شماره دوازدهم سال سوم جدی 1334 / دسامبر 2005

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالبهء حقوق پناهنده گان افغانی

از جامعهء اروپایی و سـایر کشـورهای بشـر دوسـت جهان

محمد اسـمعیل رویت

طوریکه میدانیم در چند سـال گذشـته راپور یکصد صفحه یی ملل متحد در رابطه به نقض حقوق بشـر در افغانسـتان ممثل عقب مانی نظام های فرسـودهء سـابق که تا اکنون نیز جریان دارد بصورت واضح و آشـکار به چشـم می خورد، که دولت منتخب در چهار سـال گذشـته کار موثری را جهت بازسـازی، امنیت و آرامش برای مردم ما انجام نداده اسـت. مداخله گران و تروریسـت ها و دشـمنان مردم افغانسـتان همواره از طریق مرز های جنوبی و شـرقی کشـور غرض تخریب کاری، بم گذاری، و حملات راکتی و انتحاری به مرکز و ولایات، فعالیت های خشـونت آمیز خویش را انجام میدهند. ما افتخار داریم از تمام نهاد های روشـنفکری ــ اتحادیه ها، نویسـنده گان وطن پرسـت، حقوق دانان و دانشـمندان و اشـخاص متنفذ و همچنان از دسـت اندرکاران و گرداننده گان تلویزیون های خارج از کشـور ــ که در جهت دفاع از حقوق پناهنده گان کشـور دفاع نموده و پیوسـته آنرا به نشـر رسـانیده و یا با وسـایل و امکانات دسـت داشـته از آن دفاع نموده اند.

در چنین اوضاع و احوالی جریاناتی در کشـور های اروپایی مبنی بر اخراج یک تعداد از پناهنده گان افغان که در بازداشـت گاه ها و لاگر های ـ احاطه شـده با سـیم های خاردار ـ نگاه داری می گردند تا جبراً ـ نه داوطلبانه ـ از این کشـور ها اخراج سـاخته شـوند. با تأسـف باید گفت که افغانسـتان فعلاً دارای یک دولت قانونی با داشـتن رئیس جمهور منتخب و اتوریته بین المللی نمی تواند از چنین تخطی های انسـانی جلوگیری بعمل آورد. جهان نیز میداند که دولت فعلی افغانسـتان دچار مشـکلات اقتصادی ـ اجتماعی سـیاسی و غیره بوده که نه تنها پرابلم های جا بجایی میلیون ها مهاجر بلکه هزاران مشـکل دیگر را دارا میباشـد. هم اکنون با سرازیر شـدن میلیون ها مهاجر از ایران و پاکسـتان، که در خیمه ها به سـر می برند، با هزاران مشـکل اقتصادی، بیکاری، مریضی، بی سـرپناهی، دسـت و پنجه نرم می کنند. و دولت نه توانسـته حد اقل مایحتاج زنده گی شـان را فراهم نماید که اکثراً منجر به مهاجرت های ثانوی شـده اسـت. در چنین حالتی کشـور های اروپایی هم اخراج پناهنده گان افغان را مطرح نموده و دولت افغانسـتان نیز قادر به آن نیسـت، و توان آن را ندارد که با دول ذیربط، ملل متحد، بنا های دفاع از حقوق پناهنده گان و حقوق بشـر و سـایر ارگان های خیریه مذاکره نماید و تقاضا به عمل آورد تا یک مدت دیگر نیز اخراج پناهنده گان را به تعویق اندازند. تا جائیکه به مشـاهده می رسـد بسـیاری از روشـنفکران ما در کشـور های اروپایی مثل هلند بود و باش داشـته و سـالها اقامت دارند، آنها می توانسـتند خواسـت های خویش را به رویت دلایل و اسـناد به دسـتگاه های دولتی ـ کلیسـا ها و مراجع حقوق بشـر برسـانند و موضوع از طریق مرکزیت جامعه اروپایی دنبال می شـد. تا به خواسـتهای شـان پرداخته می شـد. این فرو گذاشـت ها و غفلت ها در برابر خواستـهای مهاجرین همانا ناشی از محافظه کاری، عدم اعتماد، جوش نخوردن بین الافغانی تحت گروپ های قومی، زبانی، مذهبی، حزبی و غیره می باشـد و بس.

