|
||||||||
|
|
چگونگی تحول تاريخ در خاور زمين داکتر اکرم عثمان یُنکوپنک Jönköpin سـویدن بخش سـوم برده گی « يا شيوهء توليد آسيايی » ؟
قسـمت اول در دو بحث ماقبل، آوردیم که سـیر تاریخ در خاور زمین ویژه گی هایی داشـته اسـت که برخی آن را با نظریهء فُرماسـیون تاریخ که با دوره های متعارف مشـخص می شـود قالب کرده اند و برخی آن چار چوب ها را برای تبین فُرماسـیون های تاریخ با دوره های سـیاسی، اقتصادی، حقوقی، فلسـفی و هنری مشـرق زمین ناکافی دانسـته اند. در ضمن خاطر نشـان کردیم که مارکس و انگلس این مختصات تاریخی را با مقولهء بحث انگیز « شـیوهء تولید آسـیایی » توجیه و تفسـیر کرده اند که بگو مگویش هنوز ادامه دارد و آثار فراوانی در رد و قبولش از سـوی مخالفان و موافقان، نوشـته شـده اسـت. همین طور آوردیم که در صلاحیت نگارنده نیسـت که وارد جزئیات این بحث پیچیده و دراز شـود و بکوشـد، بود و نبود نظام آسـیایی تولید را به طور قطع به اثبات برسـاند. تمام این بحث تخصصی را می گذاریم به اهل تخصص، خاصه جامعه شـناسـان و موَرخان. مراد ما توجه به جنبه های عملی و احیاناً مفید این مسـأله اسـت. می خواهیم دریابیم که مصادیق و نشـانه های « نظام آسـیایی تولید » که با امتناع ها، درنگ ها و گسـسـت های جریانات تکامل مادی و معنوی همراه بوده، در گسـترهء تاریخ و جغرافیای ما به چشـم می خورد یا نه؟ و اگر چنین علایم و آثاری موجود بوده اسـت، تا کجا می توان آن ها را مطرح کرد و چنین مباحثی در افکار و آثار صاحب نظران ما چگونه شـکل گرفته و از آن مهم تر بازتاب های اجتماعی و سـیاسی آن در عرصه های برخورد های احزاب با یکدیگر و با قدرت های بر سـر اقتدار چگونه بوده اسـت. با این مقدمه بر می گردیم به اصل مطلب و حتی المقدور می سـنجیم که بعد از تلاشی نظام اولیهء تولید، دورهء برده گی در تاریخ شـکل گرفته اسـت یا خیر و اگر نشـانه هایی از برده داری موجود بوده اسـت، مختصات و حدود و ثغور آن از چه قرار می باشـد. همان گونه که در مباحث گذشـته آوردیم، تعدادی از دانشـمندان شـیوهء تولید آسـیایی را نوع ویژهء برده گی نامیده اند که از جمله دکتر کبیر رنجبر در تحلیل جالبی از شـیوهء تولید آسـیایی چنین نظر می دهد: در اکثر جوامع شـیوهء تولید برده گی جانشـین « کمون اولیه » گردید. ولی بعضی از مردمان جهان بدون عبور از دوران برده گی وارد مرحلهء تکامل فیودالی شـدند. در هر دو صورت، هنگامی که تناسـب میان مالکیت اجتماعی و خصوصی بیش از پنجاه در صد به نفع مالکیت اجتماعی باشـد، مرحله معین از تکامل جامعهء اولیه مطرح اسـت و زمانی تناسـب مذکور بیشـتر از پنجاه در صد به نفع مالکیت خصوصی باشـد، بیانگر تسـلط جامعهء برده گی می باشـد و به هیچ صورت در فُرماسـیون های ما قبل سـرمایه داری نمی توان حرفی از شـیوهء مسـتقل تولید آسـیایی به میان آورد. شـیوهء تولید آسـیایی فقط و فقط شـکل ویژهء تبارز فُرماسـیون های اجتماعی ـ اقتصادی کمون اولیه، برده گی و یا فیودالی می باشـد، و به همین مناسـبت برخی از دانشـمندان در مشـاجرات سـال های 60 شـیوهء تولید آسـیایی را با نظام فیودالی، برخی به نظام برده گی و عده یی به کمون اولیه مربوط می دانسـتند. از همین جا تا زمانی که تولید مبتنی بر کمون آسـیایی یا اتحاد کمون ها اسـت و دولت هنوز وجود ندارد. شـیوهء تولید آسـیایی شـکل ویژهء جامعهء اولیه اسـت. ولی بعد از ظهور دولت بر مبنای پیروزی یکی از کمون ها بر کمون دیگر، شـیوهء تولید آسـیایی شـکل های خاصی از نظام های برده گی یا فیودالی می باشـند. به این منوال زمانی که اعضای کمون حاکم به اسـتثمار برده گان می پردازند و اسـیران جنگی را که قبلاً می کشـتند به کار تولیدی می گمارد، کمون ها نیز شـکلی از برده داری جمعی را اختیار می کنند و مناسـبات میان کمون حاکم و محکوم عین همان مناسـباتی اسـت که می تواند در بین طبقات اسـتثمار کنند و