نی

بشنو از نی چون حکایت میکند

از جدایـی ها شــکایت مــیکــند

کز نیـستــان تا مرا ببریـده انــد

درنفـیـرم مرد وزن نالـیده انــد

نی حــدیـث راه پر خـون میکند

قصه های عشق مجـنون مـیکند

 

 

سید رحیم صالحزاده

 ا فغا نستان

دتمدن او لرغونی مدنیت په اردوکی

   هیخ داسی ملت او تولنه نه پیداکیری چه هغه تیر شوی لرغونی تمدن او مدنیت ته شاه کری ،او هغه دی له پام وغورحوي . حکه په اوسنی نری که هــر مـلـت د خپـل هــویت او لـرغـون پژندنی په بنست ،  د یـومـوتی اوسـوچـه ملت په بنه« شکل » کا ولای شی چه خـپـل ملی هــویت وساتی او پر هغه ویار وکري. او د هــرمـلـت او تولـنی خلک حق لری چه په خـپـل تیــرشـوی تاریخ او مدنیت بانـدی حان پـوه کري ، او له هـغـه حخـه خبرشی .

  په اوسـنـیـو حالاتواو ورسـتـیـو کلنو کی ددننه پـه افـغـانسـتا ن کی د دولت او حکـو مـت لخـواه داسـی حیرنی او تحـقـیقـات نـدی ترسـره شـوي چـه دهـفـه حــیــرونـو پـه پایـلـه کی لــرغــون پـژونـدنـوکـو او حیرونکو داسی حیرنه کری وي چـه هغه زمونرتیر شـوی تـمـدن او مدنیـت دیــر حـه جـوت او پـه داگه کری . دا په دی مانـا نه ده چـه افـغـانان ددی ورتیـا نلـــریی او یا افغــانانان نه غـــواری چـه پـه خـپــل تیرشوی تمدن باندی حان پوهـه کری.  هـفه سیاسی، اقـتصادی،او تولنیـزي سـتونحی چه تر اوسه پوری یی زمونر هیواد او هیوادوال برمته نیولی دي، ددی مجال ورنکــره چی پـدی لاره کی گام کـیـردی و پـه دیــر خواشـیـنی سـره بایـد ووایم چه بهـرنیان دافغانانو په پرتله دافغانستان د تیرشوی تمدن او مدنیت په هکله  په دیر حـه پوهـیـری اودیره هـحه کوی چه نور هم خپـل کارته دوام ورکری او پوه شی.                 پاتی په 4  مخکی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 دوری ازوطن ایجاد شـد. و بدا به حاال ملـتـیکه بیگانگان آنرا « بـد» شناسائی کـنـند.

 میپــردازیم به پی آمـد مطـلب که آن عبارت از پاسخ به ایـن مسـئـله اسـت، کـه چگــونه خــودرا درمــیا ن این هـمه بـیگانگی ها و فـرهـنگ و کشور بیگانه دریابیم.  باز هـم فـرهـنگ است که بایــد دودسـت به آن چسپـیـد و مانع آن شـد که جامعــه افــغـانی مـا درگــیـرو دار زنــد گی مهــاجــرت و فـقـــر بی وطـنی درفـرهــنـگ بیگانه مـحـو شـــود و هــویت ا فـغـانی ومــلی خـو د را فـرا مـوش  کــنـد.          نشــریه حاضــر آغـاز گـر کاریســت  دریــن  دیار غـربت، تا باشــد خـد مـتـی بــوطــن کــــه  مـنـظـوراز وطنداران است شده  باشــد.  وا گــر در یا فـتـه باشیـم ایـن نکـتــه را، که دوری جـسـتـن از فـرهــنـگ وبــــه فـراموشی سپـردن دامــان پــر برکـت آن  که پرورده آنیــم؛ مارا بی هــویت و خوار وبیـمـقـــدار میسـازد, آنـوقـت است که دسـت بد سـت هــم داده وبـــا استــواری در راه رهـــائــی خویشــــتن ومــواظــبت از مواریث فـرهـنگی نیاکـان مان با گامـهای بـلند واسـتوار

بقیه در صفحه سوم

 

درین شماره: امریکا از پرل هاربور تا افغانستان،

تندیس بودا ،  جالب و خواندنی

 شماره اول پنجشنبه ( 10 )   دلو 1381 ( 30 )   جنوری    2003

 

سـرآغاز سـخـن

 روی سخـن با هـموطنان ا سـت. هـمـوطـنا نیکـه رنج دوری از وطن را سـا لهاست کشیده اند، ومحبت آنرا در دل می پـر ورا ننـد، و در پی آننـد تا عطـش خـود ها را برای خـد مت بـه وطـن فـرو نشـا ننـد  وکاری اگـر از دست شان بر آیـد در خدمت وطـن انجام بدهـنـد. آری وطـن، افغانستان، نام باشکـوه کـشوربا عـظـمـتی کـه  در فـراقــش میـسوزیم ومیسـازیم.     

