روی بنيادي (اصلی)  شماره های پيشين گزيده ی اشعار داستان های کوتاه کتاب خوانی سيمای آشناآرشيف معرفی کتاب شماره های پيشين

ساير نشرات Suomi English

 

 

نشانی و تماس

 


(آرشیفت)

آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
بنمود بهار نو تا تازه کند ما را

(حضرت مولانا)

این جا کلیک کنید و شعر های بیشتر را بخوانید:

 

 

کرکسان
ف. بری

..و گریۀ صد قرن در گلو دارم
پرتو نادری

سوکنامهیی برای غزنه:
یحیا جواهری

پیام به رییس جمهور!
تصرف به شعر زندهیاد شایق جمال
دستگیر نایل

مذهب انسان
ف. بری

ضمیر و زمان
هادی عروس سنگ

پبک محبت
ف. بری

در حيرتم كه محو تماشای كيستم؟
مژگان ساغر شفا

مخلوق سرسام
ف. بری

آب انگور
راحله یار

غزل
فاروق فردا

جوهر دانش
هادی عروسسن

نوروز بر همه گان مبارک!
ف. بری

بیانات خلاف منطق
ف. بری

دادخواهی مرغکی
نزد سـلیمان نبی
ف. بری

باده ناب
هادی عروس سنگ

گردش زمان
ف. بری

غوغای غرضآلود
ف. بری

کاردانان را چه شد
ف. بری

مذهب رندان
ف. بری

در راه مطلوب
ف. بری

همرهء قافله و رفیق دزد
ف. بری

ای عشق !
فرشید خیرآبادی

تیکه داران جهاد
ف. بری

ای برادر همتی
ف. بری

 ...دگر حوصله ای نیست
یحیا جواهری

راه خدا
ف. بری

پی آمد جهاد
ف. بری

بشنو این نی
دکتر اسدالله حبیب

در سوگ تاکستان
رازق فانی

ماتم‏سرا 
ف. بری

مادر وطن
ف. بری

اتحاد
هادی عروس سنگ

دست آورد جهاد
ف. بری

موجود دو پا
ف. بری

شهزاده ها
یحیا جواهری

طویله
اسد زمری

شعر های دیگر را اینجاست

 

ماهنامه نی را بخوانید و خوانش آن را به دوستان تان توصیه کنید.

عتیق شاهد

البوم کارتونهایی ازعتیق شاهد

 

فروغ
« یادش نمی رود»

ورزش:

 

خبر ورزشی شطرنج

انجینیر جمشیدی ـ حکم بین المللی شطرنج

ـ ۴۲ همین المپیاد جهانی شطرنج در شهر باکو پایتخت آذربائیجان به تاریخ ۱ سپتمبر۲۰۱۶  آغازمی یابد.

ـ مسابقات قهرمانی شطرنج سال ۲۰۱۶ بین ۴۸ تن شطرنج بازان کلوپ شطرنج نایمیخن کشور هالند از ...

   

 

 

 

 

خدمات کپیوتری

فراگیری های لازم

برنامه ی واژه نگاری (تایپ کردن) در کمپیوتر

درس 4 برای واژه نگاری (تایپ کمپیوتری)

درس 5 برای واژه نگاری (ترتیب اجزای جمله)

این بخش هنوز هم زیر کار است 

 

ماهنامه نی سال شانزدهم

ماهنامه نی سال شانزدهم

ایمیل جدید ماهنامه نی:

nai.mahnama@gmail.com

Facebook: Nai Mahnama

Updated :4 October - 2018

ماهنامه نی را بخوانید و خوانش آن را به دوستان تان توصیه کنید. مقاله ها نوشته ها و شعر های تان را برای نشر بفرستید


 

 

 

زوال دالر نزدیک است؟
نقش دالر در اقتصاد جهان،
میخاییل خازین (Михаи́л Ха́зин)
فشردۀ لکچر در سالون آژانس خبری ریانووستی در مسکو
ویدیوی این لکچر در بهار سال 2013 در یوتیوب نشر شده است.
گردانندۀ برنامه: امروز میخاییل خازین را به شما معرفی می
کنم. او اقتصاددان شهیر روسیه و کارشناس امور اقتصادی و رئیس گروه مشورتی به نام «نیو کون» است. او نقش دالر، وضع کنونی دالر، تاریخ‏چه و آیندۀ دالر را یک‏جا با ما و شما به بحث می گیرد. دالر، چنان
که می‏دانیم پول ملی ایالات متحدۀ امریکا و هم‏زمان پول ریزرف (ذخیرۀ) جهانی شمرده میشود.

