ناشـر اندیشـه های نویسـنده گان و روشـنفکران افغانسـتان

 

شماره دهم سال سوم عقرب 1384 / اکتوبر 2005

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محکوميت محقق نسـب از ديدگاه قانون

 

 حامد شفايي نورمند

 

نشـائي تو بي بند و بي زاولانه (رودکي)          به شـهر تو گرچه گران اسـت آهن

بازداشـت، برخورد ناشـايسـت و محکوميت آقای علي محقق نسـب توسـط مراجع قضايي افغانسـتان اعتراض بسـياری از روشـنفکران افغاني را بر انگيخته اسـت و اين مسـئله يکي از موضوعات داغ چند هفته خبرهای افغانسـتان بوده و در رسـانه های خبری و نهادهای فرهنگي، سـياسي، اجتماعي افغاني و غير افغاني انعکاس داشـته و بحث چگونگی وجود آزادی بيان را در افغانسـتان مطرح سـاخته اسـت.

باز داشـت آقای محقق نسـب خلاف قانون اسـاسي افغانسـتان و خلاف قانون مطبوعات آن کشـور و خلاف اعلاميه جهاني حقوق بشـر و خلاف کنوانسـيون حقوق مدني و سـياسي سـازمان ملل متحد بوده اسـت. لازم اسـت که ايشـان بر اسـاس قانون فورا آزاد گردد.

در ماده سي و چهارم قانون اسـاسي افغانسـتان آمده اسـت: ( آزادی از تعرض مصئون اسـت. هر افغان حق دارد فکر خود را به وسـيله گفتار، نوشـته، تصوير و يا وسـايل ديگر، با رعايت احکام مندرج اين قانون اسـاسي اظهار نمايد.
هر افغان حق دارد مطابق به احکام قانون، به طبع و نشـر مطالب، بدون ارايه قبلي آن به مقامات دولتي، بپردازد.
احکام مربوط به مطابع، راديو و تلويزيون، نشـر مطبوعات و سـاير وسـايل ارتباط جمعي توسـط قانون تنظيم مي گردد.)

چگونه آزادی محقق نسـب از تعرض مصئون بوده اسـت؟ چرا اين روحاني مجتهد، نويسـنده و متفکر را با جنايتکاراني چون دزدان، قاچاقچيان مواد مخدر يکجا به زندان انداخته اند؟ چرا سـر او را تراشـيده و او را به زنجير کشـانيده اند؟ حتا اينکار پيش از آنکه محکمه او را مجرم بشـناسـد انجام يافته اسـت؟

در ماده بيسـت و هفتم قانون اسـاسي افغانسـتان آمده اسـت: ( هيچ عملي جرم شـمرده نمي شـود، مگر به حکم قانوني که قبل از ارتکاب آن نافذ گرديده باشـد. هيچ شـخص را نمي توان تعقيب، گرفتار و يا توقيف نمود، مگر بر طبق احکام قانون.)

مراجع قضايي افغانسـتان، بنا بر کدام  قانون، محقق نسـب را بازداشـت کرده اند؟ در هيچ يک از ماده های قانون اسـاسي افغانسـتان چيزی نوشـته نشـده اسـت که محقق نسـب آنرا نقض کرده باشـد؟ کميسـيون بررسي تخطي های مطبوعاتي که صلاحيت رسـيدگي به اتهامات وارده به محقق نسـب را بطور قانوني داشـته اسـت، محقق نسـب را بي گناه خوانده و خواسـتار آزادی وی شـده اسـت. چرا محکمه دسـت به کار خلاف قانون زده اسـت؟

ماده پنجاه و شـشـم قانون اسـاسي افغانسـتان مي گويد: ( پيروى از احکام قانون اسـاسي، اطاعت از قوانين و رعايت نظم و امن عامه وجيبه تمام مردم افغانسـتان اسـت.) چرا دولت خودش اين قانون را نقض مي کند؟!

محقق نسـب در روزيکه محکمه او را به دو سـال حبس محکوم کرد، اظهار داشـت که او دسـت رسي به قانون برای تهيه دفاعيه خودش نداشـته اسـت؟ چرا با چنين اتهام سـنگين دولت وکيل مدافع و آگهي لازم حقوقي را برای وی فراهم نکرده اسـت در حاليکه در قانون اسـاسي ماده سي و يکم بسـيار روشـن اين موضوع آمده اسـت: (هر شـخص مي تواند براى دفع اتهام به مجرد گرفتارى و يا براى اثبات حق خود، وکيل مدافع تعيين کند.)  