 و طـن چیست؟ به کدام پـد یده ای وطن گـفـتـه میشود؟ اگـر منظـور از وطن هـمان سر زمین آب، خـا ک  و هــوای آ ن اســت کـه فـرسنگ هـا از آن دوریـــم و چـیـزی برایـش از دسـت ما پـوره نیست. ولی اگـر وطن، منظور از انسانـها یـسـت کـه د ر آ ن زنــد گــی میکـننـد با آن نـزد یکـم و در میـان آنها زیســـت می نمــا ئیــم. وطـــن از مـــرد مــش  جـــدا نــیســت، از گـذ شـــتـهء دور تـا حــا ل نـا م وطــن بـا  مـرد مـش هـمـراه است، وبرای ما همچون منبع الهام، ما یـهء دلگــرمی، نـقـطه ا تکا  وسـرچشـمه فــیض پیوستــه وجــود داشته است.    

 جامعهء افغانی ایکـه در ـ  ســرزمیـن بیگانـه ـ درآن به سر می بریم برای ما الهام خـوبیسـت تا بتوا نیم خـد مت شان را بکـنیم وعـطش خـود را برای خد مـت به وطـن،  فرونشانیم. کمال مسـرت است که چنین جامـعه ئی را داریم ومی توانـیـــم در خــدمت آن باشـــیم. ولی سـوال اساسی این است که چــطور میتـوان موجـودیت خــودرا در میا ن مـحـیـط و جا معهء بیگا نه که  از ما فاصله ها دارد، تثبیـت کــرد و بـه هـمه نشـان داد که اگـر وطـن مـا زخـمهای فــراون خـورده اســت ولـی مـردم آن زنده اند و به زندگی خود دوام میدهـنـد هــر مـلـتی با تبـارز فـرهـنگ وکلـتور خـود ابراز مـوجـود یـت می کـنـد و فــرهــنگ است آ ئینـه تـما م نمـای جا مـعه کـه تـمــام، خصوصیات، عـنعنات و رسوم آنهارا در خو د دارد. فـرهــنگ دیـریـنه و پـر غـنای وطـن ومـردم امــروزیش درپیـونـد جـدائـی ناپـذیـر باهـم انـد که وطـن رابرای ما معنی دار کرده است.  واین فـرهـنگ، حاصل سعی وکوشش، غـمها و شادی ها، دسـترنج وامید چندین نسـل از نـیکان ما واسـلاف ماســت, و فـرهـنگ هـم خصوصیات گوناگون دارد: زشـت وزیبـا، خوب و بد، عـقـب گـرا و پیشـرونــده ، پسـندیـده ونا پسـند و غـیـره وغیره...  ای بـداکـه! از جـبـر فـرهـنگ عـقـبگـرا و ناپـسـند ( که موقـتـاً در کشور مامسـتولی بود) فـراری دیار بیگانه شدیم و فاصله های

پیامد های کوتاه نظامی سیاسی واقتصادی حمله به عراق

 در صفحه چهارم

شماره اول  پنجشنبه ( 10) دلو  1381                                    نی                           ( 30 ) جنوری  2003   صفحه دوم

آنچه در پی می آیـد سخـنرانی  نوام چامسـکی اســتا د مـؤسسـه تکنولوژی ماسـاچـو ست است که طـی آن بــــه مـداخـلات آمـریکا از پـرل هـــاربر تـا افغانستان پرداخـتــه اســت . رهــبران آمریکا درک نمی کــنند که تمایـل آنها برای پــیروزی درهـر کاری، هــمیشـه پیــامد هـای بـه هـمراه داشــته اسـت ، و از طرف دیگـر ، نمی فـهمنـد که اعمال و کـردار کــنونی آنـها به احـتمـال زیـاد هــزینه هـای بســـیار بالایی در آیـنــــده خـواهــد داشت . اسـامه بن لادن هـزینه ای بود که آمریکا به خـاطـر پیروزی بر شــوروی سـابق در افـغانستان پرداخـــت کـرد . پرسـش اینجاست که هــزینه بعدی چـه خــواهـد بـود ؟       

د و مـوضـوع را بـایـد پذیرفــت ، نخست آن کـــه، حـــوادث 11 ســـپـتـامـبـرجـزو وحشـتنا کترین کشتار های تاریخ دنیا در خارج از مناطق جنگی بود . دوم اینکه ، هـدف ما کاهـش احــتمال بـروز ایـنگونه جنـاتیـات – چه عـلیه ما وچـه برضد هـر کس دیگر- است. اگر شــما این فـرضــیه هـا را نپـــذیـریـد ، در آن صـورت روی سـخـنم باشـما نیسـت . اگـر می پذیـرید ، پر سش هـایی مطرح می شــود کـه بایـد درمورد آنها تعـمق کـرد.

