|
|
|
||||
| شـماره 8 سـال دوم دو شـنبه 9 سـنبله 1383 / 30 اگسـت 2004 | |||||
| خانه | صفحه اول | شماره قبلی | |||
|
|
خوانندگان محترم » نی :« زیر این عـنوان نی به معرفی کتاب هایی میپردازیم که مورد علاقه خوانندگانِ کتاب واقع شـده و لازم میدارند سـایر علاقمندان مطالعه و کتاب خوانی را تشـویق به خواندن آن اثر نمایند و ضمناً به توضیح مختصر از محتویات کتاب پرداخته می شـود. شـما میتوانید کتابهاییکه مطالعه نموده اید مختصراً آنرا معرفی نموده به ما ارسال دارید در نشـر آن سعی و مبادرت خواهـیم کرد. آمدند و کُشتند و سوختند و رفتند تولدی ديگر شجاع الدين شـفا شـجاع الدین شـفا نویسـنده بزرگ معاصر ایران، در پایان قرن بیسـتم و در آسـتانه قرن بیسـت و یکم، کتاب تاریخی و ارزشـمندی به ادامه تالیفـاتش با هـدف گفـتگوی ضروری با نسـل های سـازنده فردا، بنام تولدی دیگر نگاشـته و تقـدیم نموده که تا سـال 2002 ، شـش بار زیر چاپ رفـتته و از پر فـروش ترین کتاب های زبان فارسی، در میان فارسـی زبانان دنیاسـت.دردیباچه این کتاب که خود حادثه ای اسـت درجهان ما، از قلم نویسـنده می خوانیم: کتاب حاضر در آخرین سـال یک سـده و در آخر سـال یک هـزاره نوشـته شـده، هـزاره ای که با شـاهـنامه فردوسی آغاز شـده و با توضیح المسـایل خمینی بپایان رسـیده اسـت. از آنجاییکه مشـترکات پر بار فـرهـنگی و تاریخی، کشـور های افغانسـتان و ایران را باهم پیوند می زنند، با یک نگاه می توان دریافـت که نویسـنده ارجمند مسـایل تاریخی ای را، به ارزیابی گرفـته اند، که به یقیـن در بسـیاری از پرسـش ها و پاسـخ ها به تاریخ کشـور ما و دیگر کشـور های دور و نزدیک و با جرأت می توان گفـت با تمام جهان ارتباط ملموس و نزدیک داشـته، کتابیسـت فـراملیتی. در جای دیگر شجاع الدین شـفا می نویسـد:
” سـه قـرن پیش دنیای غرب به راهـگشـایی ارزشـنمدانی کــه قــرن خـود را شــایســته عــنـوان » قـرن فروغ « و عصر روشـنگری کردند، بر رژیم قرون وسـطایی در قیم صغیر کلیسـای مسـیحیت و دیوان تفتیش عقاید خط بطلان کشـیده ازینراه آغازگر تحولی شـد که برتری همه جانبه کنونی جهان مسـیحیت را در صحنه تمدن بشـری بدنبال آورد.“ در نشـریه ای برونمرزی ایرانیان بنام روزگار نو در باره این کتاب و نویسـند آن می خوانیم: » در دیماه سـال 1320 نزدیک 58 سـال پیش با نویسـنده سـرشـناس آشـنا شـدم که اسـمش شـجاع الدین شـفا بود و اگرتا آنزمان بیش از سـه چهار کتاب نداشـت، اینک شـمار کتابهای که چاپ کرده به 64 کتاب کشـیده اسـت و آخرین آن تو لد دیگر اسـت « ) ثور 1378) در ادامه درهمان نشـره می خوانیم: » تولدی دیگر « نه تنها فقط نام بسـیار مناسـب برای پیش بینی آن تحول چشـمگیری اسـت که دنیای آدمیان را خواه و ناخواه ازین دنده ای ( پهـلوی) که به آن تکیه دارد به دنده ای ( پهلوی) دیگری می اندازد، بلکه به نوبه خود به نظر می رسـد که در پهـنه تفکرات این دوسـت عزیز هم که تا حال بیشـتر منحصر به مباحث خاصی در چهار دیواری وطن می شـد، نوع زایش تازه ای ببار آورده که به آن جنبه جهانی داده اسـت و او را وا داشـته که سـیری در واقـعیت ها مذهـبی در عرصه زمانه بعمل بیاورد و درین میان بیش از هـمه بر آئین های » توحیدی « تکیه کند وآن ها را بشـکافـد و این شـکافـته ها را بعـد از طبقه بندی، در فصول مختلف کتاب منعکس سـازد. پس از نشـر کتاب تولدی دیگر نقد ها و تقریط های زیادی درباره نوشـته شـده که نویسـنده کتاب با حوصله فراخ به پاسـخ آن های پرداخـته اسـت؛ به این ترتیب که ازجمله پنج نقد در باره کتاب را با نشـر دوباره نقدها و پاسـخ به آن ها زیر