 

 دو شعر در سوگ غزنی

سوکنامهیی برای غزنه:
یحیا جواهری
بوی نعش و بوی آتش، بوی خون         غزنه شهرِ سقف
های بیستون
شعله آگین است آتش
خانهاش        اژدهایی خفته در ویرانه
اش

 

 

پیام به رییس جمهور!
تصرف به شعر زندهیاد شایق جمال
دستگیر نایل
پیام ما به‎تو باد، ای رییس عالی جاه!        چرا نه ای تو ز احوال مردم ات آگاه؟
به شهر ها همه روز، جنگ و قتل و کشتار است     به خانه ها همه شب، گریه است و ناله و آه

 

 در زیر برگهای سارونه
 ببرک ارغند
آن
روز، روزی پُردرد بود. باران دانهدانه میبارید و هوا بوی خاک میداد . ستاره ملتهب بود، دست و پایش میلرزیدند. بالا سوی من در بالاخانه نگاه کرد. چشمانش دندِ آب بودند. با سر اشاره اش کردم:
" بیا!... بالا بیا! "
صدای پایش آمد که از زینه
ها بالا میشد. دروازه را باز کرد. مانند باد داخل شد، پهلویم نشست. دستانش را روی شانههای ضعیفم گذاشت. همانطور که برگهای سارونه را از پشتِ پنجره نگاه می
کرد گفت:

 
 

از کتاب سيمای معاصران                                                       اثر عزيز آسوده
 منتقدِ سینماگر
فانوسی در راه می
گذاريم و چشمی را بر شاخهيی میآويزيم، تا شاخه با انگشت کبودش سيماهايی را در ميان رفتهگان به‎نماياند که وقتی باريکهراهی را روشن کنيم آن يکی بتواند فانوس بر افروزد.
چنان رفته بود که سينماگری برای هميشه چشم از سينما بر بندد و آفرينش
گری جاودانه دست از قلمزنی بر گيرد.
آنی
که میخواسـت سازمان اوليه را به‎روی پرده آرد و «آتشها و ستارههای‎ش» گرم و روشن شود «و خدا وطن را آفريد» از بستر سپيد کاغذ به پردهء سپيد سينما راه يابد و جلوهء آفرين گردد.
دست سرد مرگ آرزو
هایش را به انجماد و کرختی کشانيد و يحيايی اين نويسندۀ هنرمند که همواره می
نوشت جايش را خالی بگذارد...

 

 صوفی غلام نبی «عشقری» شاعرِ عشق و محبت!
برهانالدین «سعیدی»
صوفی
غلام نبی «عشقری» ولد عبدالرحیم خان مشهور به «بازرگان» ولد شیرمحمد مشهور به «داده شیر» است که در سال «1271 هجری شمسی» در شهر کهنهء کابل، واقع در منطقه «بارانۀ» چشمبه دنیا
گشود.
شنو اول تو از نام و نشانم   \   که واقف گردی از شرح و بیانم
غلام نبی بود در اصل نامم   \  که در بارانۀ کابل مقامم
صوفی عشقری متعلق به یک فامیل تجارت پیشه بود، اجدادش از «ده بید سمرقند» به شهر کابل مهاجرت کرده و در زمان سلطنت امیر شیرعلی‌ خان، یکی از تجاران مشهور در افغانستان بودند. چنانکه عشقری خود چنین گفته است:

 
 