اما در مورد ما پناهنده گان افغان اگر در مرحله نخسـت در هر کشـور یک سـازمان ـ شـورا ـ اتحادیه و یا مرکزیت حقوقی وجود میداشـت تا از مجاری قانونی از حقوق تلف شـدهء پناهنده گان دفاع می نمود، شـاید به چنین سـر در گمی مواجه نمی شدیم. در ین جا لازم می دانم تا شـماری از مشـکلات، پرابلم ها و مطالبات پناهنده گان را بصورت جداگانه تذکار می نمایم:

ــ پناهنده شـخصی اسـت که از طرف یک دولت یا یک گروه تحت تعقیب و پیگرد قرار داشـته، جان خودش و یا فامیلش در خطر مرگ قرار داشـته باشـد، که نظر به موقعیت شـان به چند کته گوری تقسـیم می شـود: سـیاسی، اجتماعی، اقتصادی، جنگی، مذهبی... و غیره.

ــ پناهنده حین ورود به کشـور پناهنده گزین باید از کورس های لسـان بطور رایگان مسـتفید باشـد و هم اجازهء کار داشـته باشـد.

ــ در اکثر کشـور های جهان اقامت پناهنده در نظر گرفته می شـود و نظر به موقف وی برای اسـناد اقامت داده می شـود و آنهایی که رد می شـوند تا زمانیکه امنیت و ثبات دایمی در کشـورش اسـتقرار نیافته باشـد در مورد اخراج وی اقدامی صورت نمی پذیرد.

ــ پناهندگانی که بعد از شـصت و پنج سـالگی ( سـن تقاعد ) وارد می گردند قانوناً مسـتحق اقامت می باشـند زیرا در هر جایی که باشـند متقاعد شـناخته می شـوند.

ــ در بعضی از کشـور های اروپایی فامیل همای پناهنده را حین تقسـیمات در محلات از هم جدا می سـازند که البته از هم پاشـیدن فامیل ها غیر قانونی بوده در این مورد باید تجدید نظر به عمل آید.

ــ جای تعجب این اسـت که قبولی در مورد فامیل ها دو گانه یا چندگانه عمل می شـود؛ بطوریکه اطفال قبول می شـوند و پدر و مادر رد می شـوند، یا زن قبول می شـود و شـوهر رد می شـود و یا برعکس والدین قبول می شـوند ولی اطفال قبول نمی شـوند. در حالیکه حالت های قبولی و رد آن باید شـامل حال همه باشـد.

ــ در بعضی از کشـور ها ــ اسـتاندار های قبولی تعجب آور اسـت که ــ پناهنده های سـیاسی رد می شـوند ولی اشـخاص عادی مانند کسـبه کاران دُکانداران تاجران و امثال آن زود تر قبول می شـوند. البته به اسـتثناء کسـانی که دارای رتبه های بلند و یا حالت های دیپلماتیک داشـتند.

ــ دوسـیه های پناهنده ها اکثراً در غیاب آنها فیصله می شـوند و حق دفاع را از پناهنده صلب می نمایند که این امر مغایر مقررات کنوانسیون حقوق بشـر شـمرده می شـود. و اکثراً وکیل ها هم در دفاع از موکل خود عاجز می ماند.

ــ در قانون جدید پناهنده گی ــ بخصوص در آلمان ــ گفته شـده که کسـانی که در آلمان مدت شـش سـال اقامت نموده باشـند مسـتحق اقامت دایمی میباشـند به شـرط اینکه کار کنند و از سـیوسـیال معاش اخذ ندارند. ـ به اسـتثناه اشـخاص مریض، معیوب، و بزرگ سـالان. در این جا قابل تذکر می دانم که پناهنده هایی که در جنگ های بیسـت سـاله عزیزان خود را از دسـت داده اند و تمام دارایی های شـان چور و چپاول شـده اسـت و در وطن هیچ سـر پناهی ندارند، و در کشـور دومی نیز هنوز قبول نشـده اند از اخراج شـان صرف نظر گردد.

ــ پناهنده گانی که خود را قبول نشـده ولی اولاد های شـان قبول شـده و به کار و زنده گی در کشـور های اروپایی مشـغول هسـتند، باید با در نظر داشـت اینکه این گونه اشـخاص در وطن امکان زیسـت و دسـت یابی به کار و حل مایحتاج خود ندارند، قبول شـده اقامهء دایمی برای شـان داده شـود.

ــ اگر کشـوری می خواهد اشـخاص قبول نا شـده را اخراج نماید باید ابتدا آنها را به سـازمان ملل متحد معرفی بدارد تا اگر کشـور های دیگر امکان قبولی شـان را داشـته باشـد در مورد شـان اجرا گردد.

این بود برخی پرابلم ها و مشـکلات و توقعات مهاجران افغان که بر شـمردیم. البته پناهنده گان ما در هر کجایی که هسـتند در یک صف واحد متحد شـده بدور اتحادیه های شـان جمع شـوند و به طور دسـته جمعی به منظور تحقق خواسـتهای خود مبارزه نمایند، تقاضا های خود را به گوش همه مقامات ذیربط برسـانند تا باشـد که از حقوق پناهنده گی بهره مند شـوند.