|
|
|
||||
| شـماره 8 سـال دوم دوشـنبه 9 سـنبله 1383 / 30 اگسـت 2004 | |||||
| خانه | صفحه اول | شماره قبلی | |||
|
|
انديشه ها:
نگاهی به مسـأله زبان در افغانسـتاندرشمارهً پنجم سال جاری ماهـنامه» نی « مطلب جالبی را بقلم محترم برمک خراسانی با عنوان زبان و مسئله ملی در افغانستان خواندم. آقای خراسانی مقاله اش را بسیار خوب و محققانه نوشته است در مقاله ازجمله آمده اسـت: (زبان و ادب فارسی در دوره حکمرانی شـاهان غـوري که تاجيک تبار و دری زبان بودند، در هـند رونق بيشـتر يافـت). تا آنجا که این حقیر تاریخ افغانستان و منطقه را مطالعه کرده ام سلسله غوریان ترک بوده اند نه تاجیک غوریان نیز مانند غزنویان زبان فارسی را در قلمرو وسیع خویش رونق دادند و به مرور زمان طی قرون متمادی باعث شد که زبان مادری خویش را از دست داده و فارسی جای گزین آن گردد. غوریان و هزاره ها یکی بوده اند. مورخ شهیر کشورما، مرحوم محمد صدیق فرهنگ در کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر صفحه 29 در مورد سلسله غوریان می نویسند: ( درسده دوازدهم دولت غزنوی بدست امرای غوری که از هزاره جات کنونی برخاسته بودند منقرض گردید اما اینان هم بزودی مانند اسلاف شان راه فتوحات آسان را درهند درپیش گرفتند و درنتیجه خراسان بدست دولت دیگری از نژاد ترک با عنوان خوارزمشاهیان افتاد). آقای فرهنگ در اینجا دو موضوع را روشن می سازد. اول اینکه امرای غوری از هزاره جات بوده اند و دوم اینکه غوریان ترک بودند. بنا به تحقیقات کافی که صورت گرفته است هزاره ها نیز ترکی و مغولی تبار اند. سلطان محمود غزنوی که با یورشهای مکررش به غور, مردم آن جا را مسلمان کرد , آثار تاریخی آنجا را تخریب نکرد. مردم غور پیش از حملات سلطان محمود اغلب مسلمان نبودند و با حملات و کشتارهای بی رحمانهً سلطان محمود، مردم آن مسلمان شدند و شاید همین مسئله باعث شد که غوریان از غزنویان انتقام بگیرند. سلسله غزنویان توسط غوریان منقرض گردد و شهر زیبا و فرهنگی غزنی با تمام آثارش نابود شود. در هر صورت تعصبات افراطی قومی در افغانستان باعث شده است که حقایق تاریخی صادقانه درج تاریخ نشود. ما برای جستجوی واقعیتها مجبوریم تاریخ کشورهای همسایه و منطقه را مطالعه کنیم و حقایق را بیابیم. در تاریخ هندوستان و پاکستان بسیار روشن آمده است که غوریان ترک بوده اند. در جای دیگر خواندم که غوریان ترک و مغول بودند. نمی دانم آقای برمک که مقاله اش بسـیار جامع و علمی نوشته شده است چرا غوریان ترک را تاجیک تبار نوشته اند؟ من در اینجا منابع بسیار معتبری دیگری را که در تاریخ هندوستان در انترنت به زبان انگلیسی می باشند آورده ام تا خوانندگان عزیز برای مطالعه بیشتر به آنجا مراجعه نمایند
http://www.geocities.com/somasushma/ghori.html در حدود 1140 غوریان که ترک و مغول بودند http://www.geocities.com/narenp/history/history/fighters.htm اشغال هند توسط ترکان The Turkish Invasion (1000 AD – 1206 AD) http://www.geocities.com/ajayvasani/historyofmedievalindia-turks.htm Muhammad of Ghur, Ghuri (a Turk) attaked to India http://www.hinduschools.org/History/1000-1857CE.php