از کتاب سيمای معاصران                              اثر عزيز آسوده
اشکی در سوگ احمد ظاهر
چشم‎های دوست‎دادان هنر نمی‎گريد، ولی دل‎های‎ شان می‎تپد، هيچ‎کس هم از آن‎چه اتفاق افتاده، چيزی نمی‎داند، آری هيچ‎کس... همه با وسواس و ناباوری از يک‎ديگر می ‎پرسند
چی شده است؟ راست است که احمد ظاهر...؟
و پاسخ‎ها باز هم در هاله‎يی از ابهام ناپيدايند.
نمی‎دانم! خدا نهکند!
و قيافه‎ها غم‎آلود و تشويش
برانگيز است، پرسش‎ها و پاسخ‎ها، باز هم ادامه دارد. اين، از آن می‎پرسد و آن، از اين يکی توضيح می‎خواهد. اضطراف و ناآرامی، در همه ديده می‎شود.

 
 

يادی از شاعر عيار و فقيرمشرب
عزیز آسوده
 
ديگر، در کوچه
های شوربازار و سنگ‏تراشی، در آنجا ميان غرقهيی چوبين پيکری خميده و لرزان با محاسنی سپيد و قيافهء صميمی و معصوم که در آن غرفه بجنبد، وجود ندارد. ديگر دکان صحافی تهی است،؛ دکان صحافی صوفی عشقری تهی است. گويی کوچه شوربازار و سنگ‏تراشی تهی است. و ديگر در آنجا شاعران و شعردوستان گرد نمیآيند. و ديگر در آنجا شعری زمزمه نمی‎شود و ديگر شعری هم در آنجا سروده نمیشود؛ چراکه ديگر صوفی غلامنبی عشقری مرد. باری شنيدم که روز 9 سرطان 1358 صوفی نبی عشقری شاعر به عمر هشتاد و هفت ساله‎گی به معراج جاودانهگان شتافت.

 

 

نوشته عزیز آسوده

 

آیا گزینه‌ای جز انتخاب و رای دادن نداریم؟
حاشر رضوی.
عقده‌ایکه در گلوی اقوام افغانستان در طول تاریخ، گره خورده است، نه قورت دادنی است و نه هم میشود استفراغ‌اش کرد.
از سال‌ها قبل که بدبختی ما شروع شد، تا حال حاضر بهدست همه‌ی اقوام رقم خورده است و همه به زعم خود به حال ديگران جفا کرده اند. (پشتون، تاجک، هزاره، ازبک...)
افغانستان به یک معادله ریاضی تبدیل شده‌است که سوال طرحشده‌ی آن اشتباه بود و نهباید توقع جواب از آن داشت.
در تمامی حرکات مدنی، اعتراضی و اجتماعی که در افغانستان صورت گرفت، نفس به خیابان ریختن‌ها از عقده‌های تاریخی تمام اقوام آب خورده و میخورد و به این سبب بود و است که هیچ یک از تجمعات اعتراضی مردمی برای اصلاحات مفید واقع نهشد و نه
خواهد شد.

 

برگرفته از لوموند دپلوماتیک
موفقیت نظامی، دردسر جغراسیاسی
روسیه در خاور نزدیک بدنبال چیست؟
NIKOLAÏ KOZHANOV
 
مسکو با تصمیم گرفتن برای دخالت نظامی در سوریه در سپتامبر ٢٠١۵، حکومت بشار اسد را نجات داده و به او امکان داد تا بخش عمدهای از مناطق از دست داده را بازپس گیرد. کرملین از این پس، ضمن تلاش برای رعایت توازن در روابطش با دیگر بازیگران حاضر در صحنه، غربیها، ترکها، اسرائیلیها، سعودیها و البته ایرانیان، در جستوجوی تحمیل دیدگاه خویش در باره یک توافق سیاسی میباشد
.

 
 

بزرگترین حمایت از اسرائیل در زمان احمدی‌نژاد صورت گرفت.
گرباچف:
گورباچف در سخنرانی پیرامون جنگ سرد در قرن ۲۱، در دانشگاه کلمبیا آمریکا:
 بزرگترین حمایت ایران از دولت اسرائیل در زمان پرزیدنت احمدی‌نژاد صورت گرفت. جنگ سرد، جنگی است زرگری بین دو نیروی به ظاهر دشمن برای حفظ و گسترش منافع طرفین.
امروز کشور ایران، کشوری است که تنور جنگ سرد را گرم نگه داشته است.
هرگاه سیاست‌های امریکا اقتضا می‌کند که فروش اسلحه گسترش یابد، ایران اقدامات ایذایی را شروع می‌کند.
هرگاه جهان علیه اسرائیل موضع می‌گیرد، ایران اقدامی ضد صهیونیست انجام می‌دهد و کشورهای جهان در دفاع از اسرائیل متحد می‌شوند.

