

![]()
نـگاهی گذرا به آیندهء
قـانون اسـاسی
در آسـتانهِ تدویر
لویه جرگهِ قـانون اسـاسی هـمه بدین باور بودند که این لویه
جرگه و تصویب قانون اسـاسی جدید گویا آیندهِ کشـور
و سـر نوشـت آنرا رقم میزند. اکنون سـوال اسـاسی درین نهـفـته
اســت که، با تدویر لویه جرگه و سـپـری شـدن چند روز آن و رسـیدن
آن به آسـتانهِ ختم، آیا واقـعاً این باور صحیح اسـت؟ ویا اینکه سـوال دیگری
را باید مطرح کرد. و آن اینکه آیا این لویه جرگه
سـرنوشــت مجموع کشـور را رقـم میزند ویا سـرنوشـت زمانداران و فـرماندهان
فـعـلی را .
اگر جریان
جلسـات لویه جرگه را بدقـت ارزیابی نمائیم به نتائج
مخـتلفـی دسـت می یابیم . درآسـتانهِ تـدویـر لویه
جرگه چنین وانمود گردید که اکثـریت مطلق شـرکت کننده گان در لویه
جرگه را مجاهـدین سـابق و طرفـداران آنها تشـکیل میدهـند .
چنانچه در گردنندگی آن نیز ســمت قابل توجه ئی داشـته اند . اگر
واقـعـاً چنین باشـد چه توقـعی میتوان از آن برده شـود. ولی
زمانیکه خانم جویا بدون اینکه نامی از کسی و یا
گروهی برده باشـد برعـلیهِ « آدم کشـان » و قـاتلان » مردم افغانسـتان
مردانه قـدعلم کرد هـمه مجاهـدین شـامل لویه جرگه و از جمله رئیس
لویه جرگه، بدون درنظر داشـت جنبهِ بیطرفی این مقام، این
صحبت ها را برعـلیهِ خود ها دانسـته و به دفاع ازآن پـرداخـتند؛ و بیشـرمانه
خودهارا وارسـین اصلی این کشـور دانسـتند؛ و خودها را چون آب
زلال پاک و منزه دانسـتند. بوضاحت نمایان بود که صحبت کننده از طرف عـدهِ
کثـیری از نمایندگان شـامل لویه جرگه مورد اسـتقـبال
قـرار گرفـت و بلاخره بوضاحت شـنوندگان ِ این جران، دریافـتند که صحبت
کننده مورد تـهـدید و تخویف قـرار گرفـت و به سـایر نمایندگان
گـوشـزد شـد که برعـلیهِ «قاتلان» « ادم کشـان » و « دشـمنان» مردم
افغانسـتان حرفی بزبان نیاورند و آنچه پیشـنهاد شـده اسـت ( طرح
قانون اسـاسی ) را به تصویب برسـانند و بس .
از قـبل قابل درک
بود که، از نمایندگان توقـع می رفـت آنچه زمامداران تقـاضا دارند باید
به تصویب برسـد. از هـمین سـبب هم بود که ناشـیانه در انتخاب لویه
جرگه مداخله و احمال نفـوذ نمودند( خبر مربوط در بی بی سی
انعـکاس یافـت ). رئیس جمهور کرزی نیـز ابراز داشـت، تنها
در سـیسـتم ریاسـتی میتواند شـرکت نماید و توقـع
برده شـده اسـت تا لویه جرگه این سـیسـتم را تصویب نماید؛
و مخالفـت خودرا بر سـیستم پارلمانی ابراز داشـته اسـت . بهـمین
ترتیب در موارد دیگری مانند پـسـوند کلمهِ « اسـلامی »
درنام کشـور ... وده ها مورد دیگر . عـلاوتاً گـفـته شـده وزرائیکه در
کمیته ها شـرکت داشـته اند احمال نفـوذ نموده تا ارادهِ خودرا تحمیل
نمایند .
با آنچه گـفـته آمدیم
به نظر این قـلم هـرگاه لویه جرگه مؤفق شـود قانون اسـاسی
واقـعاً دموکراتیک به نفـع مردم به تصویب برسـاند می توان گفـت
که این لویه جرگه واقعـاً آیندهِ کشـور و سـرنوشـت آنرا رقم
خواهـدزد . ولی اگر لویه جرگه بنابر عـوامل نفـوذ قـدرتمندان نتواند
به این مأمول فـایق آید، و آنچه را که قـبلا ً سـفارش ( دیکته)
شـده اسـت تصویب نماید، نه تنها آیندهِ کشـور ومردم آنرا رقم
نخواهـد زد؛ بل برعکس آیندهِ زمامداران و قـدرتمندان را رقـم میزند، و
این آینده ناگـفـته معلوم اسـت .
