|
|
|||||
| شـماره دوم سال دوم ( شماره مسـلسل 15) |
پنجشـنبه 7 حوت 1382 / 26 فـبریوری2004 |
||||
د اسارت له يوغه خلاص به افغانان کله شي
استونکی : نواب خان هلسينګي
رابعـه بلخي
رابعه بنت كعـب قـزداری درابتدای قـرن چهارم هـجری قـمری ميزيســت. دربلخ متولـد گرديد واولـين دخـتر اين خاك اســت كه به فارسی دری اشـعـار جـذاب وشــيـريني ســروده اســت. درتـذكـره ها اورا بنام رابعه بلخی يا بنت كعـب معـرفی كرده اند. ازملك زادگان بلخ بـوده و اورا معاصر رودكی دانســته انـد ووفات رودكی رادر 329 هجری قـمری می نويســند. پـس ازكعـب پسـرش حارث بر تخـت مي نشــيند. حارث غـلامی داشــت به نام بكـتاش ورابعه دلباخــته او شــد. حارث به ســبب اين نسـبت عاشـقی تصميم به قـتـل خواهـر ميگـيرد ابتـدا غلام را در چاه افگـنده سـپـس رگزن را فـرا خوانـده دســتور ميدهــد كه رگ رابـعـه راقـطع كرده بگـذارد تا آخرين قطره خون او بـريـزد. رگزن فـرمانـرا اجـرا ميكـند. ودر حمام را بـروی او با خشــت وگل می بندد. رابـعـه به خون خود بـرديـوار مينويســـد: مــرا به عـشـق هـمی متهـم كـنی به حـيل چـه حجــت آری پـيـش خــدای عـزوجــل بكتـاش به زحمت زياد از چاه بيـرون آمده به نـزد حارث مي رود، وسـر اورا قطع كرده خود به مـزار رابعه رفـته كارد بر ســينه فـرو مي برد ودر خاك مي افــتـد. جامی به نقـل از ابوسـعـيد ابوالخـير او را زن عارفه و باســلوك معـرفی نموده اســـت. شــعـر ذيل كه بهار بلخ نام دارد از ســروده های اوســت زبـس گل كه در باغ ماوی گرفـت چمـن رنگ ارژنگ مانی گـرفـت صبا نـافـه مشـك تبـت نـداشـــت جهان بوی مشـك از چه معـنی گرفـت مگـر چـشـم مجـنون به ابـر انـدر اسـت كـه گل رنگ رخـســار لـيـلي گـرفـت بمی مانـد انــدر عـقيـقـيـن قــدح ســرشـكی كه در لاله ماوا گـرفـت قـدح گـيـر چـندی ودنيا مگـيــر كه بـد بخـت شــد آنكه دنيی گرفـت سـر نرگـس تازه از زر وســيـم نشـان ســر تاج كسـری گـرفــت چو رهـبان شـد انـدر لـباس كــبود بنفـشــه مگـر ديـن ترسـا گرفـت فـرسـتنده: انجنيـر ضياالحق از يوواسـكولا
بروز مشـکلات در پروسـهء بازرسی از زندانیان در گوانتانامو
جهانیان اطلاع دارند که صدها نفـر از جنگجویان مربوط به القاعـده و طالبان در پایگاه نظامی امریکا در گوانتانامو در زندانهای سـاخته شـده بدین مظور، زندانی انــد. مقامات وزارت دفاع و ادارات امنیتی ایالات متحــده امـریکا از سـال 2002 بدینسـو مصروف بازپـرسی ازین زندانیان بوده اند. اخیراً آشـکار گردیده که مترجمان مصاحبه ها و پاسـخ های زندانیان را که به 660 میرسـد غـلط و نادرسـت ترجمه کرده اند. برای بررسی این مسـاله کمیسـیون تحقـیقاتی از طرف پنتاگون مؤظف سـاخته شـده که این مصاحبه ها را که در نوار ها ثبت شـده اند بار دگر گوش کنند و آنها را با متون ترجمهء آن بمقایسـه گیرند. یک مقام بلند پایه در پنتاگون گفـته اسـت که شـواهـد میرسـاند که مترجمان مصاحبه ها را اشـتباه ترجمه کرده اند . این امر نگرانی زیادی را در پنتاگون سـبب شـده اسـت . گرچه موصوف از شـواهـد دسـت داشـته نام نبـرد ولی قـرار معـلوم تا حال دوتن از مترجمان بازداشـت شـده اند که اتهام جاسـوسی و کمک به دشـمن بـر آنها وارد سـاخته شـده اسـت . ناگفـته نماند که قـبلاً یکـتـن از نظامیان که وظیفـهء امام را در پایگاه مذکور داشـت نیـز