شماره هشتم سال دهم سنبله 1391 / اگست 2012

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کَندوکاو کوتاه بر مهم ترين خبر ها
در ماهی که گذشت حملات راکتی پاکستان بر ولايت کنر سر و صدا های فراوانی را به راه انداخت تا اين‏که سبب شد مجلس نماينده‏گان افغانستان بر موضوع بحث نموده و مسؤولان امنيتی کشور ( وزرای دفاع و داخله ) را استيضاح نموده و سبب سلب صلاحيت شان از اين پست ها گرديد. اين عمل که فکر می شد باعث کاهش اين حملات شود و شايد کسانی که به جای آنها کار می کنند بتوانند در مورد تصميم لازم بگيرند؛ ولی به غير اينکه وضعيت بحرانی سياسی کشور را بحرانی تر ساخت، نتيجه‏ی ديگری در پی نداشت؛ و همچنان حملات راکتی ادامه يافت

 

افغانسـتان در شاهنامه
احمد علی کهزاد
ابوالقاسم محمود ـ ابوالقاسم فردوسی
شـاه و شـاعـر
محمود:
شاه کابلستان، امير خراسان، کشمير و قنوج و هندوستان، شاه ايران، خدواند توران زمين، شاهنشاه مشرق که از <ری> تا <سومنات> بر قلم‎‎رو وسيعی سلطنت داشت.
فردوسی:

حکيم و شاعر معاصر محمود، دانای طوسی، کنيتش ابوالقاسم، و تخلصش فردوسی است. او مردی زمين دار و دهقان بوده به صورت صحيح معلوم نيست که چه وقت به دنيا آمده و چه وقت از دنيا رفته،

 

واژه‌ها مرز نمی‌شناسند
نجم کاويانی
در چند دهه‌ی پسين، گروه‌هايی معينی در درون و بيرون دولت افغانستان قلم
رو گسترده‌ی زبان فارسی‌دری را بر پايه مرزهای سياسی پاره پاره می‌کنند و مرز زبان را در چهارچوب مرزهای سياسی کشور محدود می‌سازند و در پی آن با کاربرد شماری از واژه‌های فارسی‌دری به دليل اينکه اين واژه‌ها در بيرون از مرزهای سياسی افغانستان استفاده می‌شود، مخالفت می‌کنند.

 
 

منوچهری و خليلی در شعر طبيعت
 پرتو نادری
حال که می خواهم در پيوند به باز تاب جلوه های طبيعت در شعر استاد خليلی، چيزی بنويسم، بايد بار ديگر بگويم که او يکی از شاعرانی است که نخستين جرقه ها ی شعری را در من بيدار کرده است. می خواهم سخنانی را که باری در پاسخ به اين پرسش که: من و شعر چگونه يک ديگر را يافتيم؛ چنان مقدمه يی اين جا بياورم:

 

به بهانهٔ صدمين سالگشت نشر سراج اخبار
ما و نو آوری، تجدد و مدرنيزم
صديق رهپو طرزی
بخش هفتم
سيد جمال الدين، در اين دايرهٔ تنگ
او در ميان سال های ۱۸۳۹ و ۱۸۹۷
ع. زيست. در مورد زادگاه و خاستگاه او بحث های دراز دامنی که بيش تر تلاش برای پيوند دادن او به اين کشور و يا آن کشور، صورت گرفته است، کوهی از نوشته ها وجود دارد. برای من، در اين خط نی زادگاه و خاستگاه يک انسان مطرح است و نی مرگگاه اش.

 

فيض، افغانستان و شعر فارسی
بشیر سخاورز
ـ بدون مبالغه فيض ارزش دادن چند سال عمر را داشت زيرا که در محضر او فرد می توانست جاودانه گی انديشهء انسانيت را تجربه کند.
ـ فيض چپ گرا و از پاکستان بود و همين دو مسأله موجب توضيح دادنِ اينکه چرا در مورد فيض می نويسم شده است،
ـ با وجوديکه شهرت فيض توانست شبهه قارهء هند، اتحاد جماهير شوروی و تا حدی جهان غرب را تسخير کند، او در افغانستان کاملاً ناشناخته ماند.
ـ تأسف مزيد بر اين است که شاعران و نويسنده گان ما از ارتباط فيض با افغانستان، بطور نمونه مهاجرت خانوادهء وی به افغانستان، در زمان امير عبدالرحمن خان ناآگاه مانده اند،

 

جهار غزل در یک قافیه
فرخی سیستانی، مهدی سهیلی، رهی معیری، عبدالله وفا

 

رویین و سیمرغ های بی آشیانه ی البرز
 پرتونادری
« سیمرغ های بی آشیانه‏ی البرز» نام چهارمین گزینه‏ی شعری داکتر رویین است که تازه­گی ها به شماره گان هزار در چاپ خانه­ی سعید در شهر کابل انتشار یافته است. از داکتر رویین پیش از این گزینه های «شگفتن در سترون خاک»، «برنطع آفتاب»، «از سال های توت و ابریشم» نیز به نشر رسیده اند.

 

هنگامی که مهمانان می رفتند
قادر مرادی
شب از نيمه گذشته بود و کينجه نمی دانست که گوسپند ها چگونه گم شده اند. در حالی که خودش را به شال های پر خاک پيچيده بود، به گوسپند ها فکر می کرد. گاهی بی اختيار به هريکين کمنوری که مقابلش قرار داست، خيره می گشت و گاهی به کاسهء سفالينی که بينش مايع سياه رنگی با چند پارچه نان جو بود، می ديد. پاهايش از سردی کرخت شده بودند. اتاق سرد و نمناک بود. در بيرون برف می باريد و باد زوزه می کشيد.

 

و این مدینۀ شقاوت
 پرتونادری
باری در دیوان اقبال لاهوری خوانده بودم:
ز ما بر صوفی و ملا سلامی
که پیغام خدا گویند ما را
ولی تاویل شان در حیرت افگند
خدا و جبریل مصطفی را
به نظر می آید که در روزگار ما دیگر سخن از تاویل گذشته است.

 

 

راه سعادت
هادی عروسسنگ
مشکل ما کهنگی فرهنگ ماست
نغمه ی تکرار و بی آهنگ ماست

 

وضیعت مالداری در افغانستان
کریم پوپل
حدود ۸۰ % مردم افغانستان به زراعت ومالداری اشتغال دارند. زياده تربيه مالداری در قريه جات توسط زنان به پيش برده می‌شود. صاف کاری پشم تار ساختن و بافتن قالين، گليمريال نگهداری گاو و توليد لبنيات، حفاظت حيوانات کار زنان است
.

 

نقشه ها:
بهترین مدرک و آوند برای ما نقشه های جغرافیایی موجود در جهان است که بر همه آن چه در این نبشته می خوانید، مهر صحه می گذراند