شـماره 11 سـال دوم پنجشـنبه 5 قوس 1383 / 25 نوامبر 2004
خانه

ماهـنامه نی

صفحه اول شماره قبلی

شماره بعدی

آرشیف

صفحه اصلی « نی »

گزیده ای از مقالات

داسـتان های کوتاه

نشانی تماس

سـایر نشرات

 

 

 

شـيون کابلی

 

نويسـنده، شـاعـر و سـياسـتمدار

نوشـته: م. خرمی

 

جلد اول کتاب « شـیون کابلی » از انتشـارات بامیان در اکتوبر سـال 2003  عـیسایی برابر میزان 1382 خورشـیدی به چاپ رسـیده که مروریسـت در بارهء زندگی و روزگار سـردار محمد رحیم ضیایی که بدبخـتانه در رسـانه های گروهی ما، کمتر به آن پرداخـته شـده اسـت.

از آنجاییکه سـرگذشـت این آزاد مرد فـرهـنگی و سـیاسی، با تاریخ سـیاسی و اجتماعی قـرن بیسـتم افغانسـتان گره خورده، پس از مطالعه آن دریغم آمد، تا آنرا با خوانندگان ارجمند « نی » در میان نگذارم.

برای اینکه خوانندگان به فـراز وفـرود های زندگی شـیون کابلی بمثابهء یک مرد فـرهـنگی و سـیاسی آشـنا شـوند، بخـش هایی از زندگینامه وی را از هـمین کتاب که بنام خودش نشـر شـده بازنویسی می نماییم، تا اگر فـرصت برای خوانندگان میسـر شـود به مطالعه تمام کتاب بپـردازدند.

در کتاب می خوانیم:

محمد رحیم ضیایی متخلص به « شـیون کابلی » فـرزند سـردار محمد عـمر خان، نواسـه امیـر عـبدالرحمّن خان « ضیا ملت و الدین» درهـفتم جون 1895 م برابر سـرطان 1274 خورشیدی در شـهر کابل بدنیا آمد.

شـیون کابلی از طفولیت تا جوانی تحت تربیه مسـتقـیم مادر کلان خود ( بی بی حلیمه) مشـهور به بوبو جان، جغه دار همسـر امیـر عـبدالرحمّـن خان « ملکه رسـمی افغانسـتان، دخـتر میـر عـتیـق الله خان کابلی، نبیـره « میـر واعـظ » روحانیی معـروف کابل قـرار داشـته و از همان آوان شـباب به مطالعه و خواندن آثار بزرگان و به شـعـر و شـاعری تمایل داشـته اسـت.

شـیون کابلی هـمسن و سـال خلیل الله خلیلی بوده و با وی محشـور بوده اسـت و در شـعـر و ادب زیاد تر از فـیض کلام مرحوم قاری عـبدالله، ملک الشـعـرا وقـت بهره می برد. شـیون کابل مرد نیکو کار، وطن پرسـت و شـاعـر شـیواه بیان بوده و درهـنر موسـیقی و آواز خوانی هم یـد طولا داشـت. خاصتاً از آلات موسـیقی وطن رباب و هارمونیه را به مهارت تمام می نواخـت.

نگارنده می نویسـد که شـیون کابلی به محمود طرزی نویسـنده، شـاعـر و ژورنالیسـت مشـهور مشـروطیت در افغانسـتان علاقـه وافـر داشـته و از اینجاسـت که پیـوند معـنوی وی را با سـیاسـت ها ی محمود طرزی و ادبیات در آن زمان در می یابیم.

در رابطه با شـاه امان الله، نویسـنده می نگارد: شـیوه کابلی از شـیفـتگان اعـلیحضرت امان الله خان بود و تجدد و نوآوری های او را بدیدهء قـدر نگریسـته اورا به حیث پیشـوا و رهـبر خود می دانسـت. شـیون کابلی سـخت طرفـدار نهـضت و تعالی زن در جامعه افغانسـتان بود و درین راه با اعلیحضرت امان الله خان هـمرزم و هـمگام بود.

شـیون کابلی بین سـالهای 1926 و 1929 م حاکم ولسـوالی حضرت امام بود. شـیون کابلی در سـالهای جوانی با دخـتر یکی از خوانین ولایت بدخـشـان ازدواج کرد و از او صاحب دخـتر شـد بنام خـدیجه، که هـمان میـرمن پـروین آواز خان مشـهور کشـور و اولیـن آواز خوان زن و هـنرمند آزاده افغانسـتان اسـت، که عـمرش داز و یادش گرامی باد؛ خوشـبختانه با آواز دلکش و گیرایش هـمه افغانها آشـنایی دارند.