اجازه بدهـیـد با افغانستان شروع کـنیم  ، جایی که 8 تا 10 میلیون نفـر ازساکـنان آن در آسـانه قـحطی و گـرسنـگی به سـر می بـرند و تا 11 سپتامبر با کمک هـای بین الملی روز گار می گـذرانـنـد .  در روز 15 سپامبر، ایالات متحـده آمریکا از پاکستان خـواست تا ارسال کامـیون های حامل مـواد غــذائی وتـدارکات را برای مـردم افغانستان مـتوقـف کـند . تا جـائـیکه من می دانـم ، هـیج واکـــنشی نسبت به این کار در آمــریکا و اروپــا بوجـود نـیــامـد. با خــروج کارکــــنان سازمــان هـای بین المللی از افغانستان برنامه کمک رسانی بیـش از پیش فـلج شـــد.  یک هـفـتـــه پـس از بـمـبـــاران افــغانســتان توسـط آمــریکا ، و در پی کاهـش حجـم کمک هـای مـورد نیاز این کـشور به نصـف ، سازمان ملل مــتحـد هـــشدار داد که با نـزدیک شدن زمـستان کـار کـمــک رســـانی بـه بســیــاری از منـاطـق غـیر ممکـن خـواهــد بـود .

 بسـیاری از آژانس هـای کـمک رسانی

مانند   Oxfam & Christian     و Special Reporteur     وابسـته به سـازمان مـلل کـه مـســئول تأمین مواد غــذائی هـسـتـنـد ، از آمـریکا درخواست کـردند کـه بمبـاران افغانستان رامتـوقــف کـند ، جـالـب ایـن کـه ایــن موضوع حتی درنیـویـورک تایـمــز نـیـز مـنعکـس نـشــد . . تا اکـتبر سـال 2001 ، تـمدن غــرب به نـظـریه مـرگ صـدها هــزار افــغـان تـن در داد . . در هــمان حال ، رهـبر تمدن غـرب یعنی پرزیدنت بوش،

کلـیـه پیشنهـاد هـا  و درخـواسـت هـای سایر کـشورها را مبنی بر مـذاکـره بـرای تحویل اسامه بن لادن و هـمچنین ، ارائــه اســناد و مـدارک برای رســـمیت بخشیدن به خواست آمـریکا در خصوص دخـالت بــدون قــیـد وشـرط ، با تـحــقـیر و توهــین رد کــرد.      

  ولی بـایــد دو بــاره بـه 11  ســپتامبــر برگــــردیــم . تا ایـن تـاریخ ، جــــنایات تـروریسـتی بیشمتری در دنیـا انجام شـده کـه آثار شـدیـدتری را به هـمـراه داشــتـه اسـت ، ولی حـوادث آن روز ، تاریـخی بـود ، چـراکـه یک تحول اساسی وجـدیـد در مسـیر هـدف گـیری سلاح هـا بـوجود آمـده بـود . پـرل هـاربر یک مـقــایـســه معمولی است ، ولی قـیاس خوبی نیست ، زیرا در سال 1941 ، ژاپنی هـا پایـــگاه هـای نظـامی آمـریکا رادر دو مـستعـمره آن کـشور بمباران کـردند ، ولی دررو ز 11 سـپتامبــر، برای نخـستین بار قـلمرو مـلی آمـریکا مورد حـمله واقـع شـد . تـقـریباً برای دویست سال ، ما ، یعنی ایالات متحـده آمـریکا ، میلیون ها نفـر از ســاکــنان بومی دنیا را از محـل زندگـیشان اخــراج کــردیـم و یا اکـثراً از ریـشــه نابود شان کـردیم ، نیـمی از مکـزیک را به تصرف خـود در آوردیم  ، آمریکای مرکـزی و منظقه مارائیب را به یعمـا بردیم،هاوائی وفلیپین را (با کــشتن 100000 فیلیـپیـنی ) به تسخــیـر خـود درآوردیم. پس از جنگ جهانی دوم ، آمریکا به تمـام دنیا دسـت انـداخـتـه بود ، ولی جـــنگ هـا و نبـردهـا هـمـیشــه  درجاهـای دیگـــر اتـفـاق می افـتــــاد ، و هـمیشــه دیگـران بــودند کـه قـتــل عـــام می شـدند.  اگـــر به ارتـش آزادیخـــواه ایـرلـنـد و تــروریـســم بنـگــرید، این تـفـاوت کاملاً آشکار می شـود . واکــنش های بسیاری گـوناگـونی نبست به این مـوضوع در دو سـوی دریای ایرلـنـــد – یعنی در ایرلند و بریتانیا – وجـود دارد . تصـویر جهان در نظر هـمه یکسان نیسـت و بسـتگی به این دارد کـه بر آن حکومت کـنند یا قـرن ها تحـت حکـومت باشـید . شاید به هـمین خـاطر باشـد کـه بقـیــهء جهان ، گـرچـه اکـثراً از حملات 11  ســپـتامبـر دچــار وحشـت شـدنـد ، ولی این حـملات رااز دیـدگـاه هـای متـفـاوت می بینـنــد.