مقالات آقای محقق نسـب اسـاس قانوني داشـته و در راسـتای قانون اسـاسي افغانسـتان و ميثاق های بين المللي بوده اسـت.

ماده هيجدهم اعلاميه جهاني حقوق بشـر مي گويد: (هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهرمند شـود. اين حق متضمن آزادی تغيير مذهب يا عقيده و همچنين مضمن اظهار عقيده و ايمان ميباشد.)

ماده نوزدهم اعلاميه جهاني حقوق بشـر مي گويد: ( هرکس حق آزادی عقيده و بيان دارد و حق مزبور شـامل آنسـت که از داشـتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشـته باشـد و در کسـب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشـار آن، با تمام وسـايل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشـد.)

مطابق به ماده 18 و 19 اعلاميه جهاني حقوق بشـر که دولت افغانسـتان متعهد به رعايت کامل اين اعلاميه شـده اسـت، آقای محقق نسـب از حق کامل اظهار عقيده و بيان برخور دار بوده اسـت و بر خلاف اين اعلاميه وی بازداشـت و محکوم شـده اسـت.

ماده نهم همين اعلاميه مي گويد: ( احدی را نمي توان خود سـرانه توقيف و حبس و تبعيد نمود.)

ماده سـوم اعلاميه جهاني حقوق بشـر مي گويد: ( هر کس حق زندگي، آزادی و امنيت شـخصي دارد.) چرا و بنا بر چه قانوني آقای محقق نسـب باز داشـت شـده و خلاف قانون دسـت رسي به وکيل و اطلاعات حقوقي پيدا نکرده و در طي چند هفته او را به اشـد مجازات يعني مرگ تهديد کرده بودند و روحا اين نويسـنده و روحاني شـجاع را طوری قرار داده بودند که حرفهای ضد و نقيض مي گفت و در زندان دچار بيماری گرديده اسـت. همچنين بنا بر گفتار بعضي ها افرادی در زندان قصد جان محقق نسـب را داشـته اند، چرا اين روحاني روشـنفکر را با افراد جنايتکار در يک مکان جای داده اند؟

ماده پنجم اعلاميه جهاني حقوق بشـر ميگويد: ( احدی را نمي توان تحت شـکنجه يا مجازات و يا رفتاری قرار داد که ظالمانه و يا بر خلاف انسـانيت و شـئون بشـری و يا موهن شـود.) رفتار دسـتگاه قضايي افغانسـتان با محقق نسـب کاملا خلاف اين ماده قانوني بوده اسـت. به کرامت انسـاني اين روحاني و نويسـنده اهانت صورت گرفته و کاملا ظالمانه و غير عادلانه بوده اسـت.

ماده دهم اين اعلاميه جهاني چنين مي گويد: (هرکس با مسـاوات کامل حق دارد که دعوايش بوسـيله دادگاه مسـتقل و بيطرف منصفانه و عادلانه و علنا رسـيدگي شـود.) چنانچه ديده شـد محکمه آقای محقق نسـب مسـتقلانه، بيطرفانه و منصفانه نبوده و معاونين آقای کرزی در امور ديني و دخالت های افراد و گروهها و دولتهای بنياد گرای اسـلامي نقش مهم در بازداشـت و محاکمه او داشـته اند و دادگاه بر خلاف قانون، دسـتور به بازداشـت او داد و خود مدعي و طرف واقع شـد و خلاف اخلاق و کرامت انسـاني با او مانند يک جنايتکار خطرناک برخورد کرد.

بازداشـت و محکوميت آقای محقق نسـب همچنين خلاف تمام ميثاقهای بين المللي بوده اسـت که دولت افغانسـتان بعنوان عضو سـازمان ملل متحد تعهد به رعايت کامل آن سـپرده اسـت. از آنجمله کنوانسـيون بين المللي حقوق مدني و سـياسي سـازمان ملل متحد مي باشـد که در ذيل به بخش های از آن اشـاره مي شـود.

