|
||||||||
|
|
رجال و رويداد های تاريخی افغانستانعطا محمد خان باميزائی
نوشـته احمد علی کهـزاد
عطا محمد خان بامیزائی که این بحث برای معرفی مختصر نقش عملی او درنظر گرفته شـده، پسـر شـیرمحمد خان بامیزائی اسـت که بار اول در طی سلطنت اول شـاه شـجا به رتبهء وزارت رسـید و به لقب مختارالدوله شـهرت و قدرت زیاد پیدا کرد. شـبه ئی نیسـت که بامیزائی ها در دسـتگاه دولت سـدوزائی بخصوص بعد از موقعی که امور سلطنت به دسـت پسـران تیمور شـاه افتاد بکار های خورد و بزرگ مشـغول بودند و تاریخ نام های عده ئی از آنها را می برد، که در آن جمله شـیر محمد خان و پسـران او با دخالت بیشـتر خود در مجاری امور شـهرت دارند. عطا محمد خان بامیزائی که نامش را عنوان قرار داده ایم در آن قسـمت تاریخ سـدوزائی که با سـلطنت شـاه محمود و شـاه شـجاع ارتباط دارد تعلق می گیرد و این تعلق هم از خود دو مرحله دارد: یکی دورهء حکومت کشـمیر که دورهء نیابت و شـکوه این شـخص اسـت و دگر سـال های بقیهء حیات او که در فضای بی اعتمادی های عمومی عصر، روز های بدبختی را برای او بار آورد.
در میان حکمرانان افغانی که در سـر زمین زیبای کشـمیر حکومت کرده اند، عطا
محمد خان بامیزائی کسی اسـت که هم مدت اقامت او طولانی بود و هم کشـمیری ها
در اثر حسـن رفتار از او و از طرز عمل او کمال خوشـنودی داشـتند. عطا محمد خان در کشـمیر قایم مقام عبدالله خان الکوزائی شـد که اصلاً از طرف زمانشـاه تعیین و در سـال های سـلطنت اول شـاه محمود کماکان بر جای مانده بود و چون از ارسـال مالیه خودداری می کرد، شـاه شـجاع وزیر خود، شـیر محمد خان مختار الدوله کار را به نحو مطلوب انجام داد و شـاه شـجاع حکومت، و یا طوریکه به اصطلاح آن وقت معمول بود « نیابت » کشـمیر را به پسـر او عطا محمد خان تفویض نمود و خودش را به کابل احضار کرد. ولی مختارالدوله که اشـکالات شـاه شـجاع را در مقابل شـاه محمود و کامران می دید، اول حاضر مرکز نشـد و بعد که در غیاب شـاه حاضر شـد، از ترس، بنای هم آهنگی را با شـهزاده قیصر گذاشـت و در نتیجه جنگی که میان شـاه شـجاع و شـهزاده قیصر به وقوع پیوسـت، مختار الدوله و چند نفر دیگر از بامیزائی ها کشـته شـدند و این واقعه سـبب شـد که عطا محمد خان خویش را حکمران مختار کشـمیر بداند و با حسـن رفتار، محبوبیتی خاصی در آن دیار پیدا کرد. جریان مخالفت میان شـاه شـجاع و شـاه محمود و وزیر فتح خان فرصت خوبی بدسـت عطا محمد خان داد تا موقعیت خویش را در کشـمیر مسـتحکم تر کند و اوضاع طوری شـد که بعد از سـقوط دورهء اول سـلطنت شـاه شـجاع عطا محمد خان بامیزائی به حکومت کشـمیر باقیمانده و دورهء دوم سـلطنت شـاه محمود آغاز شـد و در اثر صرف مسـاعی و همکاری های فتح خان وبرادرانش، دولت سـدوزائی نیرو گرفت و سـند و دیره جات همه تابع اوامر دولت سـدوزائی شـد و موضوع ارتباط و تسـلیم دو حکومت ولایتی یعنی حکومت کشـمیر و هرات که یکی بدسـت عطاء محمد هان بامیزائی و دیگری در ادارهء حاجی فیروزالدین برادر شـاه محمود بود، طرف توجه اشـرف الوزراء وزیر فتح خان قرار گرفت.