اسـتثمار شـوند برقرار شـود و دولت نیز در چنین حالتی به مثابه ماشـینی در دسـت اعضای کمون حاکم به خاطر سـرکوب اعضای کمون های محکوم به مثابهء حامی و مدافع برده داری عرض وجود می نماید. (1) و. و. سـترووی (2) مورخ دیگری اسـت که شـیوهء تولید آسـیایی را شـکل خاصی از برده گی می پندارد او بر مبانی پژوهش روی شـواهد و منابع تاریخی مصر و بین النهرین در دههء سی ام میلادی به این نتیجه رسـید که دولت های شـرق قدیم جوامع نهایت سـادهء برده داری بوده اند. سـخنان بدیع، جسـورانه و مشـخص وی راجع به موجودیت فُرماسـیون اجتماعی ـ اقتصادی برده داری در شـرق، با توجه کاسـتی های عقایدش مبنی بر موجودیت نقش مبالغه آمیز برده ها در خاور زمین و نادیده گرفتن موقع اجتماعی « جماعت روسـتایی » باعث شـد که بعضی دانشـمندان به مخالفت با سـترووی بر خیزند. او ضمن مقاله یی در بارهء مناسـبات برده داری در بین النهرین باسـتان که در سـال 1932 به فرهنگسـتان دولتی تاریخ فرهنگ مادی ارائه شـد و در 1934 در مکتوب های آن انتشـار یافت، هم موضع و هم روش شـناسـی خود را از بنیاد دگرگون کرده اسـت. او در این مقطع به این نظر اسـت که هم در مصر و هم در بین النهرین، کار تولید عمده را کسـانی انجام می دادند که در تمام مدت سـال روی مسـتغلات سـلطنتی کار می کردند. ابزار تولید از خود شـان نبود و بنابر این نمی توانسـتند سـرف باشـند.(3) اما، پروفسـور ژوکف، می آورد: برای ما لازم اسـت تا همیشـه جنبه های بسـیار مختلف هر فُرماسـیون اجتماعی ـ اقتصادی را در نظر داشـته باشـیم. « روابط برده داری باسـتانی » مثال های متعددی از اشـکال واقعی نا همگون در داخل یک فُرماسـیون واحد را نشـان میدهد. در هر دو مورد باسـتانی و آسـیایی ممیزات مشـترک زیادی موجود اسـت که منجر به مباحثات فراوانی پیرامون تصنیف فُرماسـیونی در مناطق و سـرزمین های زیادی شـده اسـت.(4) شـماری از دانشـمندان به این باور اند که پروسـهء مشـخص تاریخ آن قدر متنوع اسـت که فُرمول پنج پله یی و پی در پی فُرماسـیون های اجتماعی ـ اقتصادی نمی تواند ما را در پیچ و خم گونه گون آن رهنمون شـود. یکی دیگر از کسـانی که شـیوهء تولید آسـیایی را برده داری می نامد، اکادمیسـین و. مژوه اسـت. به قول پروفسـور « وارگا » او در سـال 1928 علیهء وجه تولید آسـیایی سـخن می گفت. امّا در سـال 1931 ثابت کرد که حتا مدتها قبل در دورهء باسـتانی در مصر شـیوهء تولید آسـیایی وجود داشـته اسـت. سـر انجام به این نتیجه رسـید که واقعاً در مصر چنان صورت خاصی وجود داشـت که نمی شـود آن را فیودالی نامید. کار و کوشـش بر روی شـبکهء آبیاری، این جماعت بدوّی را حفظ کرده بود... و پس از آن که مِتهران اسـتثمارگر در آن تشـخیص یافتند، فقط با حفظ این جماعت ( کمون ) میشـد کار های اجتماعی ضروری برای نگهداری شـبکهء آبیاری را انجام داد. از ویژه گی های شـیوهء تولید آسـیایی این اسـت که واحد جمعی ( کمون ) به خصوص به اثر احتیاج به سـازمان مخصوص حفظ شـود. جالب آن اسـت که این شـکل مناسـبات تا آخرین ادوار، حتا تا زمان بطلیموس ادامه دارد. او در اوایل در تشـریح چگونگی مناسـبات خاص تولید در مصر عقیده مند اسـت که دهقانان مصری صاحب زمین بوده و مالک آن نبوده اند، و فقط از آن اسـتفاده می کرده اند. این را در نظر بگیرید که در مصر برای آن که بگویند « من تابع فلان هسـتم » می گفتند « من در آب فلانی ام » و « من در قرعهء فلانی ام » اسـتنتاج نهایی . مژوه، این اسـت: اگر از من بپرسـند که تا کجا به وجه تولید آسـیایی در مصر اعتقاد دارم؟ می گویم: تا عصر تسـلط روم. و. مژوه، بعد ها مجدداً اظهار داشـت که در مصر وجه تولید برده داری وجود داشـته اسـت نه آسـیایی.(5) برده کسـيت؟ حالا برای ورود به متن مطلب و درک مقارنه ها و تفاوت های شـیوهء تولید آسـیایی با شـیوهء تولید برده گی باید دید که برده کیسـت و در اقتصاد سـیاسی چگونه تعریف شـده اسـت. « فلیس شـاله » در اثر معروف خود به نام « تارخ مالکیت » در بارهء سـیر تحول مالکیت در اروپا به طور اخص در روم باسـتان که جایگاه برده گی کلاسـیک اسـت چنین می نویسـد: رومیان برای حق مالکیت سـه مرحله را تشـخیص داده اند: 1 ــ حق انتفاع 2 ــ حق اسـتیفا 3 ــ حق تخریب مالکیت بدن اسـتثنا حق مطلق اشـخاص اسـت و غیر از مواردی که نفع عمومی در آن اسـت و حدود آن به حکم قانون معین می شـود، تا عین مال در دسـت صاحب مال موجود اسـت حق هرگونه دخل، تصرف و واگذاری، یا انتقال یا فروش یا انهدام مال خویش را دارد. قانون مالکیتی که به این ترتیب تدوین شـده بود نخسـت تنها شـامل اهالی روم بود و فقط در مورد اموال منقول و غیر منقول که در ایتالیا وجود داشـت اجرا می شـد. ولی کم کم به همان اندازه یی که قلمرو رومیان در خارج روم و ایتالیا وسـعت می یافت، لزوم تعمیم قانون مالکیت تحت شـرایطی در کشـور های امپراتوری و مسـتعمرات خارج از ایتالیا نیز بیشـتر احسـاس می شـد. از این رو حقوق مالکیت از جنبهء صرف محدود خود بیرون آمد و در همه جا تعمیم پیدا کرد. (6) در قلمرو امپراتوری یونان و روم علاوه بر مالکیت زمین و اموال، مالکیت بر افراد انسـانی نیز معمول بود. این افراد غلام و برده نامیده می شـوند. برده گی از پدر به پسـر به ارث می رسـید و صاحب یک برده، مالک فرزند او نیز بود. برده گان هم جزء اموال منقول و هم جزء اموال غیر منقول به شـمار می رفتند. یعنی ممکن بود برده هم مال شـخص خاص باشـد و هم مانند اموال منقول مورد خرید و فروش و انتقال قرار گیرد، ولی بعضی از برده گان فقط جزء از اموال غیر منقول محسـوب می شـدند و مانند زمین قابل انتقال بودند.(7) « موریس لانژه » در این باره چنین آورده اسـت: اصطلاح برده گی به دو اسـلوب عمیقاً متفاوت گسـترش می یابد. تمایز تاریخ آن مبهم و توأم با موشـگافی اسـت. در ابتدا نمونه یی از انقیاد وجود دارد که معمولاً قدیمی یا ملایم نامیده می شـود. این برده گی به اسـیران امکان می داد که از مرگ نجات یابند و خود را تسـلیم ارباب کنند تا در مقابل آن چه را که ما امروز « حد اقل وسـایل معیشـت » می نامیم به دسـت آورند. خوشـبختانه به این ترتیب بود که تحمل زنجیر اسـارت برای یک لقمه غذا، جایگزین آدم خواری گردید. این اسـت علتی که آن نظام مدت های طولانی قیافهء پیشـرفه داشـته اسـت. به موهبت آن نظام اجتماعی گرسـنه و دشـمن نگون بخت، می توانسـت در نزد ارباب وسـایل ضروری زدنده گی خود را به دسـت آورد. اسـلوب فوق العاده مفید از برای دو طرف که برده از مرگ نجات می یافت و ارباب کارگری به دسـت می آورد که همچون چارپای پُر حرارتی بود که با کم شـدن مصرفش موجب می گردید مصرف ارباب بهتر شـود. علتی که مذهب مسـیح با آن که اندیشـهء برابری را به شـدت در اذهان رسـوخ می داد، مدت زمان طولانی در اظهار عقیدهء صریح بر علیهء آن نظام، درنگ کرد بدان جهت بوده اسـت. وانگهی اگر با وجود فشـار اقتصادی شـدید در آن زمان اقدام کرده بود، شـاید به موفقیت نمی رسـید. در حقوق قدیم روم یک نفر برده حق نداشـت که سـندی بگیرد و طلبگار شـود. به موجب الواح دوازده گانه، اگر غفلتاً در حین ارتکاب به چنان عملی دستتگیر می شـد، زیر نظر قاضی می بایسـت از بالای صخره یی که خاص مجرمان بود، به پایین به پرتاب می شـد. تنها شـخص آزاد حق شـکایت داشـت. پس عدالت به طور عادی چندین اقدام احتیاطی را بر حسـب وضع اشـخاص می پذیرفت. با این همه بردهء آزاد شـده نیز از آن حقوق منتفع نمی شـد و اصولاً هرگز مسـاواتی در برابر قانون بین برده و برده دار وجود نداشـت. برده در جامعه اروپایی جزء اشـیا محسـوب میشـد... و در دورهء امپراتوری لکس پترونیا، بود که ارباب را بدون حکم مقام رسـمی از مبادلهء برده خود در مقابل حیوان منع می کرد... بردهء آزاد شـده وعده می داد که هر سـال مقداری کار برای ارباب قدیم انجام دهد. آن گاه برده می توانسـت، تا حدی به آزادی برسـد. برای ارباب امکان پذیر بود که در موافقت با آزادی وی، قسـمتی از حقوق ماقبل را حفظ کند. معذالک لازم بود که تا اواسـط قرن دوم میلادی انتظار کشـید تا کشـته شـدن برده یی از طرف ارباب قتل شـناخته شـود.