مداخله ها و ارزيابی ها تاریخ 6 جدی امسـال بیسـت وپنج سـال ازمداخله نظامی اتحاد شـوروی به افغانسـتان می گذرد. دیری نگذشـت که کشـور ما بار دیگر مور مداخله نظامی ایالات متحده امریکا قـرار گرفـت. اکنون که ازین قبیل مداخلات نظامی، در سـرزمین های دیگران مُود روز شـده اسـت بیایید به ارزیابی بگیـریم که چه مشـابهت ها و چه تفاوت هایی درآنها موجود بوده اسـت. برای روشـن شـدن بهـتر این ارزیابی، لازم است از اوضاعیکه قـبل از مداخلهء شـوروی ها در کشور ما حکمفـرما بود یاد آور شـد. در زماینکه این مداخله در افغانسـتان صورت گرفـت، اسـتبداد نوع فاشـیستی در کشـور بیداد میکرد. امین که از طریق یک اقـدام نظامی به قـدرت رسـیده بود، بر علیه تمام رهـبران حزبی کودتای آرام را دنبال کرد و تمام مخالفـین درون حزبی خود را از قـدرت خلع نمود و به یکه تاز میدان مبدل گردید. اوضاع اجتماعی در اثر حرکات و اقـدامات خودسـرانه، فاشـیستی و اسـتبدادی به حدی آشـفـته و مختنق گردیده بود که فـرسـت تنفـس کردن برای مردم مشـکل شـده بود، که صد البته شـرح مفصل تمام این جریانات از حوصلهء این مقاله خارج میباشـد. خلاصه یک دیکتاتوری مطلق و شـرایط اختـناق کامل سـراپای جامعه را فـرا گرفـته بود. درین اوضاع و احوالی تماس امین با مقامات امریکایی، پـراگنده سـاخـتن اردوی ملی، کشـتار بیگناهان و پُـرکردن زندانها، تجاوز بر حریم خانه ها و به نوامیس مردم، بی عفتی، بی عزتی به سـران اقوام و قبایل، بی مبالاتی و حرکات نمایشی، همه وهمه نمایانگر یک رژیم مطلق دیکتاتوری بود. اکنون که 25 سـال ازین حادثه می گذرد روسـها می گویند که بنابه وخیم بودن اوضاع افغانسـتان و خطر نزدیکی امریکا به سـرحدات اتحاد شـوروی، تصمیم به این اقـدام گرفـته شـد. ولی نمی گویند که یک دیکتاتور را سـرنگون کردیم و دموکراسی نوع سـوسـیالیسـتی را مسـقـر نمودیم. ولی زمانیکه امریکایی ها به کشـور ما مداخله نمودند، گفـتند که ما یک رژیم اسـتبدادی و دیکاتوری را ( طالبان را) از قـدرت برانداخـتیم و دموکراسی نوع غربی را مسـتقـر سـاختیم. آنهاییـرا که خود در ایجاد، تسـلیح و بر قـدرت نشـاندن شـان رول مهم را داشـتیم. ببیـنید این دو حادثه چه مشـابهـت هایی باهم دارند. در آن شـرایط نیـز یک حکومت خودکامه و مسـتبد مسـتـقـر بود و در زمان طالبان نیـز. ولی طالبان را خود امریکایی ها و سـایر کشـور های غربی با حمایت مالی و سـیاسی شـان بوجود آورده بودند و خود به جهـت سـرنگونی آنها پـرداخـتـند. طالبان نیز تعـداد کثیری از بیگناهان را به زندان افگندند و عـده زیادی را بکشـتـند، دسـت بریدند... و غـیره. امین و طرفـداران وی نیز به کشـتار مردم بیگناه پرداخـتند، و اضافه از 2000 از اعضای حزب دموکراتیک خلق را نیز به قـتـل رسـانیدند، و بدتـر اینکه رهـبر حزب نور محمد ترکی را ــ که مدعی بود اسـتاد وی اسـت ــ ناجوانمردانه و به شـیوه فجع به قـتل رسـانید. و اما تفاوت درین اسـت که در پیش در آمد این مداخله، زمینه های فکری برای پذیـرفـتن آن از طرف عامهء مردم فـراهم نشـده بود؛ چنانکه در مداخلهء امریکایی ها، قـبل از قبل کار زیادی صورت گرفـت تا این عمل از طرف افکار عمومی پذیرفـتنی و قابل قـبول واقع گردد و اعـتراضی اگر در میان باشـد از قـبل جلو آن گرفـته شـود. مثلیکه دیدیم، در حمله بر عـراق نیز از قـبل این مسـاعد سـازی برای پذیرش حمله از طرف افکار عامه صورت گرفـت، که با وجود آن همه مقـدمه چینی ها باز هم افکار عموم مردم برعلیه این اقـدام دور زد. اگر در آنـزمان جهان دوقـطبی بود. و اقـدامات یک قـطب مسـلماً از جانب قـطب دیگر پذیـرفـتنی نمی توانسـت باشـد ولی با آنهم 120 کشـور جهان دولت وقـت را به رسـمیت شـناخــته بودند و با وی روابط سـیاسی داشـتند. ولی دولت طالبان را صرفـاً پاکسـتان و امارات عربی و عربسـتان سـعودی که آنهم از کرده پشـیمان شـد برسـمیت شـناخـته بودند. ازین گونه مشـابهت ها و تفاوت ها زیاد می توان برشـمرد وآنها را کنار هم