ناشـر اندیشـه های نویسـنده گان و روشـنفکران افغانسـتان

 

شماره دهم سال سوم عقرب 1384 / اکتوبر  2005

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از کتاب:

 

 آيا او را ديده ايد؟

 

انتشـارات عفو بین المللی بخش هلند

 

بخش پنجم

زنـان و فـقر

  برگرداننده: ج. پلوشـه

 

زنـان در نتيجهء اثرات نامطلوب جهـانی شـدن " Globalisering " 1 بطور جدی به حاشـيه جامعه رانده می‌شــونـد. برای زنـان که در فـقر بسـر می‌برند خيلی‌ها دشـوار و حتا نا ممکن اسـت که بتوانند خود را از زير بار شـرايطی که در آن مورد ضرب و شـتم قرار می‌ گيرند برهانند و جای امنی بيابند و در نهايت در برابر ارگانهای قضايی از حق داوری عادلانه برخوردار شـوند و مورد داوری سـالم قرار گيرند.  بطور کل فـقر و بـيسـوادی چانس و امکان مبارزه را در جهت تحـولات در زندگی بطور جدی نابرابر و حتا نا‌ممکن می ‌سـازد.

زنـان صرف‌نظر از درآمـد اقتصادی و خاسـتگاه اجتماعی متفاوت آنـها، بطور کل معـروض به تبـعيـض و خشـونت جسـمی، جنسـی و روانی بوسـيله همسـران و نزديکان خويش قرار می ‌گيرند. گزارش‌ های سـازمان بهداشـت جهـانی  (WHO) وضعيت زنـانی را که در زير خط فـقر بسـر می‌برند، ( با نورم های معمول فـقر )، بسـيار منفی ارزيابی می ‌کند. بر اسـاس آمـار سـازمان ملل ٧۰ در صد فـقـير ترين افـراد جهـان را، زنـان تشـکيل می ‌دهـد. نه‌تنها زنـان از حقوق اقتصای خويش بی‌ بهره اند، بلکه زنـان خود اکثرا مالکيت متعلق به پدر و شـوهر شـمرده شـده و آنـهم مالکيتی که پدر و شـوهر حق خريد و فروش و تبادله آنان را دارند.

نبود اسـتقلال اقتصادی، عدم برخـورداری از حق مالکيت شـخصی، دسـترسی نداشـتن به سـرپناه مسـتقل و در نهايت ترس از دسـت دادن کودکان، ... همه فاکـتور های اند که مانع آن می ‌گردند که زنـان خود را از خطر خشـونت که پيوسـته آنها را در زندگی خانوادگی و اجتماعی تهديد می‌ نمايد، نجات دهند.

قربانيان خشـونت متعلق به فرو دسـتان نسـبت به قربانيان برخاسـته از خانواده های ثروتمند جامعه کمتر مورد توجه قرار می ‌کيرد و اين امر وقتی وضع ناهنجار تر و تبـعيـض آميز تر را به خود می گيرد، که اگر اين زنـان متعلق به گروه ‌های اقليت ملی و اتنيکی و يا دارای پوسـت تيره باشـند. گزارشـگر ويژه سـازمان ملل متحد در بـارهء خـشـونت عـلـيه زنـان در زمان کـوتاهی پس از اولـين انتخـابات دموکراتیک در افـريقـای جـنوبی در۱۹۹۴می‌ نـويسـد: که او در جريان تهيه اين گزارش به اين مسـأله بر می ‌خورد که قربانيان تجاوز جنسـی بطور کل در نواحی سـفيد پوسـت در پريتورياPretoria  در مقايسـه با نواحی فقير نشـين سـياه پوسـت در قريه الکسـاندرا Alexandra نزديک يوهانسـبورگ  Johannesburg کاملا به شـيوه ديگری مورد بررسی قرار ميگيرند. گروه اولی می ‌توا‌نند به دفتر پليس مراجعه نمايند. آنان امکان دسـترسی به مراکز کمک رسـانی مخصوص به زنـان را دارند که قربانيان می ‌توا‌نند با آرامش جريان حادثه را بازگو کنند. در حاليکه در مقابل قربانيان از ناحيه الکسـاندرا اطلاع دهی در مورد حادثه تجاوز را بايد در برابر جمعيت کثير در دفاتر پليس انجام دهند. پيمانه خشـونت جنسـی در برابر زنـان و دختران در آفريقای جنوبی خيلی بزرگ اسـت: آمار رسـمی در سـال ۲۰۰۱ - ۲۰۰۲  رقم بيش ۵۴۰۰۰ مورد تجاوز و تلاش برای انجام آن را نشـان می ‌دهد. به سـخن ديگر بطور ميانگين ۱۵۰ مورد تجاوز جنسـی در افريقای جنوبی در روز اتفاق می ‌افتد.