(8) صورت بندی برده داری امیر نیک آیین، در این باب چنین نظر میدهد: « برده داری، نخسـتین صورت بندی اجتماعی ـ اقتصادی، بر شـالودهء اسـتثمار فرد از فرد اسـت. برده داری در مرحلهء تلاشی کمون اولیه و بر شـالودهء ازیاد عدم تسـاوی اقتصادی که ثمرهء پیدایش مالکیت خصوصی در مصر باسـتان، در بابل، در آشـور و در چین و هندوسـتان اسـت، پدید گشـت. ولی در یونان باسـتان به شـکل کلاسـیک خود تکامل یافت. در شـرق، برده گی بیشـتر خصلت پدر شـاهی و خانواده گی داشـت. دو طبقهء اصلی این صورت بندی اجتماعی ـ اقتصادی، برده گان و برده داران بودند. طبقات میانه نظیر مالکین کوچک و پیشـه وران و عناصر وازده و بودن طبقه که از مالکیت کوچک ورشـکسـت شـده و می توان آن را غیر برده خواند، تشـکیل می شـدند، نیز وجود داشـتند. شـالودهء مناسـبات تولیدی در این دوران عبارت از مالکیت برده دار بر وسـایل تولید و برده، به عنوان شـیی قابل خرید و فروش بود. برده دار صاحب جان برده نیز بود. خود برده داران به اقشـار مختلف نظیر مالکان بزرگ زمین، صاحبان کارگاه ها و سـوداگران تقسـیم می شـدند.(9) دو طبقهء اصلی این صورت بندی اجتماعی ـ اقتصادی، برده گان و برده داران بودند. برده گان فاقد هر گونه مالکیتی بودند و حتا مالک و صاحب اختیار جان خود نیز نبودند. علاوه بر این دو طبقهء اصلی در نظام برده داری، طبقات میانه و بینا بینی نظیر مالکین، پیشـه وران، دهقانان، و تولید کننده گان آزاد که از کار خود زنده گی می کردند. به ویژه در مرحلهء نخسـت و کلاسـیک این نظام و همچنین عناصر وازده و بی طبقه که از مالکین ورشـکسـت شـده و تولید کنندهء خرده پای ورشـکسـت شـده، ولی غیر برده تشـکیل می شـدند نیز وجود داشـتند. در مورد این عناصر بی طبقه و وازده دوران باسـتان، در برخی آثار و نوشـته های واژه « پرولتاریای آنتیک » را مشـاهده می کنیم که البته این کلمه هیچ ربطی با پرولتاریا به معنای علمی و امروزی این واژه ندارد. در حقیقت آن عناصر، اغلب لومپن ها را تشـکیل می دادن . شـیوهء مناسـبات تولیدی در این صورت بندی عبارت اسـت از مالکیت خصوصی برده دار بر تولید ( مزارع، معادن، کارگاه ها، افزار تولید... ) و بر تولید کننده گان یعنی بر برده گان. برده به عنوان و نظیر یک شـیی قابل خرید و فروش بود. انسـان شـمرده نمی شـد و برده دار صاحب جان او به شـمار می رفت و می توانسـت با او همچنان رفتار کند که با هر مِلک دیگر خود و ابزار یا شـیی تحت مالکیت می کرد. برده که مولد بی واسـطهء نعمات مادی بود، هیچ فرقی با سـایر اشـیا نداشـت. مِلک مطلق برده دار و ناگزیر به انجام هر بیگار و فرمانی بود. بهره کشـی از برده گان بر پایهء اعمال فشـار غیر اقتصادی و زور اسـتوار بود. خود برده داران به اقشـار مختلف نظیر مالکان بزرگ زمین، صاحبان کارگاه های پیشـه وری و صنعت گری و کشـتی سـازی و بازرگانی و سـودا گران و ربا خواران تقسـیم می شـدند. در نظام برده داری، برده دار نه تنها اضافه محصول کار برده را از او می گرفت، بلکه آن بخشی از محصول را که برای معیشـت و ادامهء زنده گی خود برده، ضرور بود، تا بتواند نیروی کار خود را تجدید کند، به غارت می برد. نیاز دایم به تامین برده گان را به طور عمده، جنگ های که برده داران به راه می انداختند مرتفع میکرد. اسـیران از قبایل و اقوام دیگر، مهمترین سـرچشـمهء تهیهء برده به شـمار می آمد. افراد سـایر جوامع به بند اسـارت می افتادند و بنده می شـدند و سـپس به موضوع بهره کشی بدل گردیده، برده می شـدند. ولی علاوه بر جنگ و اسـیران، پیشـه وران و دهقانان ورشـکسـته نیز