 منبع هــمـدردی

    برای درک منشأ حـوادث 11 سپتامبر، ناچـاریـم میان عـوامـل جـنایت و مـنبع هـمدردی تمایـز قـایـل شـویـم و برخی اوقات از منبعی

حمایت کـنیم کـه حـتی درمـیان مـردمی وجـود دارد کـه هـم با جنایتکاران و هـم با اعـمالشان مخالـفـند . بیایید فـرض کنیم که مرتکبان این جنایت ها عضو شبکه القاعـده هـستند. هیچکس بهـتر از سازمان سیا  نمی دانـد کـه این افراد ازکجا آمده اند، زیرا خود سیا به سـازمانـدهی وپرورش آنهـا کـمک کـرده  است .   برژنسکی ، مـشـاور امـنیت ملی جمی کارتر، رئیس جمهـور اواخـر دهـه 1978 با افـتخار می گــوید ، مجاهدان ، در واقـع روس هـا را درسـال 1978 بـه تـله افغان ها کـشـید و درسال بعـد باعـث شـد کـه افـغـانستان رامـورد هجـوم قـرار دهــد . درسـال 1990 ،آمـریکا پایگاه ها نظامی دایمی خودرادر عربستان سعودی – یعـنی مقـدس ترین مکان های اسلام – دایر کــرد ، واین زمانی بود که فـعـالیت هـــای اســلام گـــرایان بـر ضـد آمـریـکا آغـــاز شــد.

افغانستان جایی است که 8 تا 10 مــــیلیـون نـفـــر از ســــاکـنان آن در آســتـانه قحـطی و گــرســنگی بـــه ســـــر می بــرنــــد وتــا 11 سـپتـامبــربا کـمکهای بیـن المللی روزگار میگــذرانـدنــد.

اما در مـورد حـمـایت طبـقـات حاکــمه کـشورهای جنوب از شبکهای بن لادن چـه می تـوان گــفـت ؟ مردم این کشور هااز امریکا  عـصبانی هـستـنـد , زیرا ازیک طرف ، آمـریکا از رژیـم هــای اسـتبدادی وبی رحـم حــمایت می کــند ( و اکـنون سی وپنجـمین سال حـمایت خـود از اشـغال نظامی خـشن اسرائیل را می گـذرانـد ) . از طـرف دیگـــر ، سیاست هایش باعـث ویرانی و نابـودی جامـعه شهری عـراق و درعـین حال ، تقـویت صدام حسین می شود. در همین رابطه روزنامه نیـویـورک تایمــز این پـرسش را مطرح کـرد، آنها چرا از ما نفـرت دارند ؟ در همان روز، روزنامه وال اســـتریـت ژورنـال   نـطــــریـات بانکـداران ، کارشناسان و حـقـوقـدانان بیــن المللی را درمــقـاله ای بـه چــاپ رسـانـد که می گـفـتند ، آنهــا بــه ایــن خاطــر ازما تـنـفـر دارنـد کــه مانع از دمکـراسی هستیم ، از توسعه اقتصادی جلوگیری می کــنیم و مـدافـع وحـامی رژیم های تروریستی هـستیم . درغرب ، جنگ بر ضد تروریسم جایگاه ویژه ای دارد و آن را به عـنـوان مبارزه بر ضد آفـتی تو صیف میکـنند که بربرهـا – یعنی مخـالفان ف

گـسترش دادند .اسـد تمــدن– آن را  این احساس است کـه مردم خود را در آن سهیم می دانـم ، ولی کلماتی راکه نقـل می کنم ، مربو ط به بیست سال پیـش است و توسط رونالـد ریگان و  الکساندرهیگ ،  رئیس جمهور و وزیر امور خارجه وقـت  امریکا گفـته شده است . ریگان پـس از روی کار آمدن  اعلام کـرد کـه جـنگ بر ضد تروریسم بین المللی از مهـمترین سیاست هـای  ایالات متحده آمریکا خواهـد بود و در پی آن ، با ایجاد  شـبکه بیـن الـمللی تروریستی فــوق العاده خــود که از لحـاظ انـدازه بی سـابقه بود ، نسـبت به   این آفـت واکنش نشان داد این شبکه بی رحمی و سبعـیت فـوق العاده ای را در سرتا سر دنیا– مقــدمـاً در امـریکا ی لاتیـن – از خـود نشان داد نیکاراگــوئه نمونه بی چـون وچرایی در مورد است ، زیرا آرای قـضایی دادگاه عــدل بیـن المللی(آی.سی جی) وشــورای امنیت ســازمان ملل چنین می گـوینـد. ولـی از11 سـپتامبربه این طرف چـند بار به این رأی قضائی اشاره ده است. مسلم آن که جنگ آمریکا برضد نیکاراگـوئه بسیار شدید تر از 11 سپتامبر بود و ده ها هـزار کشته و یک کشور مخـروبــه را از خـود به جای گــذاشت . البـتـــه نیکاراگــوئه واکـنش نشان داد ، ولی نه با بمـباران کــردن واشـنگـتن ، بلکـه با کشاندن آن به دادگاه عــدل بین المللی . دادگاه نیــز شـکــواییـه آن کـشـور را پذیـرفـت و با محکـوم کـردن آنچه آن را اسـتفاده غـیر قـانونی از زور توسط آمریکا ( که بنادر نیکاراگــوئه را میـن گــذاری کـرده بود) نامیــد ، به نفـع آن کـشور رای داد، و بـه آمـریکا دسـتور داد  تا به این جـنایت خــاتمــه دهـد و غـــرامــت لازم را بپـردازد . الـبـتــه آمریکا با توهــین کـامل این رأی را رد کــرد و اعـلام داشــت کـه آن را قـبول ندارد . نیکاراگـوئـه سـپس به شــورای امنیت سازمان ملل متـو سـل شد و ایـن شـورا هـم طی قـطعـنـامه ای از کلـیــه دولت ها خواست تا قـوانیـن بیـن المللی را رعـایت کــنند . در این قطعنامه از هـیچ دولتی نام برده نشـد ، ولی هـمــه می دانستند که منظور کدام کشوراست. آمــــریکا قـطعـنامه را وتو کرد . این کــشور در سوابق ســازمان ملل تنهــا دولتی است که هم به خاطر رأی دادگاه عـدل بین المللی در مورد تروریسم بین المللی محکوم شده و هم قطعنامه شـورای  امنیت را کـه ازکـــشور هـــا خواسته تا قوانین بین المللی را رعایت کـنند وتو کـرده است.