دسـتگیر و ده تـن دیگر از نظامیان آنجا به اتهام جاسـوسی بازداشـت شـده انــد. این بازداشـت ها طریقهء به اسـتخدام گرفـتن مترجمان را زیر سـوال برده اسـت . قـرار معـلوم اسـتخدام مترجمان برای منظور فـوق از طریق انترنیت و اعلانات در روزنامه ها صورت گرفـته اسـت . اکنون تصمیم برآنسـت تا در بارهء مترجمان تحقـیـقـات بیشـتر آغـاز و از آلات دروغ سـنج اسـتفـاده بعمل آیداگر تحقـیقات نشـان بدهـد که در جریان بازپـرسی های عـملی سـبوتاژ بکار گرفـته شـده باشـد در آنصورت مقامات پنتـاگون بر جـریان بازرسی های انجام شـده از سـال 2002 بدینسـو بطور کلی تجدید نظر نموده و راه پـیـموده را باز از نو بپیماید . یکی از اعضای کمیسـیون تحقـیـقاتی گـفـته اسـت که اگریک زندانی درپاسـخهای خـود مثـلاً « پنج » گـفـته باشـد و مترجم آنرا « چهار» ترجمه کرده باشـد یقـیناً که مشـکل بزرگ ایجـاد کـرده اسـت . درصورتیکه پاسـخها به سـوال های مطرح شـده از زندانیان غـلط و اشـتباهی تـرجمه شـده باشــند مقامات ادارات امنیتی و تحقـیقاتی را به گمراهی میکشـاند و تثبیت قـضایا بشـکل درســت آنـرا مشـکل و حتی ناممکن میسـازد.
د 2003 کال د پرسونل ضد ماينونو د راپور څو مهم ټکي پوهـاند ګلداد
د 2003 کال د Landmine monitor راپور له مخې ددې کال د جون مياشتي تر 31 نيټې پورې 134 هيوادونه د ماينونو د توليد، زيرمه کولو، انتقال او استعمال دمنع کولو تړون تصويب کړی دی. ديارلس نورو هيوادونو امضاء کړی خو لاتر اوسه يې قانونې پړاوړنه بشپړ کړي ندي. په حقيقت کښې د څلور برخو هيوادونو له شمير څخه درې برخې هيوادونو نوموړی تړون تصويب کړی دی. يا په بل عبارت د 2002 کال دراپور وړاندې کولو وروسته نهه 9 نورهيوادونو په دغه اتحاد ور ګډ شوي دي، په دغه ډله هيوادونو کې زموږ هيواد افغانستان کوم چې د نړۍ تر ټولو هيوادونو زيات د ماينونو او ناچاودلو مواودو په مصيبت او وير اخته دی هم راځي . برسيره پردې يو شميرهغه هيوادونه چې د هغو په جمله کې فنلند هم تياری ښودلي دی چې په دغه اتحاد به ور ګډ شې، او نوموړی تړون به تصويب کړي. خو د بده مرغه بايد ووايو چې لا تر اوسه د نړۍ 74 هيوادونه د ماينونو دپيمان د اتحاد څخه د باندي پاته دي، او په دغه ډله کې هغه هيوادونه هم راځې چې د نړۍ تر ټولو هيوادونو يې زيات ماينونه توليد او زيرمه کړي دي. ددې دغه هيوادونو په زير متونونو کې لا تر اوسه دوه سوه (200) ميليونه د پر سونل ضد ماينونه شته دي. په دغه ډله کې د ملګرو ملتونو د امنيتي شورا دری دايمي غړي هيوادونه لکه ( امريکا ،روسيه او چين ) هم شامل دي. تر اوسه پورې (36 ) هيوادونو د پر سونل ضد ماينونو توليد بيخي بند کړی دی.په دغه ډله هيوادونو کې (30 ) هغه هيوادونه راځي چې د اوتاوا تړون يې لاسليک او تصويب کړي دی ، او شپږ نور هغه هيوادونه دي چې لا تر اوسه يې دغه پيمان تصويب کړی هم ندی. هغه ډله هيوادونه چې پيمان يې لا تصويب ندی خو د پر سونل ضدماينونو توليد يې بندکړی دی عبارت له: فنلند ،يونان ، اسرائيل ،پولند ، سربيا (مونتانيګرو) او ترکيه څخه دي. په دې ورستيو وختو کې تايوان هم په دغه ورستۍ ډله ورګډ شوی دی. ويلای شو چې د اتاوا د پيمان د تصويب له پيل څخه بيا تر اوسه پورې د پرسونل ضد ماينونو په سوداګرۍ کښې په پوره اندازه کمښت راغلی دی، همدارنګه دهغې په استعمال او انتقال کې زياتوالی نه په سترګو کيږي.