تامينات بهداشـتی در روسـتا‌ها و محله‌های سـيـاه ‌پـوسـت ‌نشـين در افريقای جنوبی اکثراً ناکافی و با موانع همراه اسـت. با درنظر داشـت تهديد گسـترده ويروس HIV ، تأخير در مداوای قربانی می‌ تواند، خطر جدی را متوجه او بسـازد. ( ۲۰ در صد تمام باشـندگان افريقای جنوبی به اين ويروس مبتلا اند ). سـازمان‌ها و فعالين زيادی سـال‌ها اسـت که در برابر اين مصيبت در آفريقای جنوبی مبارزه می ‌کنند. آنـها در سـال‌های اخير کمک‌های مهمی از دولت در زمينهء بازسـازی بدسـت آورده اند که در نهايت آنـها خواهند توا‌نسـت تا ارايه کمک به قربانيان تجاوز جنسـی و مداوای آنان را بهبود بخشـند. در اين ميان دادگاه ويژه در رابطه سـوء ا‌سـتفاده ‌های جنسـی، مرا‌کز مداوا و کمک رسـانی به زنـان (مورد تجاوز قرار گرفتـه ) به ميان آمده اسـت، که اين مراکز همکاری نزديکی با پليس و دادرس‌ها ( عدليه ) دارند. اما تا اکنون گزارشـگر سـازمان ملل نتوانسـته اسـت اين امر را بررسی دو باره نمايد که آيا همه اين تدابير به درسـتی در عمل پياده شـده اسـت و يا نه؟

فشـار فـقر بر زنـان باعث آن می ‌گردد که آنـها در برابر دسـتمزد ناچيز در شـرايط خيلی نامطلوب از جمله خطر دايمی تهديد جنسـی و خشـونت تن به کار دهند. دختران خدمتگار در اکثر کشـور های جهـان در برابر مزد ناچيز سـاعت‌ های طولانی کار می ‌کنند، بسـا اوقات در شـرايط اجباری و تقريباً کـنيزی به کار می ‌پردازند. قانون هيچ ‌گونه حمايتی را وعده نمی‌دهـد. زنـانی که جـسـارت می ‌کـنند در برابر اين وضع تبـعيـض‌آميز دسـت به سـازماندهی اعتراض بزنند، حقوق آنان محدود شـده و تهديد به قرار گرفتن در تحت وضع خطرناک، فشـار و تضعـيقات می ‌گردند.

در گواتمالا زنـانی که عضويت اتحاديه‌های کارگری را تقاضا می ‌کنند، توسـط صاحبان maquilas ( محلات کار و کار خانه‌ها ) و يا بوسـيله جنايت ‌کارانی که آنـها اجير کرده‌اند، از maquilas ربوده ميشـوند، مورد تجاوز ضرب و شـتم قرار می ‌گيرند. ا‌ين جنايت ‌کاران بعضاً همکاری کارمندان امنيتی را نيز کسـب می ‌کنند. کارگران اين موسـسـات بايد روزهای طولانی ‌تر را در تحت شـرايط خطرناک کار کنند. بسـا که آنان وادار سـاخته ميشـوند تا در عقب دروازه ‌های قفل شـده فابريک کار کنند. آنـها همواره در جو تهديد و مزاحمت جنسـی و آزار باشـی‌ها يا بازرس‌ها قرار دارند.

رانده شـدن بيش از پيش زنـان در نتيجه فـقر و تنگدسـتی از خانه و کاشـانهء شـان، يکی از پی ‌آمدهای گلوباليزرينگ ( جهـانی شـدن ) اسـت. آنـها مجبور می ‌شــونـد که زادگاه خود را ترک کنند و به جسـتجوی کار به مهاجرت بپردازند و به اسـتقبال خطرات زيادی بروند. يافـت‌ های امنيسـتی انترنيشـنل در مکسـيکو نشـان می ‌دهد که در طی يک ده اخير بيش از ۳۷۰ زن در حومه شـهرک  Ciudad  Juarez( مکسـيکو ) نزديک مرز تکزاس ايالات متحده آمريکا، کشـته شـده ‌اند. اين زنـان که از ۱۱ تا ۲٨ سـال داشـتند، نخسـت اختطاف ‌شـده ‌اند، سـپس مورد شـکنجه و تـجاوز قرار گرفته و در نهايت به قتل رسـيده‌اند. مقامات دولتی به هيچ ‌گونه اقدام در زمينه بررسی و تحقيق جنايت و پيگرد و بازداشـت جنايت ‌کاران دسـت نزد. مقامات، اين زنـان را کاملا به دسـت فراموشـی سـپردند. زيرا آنان زنـان فـقير و فرودسـت بودند که هيچ ‌گونه اثر‌گذاری سـياسی نداشـتند. اين زنـان به شـهرک Ciudad   Juarez آمده بودند تا در کارخانه ‌های مونتاژ آنجا کار جسـتجو کنند. کارخانه ‌های مونتاژ در سـاحات سـرحدی ميان مکسـيکو و ايالات ‌متحده آمريکا بيشـتر به اين جهت جا بجا شـده‌اند، که از کار ارزان کارگران مکسـيکويی و شـرايط خوب ماليات بهره ‌مند گردند.