ماده دوم، بند يک، کنوانسـيون بين المللي حقوق مدني و سـياسي سـازمان ملل متحد: هر دولت عضو اين ميثاق متعهد مي شـود که نسـبت به افراد سـاکن قلمرو و تبعه حوزه قانوني خود، حقوق شـناخته شـده اين ميثاق را صرف نظر از نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سـياسي و عقيده ای ديگر، و همچنين اصل و منشـاء اجتماعي يا ملي، دارايي، نسـبت و وضعيت های ديگر، محترم بشـمارد و تضمين نمايد. 

ماده دوم، بند سـوم اين ميثاق مي گويد: هر يک از اعضای عضو اين ميثاق متعهد اسـت که:

الف) تضمين نمايد، فردي که حقوق و آزاديهايش که در اين ميثاق برسـميت شـناخته شـده اسـت، چنانچه نقض گردد، بايد وسـيله ای جهت جبران خسـارت موثر داشـته باشـد، هرچند اين نقض بوسـيله افرادي انجام گرفته باشـد که در مقام رسـميت رسـمي خود قرار داشـته اند.

ب) دولت عضو اين ميثاق تضمين نمايد، فردی که جبران خسـارت مي نمايد، بايد بوسـيله مقامات صالح قضايي، اداری و قانونگزاری و يا بوسـيله هر مقام ديگری که بوسـيله نظام قانوني کشـور مقرر ميگردد ( مورد رسـيدگي قرار گيرد) و همچنين جبران خسـارت قضايي و حقوقي (تظلم خواهي) توسـعه يابد.

ج) دولت عضو تضمين نمايد، در صورتی که مقامات صالحه مقصر شـناخته شـوند، وادار به جبران خسـارت شـوند.

بنا بر اين قانون که دولت افغانسـتان متعهد به رعايت آن شـده اسـت، آقای محقق نسـب حق جبران خسـارت را دارد.

ماده نهم، بند پنجم ميثاق بين المللي حقوق مدني و سـياسي سـازمان ملل مي گويد: هرکس که قرباني دسـتگيری و بازداشـت غير قانوني شـده اسـت حق جبران خسـارت را دارد.

ماده دهم، بنده يک، اين کنوانسيون مي گويد: تمام کسـاني که آزادي آنها سـلب مي گردد (زندانيان) بايد با آنها با انسـانيت و احترام که حقيقت ذاتي شـخص انسـان اسـت رفتار شـود.

ماده دهم، الف) به جز موارد اسـتثنايي، افراد متهم بايد از محکومين جدا نگهداشـته شـوند، و مي بايسـت مشـمول رفتار جداگانه ای مناسـب با افراد غير محکوم شـوند.

ماده چهاردهم، بند سـوم کنوانسيون بين المللي حقوق مدني و سـياسي سـازمان ملل متحد، در مورد قطعي شـدن جرم عليه فرد، هر کس حق دارد که با تسـاوی کامل از حد اقل حقوق تضمين شـده زير بر خور دار گردد. ( در اينجا فقط به يک مورد آن اشـاره مي کنم، زيرا آقای محقق نسـب در محکمه اظهار داشـت که وقت برای تهيه دفاعيه اش و همچنين  دسـت رسي به مواد حقوقي نداشـته اسـت، لذا مطابق اين ماده قانوني حقوق او نقض شـده اسـت.)

ب) وقت تسـهيلات کافي جهت تهيه دفاعيه خود و گفتگو با وکيلي که خود او انتخاب کرده اسـت داشـته باشـد.

ماده هيجدهم کنوانسيون بين المللي حقوق مدني و سـياسي سـازمان ملل متحد:

1) هر کس حق آزادی اندیشـه، عقيده و مذهب را دارد. اين حق شـامل اختيار و آزادی در پذيرش يک مذهب و يا عقيده ای به انتخاب خود اوسـت. همچنين هر کسي، در بيان آشـکار مذهب و يا عقيده  خود بطور فردی و يا گروهي آشـکارا و يا در نهان و نيز انجام تعليمات مذهبي خود اختيار و آزادی دارد.

ماده نوزدهم کنوانسيون بين المللي حقوق مدني و سـياسي سـازمان ملل متحد:

 1) هر کس حق دارد که نظرات خود را بدون دخالت و مانع بيان دارد.