که سـابقاً آزاد بودند، نخسـت بده کار برده داران صاحب ثروت می شـدند و سـپس در اثر وام داری به زنجیر برده گی در می افتادند. قانون اسـاسی در اقتصاد، در نظام برده داری، تولید محصول اضافی برای رفع نیاز های مصرفی برده داران از راه اسـتثمار بیرحمانهء برده گان بر اسـاس مالکیت بر وسـایل تولید و بر خود برده گن بود... جنگ مهمترین وسـیلهء تهیهء تولید کننده به شـمار می رفت. امّا، قدرت نظامی جامعه بر تودهء تولید کننده گان کوچک آزاد از قبیل دهقانان و پیشـه وران متکی بود که ارتش را تشـکیل می دادند و بار مالیات ها را تحمل می کردند. ولی اینان به نحو روز افزونی، و در نتیجهء رقابت تولید برده داری بزرگ و مالیات ها ورشـکسـت و فنا می شـدند و به این طریق تضاد آشـتی ناپذیر دیگر بین صاحبان برده و دهقان آزاد روز به روز قوت می گرفت. از بین رفتن تدریجی تودهء خرده پای آزاد هم قدرت اقتصادی جوامع برده داری را کاهش می داد و هم از نیروی نظامی آن می کاسـت. تشـدید تضاد های درونی، بالاخر، این جامعه را که به هنگام خود نقش مهمی در تکامل تاریخ ایفا کرد، و مبانی پیشـرفت و تمدن را گذاشـت، به زوال برد.(10) در خاور زمین به اعتبار مشخصاتی که برای برده و موقع اجتماعی اش بر شـمردیم، به این نتیجه می رسـیم که نباید محض یافتن نشـانه هایی از برده و کار برده در خاور زمین، به صورت فوری، از التباس کار بگیریم و نظام مسـلط معاشی را بعد از فروپاشی نظام تولید اولیه، عین نظامی بدانیم که در نوار باریکی از اروپای غربی، خاصه در یونان و روم پدید شـد. مراد ما از آوردن آن همه مثال ها و شـاهد ها آن بود که گاه تذکر از نظام آسـیایی در منطقهء ما، که در صفحه های بعد، خواهد آمد میزان مقایسـه یی فراهم آید و از خلط یکی با دیگری پرهیز شـود. شـایان ذکر اسـت که کار برد اصطلاح « نظام آسـیایی » در این نوشـتار نه همیشـه به معنای همان مقوله یی اسـت که مارکس و انگلس چارچوبهء آن را مشـخص کرده بودند و بارز ترین ویژه گی اش را « نبود مالکیت خصوصی بر زمین » میدانسـتند. صوّر تحول شـیوهء تولید آسـیایی که بهتر اسـت « غیر غربی » بگوییم، در زمانه های مابعد در مناطق مختلف آسـیا، شـمال افریقا و امریکای جنوبی و مرکزی که با تمدن های « مایا » و « ازتک » هویت می یابند، به چنان اشـکال پیچیده یی از مناسـبات اجتماعی می انجامند که به هیچ روی نمی توان آنها را صرف آسـیایی نامید و یا با تعبیری از گونهء فیودالیزم و یا نظام برده داری نوع غربی توضیح کرد. پویان، پژوهندهء ایرانی در این باب چنین نظر میدهد: تقسـیم تاریخ به دوران های مختلف از نظر مارکسـیزم فقط در رابطه با تغییراتی اسـت که در وسـایل تولید و مناسـبات تولید پدید می شـود. برده داری عبارت از آن دورهء تاریخ اسـت که برده گان به صورت یک طبقه، به تولید مشـغول می باشـند و برده داران ( طبقهء متخاصم ) به عنوان وسـیلهء تولید در کنار زمین قرار دارند. مالکیت خصوصی بر وسـایل و از جمله برده گان، عامل اصلی تحرک تکامل بشـر و همچنین رشـد ارتقای سـطح تولید در مقایسـه با جامعهء بدوّی اسـت. در نتیجهء مالیکت بر وسـایل تولید، تقسـیم کار جدیدی در پروسـهء تولید به وجود می آید و صنعت از کشـاورزی به سـرعت جدا می شـود. امّا در خاور زمین، بنا به صرف این که در جامعه، خادمان خانه گی مانند برده گان به ارباب تعلق داشـته اندو جزء شـخصیت اجتماعی آن ها محسـوب می شـدند ویا این که بنا های عظیم و قصر های با شـکوه پادشـاهان به وسـیلهء اسـیران جنگی مانند برده گان که از هیچ گونه حقوق اجتماعی برخوردار نبودند، سـاخته شـد. نمی توان از نظام برده داری سـخن گفت، چه جدایی پیشـه وران از زراعت، تقسـیم جامعه بر برده داری و برده دار ایجاد کارگاه های بزرگ پیشـه وری که در آن برده گان کار می کردند، گماردن صد ها برده در معدن و کشـاورزی « لاتیفوندا » و غیره همه از مشـخصات برده دار در یونان و روم می باشـد. در حالی که در مشـرق زمین شـکل عمدهء مالکیت، مالکیت دولت بر زمین بوده و تقسـیم کار در معیار جدیدی که منجر به جدایی صنعت از زراعت شـود، به وقوع نمی پیوندد و کاربُرد اصطلاح « برده داری دولتی » که مورد اسـتفادهء مولفان کتاب « اقتصاد سـیاسی » بوده اسـت، زمینه یی ندارد.