هـر قـانون و
مقـرراتیکه به نفـع مردم نباشـد و نتواند خواسـت و ارادهِ مردم را منعـکس
نماید، مسـلماً از طرف مردم پشـتیبانی نخواهـد شــد، بل بر آنها
تحمیل میگرد؛ و باید متیقـن بود که قـوانین تحمیلی
پایه و اسـاسی ندارد و آنچه مورد قـبول اکثـریت مردم کشـور
نباشـد، نمی تواند آینده ســاز باشـد و سـرانجام به نابودی
گردنداننده گان خود خواهـد انجامیــد .
اخیراً روزنامهِ صبح AAMULEHTI
چاپ شـهـرتامپره فـنلند گزرارشی از
وضع در افغانسـتان به نشـر رسـانیده که اینک ترجمهِ آنرا به مطالعـه
شـما میرســانیم
رئيس جمهور کـرزی
کشـور بی ثبات و لـرزان را با تلاشـهای ديموکراتيک اداره ميکـنـد
افغانسـتان بخاطر تهـیه و تصویب قانون
اسـاسی به لویه جرگه آماده گی میگـرد. قـرار اسـت این لویه جرگه که در ماه
دســامبر2003 در کابل برگزار گردد. کامیاب
شـدن این لویه جرگه یک گام بسـیار مهم برای مردم
افغانسـتان اســت.
افغانها کشـور خود را بالای ویرانها میسـازند،
که از دولت دسـت نشـانده روسـها و از حکومت سـتمگر مجاهـدین و مذهـبی
طالبان بجا مانـده اســت.
ظامن مهم برگرداندن دیموکراسی حامد کرزی
اسـت. او این کشـور غـریب، تکه تکه وتیرباران شـده را تقریباَ دو سـال اداره کرده اسـت.در ماه دســمبر سـال آینده
کرزی میخواهـد که شـهرت خود رادر اولین انتخابات آزاد که بعـد
از سـال1964 برگزار میگردد امتحان کـنــد.
کرزی افغانسـتان را به نقطه برده اسـت که در
آن حالا اردو، پلیـس و دولت بوروکراتیک را میسـازند، یعـنی
سـاختار یکه بواسـطهِ آن یک دولت به پا می ایسـتد، ویا
از هم میپاشــد. هـرج و مرج وجنایات هـنوزهم در کشــور دیـده میشــود.
به اسـاس گفته کرزی انتخابات تابسـتان آینده
به هـر قـیمت که باشـد برگزار میگـردد، بخاطر یکه راه دیگـر
وجود نـدارد.
آیا
ما توانایی ناکام بودن در انتخابات را داریم؟ کرزی میپرسـد.
سـپـس خودش بشـکل تاکیـد آمیزجواب میدهـند: نه خـیـــر.
تیر اندازی در مقابل قصر ریاســت
جمهـوری
صبح روز یکشـنبه در مقابل قصر ریاسـت
جمهوری در کابل سـگهای تربیه شــده نظامی و ســربازان
گروپهای مخصوص امریکایی مشـغـول کار و تمـرینات
شـان هـسـتند. در محوطه ای قصر، گارد احترام کرزی مارش کردن وباجه
نواختن را بشـکل عادی ومعـمول تمرین میکـنـد.
گروپهای امنیتی بسـیار
مصروف وبا عجله بنظر میرسـد. چند بار تلاشـهائی بخاطر ترور کرزی
صورت گرفت . 23 نوامبردر مقابل هوتـل انترکانتینتال در کابل بمـب انفجار
کرد، و هـمزمان در نزدیک ریاسـت جمهـوری ازطرف دیگـر جاده
صداهای شـیلک مرمی ها بگوش رسـید. صداهای شـیلک
مرمیها یک دو دقـیقه دوام کرد. سـپـس از دروازه های قصر
موتر های صحرایی حرکت کردند, که ماشـیندارها بالای آن نصب بود ,
وسـربازان گروپهای مخصوص که به کلاه های نظامی وجمپـرهای
سـیاه ملبـس بودند، بالای سـقـفـت های آن نشـسـته بودند. به
تمام حاضرین حالت( پروت) داده شـده بود. تنها گارد بدون مزاحمت به دیگران
به کار خود ادامه داد. هـجوم غربیها در محل حادثه، سـربازان افغانی را
ســرگرم و مشـغـول خود سـاختند. از مدتها به اینطرف صدای مرمیها
برای افغانها یک چیـز عادی و هـمه روزه شــده اســت.