 
 

خسته،
پژوهش
گری خستهگی ناپذیر
عزیز آسوده
 
زمانه در هر فرصتی صدفوار گوهرانی را در سينه میپرورد که گذشت روزگار به آن ارزش بيشتر و مايهء والاتری می‎بخشد، و دست انسان هرقدر کاوشگر بِهتر باشد بههمان اندازه غنيمتهای گرانبارتری را فراچنگ میتواند آورد. اين گوهران تنها معلول ظرفيتهای مساعد حالات و اوضاع نيستند، بلکه خود نيز از مايه و ثمره بهرهمند بوده اند و فضيلتِ رسيدن و بهايافتن را از پيش داشته اند.
چهارده سال پيش از امروز برگ
های زندهگی مردی از درخت زمان فرو افتاد و انگار نخل زمان بهر و بارش تهی گرديد که دمسردیها و اندوه و کرختی فصلها و مواسم ناخوشايند روزگار بر او فراوان گذشته است.

 
 

گلی بر گور نا پيدای يک هنرمند
عزیز آسوده

از کجا بياغازيم و از کدام کلمهيی؛ وقتیکه از هنرمندی بگوييم و از شهيدی. مردی را که فرستادهء سرزمين رنگين هنر و باغبان گلغنچههای عطربيز موسيقی بود به سفارت مرگ فرستادند تا هنرش را نفی کرده باشند و شخصيت هنری و کمال يافته اش را.
اما... ای شهيد!
تو در آرم
گاه ابديت آرام بخواب که اگر دژخيمان هستيت را برباد دادنده اند، چی باک که هرگز نه‎توانند چارچراغ پرلؤلوی هنرت را درهم شکنند.
تو شهيد راه هنری و اين افتخار است.
هرچند که شهادت هنرمند نهايت دردناک است.

 

 زوایای تاریک حوادث خونین و سوال برانگیز طالب علیه مردم بی گناۀ کابل!
میر عنایت الله آشفته
رئیس جمهور امریکا می ‌گوید، به دنبال حملات اخیر در افغانستان، ایالات متحده نمی‌ خواهد با طالبان وارد مذاکره شود. ترمپ در دیدار با نماینده ‌های شورای امنیت سازمان ملل ‌متحد گفت امریکا برای مأموریتی که به افغانستان آمده، آن را به پایان خواهد رساند. در اشاره به طالبان و وضعیت افغانستان گفت: فکر نمی ‌کند ایالات متحده در حال حاضر برای انجام گفت
وگو آماده باشد و این پروسه به زمان خیلی زیاد نیاز دار
وی افزود: چیزی را که ما می ‌بینیم آنها، با بی‌ رحمی انجام می ‌دهند، مردم خود را به ‌شمول زنان و کودکان بی ‌گناه می کشند، این فاجعه است. بناءً چیزی را که باید تمام کنیم، تمام خواهیم کرد. اگر کسی دیگری نتوانسته این وضعیت را پایان دهد، ما این توانایی را داریم که تمامش کنیم.

 

صورتگر موسيقيدان
استاد فرخ افندی
نوشته عزیز آسوده
به گذشته که بر میگردی ـ به گذشته نه چندان دور چهره هايی را می بينی که هرچند به غبار نشسته و برای بسياری از امروزی ها و همين آدم ها بنيادهای هنر و ادب معاصر ما را گذاشته اند. بنيادهايی را که پس از رکود دورهء استعمار در کشور ما فرو ريخته بود و پايه های آن سست و لرزان شده
در آغاز همين سده چند نام پُرفروغ بر تارک هنر معاصر کشور ما میدرخشيد: در شعر، در نقاشی، در نمايشگری و در موسيقی...
و همين نام
ها در هنر ما جای‎گاه مشخص و استوارش را باز يافته است
.