مزدور زنـان مهاجر عموماً از جانب دولت‌های خويش از نظر انداخته شـده وهم بوسـيله دولت‌های که در آن اقامت اختيار می ‌کنند، بی‌ ارزش تلقی ميشـوند. مزدور زنـان، در عربسـتان سـعودی موکداً از هر نوع حمايتی بی ‌بهره اند. با آنکه قانون کار در اين کشـور در برگيرينده موادی اسـت که تامينات خوبی برای زنـان پيش‌ بينی می ‌کند،( از جمله پرداخت حقوق در جريان مرخصی‌های ولادی، غير مجاز شـمردن اخراج از کار در دوران حامله ‌گی و يا امتيازاتی برای زنـان در دوران کهنسـالی ). مزدور زنـان مهاجر به کارمندان امنيسـتی انترنيشـنل ابراز داشـته اند که: آنـها به ۱٨ تا ۲۰ سـاعت کار در روز، وادار سـاخته می ‌شـونـد، مجبورند در گوشـه و کنار دالان ‌ها بخـوا‌بند و اکثراً آنـها در جريان کار لت و کوب شـده و مورد تجاوز قرار می ‌گيرند. در حالات خيلی نادر اگر مزدور زنی مهاجر قادر باشـد، شـکايتی به پليس ارايه دارد، آنهم ناديده انگا‌شـته شـده و به مسـخره گرفته ميشـود و يا توسـط کار فرمايان به سـا‌دگی ترديد می ‌گردد. مقامات کارگری در برابر چنين شـکاياتی يا کاری انجام نمی ‌دهند و يا به جزا دادن خود اين زنـان می‌پردازند. زنـان بی ‌شـماری از کشـور‌های فقير و فرودسـت جهـان به عنوان کارگر يا مزدور در کشـور های اروپايی به ‌طور مجاز و يا بدون مجوز قانونی به کار مشـغول اند. تا هنوز به اندازهء لازم آگاهی در زمينه رقم دقـيق آنـها در دسـت نيسـت. ولی به عقيده‌ای جامعه ضد بردگی (Anti-Slavernij Society  ) در زمينه‌ای رقم سـوء اسـتفاده و بهره ‌کشـی از اين زنـان در شـرايط مشـابه به شـرايط بردگی، می ‌تواند سـخن از صدها و يا هم هزاران مورد در سـال در ميان باشـد. اين زنـان بيش از همه از کشـورهای فليپين، سـریلانکا، نيجيريا و سـومالی می‌ آيند. جامعه ضد بردگی با اشـاره به يک‌ سـری از موارد مسـتند در اين زمينه، اظهار می ‌دارد که کار فرمايان غالبا مصارف ميانجی‌‌‌ را بر اسـاس منابع غير قابل اعتماد از جمله دفتر های کاريابی، از مزد اين زنـان منفی می‌ نمايند. ويزه اقامت را از دسـت آنان بدر کرده و اکثراً هم تمديد نمی ‌کنند. حقوق آنان به ايشـان درسـت پرداخته نه ‌می ‌شـود و به سـرعت از کار اخراج می ‌گردند. بدترین شـرايط کار را زنـانی دارند که در وابسـته ‌گی با " expats "(2) و هم با خانواده های که به ‌طور طولانی در سـاير کشـورها بسـر می ‌برند، مزدوری خانگی را تحمل می ‌نمايند. قبل از همه پاريس، روم و لندن که با داسـتانـهای تکان‌ دهنده از مزدور زنـان عربی و افريقايی که خدمت‌ گاران خانواده ‌های ديپلومات ها اند، معروف اند. زيرا اين مزدور زنـان بطور مرتب و حسـاب شـده مورد آزار و اذيت جسـمی و تحقير روانی آنان قرار گرفته ‌‌اند.  

 

ادامه دارد »»»

 

 

 

 

قسـمت های دیگر:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم