|
||||||||
|
|
ما و امریکا
از نخسـتین تماس تا نخسـتین پایگاه
از کتاب افغانستان در آتش نفت نوشـته خواجه بشـير احمد انصاری
با وجود دوری میان افغانسـتان و ایالات متحده امریکا، دولت مسـتقل افغانسـتان از همان سـالهای اول اسـتقلال خویش در تلاش برقراری روابط سـیاسی با ایالات متحده امریکا برآمد و بدین وسـیله اولین تماس مقامات رسمی افغانستان با دولت امریکا هنگامی صورت گرفت که محمد ولی خان دروازی در راس هیئتی جهت اشـتراک در کنفرانس صلح جهانی وارد تاشـکند شـد و از آنجا با ( هاردنگ ) رئیس جمهور وقت ایالات متحده مکالمهء تلفونی انجام داده و خواهان همکاری و برقراری روابط با آن کشـور شـد؛ و پس از آن در جولای 1922 در راس هیئتی عازم امریکا شـد و در جریان سـفر خویش با ( هاردنگ ) ملاقات نموده و نامهء امیر امان الله خان را برایش تسـلیم نمود. لودویک آدمک میگوید که قبل از سـفر ولی خان، زنی بنام فاطمه که منسـوب به دودمان سـلطنتی افغانسـتان بود نیز با رئیس جمهور ایالات متحدهء امریکا ملاقات نموده بود. ( نویسـنده نه توانسـت در مورد هویت خانم مذکور و اهداف سـفر او معلومات بیشـتری بدسـت آرد. ) هشـت سـال بعد از سـفر ولی خان دروازی گروهی از تاجران امریکایی تحت ریاسـت ( ام جوفو ) وارد افغانسـتان شـده و قرار داد فروش وسـایط نقلیه را به قیمت یکصد و بیسـت و یک هزار دالر با حکومت افغانسـتان امضا نمودند. ولی انگلیس ها که مخالف تاسـیس روابط سـیاسی میان این دو کشـور بودند مانع انتقال وسـایط خریداری شـدهء امریکایی از بحر هند به افغانسـتان شـدند. در همین سـالها بود که یک کشـیش امریکایی هم وارد کابل شـد ولی نسـبت خرابی وضع صحی مجبور به ترک افغانسـتان گردید. در سـال 1930 که پارلمان امریکا روی تامین روابط سـیاسی با افغانسـتان غور می نمود، ( والاش سـمیت مورای ) رئیس شـعبه امور شـرق نزدیک با این مسـاله مخالفت نموده و نظریهء خویش را در این زمینه چنین خلاصه نمود: " افغانسـتان یک کشـور مسـتقل، متعصب و جنگجو اسـت. در آنجا هیچگونه حقوق سـرحدی و حمایت اتباع خارجی تثبیت نشـده اسـت. خارجی هائی که در افغانسـتان به چنگ قانون گرفتار می شـوند قانون شـدید اسـلامی بر آنها تطبیق می شـود. بریتانیا که از اوضاع و احوال افغانسـتان خوب آگاه اسـت برای چندین سـال سـفید پوسـتان برتانوی را اجازه نمی داد تا از آن کشـور دیدن نمایند. در سـال 1928 هنگامی که هواپیما های بریتانیائی اتباع خارجی را از افغانسـتان به هند می بردند دو نفر امریکایی هم در شـمار آنها بود کا اگر انگلیس ها نمی بودند آن دو نفر همراه با سـایر خارجی ها هلاک می شـدند. در افغانسـتان بانکی وجود ندارد و کاروان های پول و طلا و نقره گاهی از طرف رجال وحشی قبایل تاراج می شـوند. " ده سـال پس از گزارش ( والاش سـمیت مورای ) یعنی در سـال 1940 قونسول امریکا مقیم کراچی سـفری به کابل نموده و ملاقات طویلی با نادر خان انجام داد. قونسول مذکور در مجلس شـورای وقت رفت و بیانیه ای هم ایراد نمود. رئیس مجلس شـورا در پاسـخ او چنین گفـت: " امریکایی ها همیشـه سـخنان پر لطفی راجع به افغانسـتان می گویند ولی در عمل باز هم آنرا بحیث یک کشـور دوسـت