به روایت تاریخ، پس از آنکه، ارتجاع داخلی و بین المللی پیـروزی مشـروطه خواهان و نهـضت امانی را در منطقه خار چشـم خود می دیدند از درون و بیرون توطئه و پلان های شـوم سـقوط شـاه امان الله را پَیـریزی نموده و مانع آن شـدند که افغانسـتان، راهی را که به سـوی جامعه مـتمدن و دموکراسی با شـجاعـت باز نموده بودادامه دهـد؛ و بدبختانه که این تراژیدی به وقوع پیوسـت.

امپراطوری بریتانیای کبیر و ارتجاع داخلی با افـراشـتن بیرق های سـیاه باز هم بنام جهاد از آرمانها و عـقاید مردم، چنان سـوء اسـتفاده نمودند، که شـاه امان الله و هـمکاران وی را تکفیـر نمودند و نهضت جوان دموکراسی و مشـروطه را به ناکامی مواجه سـاخـتند؛ که داغ این غم و تراژیدی تا هـنوز نفرت بی پایان مردم این کشـور را به عاملین داخلی و خارجی آن بیان می دارد. با سـرنگونی نهضت امانی و آرمان ها و آرزو های انسـانی وطنپـرسـتان حقیقی افغانسـتان، دوره نه ماهه سـیاهی به رهـبری حبیب الله کلکانی در کشـور مسـتولی گردید.

و اما شـیون کابل با ارتجاع و پیامد های آن و حاکمیت آل یحی موافقـت نشـان نداده با سـرودن شـعـر از دیار غربت با آنها رزمید که شـعر ها و نظم و نثر موجود، به این ادعا مهر تایید می گذارد.

... وسـرنوشـت شـیون کابل طور دیگری رقم می خورد. نامبرده سـمت حاکم در ولسـوالی حضرت امام را ترک نموده با گذر از آمو دریا، دیار دیگری برای زندگی خود انتخاب می کند و این خود میرسـاند که شـیون کابلی هـرگز تمایل رفـتن به کشـورهای که در توطئه سـهم داشـتند را نداشـت. البته این جانب دیگر قضیه اسـت، ولی مهمتر از همه این خواهـد بود که مسـیـر زندگی و اینکه چه ها بر وی گذشـته اسـت را، مرور نماییم.

درکتاب در جایی می خوانیم: « شـیون کابلی» درزمان اغـتـشـاش 1308 هـ.ش برابر 1929 م ، به قول او وقـتی حبیب الله کلکانی پایتخت کشـور را بدسـت آورد،از کابل برامد و از طریق شـمال وارد تاشـکند شـده ترک وطن گفـت، شـیون کابلی هجرت را بر خفـت هـمکاری با حکومت جدید که از سـجایای دولت داری برخوردار نبود ترجیح داد، ولی دوری وطن قـلباً و روحاً آزارش می داد. چنانچه درزمینه چنین شـکوه دارد:

زتنهایی به تنگ آمد دلم کو یار دمسـازی

که پیشـش سـر دهم اشـکی و گویم شـمه رازی

پر بشـکسـته و کنج قـفـس گرید، مقـدورم

ولی نتوان بیرون کرد از دلم امید پروازی

ز تنهایی دلم خون شـد ندارم یار ولسـوزی

گره شـد در گلویم گریه، ایدل سـرکش آوازی

چنانچه یاد آور شـدیم شـیون کابلی درجوانی با اسـتاد خلیلی نزدیک و محشـور بود، ولی شـیون کابلی هـمکاری با حاکمیت جدید به رهـبری کلکانی را مردود دانسـته به کشـور شـوروی پناهـنده شـد و اسـتاد خلیلی، با حکومت وقـت همکار شـده و بحیث مسـتوفی ولایت مزار شـریف مقـرر گردید و تا زمان تقـرر نایب الحکومه جدید، قایم مقام آن ولایت نیز بوده و امور نظامی آن ولایت را سـر پـرسـتی می کرده اسـت.

شـیون کابلی درین حال واحوال که در تاشـکند به سـر می برد قطعهء آتی را از شـهر تاشـکند عـنوان خلیل الله خلیلی می فـرسـتد که بخش هایی آنرا در زیر می آوریم:

خیر، هـر طوری که بتوانی، مکن از کس دریغ

بید اگرحاصل ندارد سـایه بان مردم اسـت

رحم با هـمنوع کردن فطرت انسـانی اسـت

آدمیت گر نباشـد، جانشـین پا، سـم اسـت

فرق انسـان از بهایم، فکر و دانش می کند

سـر اگر بی مغـز باشـد یک عالم دُم اسـت

شـیوه آزارِ خلق و فکرِ جورِ مردمان

کار دندان سـگِ و مخصوص نیش گژدم اسـت

 جالب اسـت که به ارتباط دوسـتی ها و گله های شـیون کابلی و خلیلی، یاد آور قصه ای باشـم که در کتاب از سـوی خلیلی در سـال 1343 هـ.ش برابر 1964 م ، در زمان اعلحضرت محمد ظاهـر شـاه، وقـتی مرحوم خلیلی رهـسـپار مسـکو می شـود، بر وی چه می گذرد:

