|
|
|
||||
| شـماره 11 سـال دوم پنجشـنبه 5 قوس 1383 / 25 نوامبر 2004 | |||||
| خانه | صفحه اول | شماره قبلی | |||
|
|
نگاهی به مقالهء » داګز او داميدان «نوشـته از: غ. ح . ارُزگانیخون ناحق دست از دامان قاتل بر نداشـت دیده باشی لکه های دامن قصاب راانتخاباتی را دارد و به مصاف می طلبد در شـماره 10 سـال دوم ماهـنامه « نی » نشـر گریده اسـت؛ که برخی مندرجات مقاله حکایت گر اوضاع گذشـته کشـور و امروز جامعهء افغانی را به نمایش آورده اسـت. در مقاله با انگشـت انتقاد گروه های سـیاسی و جهادی و رهـبران آنها را ملامت نموده، و این ملامتی گاهی اندک و زمانی زیادتر به آدرس عاملین ویرانی های کشـور متوجه گردیده اسـت. وابسـتگی گروه های سـیاسی و جهادی را به کشـور های خارجی وانمود می سـازد ولی در وابسـته گی دولت کنونی حرفی بمیان نمی آورد، که درچندیـن کشـور خارجی تحت عـنوان مبارزه با تروریزیم، بازسـازی و اعادهء دموکراسی نوین در تحت حمایه آنها قرار دارد. جریان انتخابات ریاسـت جمهوری را سـالم معـرفی میکند و اشـتراک اتباع خارجی را در حوزه بیـرون مرزی انگیزهء قومی داده مرتبط میداند. خلاصه هـرچه نوش و نیش گیرش آمده نثار چپ، راسـت و میانه نموده اسـت. دربعضی موارد تکیه بر صحت نقـل قول ها و ارقام ارایه شـده از هـر دسـت که بوده مُهـر تایید میگذارد.لازم اسـت در مورد بـرخی از نظـریات شـان توضیحاً اضــافــه کــــنـم: 1 ــ نویسـنده از قول اسـتاد مزاری و حزب وحدت که حالا در قـید حیات نیسـت می نگارد که قوم هـزاره 30 فـیصد و از قـول محقق می نگارد که تاجک 17 فیصد و ازبک 10 فیصد و پشـتون 56 فیصد قـلمداد شـده اسـت و علاوه میکند: " نو پدې حساب پښتانه په هيواد کې په سلو کې56٪ فيصده دي او بايد هم وي" در مورد فـوق باید گفـت که در افغانسـتان از زمانه های قـدیم تا حال سـرشـماری دقیـق صورت نگرفـته که بتوان گفـت کدام قوم یا ملیت چند فیصد « درصد» نفوس کشـور را تشـکیل میدهـد. از طرفی هم تـقـریباً نیمی از مردم جنوب کشـور که در حاشـیهء سـرحدات زندگی دارند با مردم حاشـیه جنوب شـرق کشـور تا هـنوز تذکره تابعـیت نگرفـته اند، بناءً از کجا معـلوم خواهـد بود که ملیت پشـتون 56 فیصد از مجموع جمعـیت کل کشـور را تشـکیل میدهـند و ارقام ارایه شـده تا کنون بیشـتر به قـیاس و تخمین نزدیک خواهـد بود. اگر ارقام فیصدی ذکر شـده را باسـاس تـقـسیم ولایات که از هـفـت ولایت به 28 ارتقا یافـت، این تشـکیل از جهات مختلف عـادلانه نـیـســــت. درینجا نظر چند تن ار نویسـندگان معاصر را به نقـل می آوریم: دسـتگیر پنجشـیری که از راهـیان راه برابری و برادری بشـمار میرود، می نویسـد: " از نظر تشـکیلات اداری هـزاره جات بیرحـمانه مورد تبعیض قـرار گرفـته و بپارچه های متعـددی تقـسیم گردیده اسـت، که هـرگوشـهء آن فقط بروی نقـشـه و بدون در نظر گرفـتنمشـکلات مردم و بعـد مسـافه و عـدم راه های مسـاعـد ارتباطی، روابط مسـتحکم اقـتصادی و عوامل لازمی دیگر به یکی از ولایات مربوط سـاخـته شـده که ازین ناحـیه مردم غـیور و شـریف هـزاره به دشـواری ها ی گوناگون دچار هـسـتند.