|
|||||||||
|
|
« یادش نمی رود »
یادش نمی رود که فروغ یگانه رفت آن گوهر یگانهء مادر ز خانه رفت هرگز ندیده سـاحت گلشن چو او گلی آن عندلیب بزم طرب با ترانه رفت حیف شـد از آن نهال که کهنسـال نشـد و رفت آن نو نهال طرف چمن با جوانه رفت « احمد فروغ » عاشـق ادب و جلوه های نو تا روز مرگ در این راه، عاشـقانه رفت « بیرنگ » برفت به دامن کهسـار ملک خویش با ناله های دلکش خود جاودانه رفت « آرام » ندید بسـتر آرام در این جهان جز آنکه با خسـان زمان و زمانه رفت
|
|
|||||||