(11) خلاصهء کلام که به خاطر تفکیک کامل وجه معنایی و حقوقی برده در دوران باسـتان لازم می افتد چارچوب مشـخص این مقوله را روشـن سـازیم و بعد از آن مواردی را برشـماریم که به اعتبار ویژه گی های جوامع خاور زمینی این قالب درز بر می دارد و رخنه های بیرون رفت برده ها از جوف و محدودهء قشـر به ظاهر بسـته یی، فراهم می شـود. در « ترمینولوژی » تعریف « برده گی » چنین آمده اسـت: « برده گی به نحوی که در قرارداد برده گی مورخ 1936 ع تعریف شـده به معنی وضع کسی اسـت که اختیارات ناشی از حق ملکیت کلاً یا بعضاً به او اعمال می شـود. برده کسی اسـت که در چنین حال یا وضعی باشـد. ( مادهء هفتم قرارداد تکمیلی منع برده گی و برده فروشی ـ مصوب 3 ـ 12 ـ 37 مجموعهء قوانین ـ دورهء قانونگذاری، جلد سـوم صفحهء 153 ) (12) و « شـبه برده گی » در آن کتاب چنین تعریف شـده اسـت: « این اصطلاح بنابه مواد 1 ـ 5 قرارداد تکمیلی منع برده گی و برده فروشی مصوب 3 ـ 12 ـ 37 شـامل امر ذیل اسـت: الف ــ کارکردن کشـاورز ( با اجرت و یا رایگان ) در زمین دیگری به طوری که حق تغییر وضع خود را نداشـته باشـد. ب ــ هر ترتیبی که به موجب آن ابوین یا قیم یا کسـان ویا اشـخاص زنی را ( بدون این که او حق اسـتنکاف داشـته باشـد ) به شـخص دیگری وعده دهند و یا به زوجیت او در آوردند در ازاء این امر، مبلغی وجه نقد و یا جنسی دریافت نمایند. و یا شـوهر و یا اقوام او حق داشـته باشـند در مقابل اخذ وجه، یا به طریق دیگر، زن را به دیگری واگذار کنند یا پس از مرگ شـوهر، زن با به ارث ببرند. د ــ هر ترتیبی که به موجب آن ( فرد ) نا بالغ توسـط ابوین یا قیم به دیگر ( در ازاء وجه نقد و یا رایگان ) به منظور تمتع از او یا کار او تسـلیم شـود. شـخصی که « شـبه برده » اسـت اصطلاحاً « تحت انقیاد » نامیده می شـود.(13) برده گی در منطقهء ما از این مقدمات درمی یابیم که برده با تعریف لغوی و حقوقی آن در مغرب زمین کسی اسـت که به حرمان کامل از حقوق انسـانی و مدنی محکوم شـده و کاسـت متحجر طبقاتی به او اجازه نمی دهد که طبقه و موقع اجتماعی خود را ترک بگوید، در صورتی که در خاور زمین، به خاطر تشـکیل نیم بند طبقات اجتماعی که مرز های بالنسبه باز طبقاتی از نتایجش بوده، برده گان رفته رفته صاحب قدرت و منزلت می شـدند و حتا در مواردی به سلطنت و امارت می رسـیدند. چنان که احسـان طبری در این باره چنین نظر میدهد: یکی از ویژه گی های برده داری در این دوران امکان تحرک بود و یا بهتر بگویی رسـیدن برخی از برده گان از برده گی به امارت و حتا سـلطنت اسـت. برده گان « سـرایی » و « وثاقی » تُرک نژاد غالباً لـله و لـله باشـی ( آتا بیگ از آتا به معنای پدر و بیگ به معنای آقا ) بودند و سـپس از همین ممر صاحب نفوذ در درباری می شـدند، اقطاعات مهم می گرفتند، والی و امیر و سـپهسـالار و سـرانجام سـلطان می شـدند. سـلسـلهء اتابکان فارس و آذربایجان و یزد و شـبانکاره و سـنجار و موصل و « ممالیک » مصر همه از همین نوع برده گان به قدرت رسـیده اند. و در اروپا نه چنین برده گی و نه چنین تحرک یا « فراز جویی » برده گی هیچ کدام، مشـاهده نمی شـود.