عنوان پنج نقـد بر کتاب » تولدی دیگر « دریک جلد چاپ نموده اسـت که در آنجا می توان بیشـتر از پیش به اهمیت کتاب تولدی دیگر پی برد. شـجاع الدین شـفا در پیشـگفـتار پنج نقد بر کتاب تولدی دیگر می نویسـد: ” خوشـوقـتم که به این خواسـت من پاسـخ مثبت داده شـد، یعنی درطول چـند ماه پنج نقد مفصل براین کتاب از جانب صاحبنظران مختلف با دید گاه ها مخـتـلف در نشـرات معـتـبر فارسی امریکا و اروپا بـه چـاپ رسـید که یکی از آن ها از خود ایران فـرســتاده شـده بود، و این خود تأییدی براین بود که » تولدی دیگر « به هـمه» ضاله« بودنش به داخل ایران راه یافـته اسـت، بطوریکه نویسـنده نقـد به گفـته خود توانسـته اسـت نسـخه ای از آنرا به آسـانی از کتابفروشی تهران خریداری کند ” این کتاب،ِ بدون شـک به اسـتقبال هـموطنان ما ( افغانها) در خارج از کشـور مواجه گردیده، با آنهم دریغم آمد تا با کلام خود نویسـنده، این کتاب را و نویسـندهء آنرا برای خوانندگان »نی « معـرفی نکنم. چه شـجاع الدین شـفا نام با مسـما یی اسـت، که باشـجاعـت کم نظیر دل بدریا زده و درفـش روشـنگری ملت های در بند و اسـارت در خرافات را بلند کرده، و شـجاعانه به پیش میرود. در ادامه این جنبش روشـنگری که نیاز مبرم در عصر کنونی اسـت، شـجاع الدین شـفا کتاب دیگر را بنام » پس از هـزار و چهار صد سـال « نگاشـته اسـت که به تنهایی می تواند یک دایرة المعارف روشـنگر برای ما باشـد. نویسـنده درباره می نویسـد:
” کـتـاب حاضر، کـه آنـرا به عنوان مکملی بر » تولدی دیگر « تقدیم خوانندگان وفادار خویش می کنم، تا آنجا که خود می پندارم، با توجه به همه ای شـرایط و این مسـئولیت ها نوشـته شـده اسـت. ” بلی سـه کتاب تولدی دیگر پنج نقـد بر تولدی دیگر و پس از هـزار و چهار صـدسـال که همه مکمل یک دیگر اند در جنبش روشـنگری و روشـنفکری کشـور ما می تواند مشـعل رهـنمایی باشـد تا ما ازینطریق گذشـتهء خود را درسـت دریابیم و از آنجا، حال و احوال کنونی خود را و جایگاه روشـنفـکران را در تاریخ امرور و فـردای مان ببرسی گیریم در جای از سـرآغاز تولدی دیگر می خوانیم: ” ایران کهن ما، برای ارزیابی اصالت تاریخی خود، باید نخسـت اصالت فـرهـنگی خویش را باز یابد و چنین باز یابی مسـتلزم یک خانه تکانی فکری در مقیاس هـزاره ای اسـت. آنچه امروز واقـعاً مورد نیاز ملت ماسـت جراحی پلاسـتیک نیسـت، تولد دیگر اسـت. ” تاکید ازماسـت. بلی در رشـنی آنچه گفـته آمدیم یکی از نیازمندی های جدی جنبش روشـنفکری افغانسـتان نیز کم توجهی و نپرداختن به گذشـته ماسـت، گذشـته ایکه خواهی نخواهی در ایجاد اوضاع و احوال غم انگیز کنونی ما نقش برجسـته و مهم را حایز اسـت. درین راسـتا، مطالعه کتاب های » تولدی دیگر« و » پیش از هـزارو چهار صد سـال« نوشـته شـجاع الدی شـفا، میتواند مارا در پهلوی مطالعه کتاب های دیگر از عمق فاجعه ای باخبر سـازد که امروز به جان ومال مردم ما افـتاده، و هـسـت و بود شـان را به سـوی نابودی می کشـاند. بیایید یکبار با مطالعه این کتاب ها و تاریخ پر بار فـرهـنگی خویش جنبش روشـنفکری افغانسـتان را از سـر درگمی نجات دهـیم و نقـش آگاهانه را درین زمینه به یاری ِ درس و مدد از تاریخ، ایفا نماییم؛ وطن و مردم ما انتظار گام های جدی را دارند چه تکرار غم انگیز تاریخ جز فاجعه چیزی را به بار نمی آورد. بیایید بینا بنگریم، تاریخ قرن بیسـتم افغانسـتان بما نشـان داد که از آغاز اول دهـه رشـد جنبش مشـروطیت و اسـتقلال خواهی، تا آخرین دهـه آن و حالا که در نخسـتین دهه قرن بیسـت و یکم قرار داریم، نهضت روشـنگری در برابر عقـب گرایان و نیرو های خارجی