(1) در مقاله ای از سـلمیان لایق که او نیز در راه برابری های اجتماعی مبارزه کرده اسـت با توجه به این مسـاله بدین گونه اظهار نظر می نماید: " از لحاظ تشـکیلات هـزاره جات را به چندین پارچهء بی ارتباط از شـرقی ترین ولایت تا غـربی ترین ولایات مربوط سـاخته اند که این وضع باعـث مشـکلات و رنجهای نوینی برای ملت هـزاره گردیده اسـت." (2) از نویسـنده دیگری که با وضع مناطق مرکزی کشـور از نزدیک آشـنایی داشـته در باره چنین می خوانیم: " از نظر اداری مناطق مرکزی کشـور مرکب از چندین ولایات اسـت اما چیـزی که درین ترکیب جلب توجه می کند آن اسـت که تقـریباً تمام حصص پر نفوس این مناطق در حاشـیهء سـرحدات اداری ولایات متذکره قـرار گرفـته اسـت و این خود جفای بزرگی اسـت به حق مردم این مناطق که هـنگام تـثبیت بخش های اداری و تقـسیم ولایات تحقق پذیرفـته اسـت، این امر سـبب میشـود که این مناطق و ایـن مردم نتواننـد از از تخصیصیه های انکشـافی ناچیز ولایات مربوط به حد لازم مسـتفـید شـوند. " (3) متکی به نقطه نظرات نویسـندگان فوق الذکر ارقام دقـیق جمعیت کل کشـور و فیصدی نفوس اقوام مختلف افغانسـتان با تشـکیل واحد های اداری گذشـته مسـتـلزم تجدید نظر بوده تا در آینده بخاطر پـروگرام انکشـافی دولت و تجدید نظر عادلانه درمورد تشـکیلات واحد های اداری به اسـاس نفوس صورت گیرد و توسـط کارشـناسـان و سـایـر مراجع ذیربط دولتی این معضل حل گردد. 2 ــ نویسـنده محترم در صفحه 3 سـطر 49 چنین مینگارد: « اودهيواد سياسې او نظامي واک د يو ګوند په قبضه کې وو ،او هر څه ديوګوند لپاره وو اوبس. کومې ټولټاکني چې دولسي جرګې لپاره د ډاکتر نجيب الله په وخت کې تر سره شوي هغه هم نمايشي بڼه يې درلودله او ددولت مخالفينو ددولت سر دسياسي جوړجاړي څخه ډډه کوله اوله نظامي لاري يې دهيواد دسياسي کشالې په حل باندې ټينګار کاوه » درین باره نویسـنده باید بی طرفانه قضاوت میکرد. درین شـکی نیسـت که بخشی از امور وقـدرت دولتی در انحصار حزب وطن بود. اما دیگر احزاب سـیاسی نیز بشـکل ائتلاف در دسـتگاه دولت سـهم قابل ملاحظه داشـت که نباید نادیده گرفـت و شـماری از شـخصیت های غـیـر سـازمانی در ترکیب دولت، حکومت و پارلمان کشـور شـمولیت داشـتند. بطور مثال دکتور محمد حسـن شـرق، فضل الحق خالقیار، میر امان الدین امین و دیگران در صحنه حضور فعال داشـتند که غـیـر حزبی بودند. اینکه مینویسـد ولسی جرگه زمان ریاسـت جمهوری شـهید نجیب الله شـکل نمایشی داشـت به حقـیقت مقـرون نبوده زیـرا پارلمان دوران حاکمیت حزب وطن اعم از ولسی جرگه و مجلس سـنا در تاریخ سـیاسی کشـور با مقایسـه با پارلمان نظام شـاهی کم نظیر بود. آن ولسی جرگه و سـنا در شـرایط جنگ تحمیلی بمیان آمده بود که از لحاظ وظایف داخلی هـر دو مجلس بمطابق قانون اسـاسی در مورد اسـناد تقـنینی کار های مهمی را انجام داده اسـت. اعضای پارلمان اکثراً غـیـر حزبی و انتخابی بودند بطور مثال دکتور محمود حبیبی، پـوهاند شـاه علی اکبر شـهرسـتانی، محمد نعـیم شـایان، اسـتاد عـبدالقـیـوم بیسـد، کوهات خان بریدوال، خادم حسـین بیگ، صفـر محمد خادم، هاشـم مشـوانی، کمال الدین اسـحق زی، حضرت گل طغـرا، سـتار نجات، محمد اکبر سـهاک، هلال الدین بدری، غلام حضرت ابراهیمی، بهرام محربی، مجیدبدری فاریابی، جنرال نیک محمد سـهاک، محمد نعـیم شـهی، سـید عـبدالتواب مقـدم دهقان، اختـر محمد کاکر، مولوی رحمّن بردی، سـید رحمت الله ، عصمت الله خان زاری و دیگران، که عـده شـان در دوره های 12 و 13 شـورای ملی نظام شـاهی نیـز شـمولیت داشـتند. با ایـن نماد اگر آن پارلمان را نمایشی بگوییم از انصاف دور خواهـد بود. از جانب دیگر طرح مصالحهء ملی یا آشـتی ملی در پلنوم 16 دفـتر سـیاسی و پلنوم های بعـدی مورد تصویب قـرار گرفـت.