 ادامه دارد

 

شماره اول پنجشنبه ( 10  ) دلو 1381                                 نی                             (  30  ) جنوری 2003 صفحه سوم

مــحفــل شـعـــر

مـلـی قـدرت

 

په  رستیا  هغه  مـلت   وي   بختور

چي لری ملی نظام ملی رهبر

وي اصلی حاکمیت د  خلکو لاس کسی

حکومت وی د ملي قدرت مظهر

جامعه  په خپله  وی   په حان حاکمه

د عامه افکارو وی قـوی اثـر

نه  تبعیض  نه  امتیازوي  نه   تیری

په حقـوقـو کسي وی خلک برابر

دهــر  چا وي  اعـتماد   پـه   عـدالت

قوانین وي له هـر چا نه معـتبر

آزادی   دیموکـراســی   وی   واقـعي

خطـر نه وي کرامت ته د بشر

مخـور  مسلـط  نه  وي    پـه  نظام

اهـلیت  او  لیا قـت   وي   مخور

سـراوما ل وی په امان، فکر او نظر هم

زورورچي پکسي نه وي  پخپل سر

 

گل پاچا الفت

در محفل شعر، که اخیرأ به هـمت دست اندر کاران این نشریه در شهر نوکیا دائر گردید 

شـعـری از بیرنگ کودامنی توسط سناتورصاحب اروزگانی قرائت شد که اینک به مطالعه

دوستان میرسد

تـنـد یس بودا

ای سـنگ! ای شـکوه  مقـد س ، تـرا درود

ای بـیشـــه ی بهــشـت خــدایی ترا  ســلام

ای ســنگ! ای  تـجـسـم روح لـطـیـــف گل

در آ سـمان ســتـاره و در بیـکــران خـــــدا

ای شـاهـکار د سـت بشــر درطی قــــرون

آن ســالهـای ســبـز خــدا  یـاد شـان بـخــیر

صد  پاد شـاه  ز روی  ارادت  هـمی نهــاد

یاد آن زمانـه ایکه به وصـف تـوعـنصـری

باران  دانــه  دانـه  به نـازو  نــوازشــــــی

یک فـــوج  ا ز کــرانه وحــشت فــرارسـید

آ مـد گــروه جاهـــل  ا وباش وبی خـــــبـر

عـمـرت به  ســر رسـیـد ایا نـقـش بـیـنظـیر

زین کارجاهــلانه شـد اسلام در شـگـفـــت

کاری که کرد لشکر جهل و جــنون جـنگ

هــرگــز کسی بچـشـم حـقـــارت تــرا ندید

ای طالـب ، ای کـتــاب جـنــایت بنـــام تــو

رفت آنچه رفت برسرت ای سایه ی صبور

این کــورازکجاست خود ش ؟ باکدام چشم؟

در خــانه ا مـان خــدایـی  پنـــاه  بـجـــــــو

آخــر خــدای بشـکند ش  د ست وپا و سـر

غــــیر از خــطاو ظـلـم شـقـاوت طمع مدار

ظـلمت گـران به  چاه  عـقـوبت فـــروفـگـن

سـوزد کسی که سـوخـتت ای معـجـز بشــر

آن  قـامت تنــاور بالـنــده  ســـر نـگــــــون

ای سـنگ! در عـزای تو من گریه سر کـنم

در ماتمی تـو گــریـه کـنــد  تابه  رسـتخـیز

از سـبزه  و ستـاره  واز ســـاحل کـبــــود

بودا به نـقـش سـنگ، در آغـوش تو غنود

هر صبـحــدم نسیم   نقـاب   تو مـی کشـود

آوای  چـنگ و بربط و نای تو می  شـنود

خـورشـید وکـوه دره شکـوه تو مـی سـتـود

آن روزها کـه قدرت وقـدرتو مـی  فــزود

درپـیشـگاه شـوکـت و جاهـت سـر سـجود

شــعـرو تـرانه وغـــزل  ناب مــی ســرود

گرد وغـبـار روز شــــبان  تـو مـی زد ود

با تــوپ وباطــیاره  و با گــرز و باعـمود

تـنـد یـسه  را شـکسـت وبخاکش فــرونمود

در انــفــجار  آتـــش   و  در بـارگـاه  د ود

بود ا یـی  و مـسـیحی ومـوسـایـی و هـنـود

چـنگـیز خود نکـردو سـکند ر نکـرده  بود

ترسـا وگـبـر و هـرمزی  و مـومن و یـهود

بـوداچه گفـته بـود؟ خود آیا چه کـرده بود؟

از جـور بـی نهـایـت و از ظـلـم بـی حــدود

ویـران   کـــند  نــگاره و آثار  ویــا د بود

از قلـب پـرشــقاوت  و ازدیـده ی  حـسـود

اورا  که زد  به  سیـنه ی  تـو تیرش آزمود

ازخصم بـی فـراسـت و از احــمق عـنـود

ای  مـالـک  سپـیده  دم ، ای خـالـق  ودود

در کوره گاه  خـشـم  خدا، دیـر یا کـه زود