عطاء محمد خان که دور از همه این تبدلات در کشـمیر اقتدار خوبی یافته بود،
نه تنها به اطاعت دولت مرکزی حاضر نشـد بلکه مفکورهء
الحاق پشـاور را هم در مخیلهء
خود می پرورانید وبرای انجام این آروز، برادران خود سـمندر خان و جهانداد
خان را از کشـمیر به پشـاور فرسـتاد. این دو برادر پشـاور را تصاحب نموده و
در اثر خدعه ئی که بکار بردند، شـاه شـجاع را که از طرف خود عطاء محمد خان
برای گرفتن پشـاور تشـویق شـده بود، اسـیر نموده و محبوس به کشـمیر
فرسـتادند، بدین طریق عطا محمد خان بامیزائی در اثر چندین سـال حکومت
متوالی کشـمیر چنان که میان دو شـاه بر حال و بی تخت سـدوزائی و در مقابل
برادران بارکزائی دسـت ثالثی محسـوب می شـد و موضوع نزاکت پیدا کرده و فتح
خان که در مسـایل بغی یا نافرمانی حکام ایالات سـرحدی مشـرف بر نفوذ
بیگانگان خیلی حسـاسیت داشـت، شـاه محمود را مجبور سـاخت که موضوع کشـمیر
را با عطا محمد خان بامیزائی حکمران سـابق دولت سـدوزائی افغانی حتماً حل
کند. شـاه محمود با وزیر فتح خان و لشـکر گران بر آمدند ولی در پشـاور بودند که موضوع شـهزاده عباس بروز کرد و مجبور به مراجعت به کابل شـدند، سـال آینده آن، وزیر فتح خان و سـردار دوسـت محمد خان به قصد کشـمیر برآمدند، عطا محمد خان پرداخت خراج سـه لک رپیه را قبول دار شـد ولی عملاً از اجرای وعده خود داری کرد و جنگ واقع شـد و عطا محمد خان شـکسـت یافته در کوه ماران حصاری گردید و وزیر فتح خان برادر خویش سـردار محمد عظیم خان را بجای او به حکومت کشـمیر گماشـت. در اثر مداخلت علماء و روحانیون، وزیر فتح خان بیشـتر اسـباب آزار عطا محمد خان نشـد و اخیرالذکر از راه دیره جات خود را به قندهار نزد کامران رسـانید. بعد از اینکه فتح خان به حل مسـئله کشـمیر مؤفق شـد، عازم هرات گردید ونفوذ محلی حاجی فیروز الدین را خاتمه داده و نظریات حکومت قاجاری ایران را در باب غوریان عقیم سـاخت و قدرت روز افزون او، رگ حسـد کامران را بشـور آورد و عطا محمد خان هم که از فتح خان دل خوشی نداشـت، با نامبرده همنوا گردید هر دو به طرف هرات رفتند و در مسـئله جنایت کور سـاختن وزیر نامدار با شـهزاده کامران سـهیم گردید. بعد از حدوث این واقعه در فرصتی که شـاه محمود خود به طرف قندهار میرفت، پسـرش جهانگیر و همین عطا محمد خان را در کابل گذاشـت و دیری نگذشـته بود که سـردار دوسـت محمد خان و یار محمد خان و بعضی دیگر از برادرانش به کابل رسـیدند، جهانگیر تسـلیم گردید و عطا محمد خان کور سـاخته شـد و روز های اخیر عمرش در بدبختی و حسـرت گذشـت. عکس ها: عطا محمد خان بامیزایی شـیر محمد خان
|
|
||||||