|
||||||||
|
|
چه ها که نوشتيم!
« رسـید خامه چو در دسـت ما چه ها که نوشــتیم چه ها نویسـد، اگر، ما به دسـت خامه رسـیدیم!» فقـیری این، بیتِ غزلیسـت از واصف باختری که در مجموعهء « تا شهر پنج ضلعی آزادی» به چاپ رسـیده اسـت.
چه ها که نوشـتیم
دفـتریسـت از رهـنورد زریاب که عـنوان کتاب از این شـعر واصف
باختری برگزیده شـده اسـت. این مجموعه ایسـت از مقالات مختلف که در
نشـریه های برون مرزی به چاپ رسـیده اسـت. همانطوریکه خود نویسـنده
اشـاره کرده اسـت. این کتاب اگر چه از مقالات متعـدد و موارد گوناگون متشـکل اسـت چنانکه نویسـنده می نگارد کتابیسـت " یکدسـت و با زبان "هـمرنگ"، که می زیبد در یک مجموعه گنجانیده شـود. آنچه درین کتاب قابل لمس و برجسـته شـدن اسـت نحوهء نگارش، و بکار برد کلماتِ سـاده، همه فهم، و واژه های نو، یا بکار برد واژه های قـدیمی و ازیاد رفـته در چوکات نثر نو که زیبا و هـمآهـنگ به کار گرفته شـده اسـت. دریافت واژه های جدید فارسی ـ دری یا « واژه سـازی » در زبان دری و بکار برد آن به جای واژه های تازی، برای غنامندی زبان فارسی ـ دری قابل یاد آوری اسـت. مقاله های ( مقولهء ریزه گرایی و ریزه گرایی در ادبیات) و ( آیا « آن» Charisma می تواند بود؟) بصورت خاص درین مورد آمده اسـت. و گذشـته از آن در سـایر مقالات نیز از مقوله ها و اصطلاحات ناب فارسی اسـتفاده شـده اسـت که از جانب اکثر قلم بدسـتان ما بدور مانده اسـت. از جملهء واژه های به کار گرفـتــه شـده، می تـوان از واژه های « ریـزه گـرایی » « ریزه نگاری» و « ریزه نگار » به جای میناتورکاری و میناتورکار، « سـاز آمیز» بجای مــوزیکال، « هـوشـیار باش»، «نقـدگر»، « ارزشـنما»، « دل انگیزانه»، « درین آخر ها»، « از رهـگذر چونی»، « نظامی وار »، «اندیشـه برانگیز»، « دانشـمدار»، «و دیگر» بجای وغیره، « انگ و نشـان»، پسـوند های « شـناسـیک» مثلاً در « پدیدارشـناسیک» و پسـوند « گرایی» مثلاً در « سـاختارگرایی»، « بیخی» در ترکیب « بیخی به هـنجار» و ترکیب « دشـوارشـناخت» و غیره را می توان نام برد. ما هـمیشه خوانده و نوشـته ایم فرانسـوی، هـسـپانوی ... و نویسـنده آورده اســت « فرانسـه یی» و به همین ترتیب بجای واژه انگلیسی همان اصطلاح قدیمی وطنی ما « فرنگی» آورده شـده اسـت. بکار برد این واژه ها البته در رشـد و برومندی زبان ما ـ که با دریغ و درد هـیچگاهی مرجع رسـمی برای واژه گزینی نداشـته ایم ـ از جانب هرکسی که باشـد حایز اهـمیت فراوان اســت. البته در صورتیکه با برخورد فرهـنگی نگریسـته شـود، نه برخورد ایدیولوژیک و سـیاسی. از اینکه همه چیز درکشـور ما سـلیقه یی اسـت بکار برد واژه هم ازین شـیوه بدور نبوده اسـت؛ و این باعث آن گردیده تا هرج ومرج در شـیوه نگارش و به کار برد مقوله ها و کلمات ایجاد گردد، و از بالنده گی زبانی و رشـد آن بکاهـد. متاسـفانه تعصبات و چند دسـته گی ها در داد