این بـخـتک حــقیر و فــرومـایه سـرفـرود

در  زیـر آســمـان  خـــدا  مـثـل  تـو  نبـود

آمـویـه و فـرات  وهـریـوا  و زنــده   رود

سرنوشت ميهن من

ايا که بی خبری از سرشـت ميـهــن من
به دست کس نـفـتـد سرنوشت ميهــن من
هـــــزار واحـهء ديگـر در اين  بيابانسـت
تو خوش که شعله فشاندی به کشت ميهن من
ز خــون پاک جــوان ( دروز ) گلگــونسـت
چه جای کوه و دمن خشت ، خشت ميهن مـن
تو راه خــويش بگـيـر ای تبـــار اســـرائيــل
مــراست ارث پــدر نيـک و زشـت ميهن من
کـنشت ميهـن من نيـز جـای دونان نيســت
نماز خويش مخوان در کنشت ميهن من

واصف باختری

د موسیقی په یادولوکی دماشومانو توانایی

   نویو حیرنو سود لی ده  چی هغه ماشومان چی عمریی له یوکال خخه کم وی کولای شی هغه موسیقی چی مخکی دوی اوریدلی ده،  په یاد راوری،  او تشخیص یی کری.

   د سی. ان. ان د تلویزیونی شبکی د راپور له مخی، په هغو حیرنو کی چی په اته میاشتنی ماشومانو باندی ترسره شویده.  له میندونه وغوستل شول، چی یو دول موسیقی خپلو ماشومانو ته د ورحی دری واره واوروی.

   حیرونکو وروسته له دوو اوونیو حخه دغه ماشومان په یوه جلا کوته کی گوسه کرل. او دیو حراغ او کامری په وسیله د موسیقی په اروند د دوی عکس العملونه یی ثبت کرل.

   د رپورت له مخی په کوته کی له یوی خوانه آشنا او له بلی خوانه نا آشنا موسیقی خپرید له.

   لاس ته راغلیو نتیجو وسود له؛ چی نوی پیدا شوی ماشومان خپل دیر وخت د آشنا موسیقی په آورید لوسره  تیر کرو چی دغه موده په 100 کی تر 20 نه تر 30  پوری تر هغی بلی اورده  وه.

   وایی چی ماشومتوب حانگری د نیا ده او دا دنیا لا دهیچا پواسطه کشف شوی نده. که په دی هکله حیرنی وشی دیر داسی پت اسرار په دی دنیا کی شته دی چی سکاره کید ل به یی هـر چا ته په زره پوری  وی.

 

  طنز:

ما از کـی کـم هسـتیـم

   اگر وعده های کمک به افغانستان جنبه عملی ندارد، از طرف من مفـلس نیز چک مبلغ پنجصد میلیون وسی و هفت هزار وسه صد نزده دالر امریکایی را در فـهرست کمک کننده گان جـلسه تو کـیو بیویسـید.         روکی

 

سـر آغـاز سـخن                        ( بقیه از صفحه اول)

وایما ن محکم جا ده  پـر مخاطـره ای آنـرا طی نمائیـم

 الـبته ا دامـــه و به پیروزی رسانیـدن این آرمـان بزرگ کاریک فـرد نبـوده و به تنهــا ئی از عهـــده آن برآمـدن  امــریسـت دشــوار ونا ممکــن و لازم مـیـدانــم از همه فـرهـنگـیان و قـلــــم بدســتا ن کـشـوردعـوت نمایـم کـه درین زمیـنـه متعهـد بوده ,  با هــمـکاریــای بیشـائبــه شـان مــارا یاری رسانند و نشریه حاضر را نشریه، خود دانســته به آن بپـیـوندند؛ تا شـود به هـــدفی دسـت یا بیـم که وطـن داغــد یـــده، مـا از ما انتــظار آنـرا دارد و در برگشت به وطن با فـرهـنگ خودی ــ نه بیگانه ــ و غنی  از محسنات  پسـنـد یـده خود بر گـردیـم.    و من الله توفیق 

گر خواهی جهان جمله به فرمان تو باشد               خواهان کسی باش که خوهان تو باشد

پيامدهای کوتاه نظامی سیاسی و اقتصادی حمله به عراق

بی بی سی       24/01/2003

بسیاری از تحلیلگران نظامی معتقد ند که درصورت حمله آمریکا به عراق صدام حسین بازنده این جنگ خواهد بود و به همین جهت از هم اکنون در محافل سیاسی و نظامی و اقتصادی این سئوال مطرح شده  است که در صورت وقوع این حمله آمریکا باچه چالش های جدی چه از لحاظ نظامی درداخل عراق وچه از لحاظ اقتصادی درپهنه جهانی روبرو خواهد بود.