دقایق بعـد از حادثه رئیـِس جمهورکرزی
به سـالن قصرخود قـدم گذاشـت. او در مورد این حادثه و از قـدرت و توانایی
خود به مطبوعات یاد آوری کـرد.
نظامیان که از وظایف خود بر کنار گردیده
بودند, در مقابل وزارت دفاع مظاهره کرده , و آنها درخواسـت معاش خود را میکردند,
ولی پـرداخت معاش انها وقـت زیاد را در بر میگرد.
مظاهره شـکلی جدی بخود گرفـت, و مسـؤلین
امنیت وزارت دفاع هـمچنان مجبور به عکـس العمل گردیدند،.وضعـیت
تحت کنترول درآمـد. طبق معلومات بعـدی در جریان زدو خورد بین
تظاهر کننده گان ومسـؤلین امنیت وزارت دفاع یک و یا شـاید سـه نفر
به قـتل رسـیده باشـند.
بدون توجه به چنین, حوادث وضع امنیتی
افغانسـتان رو به بهـبود معـلوم میشــود.وضع کابل هـمچنان اسـتوار وثابت
تصور میگردد. به اسـاس مصاحبه های که با چند نفـر افغانها صورت گرفـته
استــ. %83 فیصد آنها به این عـقـیده اسـتند که وضع امنیتی
در افغانسـتان رو به بهـبود اسـت . کرزی هـمچنان میگوید و مطمئن
اســت که حرف او فهـمیده میشـود.
بزرگترین مشـکلات کشـور قوماندان و جنگ
سـالاران شـمال هـسـتند، که بزرگترین آنها جنرال عـبدا لـرشــید
دوسـتم و جنرال عطا محمـد میباشـد.
در سـمت شـمال هـنوز هم نفـوذ دولت مرکزی کابل
ضعـیف اســت . تقـویت تسـلط بالای سـمت شـمال یکی
از وظایف مشـکل کرزی اســت. کرزی میگویـد وفاداری
مردم کدام مشـکل اسـاسی نیسـت، و علاوه میکـند که در تمام
گفـتگو های که با مردم عوام کرده اند، آنها از هـر چیـز دیگـر
به خلع ســلاح قوماندان تاکـیـد ورزیـده انـد.
مشـکل اسـاسی این اسـت که ما کسی
را برای اداره کشـور نداریم, و نه از لحاظ مالی و مادی
امکانات کافی داریم. جنگ و ویرانی 30 سـال دوام کرد، و
کسـانیکه برای آخرین بار تحصیلات عالی راکسـب کردند
حالا 60 سـاله هـسـتند. ما مجبور هـسـتیم که این خالـیگاه بزرگ
را پـر کنیم.
گروپهـای غـربی هنوز هم در کشـور میماند
در حال حاضر در افغانسـتان در مجموع 20000
سـربازخارجی موجود اســت. در این رقم ذکـر شـده گروپهای تحت نام
مبارزه با الـقـاعـده و تروریزم با سـر کرده گی امریکا و
گـروپهای (آیساف) که در تاَ مین امنیت داخلی
کشــور کمک میکند شـامل اســت.
به اسـاس گفته کرزی سـازمانهای بین المللی به
قـدر کافی در موضوع افغانسـتان حصه گرفـتــه اند، وبه گروپهای (آیسـاف)
و نیـروهای مبارزه با تروریزم تحـت رهـبری امریکا
هـنوز هم در کشــور ضرورت اســت.
مردم شـمال درخواســت بیـشـتر نیـروهای
(آیســاف) را کرده اند، مردم افغانسـتان میخواهـند که آنها را
به زودی تنها نگـذارند، بخاطریکه کشـورشـان دوباره به ترور وجنایت
انحراف نکـنـد.
آقای کرزی دقـیق متذکـر نشـد که
چقـدر وقـت غـربیها در افغانسـتان باقی میمانند. ولی به
هــر صورت او متیقـن اســت که آنها برای سـالهای متعـدد یعـنی
تقــریباَ 10 سـال دیگـرهم درکوچه ها و جاده های افغانسـتان
قـدم بزنند.1,8 میلـیارد
دالـرکمک اخیـر امریکا برای افغانسـتان هـمچنان به هـمین
جهت اســت.
