|
||||||||
|
|
از کتاب:
آيا او را ديده ايد؟
انتشـارات عفو بین المللی بخش هلند قسـمت هشـتم
فرهنگ، مذهب و سنت برگردان به دری ج. پلوشـه ما شـاهد آنايم که خشـونت عليه زنا ن برغم ادعای حکومتها مبنی بر پايان بخشـیدن به آن در عمل کم و يا بيش بدون مجازات در قلمرو آنها به وقوع میپيوندد. چنانکه هر روز خشـونت عليه زنان در حومهای پاريس، در جامعهای عنعنه پسـند ترکيه و يا در کشـورهای آمريکای لاتين که متاثر از فرهنگ مرد سـالار اند، اتفاق میافتد. خشـونت غالباً برای آن بکار گرفته ميشـود تا بر رفتار و کردار زنان در عمل تسـلط داشـته، و در ظاهر امر گويا آنها میخواهند که " نجابت " زن را بيمه کرده و از حرمت خانواده و جامعه حراسـت نمايند. آنها در بسـياری از جوامع زير نام دفاع از نجابت و حرمت زنان قوانين و مقررات زيادی محدود کننده را در حوزه آزادی فعاليت زنان و حتی لباس پوشـيدن آنها وضع مینمايند. زنانی که در برابر اين محدوديتها به مقابله بر میخيزند معمولا مجازات ميشـوند. اکثراً ديده میشـود خشـونتی که از آيدههای سـنتی و مذهبی درباره آبرو و عزت منشـاء مي گيرد، نتايج وحشـتناکی در پی دارد. پانزده دوشـيزه يک مدرسـه در شـهر " مکه " عربسـتان سـعودی در ۱۱ مارچ ۲۰۰۲ زمانی که مدرسـه شـان آتش گرفت، در آتش جان دادند و دههای ديگر زخم برداشـتند. ماموران متعـصب پليس مانع از آن گرديدند که اين دوشـيزگان مدرسـه را ترک کنند چونکه آنان چادر بسـر نداشـتند و همچنين کسـانی از ميان مردان خانواده آنها که برای شـان محرم به حسـاب میروند، حضور نداشـتند که آنها را همراهی نمايند. مزيد برآن همين ماموران پليس مانع عمليه نجات اين دوشـيزگان به وسـيله ماموران آتش نشـانی نيز گرديدند که میخواسـتند آنها را نجات بدهند. دختر شـش سـالهای از باشـندگان شـهرSantander کشـور Colombia توسـط دو نفر از همسـايگانش در ۱۹۹۷ مورد تجاوز قرار گرفت. زمانی گروپ شـبه نظاميان منطقه از اين امر آگاهی يافتند، آنها برای آنکه ديگر چنين چيزی اتفاق نهافتد، در برابر چشـمان اين دخترک وحشـتـزده که هنوز از بيم حادثه قبلی بهخود ميلرزيد اين دو مرد را به قتل رسـانيدند. اين دخترک برای مدت مديدی جسـارت حرف زدن را از دسـت داده بود. او خود را در زمينه قتل اين دو نفر گنهکار میپنداشـت. امام مسـجد ناحيهای در شـهرک Hassi Massaoud الجزيره در خاتمهء موعظه خويش زنان بدون شـوهر را زنان بد کاره خطاب نمود. شـب بعدی در حدود سـه صد مرد به خانههای چهل تن از اين زنها حمله میبرند. در حاليکه براسـاس اطلاعات در باره زندگی آنها اين زنان قبلاً بنابر دلائل مختلف از شـوهران خود جدا شـده بودند. در جريان آن رويداد جنايتکارانه( جولای ۲۰۰۱) منازل اين زنان تاراج گرديد و بسـياری از آنها آتش زده شـدند و يا جسـم آنها با چاقو دريده شـد. به احتمال قوی که همه اين زنان مورد تجاوز فردی و گروهی