قـرار داد. شـوروی ها با توافق قبلی دولتین وارد کشـور شـدند و اصلاً بدون جنگ و آتـشـباری، که صرفاً در تصرف مرکز سـرفرماندهی امیـن در دارالامان جنگ هایی بوقوع پـیـوسـت. ولی امریکایی ها با حملات نهایت سـنگین، با وسـایل پیشـرفـته نظامی ایـن اقـدام را عملی کردند که سـبب تلفات زیادی از غیر نظامیان گردید. مداخلهء شـوروی ها یک بخش از حـزب دموکراتیک خلق را برکنار کرد و بخش دیگر را بر قـدرت نشـاند و مداخلهء امریکایی ها نیـز یک بخـش از مجاهـدیـن ( طالبان ) را از قـدرت حذف نمود و بخش دیگری از مجاهـدین را به قـدرت نشـاند. ( در کنفـرانس بن تقـریباً اکثریت آنهاییکه برای ادارهء دولت موقـتی و انتقالی تعـییـن گردید از جناح جمعـت اسـلامی بودنـد. ) و بهمین ترتیب الا ... اکنون که زمان این ارزیابی ها فـرا رسـیده اسـت و برخی از رسـانه های گروهی به آن می پـردازند، لازم اسـت دریـن مورد غور مجدد به عمل آید؛ عوامل و زمینه های عینی، تاریخی، شـرایط مسـلط در آن هـنگام و وضع موجود، به بررسی گرفـته شـود؛ تا مسـوول از غـیـر مسـوول، بیگناه از گناهکار، خدمتگار مردم از دشـمن مردم، و بلاخره سـره از ناسـره تشـخیصِ تفـریقی گردد. جنرال عـبدالقادر گفـت: من به کارمل گفـتم چـرا با قوای شـوروی داخل کشـور شـدی لازم بود با نیروی حزب، این کار را انجام میدادی. اگر دقـت کنیم و بخاطر داشـته باشـیم، حزب در آن هـنگام چند بار اقـدام کرد ولی موفـق نشـد و برعکس به زندانی شـدن و کشــه شـدن عده دیگر از حزبی ها تمام شـد. چنان که در شـرایط تسـلط طالبان نیز جمعیت اسـلامی، شـورای نظار و جنبش اسـلامی تلاشـهایی انجام دادند ولی موفق به سـرنگونی طالبان نگردیدند، تا اینکه به کمک بمباردمان سـنگیـن امریکاییان به قـدرت دسـت یافـتند. همین گونه در عراق، اقـدامات مخالفیـن صدام حسـین، نتوانسـت به سـرنگونی صدام منجر شـود، تا اینکه حمله امریکایی ها ایـن امکان را برای شـان میسـر سـاخـت. اسـتاد ربانی نقـش پاکسـتان را در حوادث افغانسـتان مثبت ارزیابی کرد و از دسـت داشـتن ای. اس. ای. درین قضایا طفـره رفـت. البته منظور ازین نبشـته این نیسـت تا از اقـدامات تجاوزکارانه، بر سـرزمین ما دفاع صورت بگیرد، و توجیه برای آن جسـتجو گردد. بلکه منظور صرفاً یک طرح مسـاله اسـت تا اگر صاحب نظران درین زمینه به بررسی های ژرفـتری بپـردازند، و حوادث تاریخی کشـور مارا آنچنانکه بوده اسـت بنمایانند. و به ارزیابی های جانب دارانه که به جعل حقایـق می انجامد خاتمه داده شـود. اکنون که حکومت جدید با رای مردم برسـر قـدرت اسـت، هـمین ارزیابی هاسـت که دسـت عـده کثیری از کادر های اداری، فـنی، تخنیکی، نظامی و ... از رسـیدن به قـدرت و یا کار کردن برای وطن و مردم به ادعای اینکه، آنها در دولت قـبلی سـهیم بوده اند ویا کار کرده اند گرفـته شـده اسـت؛ و آقای کرزی مجبور بوده اسـت برای تعـیین کابینه خود مدت پنجاه روز را صرف نماید. یکی از دلایلی که در زمینه ارایه شـده اسـت داشـتن تابعیت های دوگانه و تحصیلات عالی، برشـمردند. اکنون که عـده کثیری از روشـنفکران مسـاعـد به کار، با تحصیلات عالی در کشـور های اروپایی و امریکایی و سـایر قاره ها، سـرگردان اند، ـ نه تنها تابعـیت این کشـور ها، بلکه حتا سـند قـبولی مهاجرت هم ندارند ـ دعوت به کار نمی شـوند ولی طالبان که از درِ جنگ و زور آزمایی وارد مَعَـرکه شـده اند از ایـن امتیاز بـرخـوردارنـد و دعوت به هـمکاری میگردند.ʎ |
خانم شيرين عـبادی در فنلند
کابينه جديد افغانستان معرفی شد
عبدالولي
سرشت و سرنوشت انسان از چشم انداز جلال الدين محمد بلخی قسمت اول و دوم واصف باختری به اجازت اسـتاد واصف باخـتری ــ از رسـاله نردبان آسـمان
نيمايي ژورناليست عزت الله شمسزیمحمود طرزی و فارسی ناب در افغانستان هشتاد سال پيش رهـنورد زرياب
بخوانيد، بخوانيد و باز هم بخوانيد
این دنیای مسـخره اکرم عـثمان
نوشـته انتون ویونگ خبر نگار مجله هاندس بلاد مترجم نجیب سـرغندوی |
|||||||||||||
|