2) هر کس حق آزادی بيان دارد. اين حق شـامل کسـب دانش، گرفتن و دادن اطلاعات و هر نوع عقايدی، بدون توجه به چگونگي ارائه آن (ويرايش) بطور زباني و نوشـتاری و يا چاپي در شکل هنری و يا بهر وسـيله ديگری که خود انتخاب کند مي باشـد.

مطابق قانون آقای محقق نسـب کاملا بيگناه اسـت و خلاف قانون اسـاسي افغانسـتان و قانون مطبوعات افغانسـتان و خلاف اعلاميه جهان حقوق بشـر و خلاف ميثاق بين المللي حقوق مدني و سـياسي و خلاف ميثاق بين المللي حقوق فرهنگي سـازمان ملل متحد توقيف و محاکمه شـده و حقوق انسـاني و شـآن و کرامت انسـاني وی پايمال گرديده اسـت. ما از دولت افغانسـتان بعنوان مجری قانون اسـاسي و مرجع پاسـخگو، خواسـتار آزادی فوری آقای محقق نسـب مي باشـيم!

جايي بس تاسـف اسـت در کشـوري که افراد و گروههای مختلفي در طي سـه دهه دسـت به کشـتار انسـان، تخريب جامعه مدني افغانسـتان، خيانت به اسـتقلال و حاکميت ملي افغانسـتان، کشـت و قاچاق مواد مخدر، غارت و چپاول و ظلم و سـتم زده اند آزادانه در سـايه قانون به فعاليت های جنايتکارانه شـان ادامه مي دهند و عليرغم تقاضای مردم و ارگانهای دفاع از حقوق بشـر برای کوتاه کردن دسـت ناقضين حقوق بشـر از قدرت و سـپردن آنها به چنگال عدالت، دولت افغانسـتان هيچ اقدامي را تاکنون انجام نداده و برعکس هر روز برای سـهم بیشـتر آنها به قدرت تلاش صورت مي گيرد، ولي خبرنگاران، نويسـندگان و شخصيت های صاحب اندیشـه و قلم که هيچ جرمي را مرتکب نشـده اند و مطابق قانون برای آگاهي جامعه و توسـعه دموکراسي، آزاديهای اسـاسي و حقوق بشـر فعاليت مي نمايند تهديد، توقيف، زنداني و ترور مي گردند!

لازم اسـت از تمام فرهنگيان و روشـنفکران افغاني که در راه دفاع از آزادی بيان، قلم و اندیشـه و آزادی آقای محقق نسـب تلاش نموده اند قدرداني و سـپاسـگزاری نماييم! همچنين تاسـيس کميته دفاع از آزادی بيان و تشـکيل کميته دفاع از محقق نسـب را تبريک گفته و موفقيت شـان را در راه توسـعه دموکراسي و آزاديهای اسـاسي خواسـتاريم!

همچنين لازم اسـت تا از وزارت فرهنگ افغانسـتان و کميسيون رسـيدگي به تخطي های مطبوعاتي بخاطر دفاع از قانونيت و آزاديهای اسـاسي قدرداني نماييم.

بايد اظهار تآسـف کرد که کميسيون مسـتقل حقوق بشـر افغانسـتان که دفاع از زندانيان سـياسي و رسـيدگي به نقض حقوق بشـر از اسـاسي ترين بخشي کاری آن کميسيون محسـوب مي شـود، در مورد آقای محقق نسـب سـکوت مطلق اختيار کرده اسـت. در اينجا اين سـئوال پيش مي آيد که آيا اين کميسيون واقعا مسـتقل اسـت يا يک کميسيون دولتي مي باشـد که در برابر اعمال دولت سـکوت اختيار مي کند!؟

همچنين بايد اظهار تآسـف کرد که گروههای چپي افغانسـتان که فرياد دموکراسي و آزادي و حقوق بشـر را سـرلوحه شـعارهای خود شـان قرار داده اند، در برابر اين موضوع مهم کاملا سـکوت کرده اند!؟

با اميد افغانسـتان فارغ از جنگ، جهل، گرسـنگي، فقر، مرض، وابسـتگي!

گسـترده باد دموکراسي، آزادي، حقوق بشـر، وحدت ملي، پويايي و تعالي در افغانسـتان!

 

25 اکتبر 2005

حامد شفايي نورمند

کارشناس ارشد امور سياسي

رئيس کانون توسعه و تعاون افغانستان