و ضرب و شـتم قرار گرفته بودنـد. امام مسـجد از تحريک اين افراد به اين اعمال خشـونت آميز انکار نمود. چهل تن از اين مردان به اتهام دزدی، تجاوز و مزاحمتهای جنسی زندانی گرديدند. ولی دادگاه عالی الجزايره در جون ۲۰۰۲ ده تن آنها را آزاد نموده و سـاير افراد را به اتهام برپاداشـتن اجتماع غير قانونی و دزدی نهايتاً به سـه سـال زندان محکوم کرد. زنان در برخی کشـورها به خاطر عدم مراعات مقررات در باره جامه و تن پوش مورد بیرحمی، تحقير و جزا های غير انسـانی قرار ميگيرند. در کشـورهای مانند ايران و عربسـتان سـعودی مقررات در باره جامه و تن پوش بوسـيله پليس ويژه کنترل ميگردد. گروههای مسـلح در بعضی از کشـورها از جمله کلمبيا سـعی میکنند تا کارآيی قدرت خويش را با تـثبـيت لباس " مناسـب " برای زنان به نمايش بگذارند. زنان در سـودان مکلف اند که نه تنها لباس تيره بپوشـند بلکه اين لباس سـراپای آنها را بپوشـاند. آنها حق ندارند که از خوش بوئی و زيورات اسـتفاده کنند و يا آرايش نمايند و در غير آن بر اسـاس قانون جزای سـال ۱۹۹۱ سـودان به جزا محکوم می شـوند. در جريان برگزاری کنفرانس بينالمللی در ۲۰۰۲ که بوسـيلهای شـبکه زنان که در تحت قوانين اسـلامی بسـر ميبرند، بر گذار گرديده بود. شـماری زنان از کشـورهای آفريقايی و آسـيايی در مورد " چادرعنعـنهوی" که در اين اواخر زنان مجبور سـاخته مي شـوند تا آنرا بيشـتر به سـر کنند، حرف زدند. به عقيدهای آنها " چادر" امر سـنتی در جوامع آنان به حسـاب نمیرفته اسـت ولی در اين اواخر دولتها و مؤسـسـات مذهبی تحت موج رشـد يابندهای بنيادگرائی به آنان قشـار میآورند تا آن را بسـر کنند. جريان عکس آن نيز پيش میآيد. در برخی از کشـورها که روند جدايی دين و دولت ( سـکولاريزم )، با اجرای کارکرد های که " مدرنـيته " ناميده ميشـوند، مشـخص می گردد، زنان مجاز دانسـته نمیشـوند تا لباسهای سـنتی خويش را به تن نمايند و هويت مذهبی و سـياسی خويش را تبارز دهند. به همين جهت اسـت که يک دسـته زنان مسـلمان در ترکيه برای " چادر بسـر کردن" در دانشـگاهها، مکتبها و ادارات دولتی تلاش می کنند. در اين اواخر اين ايده که زنان با شـيوهای لباس به تن کردن شـان، خشـونت جنسی را بر میانگيزند، بطور گسـترده اشـاعه داده شـده اسـت و يا به عنوان ايده پذيرفته شـده درآمده اسـت. بطور مثال حکومت تانزانيا در سـال ۲۰۰۳ زنان را از پوشـيدن لباس تنگ و دامن کوتاه منع کرد. سـياسـيون در دارالسـلام ادعا نمودند که اشـاعه و پخش مرض ايدز زمانی میتواند تحت کنترل قرار گيرد که زنان پوشـيدن لباسهای چسـپان و شـلوارهای کوتاه را کنار بگذارند. بر اسـاس گزارش کمیسـیون مسـتقل حقوق بشـر پاکسـتان تنها در ايالات پنجاب در سـال ۲۰۰۲ بيش از ۲۷۰ زن در نتيجهء قتلهای ناموسی زندگی خويش را از دسـت داده اند. قتل آنها بوسـيله شـوهران يا برادران شـان انجام