|
|
|
||||
| شـماره 9 سـال دوم پنجشـنبه 9 میزان 1383 / 30 سـپتمبر 2004 | |||||
| خانه | صفحه اول | شماره قبلی | |||
|
|
« ...خورشـید در خانه های متروک چگونه میدرخشـد» ع. نجوا صالحی کوچه ها و پس کوچه های شـهر کابل آرام و خلوت بود. فقط از خانه ها چهار دیواری باقیمانده بود، به عجله و دلهره داخل کوچه شـدم.فقط از این بیم داشـتم تا در مقابلم فـرد مسـلحی پیدا نشـود. من اشـتیاق برین داشـتم که بعـد از چند سـال خانه و کاشـانه خودرا ببینم خانه یی که ازآغاز زنگی هـزار ها تا خاطرهء تلخ و شـرین داشـتم. ترس، کم کم برمن مسـتولی شـد اما تصمیم بر آن شـد که داخل حویلی شـوم. کوچه پر از خار و خاشـاک و علف های وحشی بود. از در و دروازهء حویلی که قفل، زنجیر و دسـتگیر های برنجی داشـت خبری نه بود. به آسـانی میشـد داخل حویلی شـد. یکبار تمام خاطره های دوران کودکی و جوانی در ذهـنم مانند برق خطور کردند و چشـمم بدرخـت کهنسـالی که در کنج حویلی بود افـتاد که برگهایش در اثر آتش توپ و گلوله ریخـته و لخت شـده بود. سـر چاه رفـتم تا جرعه آبی بنوشـم! چاه هم خشـکیده بود ودور سـنگهایش فقط چند خزندهء بیروح و زنبور های زرد دیده میشـد. به راهـرو ها نگاه کردم پر از علف بود، از گل بته های گلاب، مرسل، نرگس و گل های سـتاره یی خبری نبود، فقط جای گل بته ها حفره هایی دیده میشد که از خاک و خاشـاک پوشـیده بود. خانه ها پنجره و کلکین نداشـتند از پنجره داخل خانه شـدم. خورشـید تابسـتان در خانه تابیده بود و به رنگ دیوار های گچی رنگ تازه داده بود که این رنگ با رنگ قبلی بسـیار متفاوت بود. دیوار های خانه به انسـان لبخند میزد واز مقاومت و سـرسـختی خود سـخن می گفـتند و امید برین داشـتند که باز انسـان و صاحبان خانه بر وی تکیه بزند. سـراسـر خانه حَجَلهء آفـتاب شـده بود. بوی کاگل دیوارها انسـان را دیوانه میکرد. لحظه یی اشـک درچشـمانم پیدا شـد و به فکر فرورفـتم. بیاد حرف نویسـنده فرانسـوی افتادم که سـالهای قبل درمجله یی خوانده بودم، وی نوشـته بود: « بگذار ببینم خورشـید در خانه های متروک چگونه میدرخشـد.»
|
فهرست مقالات این شماره: هشتمين سالگرد شهادت دکتر نجيب الله پښتو ته پخپله پښتنو په ټيټه سترګه کتلي اسرائيل بيشتر از حزب الله ميترسد تا القاعده گهواره خالی ( داسـتان کوتاه ) از: اکرم عثمان نا همگونی های املايی وسردرگمی های چند در: نوشتن واژه های زبان فارسی
|
|||