یاری رسـان آن ها، از همان آغاز تا کنون، لنگان لنگان گام گذاشـته و هـر باری که خواسـته سـرپایش به ایسـتد و جامعه را به سـوی شـگوفانی رهـنمون شـود پایش لغزیده و ارتجاع توانسـته اسـت تاریکی و تیره روزی را در مراحل مخـتلف حاکم سـازد. چنانچه ما دیدیم طرز تفکر طالبی و جهادی چه به بار آوردند، موزیم ها را به تاراج گرفتند، دسـت آورد های فرهـنگی اجداد ما را نابود نمودند، پیکر های تاریخی بودا را به توپ بسـتند، سـینه های زنان را بریدند و به بوجی ها انداخـتـندو سـر های مخالفـین را میخ کوبیدند، وحشـت و جنون را پاسـداری نمودند، چنانچه اسـلاف شـان نیز به مصداق این تعـبیر وحشـتناک در » آمدند و کـُشـتند و سـوخـتند و رفـتند .« مطالعه کتاب های یاد شـده را می گذاریم به همت خوانندگان روشـنگر و روشـنفکر عصر ما و اما لازم میدانم تا نویسـنده ارجمند را از قلم خودش به شـما معرفی نمایم: ” اگر امروز من وظیفه چنین آگاه سـازی را در حدود امکانات محدود این کتاب به عـهـده گرفــته ام ، نه ازین جهت اسـت که درین مورد برای خود صلاحیتی خاص قیلم، و این مسـئولیت از سـابقه زندگی گذشـته شـخصی و اداری من مایه میگیرد. زندگی شـخصی من از آغاز تا امروز، با خواندن و نوشـتن و آموخـتن، بخصوص در زمینه مسـایل ادبی و تاریخی، گذشـته اسـت. در سـالهای پیش از انقلاب، بیش از شـصت اثر تالیف و ترجمه ازمن منتشـر شـده که تقـریباً همه ای آن ها بیکی ازین دو رشـته مربوط می شـد. درسـالهای بعـداز انقلاب آثار دیگری، این بار عمدتاً در زمینه های سـیاسی و مذهـبی دردیار بیگانه از من بچاپ رسـید که تصور می کنم نقـش کمابیش مؤثری در روشـنگری جامعه ایرانیان برونمرزی وحتی درونمرزی ایفاکرد. کتابخانه شـخصی من که در نخسـتین روز های پیروزی انقلاب مصادره شـد، شـامل 14000 کتاب فارسی و خارجی بود که تقـریباً همه آن ها را خوانده و حاشـیه نویسـی کرده ام. در معرفی مختصر شـجاع الدین شـفا، در پشـت جلد » تولد دیگری « می خوانیم : سـوابق اداری: معاون فـرهـنگی دربار شـاهـنشـاهی ایران، سـفـیر بین المللی ایران در امور فـرهـنگی، ریس کتابخانه ملی پهلوی، دبیر کل شـورای فـرهـنگی سـلطنتی، دبیر کل انجمن بین المللی ایران شـناسـان . سـمت ها افتخاری: دکتر افتخاری ادبیات دانشـگاه روم، دکتر افتخاری دانشـگاه مسـکو، عضو وابسـته اکادمی سـلطنتی تاریخ اسـپانیا، عضو وابسـته اکادمی هامبرپورگشـتال اتریش، جایزه بین المللی سـال 1971 فلورانس، جایزه سـلطنتی بهترین کتاب سـالهای 1335 و 1350 . نشـان ها فـرهـنگی: لژیون دونور، پالم اکادمیک، هـنر و ادب ( فرانسـه) صلیب بزرگ شـایسـتگی ( آلمان)، نشـان شـایسـتگی جمهوری ( ایتالیا )، نشـان سـلطنتی و یکتوریا ( انگلسـتان )، نشـان شـایسـتگی ( اتریش ) نشـان سـلطنتی سـتاره شـمالی ( سـوید )، نشـان سـلطنتی اورانژ ناسـائو ( هـلند) نشـان سـلطنتی لئوپلد ( بلژیک )، نشـان گرگورا کبیر ( واتیکان )، نشـان ریو بالانکو ( برازیل )، نشـان لیبرتادور ( آرژانتین )، نشـان وسـالم اشـرف ( مصر ) نشـان محمد الخامس ( مراکش )، نشـان وسـالم الجمهوریه ( تونس) محمد آصف خرمی
|
فهرست مقالات این شماره: ــ به مناسبت سالگرد استقلال سياسی کشور ــ د افغانستان د خپلواکۍ جګړې پر مهال درې ستر مورچلونه ــ بيست وهشتمين بازی های المپيک آتن ــ نگاهی به مسـأله زبان در افغانسـتانــ نگرشی بر سياست های نظاميگر پاکستان در قبال خط « دیورند» ــ مسووليت های دولت آينده درقبال داشتن بيروی کارفهم و وطن پرستــبنيادگرايی اسـلامی و فعاليت های آن ــ برای جوانان ــ عواقب انسانی کشـت مواد مخدر در افغانسـتان |
|||