يافته اسـت. بر اسـاس گزارشـهای پليس ۱۸۴۴ زن بين سـالهای ۱۹۹۰ - ۲۰۰۲ در ایالات مرزی شـمالغرب پاکسـتان به وسـيله پدران يا برادران خويش به نام " ناموس" ( ننگ ) به قتل رسـيده اند. بعضی از اين زنان در برابر ازدواجهای تحميلی و يا به لحاظ اينکه آنان خود شـوهر خويش را انتخاب نموده بودند، و يا حتی در بسـياری موارد برای نيم نگاه دزدانهای زنان و دختران جوانی که حرکات شـان زير کنترول جدی قرار دارد، به قتل رسـيده بودند. در بعضی موارد فرهنگ، آداب و غيرت به مثابه بهانهای برای اجرای خشـونت عليه زنان بکار گرفته ميشـود. نفيسـه شـاه، که در مورد " قتل های ناموسی " در پاکسـتان پژوهش مینمايد، مینويسـد که: " قتلهای ناموسی مجازاتی اسـت برای نقضکنندگان نورمهای ناموسداری. ولی جوامع سـنتی به آن روال ديگری داده اسـت: ديگر نبايد دسـت به قتل اين افراد زد به لحاظ پايمال کردن ناموس يا ننگ قبيله بلکه غرامت به شـخص گويا متضرر شـده، بايد پرداخته شـود." تجاوز جنسی يک شـکل از شـکنجه جسـمی به حسـاب میآيد. اگر اين عمل به وسـيله کارمندان دولتی انجام يافته باشـد يا غير آن، کمتر توسـط حکومتها مورد تعقيب قرار میگيرند. حتا در چنين موارد نه تنها گزارش از تجاوز داده نمی شـود بلکه برچسـپ سـنگين به آن زده میشـود و در بسـياری حالات بدون مجازات باقی میماند. برغم اينکه در آفريقای جنوبی رقم بزرگی در مورد تجاوز جنسی گزارش می شـود اما اين رقم بر اسـاس پيش بينی پليس يک بر سی و پنجـم رقم تجاوز پيش آمده اسـت. در فرانسـه از ۲۵۰۰۰ مورد تجاوز در سـال، صرف در ۸۰۰۰ مورد آن به پليس گزارش داده ميشـود. برخوردها ميان پيروان عقايد و فرهنگهای از هم متفاوت که بر حقانيت منطق سـياسی خويش يک جانبه پافشـاری دارند، معمولاً با خشـونت همراه اسـت. در اين ميان زنان را خطر بيشـتر تهديد مینمايد. در ايالت گجرات هند حزب حاکم " بهاراتيا جناتا پارتی " در همکاری با گروههای متعصب هندو تصميم ميگيرند تا اقليت مسـلمان اين ايالت را مورد حمله قرار دهند. بعضیها رقم زنان و دختران مسـلمان را که در اين ميان در برابر ديدگان همه مورد تجاوز گروهای قرار گرفتند، بيش از ۲۵۰ تن تخمين می نمايند. بسـياری از آنها نه تنها مورد تجاوز قرار گرفتند بلکه آنها بعد از تجاوز زنده، زنده آتش زده شـدند. ... آنهائيکه زنده مانده بودند با آنکه شـاهدان زيادی آماده بودند در زمينه شـهادت بدهند، ولی آنها چنان خود را تحقير شـده احسـاس میکردند که حاضر نشـدند تا رسـماً شـکايت بسـپارند که بر آنان چه گذشـته اسـت. بعد ها در يک پيام پژوهشی سـازمان هندی به نام Citizen’n Initiative در زمينه چنين اشـاره شـده اسـت که:" در گجرات زنان هدف مرکزی جنگ و بدن آنها ميدان سـلاخی اسـت. " پرسـشی به ميان میآيد که تا چه حد آزادی عقيده می تواند وجود داشـته باشـد؟ در طی بيسـت سـال اخير جنبشهای سـنت پرسـتانه، مذهبی و اتـنيکی در بسـياری از نقاط جهان سـعی می نمايند تا جلو توسـعه حقوق بشـر را سـد نموده و راه را برای سـلطه دو باره انديشـههای سـنتی هموار نمايند. يکی از شـناخته شـده ترين قربانيان طرز تفکر بنيادگرايانه خانم نيجريائی به نام آمينه لوال اسـت که در سی سـالگی طفلی بدنيا آورد در حاليکه او رسـماً ازدواج نکرده بود. در مورد آمينه بايد حکم اعدام به وسـيله سـنگسـار اعلام ميگرديد. جهان عکسالعمل فوقالعاده نشـان داد. شـماری بزرگی از سـازمانهای حقوق بشـر و مدنی از جملهامنيسـتی انترنيشـنل در ژوئن ۲۰۰۲ کمپاينی را پيش برد که در آن تقاضای کتبی دو ميليون نفر همراه با لیسـت نام های شـرکت کنندگان و امضاء آنها جمع آوری گرديد. در نتيجه در ۲۵ سـبتامبر ۲۰۰۳ چهار تن از قاضيان حکم خويش را در مورد سـنگسـار آمينه دو باره پس گرفتند. با اعلام آزادی آمينه، خطر بنيادگرائی در فيصله های محاکم نيجريا تا حد امکان کمتر گرديد. امنيسـتی انتر نيشـنل به اين باور اسـت که فرهنگ، سـنت و عقيده هيچگاه نبايد بمثابهی بهانه قرار گيرند تا نورمها بينالمللی حقوق بشـر را خدشـه دار بسـارند. سـازمانهای مذهبی عيسـوی در ايالات متحده آمريکا در برابر پيمانها و منشـورهای ملل متحد در باره زنان و کودکان مقابله مینمايند زيرا آنها به اين باور اند که اين دو منشـور حقوق بشـر حاکميت ملی و آزادی فردی را در خانواده به خطر مواجه میسـازد و يک " اجندای تندرو فمينسـتی " را مطرح میکند. اين تقابلها در عرصه بينالمللی به نتايجی نيز دسـت يافتند. آنها از دولتها و " از جمله واتيکان و اعضای سـازمان کنفرانس اسـلامی " در زمينه جلوگيری از گسـترش جنبش برابری ميان مردان و زنان و قوت نگرفتن دو منشـور جهانی، پشـتيبانی می نمايند. برای اولين بار کارشـناسـان هنگام تدوير اجلاس" کميسـيون سـازمان ملل متحد در زمينه موقف زنان " در مارچ ۲۰۰۳ قادر نگرديدند به فيصله واحدی در جهت منع خشـونت عليه زنان برسـند. يک شـاهد عينی از اين جلسـه چنين حکايت می کند: نيم سـاعت به اختتام اجلاس که پانزده روز طول کشـيده بود، باقی مانده بود که نماينده باصلاحيت دولت ايران از جا بلند شـد و با پشـتيبانی نماينده مصر و سـودان اعتراض دولت خويش را در برابر ماده پنجم ابراز داشـت. در اين ماده آمده بود که: " دولت ها بايد خشـونت عليه زنان را محکوم نموده و نبايد هيچ رسـم، سـنت يا ملاحظات مذهبي بهانه برای حذف خشـونت شـود. دولتها بايد با اسـتفاده از تمام شـيوههاي مناسـب و بدون تاخير يک سـياسـت حذف خشـونت عليه زنان را تا پايان آن دنبال کنند." درسـت ده سـال تمام روی همين ماده کار صورت گرفته بود و فرمول بندی که در ماده فوق به ميان آمده بود نتيجه يک سـازش بود. بدين ترتيب فرمول پايان دادن به خشـونت عليه زنان که در باره آن قبلاً توافق حاصل شـده بود به يک بارگی از روی ميز جاروب شـد.
|
|
||||||