جاناتان مارکوس، تحلیلگراموردفاعی بی بی سی، در این باره می گوید که چالش های نظامی در مقابل آمریکا دو نوع است: "یکی این است که نظم عمومی را در عراق حفظ کند و یکی از پیش شرط های آن این است که اقتصاد عراق را دو باره فعال کند و زندگی مردم رابه حالت عادی برگرداند ولی چالش دیگر مهم ترین هدف استراتژیک آمریکا است و آن این است که یکپارچگی ارضی عراق حفظ شود وهمسایه های عراق مانند ایران وترکیه نیزبا آمریکادر این زمینه موافق هستند."

آمریکا صدام حسین را متهم کرده که سلاح های کشتار جمعی خود را مخفی کرده است و برخی ازمخالفین دولت عراق گفته اند که دولت صدام حسین قصد دارد که علیه نیروهای غربی ازسلاحهای شیمیایی استفاده کند.

جاناتان مارکوس می گوید که نیروهای غربی در مقابل حملات شیمیایی احتمالی عراق ازخود می توانند محافظت کنند ولی وی می گوید ممکن است صدام حسین همچون گذشته سلاحهای شیمیایی اش را علیه کردها و دیگر گروه های قومی بی دفاع به کارببرد.
این فقط کابوس استفاده از سلاحهای شیمیایی نیست که ذهن بسیاری از تحلیلگران رامشغول کرده است. برخی گفته اند که عراق ممکن است چاه های نفتی خود را آتش بزند. نصیر شیرخانی خبرنگار اقتصادی در خاورمیانه می گوید ممکن است پس ازحمله آمریکا به عراق و در صورت آتش زدن چاه های عراق بحران نفتی ایجادشده و قیمت نفت تا 40 دلار برای هر بشکه افزایش پیدا کند.

 

برخی در محافل "محافظه کاران جدید" در آمریکا پیشنهاد کرده اند که پس از برکناری صدامحسین از قدرت خرج لشکرکشی آمریکا به عراق باید از محل درآمد نفت عراق در آینده پرداخت شود. آندرو واکر خبرنگار اموراقتصادی بی بی سی می گوید دلیل محکمی نیست که دولت آمریکا با چنین پیشنهادی موفق باشد و مشخص است که عمل به چنین پیشنهادی می تواند باعث خشم مردم در سراسر خاورمیانه شود □

پیامد : بجای تبصره  :

 

 

بتاریخ 27 جنوری هانس بلیکس رئیس هیئات بازرسـان تسـلیحاتی سـازمان ملل، گزارش خود را در مجمع شورای امنیت ارائه نمود. این گزارش بسیار بااهـمیت بود، زیرا سرنوشت عـراق و حمله به آن به این گزارش وابسته است. بلیکس اظهار داشت که هـیچگونه سلاح کشتار جمعی و دلیلی که عـراق بتوانـد به آن د سـترسی پیدا کـند دریافـت نکـرده اند. و گذ شـته ازآن از هـمکاری هــمه جانبه عـراق درین بازرسی تذ کراتی بعمل آمده است .ولی قابل ذ کر این است که این گزارش، آمـریکا و انگلیس را قانع نکرده است. وزیر د فاع امریکا یا بهتر است گفته شود وزیر جنگ امریکا از حتمی بودن جنگ و حـمله بر عـراق هـوشدار داد. و بریتانیا این گـزارش را کتابچه ای از پرسـشـهای بی پاسـخ خـواند. امریکا مدعی است که عراق امکانات وسیع برای تولید اسلحه کشتار جمعی در اختیار دارد، بوش گفته است که عراق با تروریسم ارتباط دارد وی افزود، صدام حسین در صد د خلع سلاح آن کشور نیست.   و شواهدی نزدشان موجود است  که معلوم نیست به چه دلیلی به اطلاع عامه نمیرسد . از طرف دیگر شورای امنیت و جامعه بین الملل خواستار تداوم کار بازرسی در عـراق شده اند . ولاد یمیر پوتین نیـز هوشدار داده است که اگر عراق با بازرسان ملل کمک همه جانبه نکند جانب امریکا را خواهد گرفت.

آمریکا برای اجرای برنامهء  جنگی  خود به سه محمل چسپـیده است یکی سازمان ملل وشورای امنیت تا حـمله بر عـراق تحت اراده آن عـملی گـردد،  دوم  جـامه اروپائی که در آن میان فـرانســه و آ لـمـان از مخالفان جـدی راه حل از طریق جنگ هستند،  و  فرانسه از حق  ویتو  درشورای امنیت برخوردار است، و سوم کشورهای منطقه تا باشد با توافـق آنها این کار عـملی گردد. ولی آنچه مسلم است اینکه امـریکا منافع درازمد تی درشرق میـانه دارد، و به این مطلـب، جامعـه بین المللی واقـف است .آنچه امریکا را شیـفـته ی  این جنـگ می کند یکی  ذخائر سرشار نفـت عـراق است  و دو دیگـر بکار افـتادن سلاح هـای مـدرن وخــوشــنود کـردن مالـکان صنایع اسلحه سازی. در پیامد این پروسه وضع اقـتصادی جهان نیز متـئاثر اسـت.  در بازار های بوس لندن شاخـص اسعـار نزول کـرد و قـیمت دالــــــر در برابر ایـرو(پول اروپائی) پائین آمد. درین پرسه بعضی کشور ها مستـقـیمأ متضرر میشوند وعــــده کثیری غــیر مستقــیم . □

افغانستان د تمدن او لرغونی....                              

