را با جلب افـراد جدید از محلات سـرحدی تکمیل نماید ولی آنها ترجیح میدهـند که به دوشـنبه پایتخـت و یا جاها دیگر بروند و در آنجا ها کاری برای خود دسـت وپا کنند. امسـال نیرو های مرزی مقـدار کمتر مواد مخدر را مصادره نمودند، درحالیکه در سـال گذشـته این مقـدار بیشـتر بوده اسـت. البه این بدان معـنی نیسـت که پیش بینی میشـود که افغانها بعـد از روشـن شـدن مسـاله حرکت قطعات مرزی روسـی محصولات ذخـیرهء خودرا آماده سـازنـد و آنگاه منـتظر میمانـنـد تـا مجرا یا مجرا هایی در امتـداد مرز برای قاچاق آنها بوجود بیاید، البته غالباً تا آغاز فصل بهار که برف ها رو به آب شـدن میروند. با موجودیت پلان برگزاری انتخابات که دولت افغانسـتان مصروف آن بوده اسـت بتدریج این درک انکشـاف می یابد که مشـخصهء تولیدات بزرگ مواد مخدره نمیتواند بنـیاد خوبی برای دموکراتیزه کردن جامعه باشـد. بگفـته وزیر دفاع امریکا تجارت مواد مخدره با ثبات سـازی کشـور را زیر سـوال برده اسـت. حتا اقای جلالی وزیر داخله افغانسـتان بمن گفـت که « بی قانونی در کشـور بزرگترین مشـکل ماسـت. تفـنگ سـالاران و قوماندانان بمیل و ارادهء خود عمل میکنند و زارعان را بزور وادار میسـازند تا به کشـت و زرع خشـخاش بپردازند. »
تفاهم در باره متود های مقابله با تجارت مواد مخـدره و جود ندارد. یک پلان سـاخـته شـده توسـط حکومت برتانیا مشـعـر برآن میباشـد که هـمهء محصولات خریداری گردد تا از ورود هـیرویین به بازار اروپا جلوگیری شـده بتواند. این پلان بخاطری عملی نگردید که این تشـویش بوجود آمد که این کار زارعان را در کارشـان بیشـتر تشـویق کرده با جرئت تر میسـازد. تخریب کشـتزار های خشـخاش بوسـیلهء والیان ولایات نیز باعث پـرابلمهای دیگر گردید. هـر والی اولتـر از همه سـعی میکرد کشـتزار های رقـبای خودرا تخریب نماید و برکشـتـزار های متعلق به خودش اغماض کنــد. یک دیپلومات که نخــواســت نـامـش افـشـا شـود گفـت: « پرداخـت غـرامت به زارعان در بدل تخریب کشـتزار خشـخاش آن بحیث یک عمل تاکتیکی ارایه گردید. آنها یا محصول خودرا بفـروش برسـانند و یا غرامت آنرا بدسـت بیاورند، برای زارعان تقـریباً یکسـان میباشـد، آنها در این مورد ریسـکی را انجـام نمیـدهــنـــد.» امریکایی ها مشـوره داده اند که در پهـلوی رشـد و توسـعهء نباتات الترناتیف ازقـبیل زیره و زعـفران باید در برابر تجارت مواد مخدره اقـدامات شـدیدی نیز بعمل آورد. آنها کارمندان امنیتی خودرا موظف سـاخـته اند تا واحد های مبارزه علیه مواد مخدره افغان را آموزش بدهـند و در کارشـان آنها را مسـاعـدت نمایند. این واحد ها در طول سـال جاری 32 فابریکه تولید هـیرویـیـن را از بیـن بـرده انــد. بنظر میرسـد که برتانوی ها که نقـش رهـبری کننده در مقابله علیه مواد مخدره را دارا مباشـند، امسـال بموفقـیت چشـمگیری نایل نگشـته اند. درنظر بودکه تیم های جدید موظف شـده کشـتزار های خشـخاش در مسـاحت 25 هـزار هـکتار زمین را تخریب و از میان بردارند، درحالیکه فصل محصول سـپری شـد و آنها فقط چنـد هـزار آن را توانسـتند از بین ببرند. حالا این کار را برای سـال جدید در نظر گرفـته اند. آنها ضمناً اظهار خورسـندی میکـنند که ملا هایی در افغانسـتان در دسـترس دارند که فـتوا هایی را در ارتباط به منع زرع و تولید تریاک و هـیرویین صادر میکنند. محتوای این فـتوا ها هـمانا توصیه ها و احکامی را دربر میگیرد که در مقررات اسـلامی درج میباشـد و در آن گفـته شـده، بنام خداوند بزرگ که بخشـاینده و مهربان اسـت. شـورای علمای افغانسـتان اعلام میدارد که اسـتعمال مواد مخدره، الکهول وغـیره مواد نشـه آور در اسـلام ممنوع میباشـد. اینها هـمه انگیزه هایی برای ارتشـا، جنایت و فـحشـا میباشـد.