(14) همین طور احسـان طبری در بارهء خصایص ویژه گی های برده گی در منطقهء ما می افزاید: برده داری در دوران پیش از مغول، رونق می یابد. ولی دلیلی در دسـت نیسـت که برده گی از حدود غلامان « وثاق » و « غلام سـرایی » یا غلامانی که به کار جنگ می پرداختند، فراتر رود... مانند دوران سـاسـانی، داشـتن برده بسـیار علامت تشـخص بود و گردیزی در زین الخبار آورده اسـت ( تاریخ گردیزی ص، 62 ) سـلطان محمود غزنوی از « فتوح » 53 هزار برده آورد. غلامان طراز و غرلخی صقلبی و حبشی و نوبی و ارمنی و غیره در بازار های شـهر بزرگ خرید و فروش می شـدند و بهای برخی غلامان، و به ویژه کنیزان که هنر های فراوانی آموخته بودند، سـر به مبالغ فراوانی می زد. چنان که امین عباس، کنیزی به نام « بذل » را که از جعفر برمکی بود، به مبلغ 20 میلیون درهم، تفریباً یک میلیون طلا خرید. در برخی نواحی ایران به ویژه جنوب غربی، زنوج یا زنگیان که به کار های کشـاورزی و اسـتخراج معادن مشـغول بودند و یا غلام زاده گان وابسـته به زمین، بهای زیادی داشـتند. داشـتن بردهء بسـیار و « بر نشـسـتن » به همراه ده ها و صدها بنده مانند دوران پیش از اسـلام، از علایم مهم شـکوه اشـرافیت بود. ولی این برده گی یک پدیدهء فرعی در جامعه اسـت و مشـخص چهرهء آن نیسـت و نمی تواند از جامعهء برده داری در این دوران سـخن گفت. در فیودالیزم اروپایی برده های گذشـته به « کلن » ها و « سـرف » ها بدل شده بودند و دیگر برده گی به این شـکل در ادوار همزمان با ایران دیده نمی شـود.(15) برده داری در افغانسـتان در افغانسـتان که با مردم آسـیای مرکزی و ایران و بخش های از هند تاریخ مشـترک داشـته اسـت، برده گی با همان ویژه گی ها و ممیزاتی به ظهور رسـید که شـرح آن را در بارهء ایران آوردیم. در مجلهء « آریانا » ارگان نشـراتی مرکز علوم اجتماعی اکادمی علوم افغانسـتان، در این باب چنین آمده اسـت: « پیش از سـقوط دولت کوشـانی، بیشـتر برده گان مصروف کار تولیدی نبودند، لذا برده داری به کلی از جامع محو نمی شـد و مناسـبات جدید فیودالی نه به وسـیلهء کولون ها، بلکه در میان زحمتکشـان و دهقانان آزاد رشـد می نماید و برده داری در وضع ضعیفی دوام می آورد، هرچند چنین وضعیتی مقارن به انهدام دولت های برده دار دوران باسـتان اسـت. به این گونه، مناسـبات برده داری به عنوان پدیدهء جنبی و فرعی در کنار فیودالیزم باقی می ماند. در مورد رونق مجدد بقایای برده داری در افغانسـتان قرون وسـطی (عیسـایی )، باید گفت که با شـروع قرون وسـطی مضمون اجتماعی ـ اقتصادی دوران تغییر می خورد و فیودالیزم به عنوان مناسـبات اسـاسی جامعه رشـد می نماید. اما در قرن سـوم میلادی تهاجمات سـاسـانیان، 241 م. و بعداً در 460 م. یورش های یفتلیان و جنگ های پرداخته آنان با سـاسـانیان و لشـکر کشی های آنان به سـوی هند، توأم با غارت و اسـارت ملل مغلوب اسـت. کوچاندن اسـیران جنگی به قلمرو های دول غالب، به برده داری جان تازه یی می بخشـد و در سـال 600 م. مقارن با سـقوط یفتلیان، ملوک الطوایفی که شـکلی از فیودالیزم غیر متمرکز اسـت توسـعه می یابد و دودمانانی از بقایای یفتلیان، کوشـانیان، کابل شـاهان، رتبیلان، زابلیان، نیزکان، سـوریان، شـیران بامیان، شـاران غرجسـتان، تگینیان و غیره بر افغانسـتان حکومت می نمایند که همه با گونه یی از نظام زمینداری سـر و کار داشـتند و برده گان « سـرایی » در دربار های شـان می زیسـتند. ولی همین که عربان و بعد مغولان دسـت به جهان گشـایی زدند، صدها هزار انسـان اسـیر را در کار های منزل، در کشـت زراعت و حتا حرفه های به کار وا داشـتند و تا قرن پانزدهم بازار برده داری را گرم نگه داشـتند. در قرون مابعد، گاه شـگوفایی نظام زمین داری، از آن جا که دیگر بازده کار برده گان در قیاس با کشـاورزان خیلی کمتر بود، مالکان در اختیار آنان زمین می گذاشـتند و به این ترتیب رفته رفته این بنده گان مبدل به رعیت می شـدند. (16) در ضمن این نوع برده داری « خانگی » و « پدر سـالاری »، با حقوق و مزایای اندکی برای برده ها به همراه بود که از آن جمله مرد آزاد می توانسـت کنیزی را به حبالهء نکاح خود در آورد و یا بعضاً برده، کلبهء مسـتقلی برای خود داشـته باشـد. مع الوصف، نظر به این که برده سـازی همواره منبع درآمد سـرشـار و تحصیل کار رایگان و تمتع جسـمانی برای اقوام مهاجم بوده اسـت، سـرزمین های بار خیز و شـهر های آباد ایران، افغانسـتان و هند پیوسـته مورد تاخت و تاز اقوامی چون عربان، مغولان و غیره بوده اسـت. عبدالواسـع قرار، پژوهندهء افغان به نقل از یعقوبی در این باب چنین آورده اسـت: جنید بین عبدالرحمان، والی سـند و ولایات شـرقی در عصر هشـام اموی، در دیوان محاسـبهء خود ثبت کرده بود که از بلاد سـند 650 هزار غلام و هشـتاد میلیون درهم را برده اسـت... در خراج خراسـان به خلافت عباسی به قول ابن خرداذبه، در جملهء سـایر اشـیا، سـالانه دوهزار کنیز غزنوی به قیمت 60 هزار درهم شـامل بوده و هم چنان به قول همین شـخص، در هنگام تسـلط طاهریان در مالیات خراسـان نیز دوهزار غلام غزنوی به قیمت 60 هزار درهم شـامل بوده اسـت. به گفتهء عبدالرحمان ابن خلدون، از خراسـان دولت عباسی سـالانه 28 میلیون درهم، دوهزار قطعه نقره، چهارهزار سـتور، هزار غلام، دو هزار لباس و سی هزار رطل هلیله، و به قول ابن خرداذبه از کابل دو میلیون و پنج صد هزار درهم وجه نقد، دوهزار کنیز به بهای 60 هزار درهم به دسـت می آمد. عربان فاتح، از خراسـان و تمام کشـور های مفتوحه، اسـیران جنگی را به طور « موالی » نیز با خود می بردند که نسـبت این غلامان هم به همان خاندان عربی می شـد و آنان در جامعه و دربار و فرهنگ عربی بسـیار نفوذ کردند و زمام اکثر امور را به کف داشـتند (17) و اسـتاد عبدالحی حبیبی، به نقل از تاریخ تمدن اسـلامی می نویسـد: بعد از بنای بغداد که پایتخت عباسـیان شـد، تجارت خراسـان با آن شـهر جریان یافت و بازرگانان برده گان سـپید اندام را از ماورأالنهر و سـمرقند و خراسـان، که قیمت آن تا پنچ هزار دینار هر نفر می رسـید، به بغداد می بردند و راه تجارت از خراسـان به هند، ترکسـتان و تبت، بلاد چین می گذشـت... و این تجارت به قدری بزرگ و قابل توجه بود که در راهداری و محصول گمرکی و غیره شـامل مقررات مالیات می گردید. ابن حوقل در « احسـن التقاسـیم » صفحهء 482 ، در این باره می نویسـد: هنگامی که کالای بازرگانی را از طوران می گذرانیدند یا می آوردند به هر بار شـتر، شـش درهم و به هر برده دوازده درهم حقوق گمرکی گرفتند... و مجموعهء این حقوق گمرکی در یکسـال به یک میلیون درهم می رسـید.=(18)
1 ــ دکتر کبیر رنجبر، مجلهء آریانا، شـمارهء چهارم، نشـر مطبعهء دولتی، کابل، سـال 1364 خ، ص 16 . 2 ــ v.v. Struve 3 ــ اسـتفن پ. دون، سـقوط و ظهور شـیوهء تولید آسـیایی، ترجمهء عباس منجر نشـر مرکز سـال 1368 خ، ص 57 . 4 ــ ای. ژوکف، متدولوژی تاریخ، مترجم انور نومیالی، نشـر مطبعهء دولتی کابل، سـال 1363 خ، ص 28. 5 ــ ی. وارگا، مجلهء جهان نو، شـمارهء 3 ، تهران، 1348 خ، ص 79 . 6 ــ فلیسـن شـاله، بردگی، ترجمهء فخری ناظمی، تهران 1328 خ، ص 34 . 7 ــ همان کتاب، ص 17 . 8 ــ موریس لانژیه، بردگی، ترجمهء حبیب الله فضل الهی، تهران، 1343 خ، صص 4 ، 67 ، 74 . 9 ــ امیر نیک آئین، واژه های سـیاسی واجتماعی، نشـر مطبعهء دولتی، کابل 1358 خ ص 51 . 10 ــ امیر نیک آئین، ماتریالیسم تاریخی، نشـر مطبعهء دولتی، کابل، 1352 خ، صص 122 ــ 126 . 11 ــ پویان، پیرامون شـیوهء تولید آسـیایی، تهران 1352 خ، ص 20 . 12 ــ دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، نشـر کتابخانهء گنج دانش، تهران 1372 خ ص 109 . 13 ــ همان کتاب، صص 109 ، 110 . 14 ــ احسـان طبری، بررسی هایی در بارهء برخی از جهانبینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران، چاپ آفسـیت اسـتوکهلم، سـال 1996 ع، ص 33 . 15 ــ همان کتاب و همان صفحه. 16 ــ عبدالواسـع قرار، بقایای برده داری در افغانسـتان قرون وسـطی، مجلهء آریانا، شـمارهء 363 ، نشـر اکادمی علوم افغانسـتان کابل، 1367 خ، صص 4 ، 41 ، 42 . 17 ــ همان اثر، صص 44 ـ 45 . 18 ـ ــ همان اثر، صص 46 ،47 .
|
|
||||||