 

جھان بینی و سؤاستفاده از آن 
میر عنایت الله سادات
پیش از آنکه به کاربرد «جھان بینی» و نقش آن در زندگی انسانھا به مباحثه گرفته شود، لازم است تا نخست روی خود اصطلاح «جھان بینی» و مفھوم آن، اندکی مکث گردد. در مسیر تاریخ بشر، جھان بینی به گونه ھای متفاوت و حتی متضاد ظھور نموده و مبتنی بر اصول پیدایش آن، در ھر عصر، از جانب انسانھا به معرفی گرفته شده است. زیرا تعبیر انسانھا از جھان و محیط ماحول آنھا، بر پایهء درک و شناخت ایشان بوجود آمده و ھمگام با تکامل جوامع، معرفت انسانی نیز ارتقاء مییابد. بناءً می توان گفت: جھان بینی، مجموعۀ از سوالات و جواب هایی است که مبتنی بر اصول معین فکری و اعتقادی، درک انسان را از زندگی و جھان او مشخص میسازد.

 
 ببرک ارغند و رمان خانواده ء ما
دستگیر نایل
بتاریخ هجدهم ماه نوامبر سال روان، انجمن فرهنگی «جمهوری سخن» محفل باشکوهی برای داکتر ببرک ارغند و رمان هایش و نقد و نظر پیرامون آثار این نویسندهء بلند نظر و ژرف اندیش در هالند برگزار کرده بود که خوانندهگان عزیز جریان آنرا خواندند و تماشا کردند. در همین سال بود که رمان خانوادهی ما، یکی از بهترین آثار ارغند را بدست آوردم و گذری شتاب زده به آن کردم و مطالبی هم پیرامون آن نوشته بودم. اما آن دیدگاه ها در باره این رمان کافی نبود و بایستی با دقت این رمان را خواند. این روزها، این کتاب را تا پایان خواندم. واقعاً که داکتر ارغند در این رمان خویش حد بلند ریالیسم اجتماعی را بکار برده و حوادث را آنگونه که هست، به تصویر کشیده است.
 
 

نقاش اندوه...
عزیز آسوده
از هنرمندی بزرگ سخن می گوييم ـ هنرمندی که همهء هنر شناسان، همهء صورت پردازان و تصوير گران و همهء آنانیکه با رنگ و قلم در جامعه ما آشنايی دارند جز معدودی انگشتشمار، همه در برابر او زانو بر زمين زده اند افتخار شاگردی او را داشته اند.
هنرمندی استاد و
صورتگری چيرهدست و توانا که سبک و شيوه خاصی در نقاشی دارد و پورتريتهای او بيانگر حالات و دقايق ناب و نادر ديروز و امروز ماست که کمنظير و بعضاً بیبديل و منحصر به فرد تواند بود. به تابلو ها و تصويرهای او نظر بيافگنيم ـ چه چيزی دستگير مان ميشود؟
تصوير هايی
که آيينهدار حقايق و رخداد هاست، تصوير هايیکه لحظههايی از زندهگی آدمها و حادثهها را در مشت شان پنهان کرده اند.

 

اساس گزاری در تياتر افغانستان
استاد عبدالرشيد لطيفی

نوشته عزیز آسوده
اگر تاريخگذاران گاهنامه انسان و جهان را مینگارند و رخدادها را در سينهء زمان بايگانی میسازند. هنرمندان نيز بهگونهيی ديگر و در هيئتی ديگر اين سيمای جهان را و سيمای انسان را باز آفرينی میکنند.
چه بسيار تاريخ پردازانی که اين گاهنامه انسان و جهان را آنگونه که بايسته است نهنوشته و يا اگر نوشتند به مذاق جبارانی نوشتند که پای بر گردونه زمان کوبيدند و چه بسا تاريخهایکه يا نوشته نشدند و يا اگر نوشته هم شدند چونان زبان در کام چسپيدند و چونان صدا در گلوگاه خشکيدند و صدای از آن به گوش ما نرسيد ولی هنرها و هنرمندان تصويرهای درخشان و جاودانهيی از يلداهای تاريخ برای ما بر جای گذاشته اند.