قانون نیسـت به جـز اســلام
هدف اسـاسی در لویه جرگه سـاختن حکومت
اســلامی اسـت. این موضوع سـوالات را خلق میکند که در اینجا
هـدفِ اسـلام بودن چیسـت؟ تاکـیــد کرزی در این موضوع
بصورت آشـکار، بالای تفـسـیر معـتدل و مـدرن اســت. افغـانها مـردمان
عـمیقاَ مذهـبی اســتـند. هـیچ قانون نمیتواند در این
کشـور در تضاد با اسـلام باشــد، ولی از طرف دیگر هـمچنان اسـلام نبایـد
با آزادیها ی سـیاسی در تضاد باشــد.
کرزی بشـکل ویـژه بالای مقام زن
تاکـیـد کـرده، که تاحال بیسـار نا امیدوارانه بود. به اسـاس
قانون اسـاسی قـرار اسـت که %25 کرسـیهای پارلمان آینـده
کشـور را زنان تشـکیل بدهــد.از50 کرسی انتصابی بـرای لویه
جرگه 25 کـرسی برای زنان اختصاص داده شــده اســـت.
در مصوده قانون اسـاسی جدید افغانسـتان
نظام ریاسـتی با یک رئیـس جمهور قـوی در نظر گرفـته
شــده اســت.که در هـر پنج ســال توسـط انتخابات انتخاب میگـردد.کشـور
را پارلمان منتخب شــده پنج ســاله اداره میکـنـد اما بر خلاف رسـم کشـورهای
غـربی در اداره ای دولت صدراعظم وجود نـدارد.
در نخسـتین طرح قانون اسـاسی صدراعظم در
نظر گرفـته شــده بود، ولی در اخـیر کارشـناسـان بین المللی
تصمیم گرفـتند که از بودن صدرغظم صرف نظرکـنــد.
کرزی گفـت که در بودن رئیـس جهـور و
صدراعظم دو ابرقـدرت در کشـوربه وجود میآیند، در کشـور که ثبات سـیاسی
و امنیتی موجود نیسـت بین صدراعظم و رئیـس جمهور
مسـابقه ومبارزه قـدرت بمیان آمـده، ویک فاجعـه جدیـد بوجود میآورند،
که ما از گـذشــته از هـمچون مســایل تجارب کافی داریم.
ترجمه : ار ســید
نجیب الله بشــریـار
دموکراسی پارلمانی الکوی
مناسب برای افغانستان
برمک خراسانی
در حاشيه پيش
نويس قانون اساسی
نشر پيش نويس قانون
اساسی افغانستان پرسشهای جدی را در جامعه مطرح کرده است. از اين رو
نيروهای سياسی و روشنفکران افغانستان نمی توانند در اين برش
حساس از تاريخ افغانستان نسبت به اين طرح بی تفاوت و نظاره گر باشند.
به باور نويسنده اين سطور، آنچه که امروز در افغانستان
اتفاق می افتد و مشخصاً مدل نظام سياسی آينده آن نه تنها سرنوشت مردم
افغانستان را رقم خواهد زد، بلکه بر مجموعه ای جريانات سياسی، مذهبی
و رژيم های منطقه اعم از ايران، پاکستان و آسيای ميانه تاثير بجا
خواهد گذاشت. از اين رو پي ريزی اصول
اساسی که رژيم آينده افغانستان بر آن استوار باشد، بسيار با اهميت است. اصولی
که ديگر زمينه را برای ظهور رژيم های ديکتاتور و مستبد، ايدلوژيک و قبيله سالار باقی نگذارد، زمينه و شرايط را برای استقرار دموکراسی،
امنيت، ثبات، بازسازی، توسعه سياسی
، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم بسازد.
باجمع بست از تجارب گذشته و درس گيری از آن می
توان به صراحت گفت که: ايجاد صلح دايمی، ثبات پايدار و امنيت قابل اعتبار،
بازسازی و ترقی اجتماعی افغانستان در شرايط استقرار نظام سياسی
مبتنی بر اصول و اساسات دموکراسی، پلوريسم سياسی, عدالت اجتماعی،
حاکميت عرفی بر پايه تخصص، ارزشهای معنوی و ملی، حضور و
مشارکت مردم و پيروی از سياستی ملی خارجی امکان پذير است.
استقرار نظام مبتنی بر دموکراسی، پلوريسم سياسی،
عدالت اجتماعی، ارزشهای معنوی و ملی ـ تاريخی و
اعلاميه جهانی حقوق بشر نياز جامعه ماست. تجربه کشور ما نشان داد که نظام های
متمرکز، مستبد و ديکتاتور، تک قومی و موروثی، ايدولوژيکی و
اماراتی نه تنها کارائی چندان ندارند بلکه بحران زا هستند.