تـرجمه از منابع هـالندی / ن. م بعـد از سـقوط طالبان درحدود 2.3 میلیـون مهاجـرین افغان دوباره به کشـور شـان برگشــتـنـد . اما بزودی این عـودت کنندگان دریافـند که هـنوز از برنامهِ بازسـازی افغانسـتان خبری نیسـت و از کـمک های وعـده داده شـده اثری دیده نمیشـود ؛ بناءً اکثر این عـودت کنندگان دوباره کشـور را ترک میگـویند و به مهاجرت ثانی تن میدهــند. شـهـر کابل پایتخت افغانسـتان یگانه شـهـری اسـت که اکثریت عـودت کنندگان آرزوی اسـکان درآن را دارند چون نسـبت به سـایر شـهـر ها از امکانات حد اقل و امنیت نسـبی بر خوردار اسـت . اما وضع حتی درین شـهر نیز آنقـدر خوشـایند نمیباشـد . بطور مثال در تعـمیر فابریکه بوت سـازی که در اثر جنگ ها بشـدت ویران و خسـاره مند شـده اسـت صدها تن از ین عـودت کنندگان سـکونت دارند. آنها در اتاق های فاقـد دروپنجره و فـرش بروی زمین میخوابنـد، تشـناب و دیگروسـایل ضروری موجود نیسـت ، اطفال در دهـلیـز هـا وزیـنه ها به بازی و جسـت و خیز مصروف اند پدران فامیل ها کاریکه در آمد داشـته باشـد ندارند بعـضی از آنها به کارهای دسـتی میپـردازند که محصول کار خودرا با پـول ناچیزی بفـروش میـرسـانند . این یگانه عایـد بسـیاری ازین گونه فـامیـل ها را تشـکیل میدهــد. حکومت توان ارائهِ کمک و تفـویض کار به اینگونه اشـخاص را ندارند. کمشـنری عالی امور پناهـندگان وابسـته به سـازمان ملل متحد تعـدادعـودت کنندگان به افغانســتان را تقـریباً 2.3 میلیـون درسـال 2002 تخمین میزند که از ایران و پاکسـتان برگشــته اند، جائیکه آنها تقـریباً بیشـتر ازیک دهه را بخاطر اشـتعال جنگ داخلی درکشـور شـان بحیث پناهگاه انتخاب کرده بوند . دولت افغان تلاش دارد تا مهاجرین عـودت کننده را متقاعـد سـازدتا آنها به ولایاتی که محلات سـکونت اصلی شـان بوده اسـت، بروند و در آنجا دوباره سـکنا گزین گردند ولی اکثریت اینها از رفـتن به ولایات شـان صرفـنظـر می کنند . هـمین اکنون تعـداد باشـندگان شـهر کابل به سـه میلیون رسـیده اسـت . بقـول معـاون شـهـر داری کابـل تقـریباً نیم میلیـون نفـر مهاجر در شـهر کابل زنده گی میکنند ، ازجمله78 فـامیل که در تعـمیر فابریکه بوت سـازی اقامت گزیده اند، مهاجرین ولایات مختـلف کشـور هـسـتند. این گونه مهاجـریـن یا از ترس طالبان خانه های شــانرا ترک گفـته اند ویا بخاطر اذیت و آزار تـفـنگ سـالاران ویا هم خشـکسالی آنها را مجبور به مهاجرت سـاخته اسـت . اینگونه فـامیل ها ونیـز مهاجرین برگشـته از ایران و پاکسـتان بنا بـر مشـکلات عـدیـدهِ که از لحـاظ تأمین وسـایل معـیشـت با آن مواجه اند، تصمیم میگیرند که دوبا ره به کمپ های مهاجرین در ایران و پاکسـتان برگردند. فـامیل هائیکه بکشـور بر می گردند معادل 65 یورو پـول نقـد و 79 کـیلو گـرام آرد یا گـنـدم دریافــت میکنند. درحالیکه یک خانواده به مواد ضروری اولیهِ بیشـتر نیازمنـد میباشـد . کودکان