نمی شـناسـند. " پنج سـال بعد از مسـافرت دیپلمات امریکایی به کابل، در ماه می 1945 ( ایچ هونی بروک ) رئیس هیئت دیپلماتیک امریکا در ایران به کابل آمد و اعتبار نامه دیپلمات های امریکایی مقیم هندوسـتان را بحیث نماینده گان آن دولت در افغانسـتان، به مرجع مربوط تقدیم داشـت. (1) پس از آن شـاه محمود خان که بین سـالهای 1947 و 1951 بحیث صدراعظم افغانسـتان ایفای وظیفه می نمود سـفری به امریکا نموده و کوشـش نمود تا کمک مالی و تسـلیحاتی امریکا را جلب نماید؛ ولی بخاطر پاکسـتان این همکاری تنها در سـاحات معارف و زراعت بسـنده شـد. پس از شـاه محمود خان نوبت به داود خان رسـید. سـردار محمد داود هم در اولین روز های صدارتش تلاش نمود تا همکاری امریکا را جلب نماید ولی دید که در دسـمبر 1953 کمک نظامی امریکا به پاکسـتان اعلام شـد. صدراعظم افغانسـتان این کمک را خطری برای منافع و امنیت ملی کشـورش خواند. این کمک به تعقیب پیوسـتن پاکسـتان در پیمان نظامی ( سیتو ) صورت گرفت؛ پیمانی که از طرف جان فوسـتر دالس ـ وزیر خارجهء امریکا ـ تاسـیس شـده بود. داود خان تلاشـهای زیادی را بخاطر جلب همکاری نظامی این ابر قدرت از کانالهای دیپلماتیک براه انداخت ولی امریکا که به دوسـتی پاکسـتان اهمیت بیشـتر میداد، حاضر نشـد به افغانسـتان که مشـکلات سـرحدی با پاکسـتان داشـت، کمکی نماید. بی اعتنائی امریکا در برابر افغانسـتان تا مرز شـکسـتاندن نزاکت های دیپلماتیک از سـوی وزارت خارجهء آن کشـور پیش رفت؛ و فوسـتر دالس وزیر خارجهء امریکا کاپی یادداشـت حکومت افغانسـتان و لسـت ضمیمهء آنرا که ضرورتهای نظامی کشـور در آن درج شـده بود، بر خلاف تمامی موازین دیپلماتیک برای ( امجد علی ) سـفیر پاکسـتان در واشـنگتن سـپرد. (2) در سـال 1954 ( ریچارد نیکسـون ) معاون رئیس جمهور امریکا به کابل آمد و در حالیکه با گرمی زاید الوصفی اسـتقبال گردید ولی به نیازمندی های نظامی و اقتصادی افغانسـتان پاسـخ منفی داد؛ و کمک امریکا برای افغانسـتان باز هم تنها در چارچوب وادی هیرمند محصور ماند. در سـال 1954 اتحادیه سـیاتو که امریکا هم عضو آن بود، دیورند را به عنوان سـرحد بین المللی پاکسـتان اعلام نمود که این اعلان سـیلی محکمی بر رخسـار دیپلماسی افغانسـتان بود. افغانسـتان نظر به داشـتن اختلاف با دو کشـور همجوار ایران و پاکسـتان، که در حقیقت دو دوسـت اسـتراتیژیک امریکا در منطقه به حسـاب می آمدند، و نظر به تلاش و نفوذ روسـها نتوانسـت روابط خود را با امریکا انکشـاف دهد، چنانچه [ چنانکه ] امریکایی ها هم هیچگاهی به داشـتن چنین روابطی علاقه نگرفتند. امریکا و پاکسـتان از همان آغاز تا فرو ریزی نظامی طالبان اسـتراتیژی مشـترکی را در قبال کشـور ما در پیش گرفتند، اسـتراتیژی ایکه منافع هر دو طرف در آن گره خورده بود. اسـتراتیژی ایکه ارتش و اطلاعات، ابزار اصلی آن بودند. عقد قرار داد های اطلاعاتی در میان آن دو کشـور و اسـتفادهء غیر قانونی از فضای کشـور فقیر و بی دفاع افغانسـتان در راه رسـیدن به جمهوری های آسـیایی شـوروی یکی از جلوه های این اسـتراتیژی بود. چندی می شـود که آقای زبگنیو برژنسکی مشـاور امنیت ملی امریکا در زمان