شـماره 12 سـال دوم پنجشـنبه 10 جدی 1383 / 30 دسـامبر 2004
خانه

ماهـنامه نی

صفحه اول شماره قبلی

شماره بعدی

آرشیف

 

 

بخوانيد، بخوانيد و باز هم بخوانيد

 محمد عاصمی

معـشـوقه من کتاب من شـد

بسـته دل من ز او گشـاده اسـت

گوئی که کتـابِ خـود به مـن ده

معشوقه به عاریت که داده اسـت؟

بر سـر درِ یکی از مدارس مسـکـو از قول لنیـن نوشـته انـد:

ــ بیاموزید، بیاموزید و باز هم بیاموزید.

و حال که خواسـتم برای هـزارمیـن شـماره کیهان لندن و به شـگون این عـدد مبارک، شـرحی بیـاورم، بجا دانسـتم که بنویسـم:

ــ بخوانید، بخوانید و باز هم بخوانید. خواندن، ابـزار اولیه ایسـت که راهـگشـای آموزشـهای بعـدی خواهـد بود و دریغ و درد که بچه های ما نمی خوانند. کودکی که تا پـانـزده سـالگی معـنا و لذت خواندن را در نیافـته باشـد، غالباً در بیسـت وپنج سـالگی، اصلاً نخواهــد خواند و باید او را د ردیف ملیـونها بی سـواد جامعـه قـرار داد.

خواندن برای کودکان را از یکسـالگی هم می شـود شـروع کرد، فـقط لازم اسـت، کتابی مناسـب فـراهم آورد و توانسـت، درسـت و به قاعـده، آن را برای کودک خوانـد...

در گذشـته، برای کودکان، کتاب می خواندند... مادرها وقـتی کودک را به بسـتر می بردند... مادر بزرگها وقـتی در صندلی راحت خود لم می دادند و کودک را در دامن داشـتند ونیـز معـلمیـن کودکسـتانها... اما حالا فـرصتهای کم و پـراگنـده گی خانواده ها، این کار مفـید و لازم را مثـل بسـیاری از کار های مفـید و لازم دیگر کودکان، قـربانی کرده و ازبین برده اسـت.

سـی سـال پیش، مدیر مدرسـه ای در شـیکاگو گفـته بـود:

ــ اگر ما بتوانیم خانواده ها را وا داریم که برای بچه های کودکسـتانی خود، فـقط پـانزده دقـیقه در روز، کتاب بخوانند، انقلابی در مدرسـه هایمان ایجاد کرده ایـم.

جون آدامـس، کارشـناس تعلیم و تربیـت در یکی از پـژوهـشـهای خود می نویسـد:

ــ در سـال 1765 د ر نیـوانگلـنـد امرکا، یک امریکایی که نتـواند بخواند و بنویسـد، از نوادر بوده اسـت و دلیل این امـر را توجه فـراوان امریکایی ها به تعلیم و تربیت دانسـته اسـت و عـلت اینکه در آنجا اصلاً بیسـوادی وجود نداشـته اسـت، خوانـدن روزانه کتاب مقـدس در خانه ها بوده اسـت.

یک امریکایی از گهـواره تا تابوت می خوانده اسـت. البته او می نویسـد که: امروز را نمی دانم و بایـد پـژوهـش تازه ای به عمل بیـاورم.

دانش آموزی به ما نشـان می دهـد که دانایی از همان آغاز زندگی در کهـواره وجود دارد و یک بچه یک ماهه می توان صدای موسـیقی کلمات بسـیاری زبانهای جهان را بشـناسـد، اما در نه ماهگی ایـن قابلیت را از دسـت می دهـد و در دو سـالگی که هـنوز نمی تواند بـنـد کفـش خودرا ببندد، به روشـنی می تواند درسـتی و نادرسـتی قـواعـد دسـتوری جملات را بفـهمد  واز همیـن جاسـت که پـایه ها ی آموزش زبان، پیش از آنکه کودک به حرف بیاید، گذاشـته می شـود و هـمه اینها در رابطه تـنگاتـنگ او با اطرافـیانـش و محاورات و مذاکـرات ومکالمات آنها قـرار دارد و آنها هـسـتـند که ذره ذره در جان و جهان کودک، کلمات را می کارند.

حالا ممکن اسـت از ما معـلمان بپـرسـند پس چگونه اسـت که بعضی از کودکان، در فاصله تولد تا رسـیدن به مرحله گفـتن، شـوق حرف زدن را از دسـت می دهـند و سـخنی نمی گویند؟...

جواب، بسـیار سـاده اسـت... برای اینکه پـدران و مادران، با آنها کم سـر گرم شـده انـد، با آنها کم بازی کرده اند و آنها را وا نداشـته اند که حرف بزنند، قصه های کودکانه خود را بگویـنـد ویا بـرای آنها قصه بگویند...

کودکان ما در مقابل تلویـزیـون، اسـتعـداد های خود را از دسـت می دهـند، قـوت و قـدرت سـخـن گفـتن آنها تحلیل می رود وبال پـرواز خیالهایشـان می شـکـند وبکلی نابود می شـود.

هـرچه بیشـتر ما با کودکانمان صحبت کنیم، با آنها بازی کـنیم وبرای آنها کتاب بخوانیم، در رشـد وشـگوفائی آنها تأثـیـر مثـبت گذاشـته ایم.

آمار های عالمان تعـلیم و تربیت، نشـان میدهـد کودکان بیسـت ماهه ای که مادران پُـر حرف داشـته اند، در گنجینه لغات خود، صد و سی و یک بار بیـش از کودکانی که مادران کم حرف داشـته اند، لغـت ذخیـره کرده اند و درمیان کودکان دوسـاله، دویسـت و نود و پنج لغـت...

پایه های زبان آموزی کودکان، پـیش از آنکه اصولا خواندن و نوشـتـن ها، نقـشی داشــته باشـد، از مکالمات پـدران و مادران با خود شـان و با آنها گذاشـته می شـود و در ایـن زمینه، خواندن کتاب برای کودکان و مکالمه با آنها نـقـشی بـرجسـته و مؤثـر دارد.

در کلینیک های کودکان و مطب طبیبان کودک، مادرانی را بـر گـزیده اند که کودکان نه ماهه داشـته اند و به آنها بسـته هایی داده اند از کتابهای مصور و عکسـها و تصنیفهای کودکانه و دسـتور العملهایی که چگونه آنها را به کار بنـدند و چگونه با بچه های  نه ماهـه شـان به کتابخانه ها و قـرائتخانه های عمومی بروند و بعـد آمار هایی از ایـن مادران و کودکان گرفـته انـد که نشـان می داد علاقه آنان به کتاب و خوانـد و آموختن، بیش از سـایـر همسـالان اسـت و اندیشـه و فکـر آنها رشـد بیشـری یافـته اسـت... البته انتخاب کتابهای مناسـب هـر سـن وسـالی، شـرط اسـاسی کار خواهـد بود... بچه های کوچک، نقاشـیهای پیچـیده و خطوط درهم و آشـفـته را نمی توانند بشـناسـند و از تماشـای آنها خـسـته می شـوند، باید از کتابهای مصور سـاده شـروع کرد و به قصه های کوتاه رسـید و اندک اندک به قصه های بلند و رمانهای مطلوب... بچه های کوچک، وزن و ریتم را دوسـت دارند و شـعـر های کوتاه آهـنگیـن و لالایـیهای خواب آور را می پسـندند.

تحقیقات عالمان تعـلیم و تربیت نشـان می دهـد کودکان سـه و چهار سـاله ای که با شـعـر ها و تصنیفهای موزون و آهـنگیـن آشـنا هـسـتـند. اسـتعـداد فـراوانی بـرای سـاختـن و پـرداخـتن خواهـند داشـت و قـوت انتخابشـان برای یافـتن جملات و کلمات مناسـب بیشـتـر خواهــد بـود.

خوانـدن برای کودکان، البته وسـیله آموختن آنها برای خوانـدن نیسـت. بلکه آنها را به شـنیدن عادت می دهـد و تمرکز حواس بـرایشان می آورد و طبیعی اسـت میـل به خواندن را در آنها ایجاد می کند و ایـن امر باید منظم باشـد و قـطع نشـود... یک ربع سـاعـت، بامداد قـبل از رفـتـن به مدرسـه و یا شـب قـبل از رفـتن به بسـتـر خواب، چند صفحه از کتاب جالبی را برای آنها خواندن، در آنها ایجاد شـوق می کند و خیـالاتشـان را قـوت می بخشـد.

کودکانی که برای شـان کتاب خوانده نمی شـود و قصه برای شـان گـفـته نمی شـود، پایه های اصلی آن تمایل قـلبی بـرای خواندن در آنها پا نمی گیـرد و چنیـن اسـت حال و روز کودکانی که وقـتی برای پـرسـشـهای خود، پاسـخی نمی گیـرند، دیگر از پـرسـیدن منصرف می شـوند و این، بسـیار زیان آور اسـت.

یکی از نویسـندگان برجسـته کتاب کودک، درشـرح حال خود می آورد که از مدرسـه گریـزان بوده اسـت. معـلمیـن اورا از همان آغاز کودکی، بچه ای بی اسـتعـداد، تـنبل، بی مایه وبی حاصل خوانـده انـد و به خانواده اش گفـته اند از او نتیجه ای حاصل نخواهـد شـد و بهـتر اسـت که او را به کارهای دیگـری وا دارند که شـاید در آنها شـوق و ذوقی داشـته باشـد.

یک روز که معـلم ایـن کودک، سـر کلاس نیامـد وبه جای او دیگری آمد که فـقـط خواسـت برای بچه ها کتاب بخوانـد، سـرنوشـت ایـن کودک را دگرگون کرد. او قصه ای را با زیبایی و رسـایی برای کودکان خوانـد و گفـت روزهای شـنبه و یکشـنبه هم در کتابخانه محل، قصه خواهـد خواند و آن کودک بی علاقه ای که هـمه از او امیـد برگرفـته بودند، یکی  از شـنوندگان دائمی و پـرپا قـرص ایـن جلسـات قصه خوانی شـد و شـد آنچه که باید بشـود و هـمین کودک، بعـد ها نویسـنده بهـترین و خواندنی تریـن کتابهای کودکان شـد. زیـرا آن معـلمه قصه خوان، با قصه هایـش چه تعـداد از کودکان ما، در انتظار چنیـن قصه خوانهایی هـسـتند... حتی خـدا هم نمی داند... که بیـایـید بـرایشـان قصه بخوانند... معـلمیـن شـان، پـدران و مادرانشـان؟ !

این کـودکان را به انتـظار نگذاریم... برایشـان کتاب بخوانیم، قصه بخوانیـم ... از همیـن حالا ... از همیـن امروز... فـردا خیلی دیـر اسـت.

از هـفته نامه کیهان چاپ لندن شـماره 1000

 

 

فهرست مقالات این شماره:

ـ شیرین عبادی در فنلند.

ـ کابینه جدید افغانستان اعلام شد.

ـ دموکراسي د ږيرو په لومه کې

ــ میرمن پروین ( خدیجه ضیایی) هـنرمند محبوب کشـور

ــ سرشت و سرنوشت انسان از چشم انداز جلال الدين محمد بلخی 

ــ نيمايي ژورناليست  

ــ محمود طرزی و فارسی ناب در افغانستان هشتاد سال پيش

ــ  بخوانيد، بخوانيد و باز هم بخوانيد     

ــ کاروان شـعـر و ادب 

ــ این دنیای مسـخره

برده های تریاک افغانسـتان

ــ برای جوانان