 
 

 پیدایش، تکامل و دورنمای زبان دری
میر عنایت الله سادات
    مؤرخ توانای افغان، احمد علی کهزاد بیش از نیم قرن قبل (1951م.) طی بیانیۀ علمی و تاریخی خود در تالارموزیم ایران گفت: "هیچ شبهۀ نیست که پرورش‎گاه اولیۀ این زبان (دری) در حصص شمالی افعانستان بود که از پامیر تا هریرود را در بر میگرفت و در ماوراالنهر (A
) هم رواج داشت. بعضی ها تصور کرده اند که زبان دری معجونی است مرکب از زبان پهلوی ساسانی و لغات عربی. حالانکه یکی از صفات زبان دری حقیقی، عدم دخالت زبان عربی است و چند قرن پیش از زبان عربی در افغانستان تشکل نموده بود. از جانب دیگر دری زبانی نیست که بعد از نابود شدن زبان پهلوی ساسانی بمیان آمده باشد .بلکه دری و پهلوی دو زبان است که موازی هم یکی در افغانستان و دیگری در ایران بمیان آمده و نشو و نماکرده و به زبان هائی معین از اینطرف به آن‎طرف و دگری از آن‎طرف به اینطرف پراگنده شده است"

 

 اهدای مدال الکساندر پوشکین
به دکتر لطیف ناظمی شاعر، منتقد و پژوهش
گر ادبی کشور

بر اساس خبری که از طریق مرکز کاری جامعه سراسری افغانهای مقیم فدراتیف روسیه به‎نشرسپرده شده؛ اخیراً پس از ترجمه برخی اشعار و سروده های ادبی دکتر لطیف ناظمی بزبان روسی که در شهر ماسکو اقبال چاپ یافته، اتحادیه نویسندگان فدراتیف روسیه بعد از نقد و بررسی آن به‎منظور گرامیداشت از مقام والای ادبی - آفرینشی وی، جایزه مدال الکساندر پوشکین را، به دکتر لطیف ناظمی شاعر و شخصیت ادبی کشور تصویب و همراه با دپلوم و سایر اسناد منضمه ی آن به مرکز کاری افغان ها تقدیم داشت تا در آلمان به ایشان سپرده شود.

 
 

نامه سرگشاده لطیف ناظمی، استاد ادبیات فارسی، شاعر، نویسنده،
به مسؤولان بخش
BBC AFGHANISTAN:
(خواهشمندیم همگانی سازید)
زبان ما فار سی- دری است!
دری همان فارسی است و هرگز زبان جداگانه
یی نیست و کسانی که جز این میاندیشند پیداست که از زبان فارسیدری و تبار و تاریخ آن بیخبر اند. این زبان پنج نام دارد بدین سان: فارسی، پارسی، دری، فارسیدری، پارسیدری. این دگرسانی نام
ها به هیچ روی به معنای آن نیست که ما با پنج زبان جداگانه رو یاروییم.
از دیدگاه زبان شناسی هیچ دست آویزی نداریم که پارسی و دری دو زبان مستقل باشند با دو دستور زبان مختلف و دو نظام واژگانی جدا از هم.

 

 

شماره های سال گذشته

 

 

 



***************

اناللهِ و انا الیهِ راجعون



 

 

یادآوی:

ـ « نی » از نشـر مطالبی که بوی نفاق از آن بالا می گیرد معذرت می خواهد.

ــ مقاله ها انعکاس دهـنده طرز دید نویسندگان است. « نـی» در قـبال آن مسئولیت ندارد؛ و با حفظ استـقـلالیت و بی طرفی انتـظار هـمکاری شما را دارد.

ــ نی در اصلاح مطالب بطوریکه موضوع صدمه نبیــند، آزاد است.

استفاده از مطالب « نی » با ذکر آدرس و نام نویسنده مجاز است

نشانی و تماس

 

 

© کانون فـرهـنگی « نی»

®Kylttuuriyhdistus Nai RY
199031 / 14.03.2008 Helsingissä / 18.03.2008
Tampereen maistraati