   پـه هــر حـال هـغه وخت چه انسـان د وحـشی توب او د حیوانیتـوب له دوری حـخـه دتمـدن او مدنیت لمــری دوری ته قـدم کیسود، زرگونو کاله تیریری. .اوکله چی انسان د دبرو «عصرحجر» دوری ته پسه کیسوده حه دباندی 9000 کاله وراندی له میلاد حخـه ؤ. او نژدی 20000 کاله مخکی له میلاد حخـه انسنانو اووگرودلته په دغـه اوسنی افغـانستـان کی ژونـدکاوه. د بیـلگی پـه تـوگـه هـغــه ددبـرو وسلی اودهـدوکونه جورشوی تـوکی چـه د «قره کمر» په غارکی چه دهیبک په سیمه کی پروت دی. د دی شــاهـدی ورکـوي چی دغـه توکی او بیلگی له میلاد حخه  9000 کاله پخـوا دهـغـه وخت وگرو او خلـکوله دغـه توکـو حخه گـته اخسـتله، اود خپل خوراک، سکار، اود حان ساتنی لپاره یی دبـریی او هـدوکی پکار ورل .په بامیـانوکی د بـودا د مجـسمی په یو کیلومتری کی پروت « دچهل ستون » غــار هـم ددغه دوری د تـمدن او مدنیت یوسه بیلگه  ده .دمیلاد      حخه 5000 کاله مخکی په آسیا، بیـن النهـــــرین، او کلده کی تر تولو زور او پخوانی لرغــونی تمــدن او مدنیت تیر شویدی ، چه دغـه تمـدن اومـدنیت په نری کی د ریاضی ، نجوم ، طب ، دعـلـومـو مــــور گنـل کیری . ددغــه زمــانی خــلک ا و وگــری پـه طــب، ریاضی،  او نجوم باندی پوهـیــدل. د تـمـدن او مد نیـت  پــه   پـنحمه دوره کی چه  نژدي

2000 حخه بیــا تر 3000 کالـو مخکی له میلاد حخه د آریان او هــنـدوکـش په شــاه ا و خـــواکی خـلک ا و وگری ، داوبو لگـولـو او کـرهـنی پـر مخـتـللی نـظــام  درلـوده ، ا ود لویـو سـارونو خاوندان  ؤ . او د نری دتـمـدن او مـدنیت پلازمـیـنـه بلـل کـیــده. او زرگـونـو کلـو په اوردو کی مخکی لـــه میـلاد

حـخه صنایعو، مسکوکاتو ، طـب ، نجـوم ، نساجی، اوفـلــز کاری ،  درلودونکی ؤ.

    دافغـانستان د حا نگـرتیـاؤ حـخه یو داده  چی د تـاریخ  په اوردوکی دبیلا بیلو لرغـونـو تمدونونو او فـرهـنگونود یـوحای کـیـدو ا و مـلاقی نقـطه ا و سـیمه وه ،  ا و د تولو لرغـونو  تمدنونوسره یی پژندگلوی درلوده . که چیری تیرو لـرغــونو تمـدنونوته  د سـیمی اووخت لـه پلـوه حیر شو ، نو په سـکاره سـره مـعـلـومـیری چی اوسـنی افغانستـان دا سی سیمه وه، چـه دبیـلا بیـلو مدنیتـونو سره د تـمدن د راکری ورکری پـه دگـر کی فعــاله ونـده  درلوده ، دبیـن الـنهــرین، او مدیتـرانی دختیـحو غـارو، مصر پارس ، یونان ، روم تـمـدونونه  یوبل  ته  نـژدی او کلـه کلـه یوله بل حـخــه  مـتأثر او مقـتـبس دي. پداسـی حال  کی چه د هـندوچـین  تـمـدنونه  له  یو بـل حـخه مستقـل او جـدادی. پـدی منـح کی افغـانستـان وه ، چـه د مـد یـتـرانی دخـتحـوغـالـرو د مـدنیت سـره آشنـا، او دهـندوچـین د  تمدن ا و  مدنیـت سـره د مدنیـت  په  را کــره  ورکـره کی پـراخه  و نـده  درلـودله.                                                           ادامه لری

زیر نظر هیات تحریر

مسئول :  داکتر محمد هاشم فقـری

به همکاری   سید رحیم صالحـزاده

آدرس: Kylmänojankatu 5 A 21

Nokia Finland 37100

nai_nashrya@yahoo.com

زنده گی صحنه یکتای هنرمندی ماست         هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صـحـنه   پـیوسـته به جاســت               خرم آن نغمه که مردم پسپارند به یاد