(4) در حقـیقـت یک حرکت انسـانی و ملی افغانی بسـوی صلح پایدار پی ریزی شـده بود و در نوع خود یک گذشـت انسـانی ملی و گذار از تشـنج به نفع عامه تلقی می شـد. این طرح بخاطر قطع جنگ های تحمیلی داخلی جهت تشـکیل دولت با قاعـده های وسـیع برای مخالفین دولت پیکش شـده بود. اینکه کشـورهای یاری دهـنده و مداخله گر بویـژه پاکسـتان تـنظیم های جهادی را از پیـوسـتن به آشـتی ملی مانع شـدند، نتیجه بعـدی را در دهـهء گذشـته مردم عدالت خواه و صلح پسـند افغان میدانند که چه شـد 3ــ نویسـنده محترم علاوه میدارد: " دوستم دکارمل او نجيب الله دواکمنۍ په محال په کندهار، لوګر، ميدان ښار، او پغمان کې دکوم ناروا عمل څخه لاس نيوی وکړه؟ " درین مورد باید گفـت که قوای نظامی فـرقه 53 جنرال دوسـتم وظیفه اکمالاتی را در مناطق متذکره به هـدایت سـرقوماندانی اعلی قـوای مسـلح جمهوری افغانسـتان در زمان زمامداری مرحوم ببرک کارمل و شـهید دکتور نجیب الله داشـته اسـت. شـاید حین عـبور از مناطق متذکره به کدام موانع نظامی مخالفین دولت برخورد صورت گرفـته باشـد و خودسـری هایی از طرف سـربازان مذکور بعمل آمده باشـد نه شـخص دوسـتم. اگر قطار اکمالاتی شـامل مواد کوپـونی مامورین ملکی و مواد ارتـزاقی برای شـهروندان مناطق فوق الذکر نمیرسـید طبعهً اهالی و پـرسـونل نظامی و ملکی آن مناطق دچار مشـکلات میگردید که آنهم به منظور خدمت به هموطن تمام شـده اسـت. 4ـ در سـطر بالاتر چنین نوشـته شـده اسـت: " محقق په کابل او مزار کې څومره بې ګناه پښتانه او تاجيکان تر خاورو لاندې کړل؟ "نگارندهء این سـطور به صفـت یک شـخص بیطرف غـیـر وابسـته که هـیچگونه ارتباط و پیـوند سـیاسی با اسـتاد محقق، جنرال دوسـتم و ... نداشـته ام در مورد توضیح میدارم که اسـتاد محقق هـیچگاهی در کابل وظایف نظامی از جانب حزب وحـدت نداشـته بود، و موصوف هـمیشه درمزار شـریف مسـوول حزب وحدت در سـمت شـمال بود که که باشـندگان بلخ از آن اطلاع دارند، و هـرگز دسـت به کشـتار برادران پشـتون و تاجک هـمشـهری خود نزده اسـت. این موضوع بکلی نادرسـت میباشـد. اگر منظور شـان جنگ های دوران هجوم طالبان در مزار شـریف باشـد باید گفـت که درین یـورش که با سـاز و برگ نظامی آمده بودند جنگ شـدیدی از طرف شـهروندان مزار شـریف آغاز شـد که منجـر به شـکسـت طالبان گردید. درین جنگ تـلفات از هـردو طرف بود و شـخص اسـتاد محقق، جنرال دوسـتم، جمعه خان هـمدرد قوماندان حزب اسـلامی، اسـتاد عطا مسـوول نظامی جمعیت اسـلامی قبل از ورود مهمانان ناخوانده طالبانی از شـهر بیـرون رفـته بودند. نویسـنده از هجوم کاروان جهال طالبی رو میشـوید و هـیچگاه از کشـتار و قـتـل عام هـزاره های بی گناه سـاحه غـرب کابل، افـشـار که از طرف سـیاف وهابی و قـوماندان شـورای نظار و حکمتیار صورت گرفـته بود فـراموش می کند. با آنچه گفـته آمدیم امید میرود این مطالب سـبب رنجش خاطر نگردد و برعکس زمینه باشـد برای بیان بهـتر حقایق، تا بسـود ملی بچرخـد و افکار سـازنده و روشـنگر سـبب اسـتفاده بهتر افغانهای مهاجر گردد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پای نویس ها: 1ــ جریده پرچم شـماره 20 مورخ 31 سـرطان سـال 1347 2ــ جریده پرچم شـماره 6 سـال 2 مورخ 8 ثور 1348 3ــ مجله علم یکی از جراید غـیـر دولتی 9 سـنبله 1349 4ــ اسـناد پلنوم ها حزب وطن و چشـم دید خود نویسـنده
|
فهرست مقالات این شماره سـرشـت و سـرنوشـت انسـان از چشـم انداز جلال الدین محمد بلخی ــ نگاهی به مقاله « دا گز او دا میدان» ــ خـسـرگنی ( لندی کیسـه) ــ « تفـنگ سـالاری » بدون عذاب وجدان ـ افغانسـتان، رها شـده در دامان جنگ سـالاران ـ ــ کاروان شـعر و ادب ــ من ناله می نویسـم ــ معرفی کتاب: ـ بخوان، بخوان، دوباره بخوان ـ شـیون کابلی ( نویسـنده شـاعر و سـیاسـتمدار ) ــ اسـراییل و فلسـطینی ها ــ صفحه جوانان ــ توصیه های گروه بین المللی بحران به حامد کرزی ــ مصاحبه با سـارا فکری از شـهـر واسا ـ فنلند
|
|||