« شعر ناسرودۀ من » انتشار یافت

 

مریم

 

«شعر ناسرودۀ من» هفتمین گزینۀ شعری پرتونادری این روز ها به وسیلۀ بنگاه انتشارات میوند، با شماره گان هزار جلد،از چاپ به در آمده است. در این  گزینۀ شعری بیست و هفت پارچه شعر شاعر گرد آوری شده است. این شعر ها عمدتاً در یکی دو سال اخیر  سروده شده اند.

شعر های این گزینه بدون از قطعۀ « رستمی در چاه » دیگر همه گان شعرهایی اند در عوالم شعر بی وزن یا شعر سپید.

در  یکی دو دهۀ گذشته پرتونادری بیشر به سپید سرایی روی آورده است.

با این حال او در اوزان سنتی نیز تجربه های گسترده یی دارد. اخیراً گزینۀ شعر های کلاسیک او زیر نام « ... و گریۀ صد قرن در گلو دارم »  به وسیلۀ بنگاه نشارات میوند  به نشر رسیده است. در این گزینه شماری از قصیده ها، غزلها، مثنوی ها  ترانه ها و دوبیتی ها شاعر گرد آوری شده اند.

بررسی گزینه های شعری پرتونادری نشان می دهد که او با شکیبایی از اوزان کلاسیک به سوی اوزان آزاد عروضی و از آن جا به عوالم سپید سرایی یا شعر بی وزن راه زده است.

در گزینۀ « شعر ناسرودۀ من » شاعر مقدمه یی دارد نسبتاً مفصل زیر نام « نمی دانم چه بنویسم » که در آن ازسیاست، فرهنگ شعر و ادبیات سخنانی رفته است. زبان این مقدمه به مانند زبان شعر های آمده در گزینه، زبانیست آمیخته با طنز و کنایه.

او در این مقدمه نه تنها به برسی وضعیت ادبی کشور پرداخته؛ بلکه سیاست های  فرهنگی دولت و وضعیت زبان فارسی دری را از منظرگاه این سیاست بیان داشته است.

در پاره یی از این مقدمه  با  نوع طنز سیاه و گزنده یی به بررسی روش های فرهنگی سازمانهای امداد افغانی که بخش قابل ملاحظه یی کمک های جهانی را دریافت می دارند، پرداخته و نهایتاً این تصویر را به دست داده است که یک چنین نهاد هایی پیش از آن که به کار سازندۀ فرهنگی بپردازند، بیشتر علاقمند به هیاهوی فرهنگی اند.

زبان شعر های او زبانیست آمیخته با طنز.  جدی ترین مسایل سیاسی - اجتماعی  در شعر های او با زبان طنز آمیز بیان شده است. به همین گونه او در بیان شاعری خویش از مثل های مردمی نیز استفاده می کند.

در سروده های سالهای اخیر پرتونادری طنز کاربرد گسترده یی یافته و این امر به نوعی از مشخصۀ شعر او بدل شده است.

نخستین شعر این گزینۀ شعری « حلقه های زنجیر فاجعه » نام دارد و آخرین شعر آن به نام « بازار آزاد » آمده است. شاید این یک امر تصادفی است که شاعر حلقه های زنجیر فاجعه را با بازار آزاد پیوند زده است. آیا بازار آزاد برای ما حلقه های زنجیر فاجعه است و یا این که حلقه های زنجیر فاجعه خود همان بازار آزاد است!

این هم شعری از دفتر« شعر ناسرودۀ من »:

تا سرزمین هیچ

امپراتور بی اقلیم من

پیرانه  سر

در زیر  چتر واژه های دروغین

شرابی می نوشد

که انگورش در باغچۀ قصاب شیرین شده است

*****

امپراتور بی اقلیم

هرگاه که از پلکان پیاله های خالی

بربام بلند حادثه  بر می آید

فرمان قتل عام ستاره گان عاشق را

در یک کلمه صادر می کند

 بکشید!!!

 *****

امپراتور بی اقلیم من

در زیر خیمۀ هر واژه

هزار سرور بی سر دارد

امپراتور بی اقلیم من

تازه یورش فاتحانۀ خود را

تا سرزمین هیچ آغاز کرده است

و اما  نمی داند

که فردا

 شتر سیاه  چه حادثه یی

 در کوچۀ چه ابتذالی

 زانو خواهد زد

 ******

امپراتور بی اقلیم من

افتاب را با دو انگشت پنهان می کند

و جیب هایش

لانه تفکر خفاشانیست

که تازه از دالانهای رسوایی بر گشته اند

 

میزان 1386

شهرکابل

 

 

باز گشت به صفحه اول
 صفحه اصلی