شـماره 9 سـال دوم پنجشـنبه 9 میزان 1383 / 30 سـپتمبر 2004
خانه

ماهـنامه نی

صفحه اول شماره قبلی

شماره بعدی

آرشیف

 

 

 نکاتی چند پیرامون باز سـازی در کشـور

آزاد ــ هالند

 از بدو تاسیس دولت مؤقـت تا حال سـیر دگرگونی ها در افغانسـتان با فـراز و نشـیب هایی زیادی مواجه بوده اسـت. با در نظر گرفـتن دسـتاورد های موجود علی الرغم اندک بودن آن سـد هایی در فرا راه نهاد های دولتی قـرار دارند. مردم سـتمدیده و بلا کشـیدهء ما با خوشـبینی ذاید الوصف خود باز هم در انتظار بهبود هـرچه بیشـتر شـرایط و اوضاع به نفع کشـور خود هـسـتند. ولی مردم درین واهمه اند که نشـود این ها هم سـراب هایی باشـند که هـنوز جامهء حقیقت در بر نکرده اند. چون تجارت عدیدهء سـالهای  گذشـته هـنوز هم در ذهن و روان شـان جای دارد، و در فـرجام سـیلی نا امیدی و یأس حواله شـان شـده اسـت. اما دولت و مردم افغـانسـتان باید چانس و امکانات وسـیعی را که با هـمه مشـکلاتی که در سـر راه آن قـرار دارد مورد اسـتفاده قـرار بدهـند. و به هـیچ قیمتی نگذارند تا این امکانات از دسـت شـان برون شود.

اگر مسـاله را از جهت دیگری بررسی کنیم در آنصورت بازهم همان حالت انزواسـت و جنگ های خانمان سـوز داخلی که قـبلاً مردم بلا کشـیده ما مزهء تلخ آنرا چشـیده اند. درین جا اگر از وقایع خونین سـالهای 92 ـ 96 و بعـداً حکمرانی قرون وسطایی طالبان صحبت کنیم بحث به درازا می کشـد. همه مردم ما از جرایانات واقف اند. بهـتر آنسـت که از چانس ها و امکانات فعلی که جامعه جهانی در قلع و قم تروریزم بین الملی  و از بین بردن لانه های طالبان و سـازمان القاعـده برای مردم ما انجام میدهـند اسـتفاده مثمر کنیم. به عباره دیگر باید از خواب غفلت بیدار شـویم، و دوسـت را از دشـمن باید تفریق نماییم. برای همگان باید ثابت شـده باشـد که مسـوولیت این همه ویرانی هادر افغانستان جنگ زده به دوش کی ها بوده اسـت ؟ ولی تا جاییکه دیده می شـود هـنوز هم همان نیرو هایی که دسـت شـان به خون مردم ما آلوده اسـت و انجماد فکری مشـخصهء اولی آن ها میباشـد، باز هم بر سـرنوشـت خلق بلاکشـیده ما حاکم هـسـتند. به اصطلاح هما آش اسـت و همان کاسه. بادر نظر داشـت این واقـعیت ها سـوالی خلق می شـود اینکه آگر جامعه جهانی واقـعاً به یک افغانسـتان خوشـبخت و عاری از جنگ و خونریزی می اندیشـد، چرا بر چنین نیرو های عقب گرا که کاری جز خرابکاری در عمل و لفاظی در نظر ندارند حسـاب می کند؟ و چرا روند تحولات، بویژه بازسـازی اقتصادی و اجتماعی کشـور و پاکسـازی وطن از بقایای تروریزم به کندی پیش میرود؟