خلیلی دریکی از زیبا ترین هوتل های مسـکو، بنام هوتل اوکرایین اقامت می گزیند و بسـیار مایل اسـت تا بدیدار دوسـتش سـردار رحیم   ( همان شـیون کابلی) موفـق شـود، ولی به این آروزیش نمی رسـد، از ناچاری، قـصیده شـیوایی را که خلیلی در سـرودن آن اسـتاد اسـت، عـنوان شـیون می نگارد، که بخش هایی آنرا انتخاب می نمایم:

کنم باز از ایام شـیون

که بی رویت امروز شـد شـام شـیون

اگر با سـلامی نکردی دلم شـاد

کنون شـاد سـازش به دشـنام شـیون

به دشـنام آزادگان رنجه بهـتر

نه از سـغله مردم به انعام شـیون

درین شـهر برمن حرام اسـت بی تو

که نوشـم به شـادی می از جام شـیون

در ادامه پس از چند بیت، از وی چنین گله می کند:

چه کردم که از من نگیری سـراغی

نجاتم ده از شـک و ابهام شـیون

ره کوی تو جسـتم از هر که دیدم

چه از خاص شـیون چه از عام شـیون

تو شـب ها کجا یی؟ سـحر کجایی

به مهر که دادی دلت وام، شـیون

به قلبِ من زار یک بارگی کرد

جهان هـرچه غم داشـت ادغام شـیون

جوانی به هم خورد و پیری سـر آید

بجا مانده از زندگی نام، شـیون

در ادامه می خوانیم

بیا تا به گوش دلت باز خوانم

ز یاران دیرینه پیغام، شـیون

بیا تا سـتاند دل مهر جویم

زبرق نگاه تو الهام، شـیون

بیا تا بخـندیم چندانکه خـندد

مه و مهر و ناهـید و بهرام، شـیون

البته نویسـنده درباره روابط و اختلاف فکری شـیون کابلی با مرحوم خلیلی گپ ها و سـخن های فراوانی دارد که درجایش گفـته خواهـد آمد، چه زندگی راه این دو یار دوران جوانی را از هم جدا می سـازد، یکی درمهاجرت ودیگری راه مقام و چوکی را پیش گرفـت، با تغییر ایام خلیلی از مقام مسـتوفیت ولایت مزار شـریف در دربار جای یافـت که این راه و رسـم، شـیون کابلی را خوش نیامد. زمانیکه به رتبهء وزیـر به صفت منشی مجلس وزرا تقـرر یافـت، شـیون اراده اش را در زمینه چنین ابراز میدارد:

اسـتاد ما گرفـته کنون رتبه وزیـر

منصب برابر اسـت به شـخصیت کبیر

از روی لطف، شـاه نشـاندش به مسـندی

کز آن مقام، بلخ و بخاراسـتش به زیـر

امروز چهار میخ به چشـمان و گوش اوسـت

داند ز پنجمین که یکی نان و چند فتیر

اکنون ز پیش موکب او دور تر روید

باشـیـد برحذر ز کمانی که گشـته تیر

ادامه دارد

 

فهرست مقالات این شماره

 سـرشـت و سـرنوشـت انسـان از چشـم انداز جلال الدین محمد بلخی

صفحه 3>>>

ــ نگاهی به مقاله « دا گز او دا میدان»

صفحه 4 >>>

ــ خـسـرگنی ( لندی کیسـه)

صفحه 5 >>>

ــ « تفـنگ سـالاری » بدون عذاب وجدان

 ـ افغانسـتان، رها شـده در دامان جنگ سـالاران ـ

صفحه 6 >>>

ــ کاروان شـعر و ادب

صفحه 7 >>>

ــ من ناله می نویسـم

صفحه 8 >>>

ــ معرفی کتاب: ـ بخوان، بخوان، دوباره بخوان

 ـ شـیون کابلی ( نویسـنده شـاعر و سـیاسـتمدار )

صفحه 9 >>>

ــ اسـراییل و فلسـطینی ها

صفحه 10>>>

ــ صفحه جوانان

صفحه 11 >>>

ــ توصیه های گروه بین المللی بحران به حامد کرزی

صفحه 12 >>>

ــ مصاحبه با سـارا فکری از شـهـر واسا ـ فنلند

صفحه 13 >>>

ــ سـرقـت ادبی به شـیوه جدید