شماره هفتـم سال پنجم اسد 1386 / جولای 2007

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ددر سـوگ بیرنگ کوهدامنی شـاعر و پژوهشـگر

 نامدار کشـور

بیرنگ کوهدامنی، شـاعر و پژوهشـگر توانا و نامدار کشـور ما، در دیار غربت و دور از وطن، سـه شـنبه شـب (۱۱ دسـامبر / ۲۰ قوس) در لندن درگذشـت.

دسـت اندرکاران ماهنامه نی که پیوندیسـت از دوسـتان علاقمندان این شـاعر نامور و غزلسـرای توانای کشـور؛ درگذشـت بیرنگ کوهدامنی را به تمام دوسـتان، خانوادهء وی و همه ی فرهنگیان کشـور تهنیت و تسـلیت می گوید.

وی  شـاعر شـناخته شـده زبان و ادبیات دری ، غزلسـرا، نویسـنده و منتقد ادبی بود. مرگ این شـاعر فریخته، ضایعه بزرگ فرهنگی و جبران ناپذیر برای هنر و ادبیات کشـور ما بوده و تمام دوسـتداران شـعر و ادب و دوسـتان و عزیزان و خانواده خود را به سـوگ نشـاند. وی مدت ها بود که از بیماری افسـردگی رنج می برد و در بسـتر بیماری محکوم بود.

محمد عاقل بیرنگ کوهدامنی احسـاس رقیقی داشـت و از حوادث ناگوار کشـورش متأثر؛ و به همین منظور بود که اشـعاری در باب وطن و وطندارانش سـروده اسـت که انعکاس دهندهء رنج ها و آلام وی میباشـد.

محمد عاقل بیرنگ گوهدامنی، در سـال 1330 هجری خورشـیدی، در شـکردرهء کوهدامن زاده شـد. تحصیلات ابتدائی، متوسـطه و لیسـه راْ باالترتیب در شـکردره، بلخ و کابل فرا گرفت. نخسـتین کار دیوانی او در مدیریت فلکلور و ادب ریاسـت کلتور وقت بود، پس از آن به کتابداری در کتابخانهء عامه کابل پرداخت.

در سـال 1349 عهده دار کتابخانهء وزارت پلان گردید، در سـال 1352 با اسـتفاده از یک بورس تحصیلی دولتی در رشـتهء زبان و ادبیات فارسی عازم ایران شـد.

در سـال 1356 سـند لیسـانس را دریافت کرد و در دورهء فوق لیسـانس از او نام نویسـی شـد، اما نظر به تغییر وضع سـیاسی در ایران و تعطیل دانشـگاه تهران در پایان سـال 1356 به وطن برگشـت و در مدیریت نشـرات و کتابخانه پوهنتون ( دانشـگاه ) کابل به حیث اسـتاد پذیرفته شـد.

بیرنگ کوهدامنی، به سـال 1364 غرض ویراسـتاری کتاب های درسی پوهنتون کابل که در انتشـارات پروگرس و میر در مسـکو، چاپ می شـد، عازم آن دیار شـد و دو سـال در مسـکو ماند. پس از آن فرهنگسـتان علوم تاجکسـتان و اتحادیهء نویسـندگان آنجا از او دعوت کرد که در زمینه های ادبی با آنها همکاری نماید.

همچنان وی در روزنامه ها و ردیوی افغانسـتان مطالبی نگاشـته اسـت.

بیرنگ کوهدامنی از سـال 1989 میلادی تا 1995 در تاجکسـتان ماند و نشـریه « پیوند » را به خط فارسی در آنجا پایه گذاری کرد و مدیریت مسـوول آن نشـریه را داشـت. او از اپریل 1995 به این سـو با خانم و پنج فرزند خود در لندن به سـر می برد.

از جملهء سـخنان پر محتوایی که از وی به یادگار مانده اسـت یکی هم این اسـت که: " شـعر اگر با سـرنوشـت مردم گره خورده باشـد، و به آینه ای مبدل شـده باشـد که بتواند رنج ها، درد ها و مصیبت های انسـان ها را در عصری که شـاعر در آن به سـر می برد، بازتاب دهد، به اقبال و پذیرش خود مردم که خوب ترین داوران اند رو به رو می آید. " ( من ناله می نویسم )

وی در شـعرِ « اسـتمداد از روح سـنایی » چنین ناله سـر می دهد:

خداونــدا! خدایی کـن خــدایی

زمین چرکین شـده، آخر کجای؟

چـنان آلودگی ها بیکران اسـت

نمی دانم چسـانش می زدایی؟

بهار، از ابر ها، آتش بریزد

بسـوزد بال مرغان هوایی

بهار آید، پرسـتو ها نیایند

همه مشـکین لباسـان و عزایی

به خون افتاد، از دسـتِ تـَبَر زن

عروس باغ، با دسـتِ حنایی

شـگفت انگیز دورانی که دارد

چکاوک با کلاغان همسـرایی

آثاری که از این شـاعر به چاپ رسـیده این ها اند:

ـ من ناله می نویسـم

 ـ سـلام به شـقایق ( مجموعه ی شـعر ) چاپ کابل

ـ در اشـراق واژه ها ( نقد و بررسی ) چاپ کابل

ـ طلوع سـبز شـکفتن ( مجموعه ی شـعر ) چاپ تاجکسـتان

ـ تلخ ترین فصل خدا ( گزینه ی شـعر ) چاپ پشـاور

ـ فرهنگ آدم های شـاهنامه ( پژوهـش ) چاپ مسـکو

ـ ترکمنسـتانی را که من دیدم ( سـفرنام ) چاپ مسـکو

ـ به سـوی خورشـید ( گزینه ی شـعر امریکای لاتین ) چاپ کابل

ـ سـرود صبحگاهی ( گزینه ی داسـتان کوتاه امریکای لاتین ) چاپ کابل

ـ در میلاد خورشـید ( گرد آوری شـعر معاصر افغانسـتان ) چاپ کابل

ـ از میان ریگ ها و الماس ها ( گزینه ی شـعر های احسـان طبری ) چاپ کابل

خانواده فقیری ( دکتر هاشم فقیری و صالحه فقیری و سـایرین )  درگذشـت غم انگیز وی را به فامیل محترم شـان و به خصوص خانم محترم شـان تسـلیت گـفـته خود را در غم بزرگ با ایشـان شـریک دانسـته، صبر و شـکیبایی برای شـان آرزو می نمایند.

روحش شـاد باد!

« نی » از این شـاعر پر آوازه و غزلسـرای نامی کشـوردر شـماره 11  سـال دوم نشـراتی خود ـ مؤرخ 5 قوس 1383 ـ  ضمن  معرفی کتاب ( من ناله می نویسم ) یادی کرده اسـت که عزیز خواننده محترم به به خوانش آن فرا می خوانیم. برای به خوانش گرفتن آن این جا کلیک کنید:

من ناله می نویسـم