حقیقت این اسـت که اگردل و زبان یکی باشـد و احساس هـمدلی و همکاری براحسـاسات غلبه پیدا کند مؤفقیت های بیشـتری بدسـت می آید. باجرئت می توان گفـت که یکی از راه های تحقق جامعه با سـعادت، تأمین وحدت ملی اسـت. ولی با تأسف که تا هـنوز درین سـاحه مشـکلات زیادی  وجود دارد. مسـایل سـمتی و قبیلوی در آن جایگاهی وسـیع پیدا میکند. بطور مثال از جانب یک گروه یا قبیله ای گاه گاهی این زمزمه ها بلند میشـود که گویا در ترکیب دولت فعلی سـهم ما کمتر اسـت و فلان تنظیم یا ملیت از سـهم بیشـتری درحکومت برخوردار اسـت و ما عقب مانده ایم و ازین قبیل. ولی هـیچگاهی نشـنیده ایم که گفـته باشـند  در فلان شـهر یا قریه توجه کمتری به بهـبود  سـطح زندگی مردم صورت گرفـته اسـت. تا بحال اندک دیده ایم گروهی یا سـازمانی را که بخاطر کندی روند بازسـازی یا به عباره دیگر بخاطر فعال سـاختن ضرویات اولیه از قبیل برق، گاز، ترانسـپورت، تیلفون، سـطح عالی تعلیم و تربیه، راه های مواصلاتی، بهـبود سـیستم زراعت، ایجاد فابریکه ها، اعمار منازل رهایشی و ایجاد شـهرک های برابربا مقـصیات عصر حاضر که از مظاهر تمدن اسـت اعتراض کرده باشـند. و این همه چیز ها حق مشـروع یک انسـان که پا به قـرن 21 گذاشـته اسـت، میباشـد. ولی متأسـفانه بعضی از آن چیز ها را که در بالا ذکر شـد درجامعه ما حتا وجود نداشـته و اگر هم  وجود داشـته باشـد درنتیجه جنگ های بین سـالهای اخیـر تخریب شـده اسـت. باکمال تأسـف که درین راسـتا تا بحال کمتر کاری صورت گرفـته اسـت.

به صراحت میتوان گفـت که تقریباً 90 فیصد مردم ما فاقد این همه چیز هاسـت. یکی از دلایلی که فعلاً دولت درمقابل بر آورده سـاختن این خواسـت ها ناتوان اسـت این اسـت که هـنوز هم حلقات معینی در تحریک قومی، سـمتی، قبیلوی، وغیره مصروف هـسـتند در حالیکه به تأمین حقوق مشـروع مردم که در جوامع دیگرداشـتن آنها یک امر عادی شـمرده می شـود کمتر می اندیشـند. این حلقات بخاطر منافع تنظیمی، قومی ملیتی و منطقوی از زور و فـشـار نیز اسـتفاده می کنند و بکار گیری گروپ های مسـلح که زیر رهـبری خود دارند و یا قوماندان های که درکنار شـان اسـتاده اند تا سـطح برخورد های مسـلحانه پیش می روند که حوادث اخیر شـمال، خشـونت ها جنوب و سـایر نقاط کشـور، ترور کارگران چینایی، قـتل داکتران بدون سـرحد هـمه و همه مصداق این ادعا هاسـت.

بدین تر تیب دیده می شـود که جنگ سـالاری و تفنگ سـالاری درجامعه بیداد می کند و در نتیجه متاسـفانه پروسـه خلع سـلاح یا DDR  با تمام تلاش ها ی پیگیری که در انجام آن از طرف جامعهء جهانی و دولت صورت می گیرد یا به کندی پیش میرود و یا اینکه اصلاً در بعضی از نقاط کشـور آغاز نشـده، و اگر احتمالاً آغاز شـده به چالش هایی مواجه بوده اسـت. درین مورد بسـا بحث هایی همه جانبه صورت گرفـته و مضامین متعـددی از جانب صاحب نظران و نویسـندگان چه در داخل و چه درخارج کشـور در مطبوعات به نشـر رسـیده اسـت. بحث ها و گفتگو های متعددی در رادیو های داخلی و خارجی صورت گرفـته اسـت. ولی من فکر می کنم که یکی از دلایل کندی روند بازسـازی همان حاکمیت تفـنگ سـالاری درجامعه ما و درپهلوی آن فعالیت های بقایای طالبان و سـازمان تروریسـتی القاعـده درکشـور میباشـد. همچنان فراموش نباید کرد که مداخلات از خارج نیز درین زمینه ها کاملاً محسـوس اسـت. هـیچکس و هیچ کشـور دیگری بیشـتر از خود افغانها از بازسـازی کشـور و خلع سـلاح عام و تام نفع نمی برند.افغان ها صاحبان اصلی این سـرزمین اند و آنها اند که با کار و پیکار ایجاد گرانه خود کشـور شـانرا ازمنجلاب بدبختی ها رهایی می بخشـند. شـرط آن اسـت که افغانها از خواب غفلت برخیزند، صرف نظر از اینکه متعلق به کدام جریان سـیاسی، کدام قوم، منطقه و کدام مذهـب اند. تابکی درین ظلمت و تاریکی زیسـتن؟ تابکی درین عصر که دیگر جوامع و دول به پیروزی های چشـمگیری درهمه عرصه ها دسـت می یابند ولی مردم ما هـنوز هم بسـوی خرافات و عقب ماندگی قـرون وسـطایی گام بر می دارند.