به دوا و مواظبت طبی، به مکتب ووسـایل درسـی ، لباس و خوراک مناسـب دسـترسی ندارند پدران شـان کاریکه در آمد ثابت داشــته با شـد نداشـته و این در حالیسـت که نرخ مواد خوراکه و کرایهِ منازل چند برابر نسـبت به زمان طالبان بلند رفـته اســت . این امر زنده گی را برای اکـثـریت مردم مشکلتر سـاخته اســت . این واقـعـیت ها انگـیـزهِ آن شــده که درطول سـال 2003 برگشـت مهاجرین به وطن شـان سـیر بطی داشـته و امید شـان از دولت فـعـلی برهـبری آقای حامد کرزی به یأس مبدل گردد. آنها دولت را متهم به خویش خوری و عـدم کارآئی میسـازند . یک مقام حکومت کرزی گفــته اسـت که اگر وضع کمک های خارجی بهـمـیـن منوال ادامه یابد یعـنی کمک های سـازمان های بیـن المللی و کشـور های خارجی کماکان ارائه نشـود زمسـتانی که آمدنی اسـت برای مردم افغانسـتان فـاجعـه برانگـیز خواهـد بود. □ سـفیر غـیر مقـیم افغانستان دردیـدار با افغانها درهـیلسـینگی
گزارشگـر صالحزاده
روز پنجشـنبه19.2.2004 آقای هـمایون تندر سـفیر دولت انتقالی اسـلامی افغانسـتان در بلجیم و نماینده دولت افغانسـتان در اتحادیه اروپا با حفظ سـمت های قبلی به سـمت سـفـیر غـیرمقـیم افغانسـتان درکشـورهای اسـکاند یناویا، درهلسـینگی اعـتماد نامهء خود را تسـلیم رئیس جمهور فنلند خانم تریا هالینین نمود . قـبل از سـقـوط دولت دوکتور نجیب الله سـفـیر افغانسـتان در مسکو سـمت سـفـیر غـیر مقـیم در کشـور فنلند را داشـت. با فـروپاشی امپراتوری شـوروی سـابق و بمیان آمدن تغـیرات عمیق در سـطح جهان و منطقه و اعلان مبارزه عـلیه تروریزم، القاعـده و طالبان و حضور فعال کشـورهای اروپایی و پـیمان ناتو در افغانسـتان، شـرایط جدید را در عرصهِ د یپلوماسی دولت موقت به وجود آورد. و هم چنین با در نظرداشـت این نکـته که مقـر فرماندهی ناتو و اتحادیه اروپا در بروکسـل قـرار دارد، دولت افغانسـتان این تصمیم را اتخاذ کرده اسـت. آقای همایون تندر یکی از دیپلمات های کارکشـته دولت انتقالی اسـلامی افغانسـتان اسـت، که تجربه کاری دیپلوماتیک بعـد از پـیروزی مجاهـدین در سـال 1991میلادی در افغانسـتان را داشـته. و در حال حاضر بیشـتر یک تکـنوکرات طرفـدار غـرب و امریکا به نظر میرسـد تا یک دیپلومات وابسـته به جمیعـت اسـلامی. آقای تنـدر بتاریخ 22.2.2004در هـیلسـنگی در دیدار با افغانان مقـیم فـنلند از دوره ی دوسـاله دولت مؤقـت و کارهای انجام شـده در این مدت ابراز خرسـندی کرد.در مورد ضرورت وحـدت ملی و یکـپارچه گی مردم کشـور گفـت که با وجود جنگ 25 سـاله حتی در زمان که در افغانسـتان حکومتهای ضعـیف سـر قـدرت بودند باز هم این ملت تجزیه نشـد و یکـپارچگی خود را حفظ نمود.آقای تـندر گفـت یک تعـداد از افراد باتبلیغات زهراگین خود به جان ملت افـتاده اند، در صورتیکه یک دهـقان پشـتون در پکـتیا با یک دهـقان هـزاره در بامیان چی تفاوت دارند؟ وی با قاطعـیت تمام جنگ سـالاران و فـرماندهان نظامی خودسـر را محکوم نمود . آقای تـندردر قـسـمتی از صحبت های خود گفـت : درسـال 1357 طرفـداران رژیم کمونیسـت میخواسـتند که نو جایگـزین کهـنه شـود، و هـر چـیزی کهـنه را مخالف به ایدیولوژی خود میدانسـتند. و مجاهـدین هم فـرهـنگ و تاریخ گذشـته خود را به فـراموشی سـپردند، و با تقـلید کورکورانه از فـرهـنگ عـرب پرداختند .وقـتی به مراکزمجاهـدین در داخل کشـورمیرفـتی، این مراکز بنامهای عـربها مسـما بودند مثلاً لوای حمـزه، مرکزخالـد بن ولید وغـیره و یک مرکز بنام سـلطان محمود، احمدشـاه بابا ، میرویس نیکه موجود نبود؛ و درعـرصه غــنای فـرهـنگی هم تمامی مشـاهـیر فـلسـفه و ادب به فـراموشی سـپرده شــد نـد. آقای تندردرجریان صحبت در اشـاره به انتخابات دهه دیموکراسی که درکشـورصورت میگرفـت گفـت، در آن زمان %3 مردم شـرکت میکردند ،در صورتیکه در انتخابات آینده ریاسـت جمهوری با احتمال زیاد %70 مردم اعم از مرد و زن شـرکت خواهـند نمود. آقای تندر در مورد تدویر لویه جرگه قانون اسـاسی گفـت: در این لویه جرگه تمامی ناگفـته ها گفـته شــدند، و دیگر حریم که بین زعماء کشـورو مردم موجود بود از بین رفـت. و حتی بعضی از نماینده گان به قاطعـیت از پسـوند اسـلامی جمهوری افغانسـتان انتـقاد کردند، در صورتیکه دوسـال قـبل طرفدارن این نظر محکوم به مرگ می شـدند. وی هـمچنان ازحقوق زنان در قانون اسـاسی و تعـدیل مسـودهء قانون اسـاسی یاد کرد که ماده ی در قسـمت حقوق زنان تعـدیل وبه تصویب رســید.
سـفـیر افغانسـتان برای توسـعه اقـتصادی کشـور روی دو نکته تاکید نمود. اول: موقـف زن باید در جامعه بلند برده شـود . بخاطر این کار دولت باید زمینه تحصیل وتعـلیم زنان را مسـاعـد ســازد، و پلان های عاجل ودرازمدت روی دسـت بیگـیـــرد . دوم: در کشـور باید یک طبقه متوسـط اقـتصادی و فـرهـنگی به وجود بیآید. آقای تندردراین نشـست به پاسـخ سـوالات حاضرین پرداخت. تندر در مورد اینکه سـفارت افعانسـتان در فنلند نماینده گی خواهـد داشــت؟ گفـت که نه خیر ما در اینجا نماینده نخواهـیم داشـت، و افراد که کار شـان مربوط به سـفارت میشـود باید به بلجیم مراجعه کند. و افراد که علاقمند باشـند میتواند به صفـت کنسـول افتخاری در قـسـمت جلب سـرمایه گـذاری به افغانسـتان کار کند. و در پاسـخ به سـوال یکی از حاضرین که شـما چه کمک در زمینه ِ کتاب های زبان مادری انجام داده میتوانید، که افغانها دیگر سـرگردان پشـت درخانه ی فـرهـنگی ایران نباشــد گفـت: در حال حاضردولت نه توان اقـتصادی اینکار را دارد، و نه کدام پلان مشخص در این زمینه روی دسـت دارد. چون دولت در داخل تا هـنوز موفق به تهـیهِ کتاب های مورد نیاز نشــده اســت. آقای هـمایون تندر درپایان این نشـست فـرزندان مهاجرین افغانی را تشـویق به فراگرفـتن علم و تکـنولوژی مدرن در جامعه غـربی نمود، تا در صورت برگشـت در آبادانی کشـور سـهم بیگـیرند.
ای دوسـتان برای خـدا یاد ما کـنید شـرط وفا و مهرومحبت اداکنید این صدای بزرگ مرد عـرصه هـنر موسـیقی کلاسـیک کشـور اسـت، که دوسـال قـبل دیده را از جهان فـروبسـت، و بار بسـیار سـنگین را بدوش راه روان موسـیقی کلاسـیک کشـور گـذاشــت. نگاهی گذرا به زنده گی پر بار و یاد از آخرین قافـله سـالار خرابات کابل زمین: اسـتاد رحیم« بخش» نوشـته ء حـسین رحیم بخـش ـ پـسـر اسـتاد
در زمسـتان 1300 خورشـیدی در گذر خواجه خوردک خـرابات کابل صدای طفل نوزادی فضای خانهء امام بخـش خان سـارنگ نواز چیره دسـت کشـور را پـر سـاخت، که او را رحیم نام نهادند، و بعـدا" این صدا نه تنها در حلقهء فامیل بلکه در سـراسـر کشـور و دنیـا غـوغا بـر پا کرد و شـادی آفـرید و سـکون بخـشـید دلها را . اسـتاد رحیم بخش فرزند فامیل هـنرمند بود ، پدر کلانش خدابخش خان سـارنگ نواز و طبله نواز ماهـر زمان خود بود که در سـاختن طبله دسـت بالا داشــت. از آنجائیکه پدر بزرگوار اسـتاد میدانسـت موسـیقي عـلمیسـت عـظیم و بحریسـت بیکرانه، خواسـت فرزندش آموزش موسـیقي را از تهداب بیآموزد، ولی آگاه بود که وزن ویا ( لی)چه نقـشی را در سـاز و موسـیقی دارا میباشــد و هـر خواننده و نوازنده ایکه خواسـتار تـلفـیت در سـاز و موسـیقي خویش باشـد، باید از آن آگاهی کامل و لازم داشــته باشــد، از اینرو اسـتاد از سـن 8 سـالگی تعـلیم موسـیقي را با آموختن ونواختن طبله آغاز کرد و بعـد ها ازسـن 12 سـالگی نزد پدرکلانش اسـتاد اکبرخان موسـیقی کلاسـیک را فـرا گـرفـت . خوشا آواز، خوش سـاز رحیم بخـش خوشـا گرمیی آواز رحیم بخـش در هـنگام جوانی اسـتاد میخواسـت بیشـتر وبهـتـر ازاین عـلم بی انتها فـیض برد و دسـت شـاگـردی به سـرحلقه خراباتیان اسـتاد قاسـم افغان داراز کند، هـمین بود که محفل مجلل وبا شـکوه گـُرمانی خـویـش را بر پا کرد و طبق رسـم گـُرمانی اسـتادان و هـنر مندان هـمه دور هـم گرد آمدند و به هـنر نمایی پـرداخـتند. وبدینگونه اسـتاد رحیم بخش در آموزش اسـاسـات موسـیقی پا نهاد . اسـتاد رحیم بخش در طول زنده گی هـنریش زحمات زیادی را متـقـبـل شــد و یک لحظ خـسـتگی را درکار نپـذ یـرفـت، پـیوسـته ریاضت کرد ونوآفـرینی نمود تا که بـه مقـــام والای موسـیقی رسـیـد، و از جـمـله ســتـارگان انگــشـت شـمارهـنر موسـیقی کلاسـیک کشـور که افتخار زیادی آفـریــد . اسـتاد در سـالهای 1317 تا 1319 از طرف کمپنی ها بزرگ هـندی دعـوت شـد، ودرآنجا آهـنگ های خودرا به ثبت رســاند و مدالهای طلا و نقــره به کشـور خود کســب کرد. اسـتاد در سـال 1340 در کنسـرتیکه در سـینما پامیر با اشـتراک هـنر مندان هـندی برگـزار شــده بود مقـام اول رااز آن خود کــرد . اســتاد در سـال 1341 به اخذ مدال از طرف پادشـاه وقـت مفـتخر گـردید و در سـال 1344 در 25 ماه حوت از جانب وزارت اطلاعات و کلتور منحـیث اسـتاد کلاسـیک کشـور شــناخـته شــد. اسـتاد در زنده گی هـنری خود مدالهای زیاد با تـقـدیر نامه هاو القـاب را از ریاست جمهوری های وقـت کشـور تا سـال 1371 دریافـت داشــته اســت.اسـتاد شـاگردان زیاد را تحویل جامعه داد که امـروز اسـتادان موسـیقی کلاسـیک کشـور ماسـت . از آنجمله پسـر بزرگ اسـتاد رحیم بخـش،محتـرم اســتـاد حسـین بخـش که پا به پای پـدر بـزرگـوارش نهاد و لقـب اســتـاد موسـیقی کلاسـیک را ازاکادمی « سـیتاکالاپـرشـات» هـندوسـتان گرفـت . اسـتاد رحیم بخش همانند میلیونها هم وطن، درسـال 1372 نسـبت وخامت اوضاع سـیاسی و نظامی مجبور به ترک وطن ودیار خود شـدند و بقـیهء عـمر خودرادر یار غـربت در کویته پاکیستان سـپـری کرد. هـنگام ترک وطن اسـتاد غـزلی را کمپـوز کـردند، وبا سـوز ودرد بی پایان ســردادند که مطلع آن چنین اســت :
|
|||||