حامد شـفایی نورمند یادداشـت: ماهـنامه " نی" براين باور اسـت که متاسـفانه در کشـور ما به مسـاله کارهای پژوهـشی در حوزه قوم شـناسی توجه لازم صورت نگرفته اسـت و اميد برآن اسـت که روزی اين امر با برخورد علمی و کارشـناسـانه به همت روشـنفکران و قلم بدسـتان کشـور تحقق بيابد. اما در مورد غــوريان و شـاهـان غـوری و نقـش آنهــا در امر گسـترش زبان فارسی در هـند بايد گفـت که: زنده ياد پرفـسـور عبدالاحمد جاويد که عمری را در امر پژوهـش های علمی در حوزه تاريخ و ادب زبان فارسی دری بويژه در هـند صرف کرده اند و آثار ارزنده و ماندگاری به جا گذاشـته اند به اين نظر اسـت که: غوريان تاجيک تبار و دری زبان بودند و در امر گسـترش زبان فارسی در هـند خدمات شـايسـته و ارزنده انجام دادند. اکاديمسن جاويد در زير عنوان " نقـش زبان دری در هـمبسـتگی ملی و فرهـنگی هـند" چنين مینويسـد که: " در عهد سـلاطين غـزنوی که ترک و پارسی زبان بودند و همچنين در دوران حکمروايی غوريان که تاجيک و دری زبان بودند، اين زبان در هند راه يافت و بصورت مسـتمر مورد توجه و اقبال قرار گرفت ... " نگاه کنيد: ماهـنامه " فردا"، شـماره هـشـتم، 1998 ، سـويد وهـمچنين ماهـنامه " صرير" شـماره بيسـت و دوم، نوامبر 1997، هلند بـه منظور ايـنـکه خـوانـنــدگان مـا بــه سـلسـله " غوريان" و از جمله قوميت آن بيشـتر آشـنا شـوند ما مقاله را که حواشی و تعـلقيات آن توسـط پروفـسـور جلال الدين صديقی از مورخان با نام و نشـان کشـور نوشـته شـده اسـت، معرفی میداریم. پرفـسـور دکتر جلال الدين صديقی مورخ شـهير کشـور، سـالها به آموزش تاريخ در دانشـگاه کابل اشـتغال داشـتند و عضو اکادمی علوم افغانسـتان و تاجيکسـتان بودند، آثار و تاليفات زيادی علمی و فـرهـنـگی، پـژوهـشـی و تاريخی نـوشـتند که به زبـان هـای فـارسـی، انگلـيسی انتشـار يافـتند. کتاب " افغانسـتان دردائرة المعارف تاجک " يکی از آثار گرانبهای پروفـسـور صديقی می باشـد که ما در اينجا تنها بخش " غوريان" را از سـايت: http://www.khorasan.de/afghanistan/qhurids/qhurids.htm که به ابتکار و هـمت دوسـتان و هـواخواهان اسـتاد صديفی و دلبسـتگان تاريخ و فرهـنگ خراسـان به منظور نشـر آثار شـان ترتيب يافته اسـت، بر ميداريم. از حواشي و تعـليقات که توسـط پرفـسـور صديقی نوشـته شـده اسـت شـماره 1و 2 به ترتيب در باره " غـور"، " سـلالهء غوريان" وشـماره 3 که درباره " باشـندگان غور" اسـت، به منظور اختصار تنها بخشی از آنرا در اينجا آورديم. 3. باشندگان غور: درمورد باشندگان غور بين مؤرخين ونويسندگان اختلاف نظروجود دارد، جوزجاني به اسـتناد ملك الكلام فخرالـدين مبارك شـاه ميگويد: كه غوريان از ايل شـنسـبانيان وازبقاياي ضحاك تازي ميباشــد. جوزجاني ـ طبقات ناصري ـ جلد اول، كابل، ص 318. دراثر ديگري پوهاند حبيبي مينگارد كه: حكمداران درقلب افغانسـتان وسـرزمين غورازسـلالهء سـوريان نيز وجود داشـته كه ايشـان را مردم آريائي بومي توان شـمرد، واز تحقيق درزبان و روايات ايشان آشـكاراسـت كه ربطي با مردم پكهت مذكور درويدا واقوال هيرودت داشته اند ». افغانستان بعد از اسلام ـ كابل، 1345ش ـ جلد اول، ص 127. البته آوردن تمام این مقاله از حوصلهء این یادداشـت خارج بوده ما خوانندگان محترم را به مطالعه این سـایت فرا میخوانیم. با سـپاس بی پایان. ماهـنامه " نی "
|
فهرست مقالات این شماره: ــ به مناسبت سالگرد استقلال سياسی کشور ــ د افغانستان د خپلواکۍ جګړې پر مهال درې ستر مورچلونه ــ بيست وهشتمين بازی های المپيک آتن ــ نگاهی به مسـأله زبان در افغانسـتانــ نگرشی بر سياست های نظاميگر پاکستان در قبال خط « دیورند» ــ مسووليت های دولت آينده درقبال داشتن بيروی کارفهم و وطن پرستــبنيادگرايی اسـلامی و فعاليت های آن جهاد درافغانستان پاکستان وکشمیر ــ برای جوانان ــ عواقب انسانی کشـت مواد مخدر در افغانسـتان
|
|||