جیمی کارتر، حقایقی را افشـاء نموده که هنکامهء بلندی را در میان حلقات سـیاسی و پژوهشی افگنده اسـت. او می گوید که این ما بودیم که شـوروی ها را تشـویق نمودیم تا به افغانسـتان تجاوز نظامی نمایند و در این پروژه، پاکسـتان رفیق راه ما بود. اگر این اعتراف برژنسکی را در کنار اسـرار افشـاء شـده ای که از دفاتر (K. G. B. ) ــ که به امر بولیس یلتسـین گشـوده شـد ــ بدسـت آمده بگذاریم، چهرهء کامل حقیقت رو نما میگردد. در این اسـناد آمده اسـت که حفیظ الله امین یکی از عناصر دسـتوری سـازمان ( سیا ) بود و اولین اشـاره به این موضوع در یادداشـت ( لیونید شـیبارشین ) نمایندهء سـازمان جاسـوسی شـوروی در کابل ذکر شـده بود. (3) وثایق و اسـنادی که در دسـترس اسـت بیانگر آنسـت که حفیظ الله امین مبتکر اصلی دعوت روسـها به خاک افغانسـتان بود. نبی عظیمی در کتاب اردو و سـیاسـت میگوید: " این تقاضا ( دعوت روس ها به خاک افغانسـتان ) توسـط حفیظ الله امین هژده بار رسـماً صورت پذیرفته اسـت. (4) حفیظ الله امین گاهی به نماینده گی از ترکی و زمانی هم از طریق اسـد الله سـروری و دیگران این دعوت را به گوش روس ها می رسـاند. گوریلوف مارشـال اتحاد شـوروی می نویسـد: " در نزد حفیظ الله امین مهمان بودم به دسـتور نور محمد ترکی وی تقاضا نمود تا ده الی بیسـت هلیکوپتر همراه با مهمات و پیلوتان اتحاد شـوروی به افغانسـتان فرسـتاده شـوند تا در صورت وخامت اوضاع سـرحدی و مرکزی کشـور جهت سـرکوبی مخالفین که از پاکسـتان فرسـتاده می شـوند مورد اسـتفاده قرار گیرند. " (5) او می نویسـد: " در 11 اگسـت به اسـاس تقاضای امین با وی مصاحبه صورت گرفت، در جریان صحبت توجه روی فرسـتادن قطعات شـوروی به افغانسـتان معطوف گردید. " (6) عظیمی به تعقیب آن می گوید: امین که دعوت روس های را تحت نام بالا بردن مورال ارتش افغانسـتان و اعتماد به نفس عنوان میکرد، میخواسـت این نیرو ها را در مناطق سـرحدی به کار اندازد. ( آیا علاقهء امین در زمینهء به کار گیری نیرو های شـوروی در مرز های بین المللی افغانسـتان خود سـوال بر انگیز نیسـت؟ ) در این جا لازم بیاد آوری میدانم که چند سـال قبل در یکی از کتابهای مربوط به تاریخ جهاد افغانستان که از طرف یک نویسـندهء غربی نگاشـته شـده بود، خواندم که حفیظ الله امین از همان آغاز فعالیت سـیاسی اش با ( سـیا ) رابطه داشـت و پول آن سـازمان را در راه جلب و جذب اعضایی که جناح او را در حزب تقویت کنند، به مصرف می رسـاند. این منطق گرچه در آغاز عجیب و مضحک به نظر می آید ولی با مطالعه همه جوانب موضوع و تاریخ تجارب سـیاسی ـ نظامی جهان امکان آن بعید به نظر نمی رسـد. ولادیمیر کوشـکین که در گذشـته یک عضو بلند پایه( K.G. B. ) بوده و اکنون در لندن زيسـت می کندن در نوامبر سـال 1982 افشـاء نمود که حفیظ الله امین عضو سـازمان ( سـیا ) بوده اسـت.