اگر واقـعاً سـنگ وطنپرسـتی و مبارزه را به سـینه می زنیم باید راه های برون رفـت ازین همه دربدری و عقب ماندگی را جسـتجو کنیم. به هـر چیز میتوان دسـت یافـت ولی اگر شـجاعت به خرچ داده بتوانیم. اگر ما افغانها درمیدان مبارزه و پیکار برضد اجانب توانسـتیم ایسـتادگی کنیم آیا نمی توانیم برضد جهل و عقب ماندگین نیز ایسـتادگی و جهاد نماییم؟ و آنرا از جامعه خود ریشـه کن بسـازیم. این درسـت اسـت که با زسـازی کشـور ماکه تقـریباً 24 سـال و یا زیاده ازآن، در آن جنگ و خشـونت جریان داشـته زمانی طولانی بکار دارد ولی ما با تأسـف که هـنوز در خم یک کوچه نیز قرار نداریم و نتوانسـته ایم که خودرا درین امر خطیر منسـجم بسـازیم.

نویسنده این مضمون با بر داشـت اندکی که از وضع جامعه خود دارم و منحیث یک افغان که همیشه به آبادی و انکشـاف کشـور خود می اندیشم در پهلوی نظریات متعددی که همگان برای بهبود وضع و شرایط وطن ارایه می کنند به این عقیده می باشـم که قوای مسـلح که از منافع این و یا آن دفاع می کنند به کارهای مثمری باید سـوق داده شـوند که در آن منافع اکثرت مردم ما متصور باشـد. و ضرورتی نباشـد که در صفوف جنگ سـالاران قرار بگیرند. بطور مثال اگر یک فرد مسـلح که نظر به پروسـه خلع سـلاح به زندگی ملکی بازگشـت می کند بخاطر امرار حیات خود و فامیل خود به پول و دیگر احیتاجات روزمره ضروت دارد. ولی اگر ضروریات وی بعد از مرخص شـدن وی از سـاحه نظامی رفع نمی شـود بازهم مجبور اسـت بخاطر معـیشـت فامیل خود به زندگی تـنبلی بازگشـت کند. بنابران با آغاز هرچه بیشـتر کار ایجادی، بازسـازی و خلع سلاح، شـرایط آرامش و صلح دایمی و در نهایت تامین پروسـه دموکراسی و ایجا یک دولت پایدار، زودتر فراهم میگردد و بیرون کشـیدن جامعه و کشـور از منجلاب مشکلات و بدبختی سـریع تر و سهل تر می میگردد.♦

فهرست مقالات این شماره:

پيامد های جهاد ملت افغانستان

هشتمين سالگرد شهادت دکتر نجيب الله

پښتو ته پخپله پښتنو په ټيټه سترګه کتلي

اسرائيل بيشتر از حزب الله ميترسد تا القاعده

گهواره خالی          (   داسـتان کوتاه  )  از: اکرم عثمان

نا همگونی های املايی وسردرگمی های چند در: نوشتن واژه های زبان فارسی

بيـهقي

ترکان و زبان فارسی

« ...خورشـید در خانه های متروک چگونه میدرخشـد»

نکاتی چند پیرامون باز سـازی در کشـور

حوادث اختطاف اطفال رو به افزايش است

کاروان شـعـر و ادب

بخوان، بخوان، دوباره بخوان  

صفحه جوانان