و سـتد واژه ها اثر می گذارد و مانع از آن میشـود تا این واژه ها همه گیر شـوند. به نظر این قلم بر نگارنده گان اسـت تا از آن اسـتفاده کنند، و آنرا تعمیم بخشـیده در نوشـته های شـان از آن اسـتفاده ببرند. و درین جهت که این واژه های شـامل فرهنگ های لغات شـود کوشـا باشـند. در غیر آن واژه های بخصوص برای اسـتعمال و به کار برد فرد بخصوص باقی می ماند. درین کتاب مقاله جالبی درباره نقـد ادبی آمده اسـت زیر عـنوان «دوسه گپ در باره نقـد ادبی» که بسـیار جالب و خواندنی اسـت. در مقاله که از نقـد ادبی بصورت کل و بصورت اخص در کشـور های چون کشـور ما به ارزیابی گرفـته شـده چنین می خوانیم: « ... در باختر زمین، اقتصاد بازار بر هـمه چیز و همه کس چیره و مسـلط اسـت واین اقتصاد بازار، در فرجامین تحلیل، پدیده های فرهـنگی را، هـمچون کالا های بازرگانی می نگرد و نه چیز دیگری. و در نتیجه دیده می شـود که این اقتصاد بازار، پشـتیبان و خریدار آن « کالا» های فرهـنگیی اسـت که « بازار» داشـته باشـند و سـود به دنبال آرند.» نکته دیگریکه قابل تذکر میدانم نشـانه گذاری ها (Punctuations ) اسـت که حتا « در نقـل واگویه ها و اقـتباس ها» از طرف خود نویسـنده وارد شـده اسـت و آنها را با نگارش خود آورده اسـت تا« زبان این دفـتر همرنگ و یکدسـت بنماید. مضامین دیگری که درین مجموعه آمده اسـت اینها اند: محمود طرزی و فارسی ناب درافغانسـتان هـشـتاد و هـشـت سـال پیش، خرقه در رهنِ شـراب، سـخنوری ذواللسـانین در بندِ شـاه هـند، گذشـته ها را چگونه می بینیم؟ ، بیایید که اندکی رسـوا شـویم!، قصهء غم انگیز جشـن های ما، نقـش های از شـقاوت های شـرقی، اوصافی از واصف و وصفِ او در صفِ اصحاب فلسـفه، این اسـلامِ سـنتی عزیز ما. البته این مختصر، معرفی کتاب بود تا بتوان شـمهء یی از آن در تصور خواننده گان ترسـیم نمود؛ زیرا پـرداخت ژرف و پخته در مورد کتاب از توان من بالاسـت. درین خصوص نیز نویسـنده در مقالهء « دو سـه گپ ... » چنین پرداخته اسـت: این گونه نوشـته ها و بررسی ها " در واقع نوعی معـرفی کتاب و نویسـنده به خواننده گان کتاب، به شـمار می توان آورد که ـ تقـریباً هـمواره ـ در سـازش و هـمدسـتی با بنگاه های بزرگ و با نفـوذ نشـر و چاپ کتاب نگاشـته می شـوند و حتا می شـود گفـت که، در حقـیقت گونه های از اعلان هـسـتند. " البته منظور نه اعلان، بل معرفی بوده اسـت اگر در دسـترس قـرار گیرد مطالعه آن خالی از دلچسـپی نیسـت، البته بعضی ازین نوشـته ها را در شـبکه جهانی انترنیتی نیز می توان یافـت. ولی جالب اسـت که ناشـر کتاب خودرا « افغانسـتانی » معرفی نموده، اما ماه چاپ کتاب را ماه شـهریور گفـته اسـت که در افغانسـتان رایج نمی باشـد و تبدیل، و آوردن آن به ماه «افغانسـتانی » هم دشـوار نه بوده اسـت. قطع و صحافت و زیبایی چاپ کتاب و طرح پشـتی را نه باید از دیدهء تحسـین به دور ماند.
|
|||||||