(7) جنرال والنتاین وارینیکوف فرمانده نیرو های زمینی و معین وزارت دفاع اتحاد شـوروی هم اخیراً در مصاحبه ای به ( CNN ) که در برنامهء ( جنگ سـرد ) آن تلویزیون در ماه اگسـت 1997 پخش گردید افشـاء نمود که به اسـاس معلومات در دسـت داشـته، امین روابط تنگاتنگی با سـیا داشـته اسـت. او می گوید: " ما تصور می کردیم که حفیظ الله امین روابطی با سـیا داشـت، این یک تصور بی اسـاس نبود. بعضی ها با امین مخالفت می کردند بخاطر اینکه او یک تحصیل کرده امریکا بود، اما این کدام مسـئلهء مهمی نیسـت، مسـاله اسـاسی عملکرد های امین و نتایج کار های او بود. او بازی اش را آغاز کرده بود و با نماینده گان حکومت امریکا بصورت منظم ملاقات می نمود." سـلیک هریسـون و کوردوویز کتابی دارند بنام حقایق ناگفته پیرامون جهاد افغانسـتان و در آن می گویند که نمایندهء امریکا در کابل 14 بار با حفیظ الله امین ملاقات نموده بود. کشـانیدن پای روسـها در باتلاق خونین افغانسـتان بیشـتر از آنکه هدف روسـها باشـد، هدف امریکایی ها بود. در آن وقتی که ارتش روس هم داخل افغانسـتان شـد کارتر کدام عکس العمل جدی نشـان نداد، بلکه مسـاله را بسـیار عادی جلوه داده و به عقب نشـینی از بازی های اولمپیک در مسـکو و الغاء قرار داد گندم بسـنده شـد. آقای حکمتیار در پاسـخ این سـوال که چه وقت حدس زد که تجاوز نظامی روسـها بر افغانسـتان حتمی اسـت، گفت: افسـران ارتباطی ما از تحرکاتی اطلاع یافته بودند که حکایت از آماده گی روسـها برای تجاوز به افغانسـتان داشـت. آنها از ما پرسـیدند که معلومات کشـور های همسـایه و امریکا در این رابطه چیسـت و عکس العمل امریکا در صورت تجاوز قوای شـوروی بر افغانسـتان چی خواهد بود؟ ما از دیپلمات های امریکایی مسـتقر در پاکسـتان اسـتمزاج نمودیم، آنها از دادن جواب اظهار نا توانی نموده قضیه را به واشـنگتن موکول کردند که در خلال یک هفته جواب رسمی واشـنگتن را در مورد احتمال تجاوز نظامی روسـها بر افغانسـتان چنین بیان کردند: " واشـنگتن گمان نمی کند که چنین تجاوزی صورت گیرد، اگر احیانا این کار صورت گرفت امریکا دو کار فوری انجام خواهد داد: از مذاکرات سـالت ـ 2 میان امریکا و اتحاد شـوروی خارج خواهد شـد و ارسـال وسـایل پیشـرفتهء تخنیکی و گندم به شـوروی را متوقف خواهد کرد. حکمتیار به امتداد آن این چنین نتیجه گیری می نماید: این جواب دو پیام روشـن در خود نهفته داشـت: الف: مقامات امریکا از جریانات داخلی شـوروی حتا در قضایایی چون آماده گی برای تجاوز نظامی بر کشـور دیگری و تحرکات نظامی ایکه در چنین مواردی صورت می گیرد، بی اطلاع اند و از نفوذ در حلقات تصمیم گیری عاجز اند. نمیدانند که در آن طرف دیوار آهنین چه می گذرد، اقمار جاسـوسی آنها نیز توان نظارت بر جریانات داخلی اتحاد شـوروی را ندارند. ب: اگر تجاوز نظامی صورت گیرد، انتظار عکس العمل جدی را از سـوی امریکا و هم پیمانانش نداشـته باشـیم، تجربهء شـکسـت در ویتنام جرئت درگیری مجدد با نیرو های اتحاد شـوروی را از زمام داران قصر سـفید سـلب کرده بود." (8) اگر جناب حکمتیار این خبر را بدون نتیجه گیری می گذاشـت بیشـتر ممنون می شـدیم. زیرا امریکایی ها از ده ها سـال بدین سـو خوب می دانسـتند که در آن طرف دیوار های آهنین چه می گذرد و شـهر پشـاور مرکز جمع آوری همچو اخبار و اطلاعات بود. دوم اینکه پاسـخ امریکایی ها به معنی رها کردن سـاحه نه بلکه به مفهوم کشـاندن پای ارتش سـرخ و خرس قطبی در تلکی بنام افغانسـتان ( کشـتار گاهی با تکمیل همه شـرایط آن ) بود. خاطرهء شـکسـت ویتنام بر عکس تصور آقای حکمتیار می توانسـت مشـوق خوبی برای کشـاندن پای روسـها به کشـتار گاه افغانسـتان باشـد. سـوم اینکه در این پاسـخ یک پیام نهایت مهم به ملاحظه می رسـد و آن نشـان دادن چراغ سـبز برای روسـها اسـت. اگر امریکا مخالف همچو اقدامی می بود بدون شـک که در آن جا این پاسـخ جدی تر میبود. در اینجا نا گفته نماند، که حتا بعد از اشـغال نظامی افغانسـتان از طرف روسـها و پیاده شـدن ده ها هزار سـرباز ارتش سـرخ در خاک این کشـور، امریکا در آغاز امر عکس العمل چندان شـدیدی از خود نشـان نداد. مسـالهء چهارم اینکه امریکایی ها خواسـتند تا در صورت احتمال رسـیدن این پیام به گوش روسـها هم برسـانند که منتظر عکس العمل چندان شـدیدی از طرف ما نباشـید. مشـاور امور امنیتی جیمی کارتر در آن وقت می گوید که ما فشـار خویش را بالای روس ها عمداً بالا بردیم تا مجبور به مداخلهء مسـتقیم شـوند. در گزارش هایی که از طرف سـفارت امریکا در کابل به واشـنگتن فرسـتاده می شـد، نتایج و پیامد های این فشـار مورد ارزیابی قرار می گرفت. در نامهء مورخ 9 می 1979 سـفارت امریکا در کابل چنین آمده اسـت: " اگر چه این امکان وجود دارد که نیرو های رزمی شـوروی در درگیری های داخلی افغانسـتان مداخله نمایند ولی نظر ما این اسـت که اتحاد شـوروی احتمالاً تلاش خواهد نمود تا افتادن در چیزی که میتواند تله ای از نوع ویتنام باشـد اجتناب ورزد. اتحاد شـوروی بخاطر اینکه " انقلاب افغانسـتان در خطر اسـت " حرکتی صورت دهد. درین رابطه اتهامات مکرر شـوروی درمورد مداخلهء ایالات متحده، چین، پاکسـتان و دیگر کشـور ها می تواند به عنوان زمینه ای قانونی و تبلیغاتی برای چنان حرکتی به کار گرفته شـود ... چرا شـوروی باید تصمیم به مداخله بگیرد؟ افغانسـتان بر خلاف انگولا، اتیوپی یا یمن با خود شـوروی هم مرز اسـت. در حقیقت این کشـور آشـوب زده در مجاورت چندین جمهوری مسـلمان آسـیای مرکزی شـوروی که حسـاس میباشـند قرار دارد ... شـوروی همچنان سـرمایه گزاری های سـیاسی، اقتصادی، اسـتراتیژی، نظامی و پرسـتیژ کافی در افغانسـتان خلقی دارد، محتمل نیسـت که مسـکو بدون برخی تلاشـها جهت حفظ آنها بگذارد که از دسـت بروند. (9) ادامه دارد
پاورقی ها: 1 ـ روابط خارجی افغانسـتان در نیمه اول قرن بیسـت، لودویک آدمک، ترجمه پوهاند محمد فاضل صاحبزاده. 2 ـ نقش پاکسـتان در تراژیدی خونین افغانسـتان، کریم پیکار پامير، صفحه 46 چاپ دوم 1380 خورشیدی. 3 ـ من نیویورک الی کابل، محمد حسنین هیکل، صفحه 231 ، چاپ دوم الشـرکة المصریة للنشر العربی، القاهرة، 2002 4 ـ اردو و سـیاسـت، جنرال نبی عظیمی، ص 216 چاپ دوم 1377 مرکز نشـراتی میوند، پشـاور، پاکسـتان. 5 ـ همانجا ص 215 6 ـ همانجا ص 215 7 ـ Time Magazine, November 22, 1982, pages 33 – 34 8 ـ مجلهء مسـتقل، نشـریهء مرکز فرهنگی اسـلامی افغانسـتان، پشـاور، پاکسـتان، شـمارهء مسـلسـل بیستم ماه جدی 1379 ، جنوری 2001 مصاحبهء اختصاصی مسـتقبل با حکمتیار پیرامون حقایق تاریخی تجاوز روس ها بر افغانسـتان. 9 ـ اسـناد لانهء جاسوسی، صفحات 96 ـ 100
|
|
||||||