اگر اسـتعمال مواد مخـدره در اسـلام ممنوع هـسـت یا نیسـت ولی تخمیناً 60 هـزار نفـر از اهالی کابل به آن معـتاد هـسـتند. معـتادان مانند حـیوانات کثیف در خرابه های شـهر بهم میلولند. سـوزن های اسـتعمال شـدهء آنها درمیان قطی های مرمی و خرابه های خانه های ویران شـده هـرطرف افـتیده اند. بسـیاری ازین معـتادان مهاجرین بازگشـته از کشـور های ایران و پاکسـتان هـســتند. شـماری از کسـاینکه کمتر معـتاد شـده اند، سـعی میکنند که به مراکز درمان معـتادان راه پیدا کنند. روز شـنبه صبح اول وقـت بیشـتر از پنجا تن ازین گونه معـتادان آهـسـته آهـسـته در یک مرکز تداوی معـتادان در قـسـمت جنوبی شـهر داخل میگردند. آنها به حرف های دکتوری گوش میدهـند که از ضرر های اعـتیاد حـرف میزند. وی دربارهء یک مریضش که محمد حسـن نام داشـت به معـتادان قصه میکرد. « این مریض بخاطر پسـرش خودرا بمرکز درمان معـتادان معـرفی کرده بود زیرا خانمش به وی گفـته بود که پـسر شـان نیز به تقـلید از پدر به کشـیدن هـرویین رو آورده بود. مریض دیگر بنام عـبدل در فابریکه هرویین سـازی کار میکرد، نخسـت در پاکسـتان و بعـداً زمانیکه طالبان قـدرت را بدسـت گرفـتند و فابریکه به افغانسـتان انتقال داده شـد. گرچه طالبان کشـت و زرع تریاک را ممنوع سـاخـته بودند ولی تجارت آن را آزاد گـذاشــته بـودنـد. عـبــدل میگـفـت که « وی فابـریکهء را در بدخـشـان ایجاد کرد. در آنجا هـنوز کسی نمی فـهمید که هـرویین چگونه سـاخـته میشـود. » معـتادان میگویند که در صـد سـال اخیر تجارت مواد مخـدر بطور چشـمگیری وسـعـت یافـته اســت. در برخی فابریکه های تولید هیرویین مالکین فابریکه هـیرویین رابجای پول معاش به کارگران خود حواله میکنند. برخی از فـروشـنده گان هـیرویین حتا به اطفال آنرا بفروش میرسـانند. یکی از معـتادان میگوید که قاچاقـبران و تجار هـرویین از خون ما موتر های پیکپ، پچارو را خریداری کرده اند. معـین وزارت خارجه برتانیه بیل رامیـل حین باز دیدش از کابل گفـت: « سـال آینده اقـدامات جدی تر خواهـد بود. در نظر اسـت که چهـره های کلیدی و کسـانیکه در تجارت مواد مخـدر مصروفـیت و سـهم بزرگ دارند باید بازداشـت شـوند. ولی مشـکل اینسـت که این گونه اشـخاص از قـدرت برخوردار میباشـند. طبعی اسـت که مشی دولت اجازه نمیدهـد که تجارت مواد مخـدر را رونق بدهـد بلکه برخی چهره های کلیدی در دولت هـسـتند که نقـش خودرا در فعال نگهداشـتن آن بازی میکنند.» اتهامات زیادی وارد میشـود که اعضای کابینه به نحوی با زرع، تولید و تجارت مواد مخـدره رابطه دارند. هـر کسـیکه میخواهـد در سـیاسـت افغانسـتان نقـشی را ایفا نماید بگونه یی باید با تجارت مواد مخـدره در رابطه قـرار داشــه باشـد. و پول هایی که از راه این نوع تجارت بدسـت میاید، میتواند تعـیین کند که کی در آینده افغانسـتان قـدرت را در دسـت خواهـد داشــت. پایان
|
فهرست مقالات این شماره سـرشـت و سـرنوشـت انسـان از چشـم انداز جلال الدین محمد بلخی ــ نگاهی به مقاله « دا گز او دا میدان» ــ خـسـرگنی ( لندی کیسـه) ــ « تفـنگ سـالاری » بدون عذاب وجدان ـ افغانسـتان، رها شـده در دامان جنگ سـالاران ـ ــ کاروان شـعر و ادب ــ من ناله می نویسـم ــ معرفی کتاب: ـ بخوان، بخوان، دوباره بخوان ـ شـیون کابلی ( نویسـنده شـاعر و سـیاسـتمدار ) ــ اسـراییل و فلسـطینی ها ــ صفحه جوانان ــ توصیه های گروه بین المللی بحران به حامد کرزی ــ مصاحبه با سـارا فکری از شـهـر واسا ـ فنلند
|
|||