شماره سوم سال سوم پنجشنبه 11 حمل 1334 / 31 مارچ 2005

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درین شـعر ندا به اسـتاد خلیلی شـده که در زمان تحریر عیاران خراسـان از میر بامیان یاد کرده، وطی سـروده یی درمورد مجسـمهء بودا از بی توجهی در مورد حفظ و مراقـبت این سـرمایه ها شـکوه کرده بود. اکنون در دل خود را با روح بیقـرار آن شـاد روان ابراز نمودم تا یکسـره از این تشـویش رهایی یابند.

                               عبید مسـتمندی                          8   مارچ 2001

 

«اعدام بودا»

 ای خلیلی سـر بلند کن از قضا

بیـن اسـرافیل کوفـته صور خویش

تا ببینی منظر آریا زمین

تا بر آری ناله های شـور خویش

با خبـر گردی زحال و مبتدا

آن خدای قـرن ها کاندر سـکوت

خفـته بود اندر اتاق بیصدا

ناله و شـیپور ِ وحشـتزا شـنید

خورد تکان و باز گردید جا بجا

تا بگوید کیـسـت؟ آمد از کجا؟

شـهر آشـوب گشـته شـهر غلغله

عکس مردان کرده طغیانی به شـهر

تا که بشـکافـند، قلـب آن خدا

رخنه کردند نا خدایانی به شـهر

تا ربایند ثروت بی منتها

از چه خاموش؟ بی صدا ایسـتاده ای ...؟

کور گردان چشـمهای باغیان

خشـم گیر و پای کوب و قـهر کن

تا فـتد لرزه بجان این جهان

تا برند بر خادمانت التجا

ازچه بشـکسـتند خدای خلق را

این امانت داری مردم نبود

قـرنها بوسـیده اند خاک درش

این طریق مردی مردم نبود

گر پرسـتیدی چه فـرقست این خدا و آن خدا

کاش فـرهـنگ می نبودی نام را

تا نداشـتی هـیچ جایی هـیچ نشـان

تا نکردی این نما ها را بنا

تا نکردی آن نما ها را خراب

قـلب مردم را فـشـرد این خود نما

این گروه از نو چه خدمت میکنند

گرچه خودغرق اسـت، اندر گناه

میشـکند از بهر یزدان یک خدا

ناخدای بت شـکن شـد با خدا

این نما کی  بود از بهر فـنا

گوش دارید مردم شـوریده نیک

داسـتان این خدای شـهر ما

سـجده گاه شـرق و غرب را نقطه اسـت

این سـتون خاکیی بی انتها

از برای چی برای خود جفا؟

کوس ایمان میزنی نا بخردی

دل شـکسـتن اسـت بهای دین تو

تاق کهـنه خانهء دلها بود

جایگاه نخوت و نفـرین تو

تو شـکسـتی منظر آئین ما

رخ سـیاه و تن بتاریکی زدی

این جلال توسـت پیش کردگار

ثروت مردم فـرو بردی بخاک

این کمال توسـت پیش کردگار

عاقبت روزی رسی بر تیره چاه

سـنگ تراشی خانه سـاخت بهر خدا

سـنگ شـکن بنیاد او برکند زجا

سـنگ تراش آزرده بود... موسی چرا؟

می نبخشـید خالقش آن انبیا

واین خدا یادیسـت از اجداد ما

گر خدا قـهر بوداز آبای ما

خود میکوفـت فـرق او با حکمتش

تا نسـازند معـبدی در قلب کوه

تا نیفـتند رو به خاک و رو به او

قـلب آنان پاک بود و روح صفا

معرفـت دادی جهان را از خودت

خلق، بی فـرهـنگ و کلتور خواندنت

خود شـکسـتی مطهر تاریخ ما

خود بخوانی خود ترا تا خواندت

قاتل و غماز و دزد خانه ها

کی شـناسی تو خدای را سـتین

چون ز فـرهـنگ اسـت داغت بر جبین

گـر شـکسـتی تو خدای غـیـر را

انتقام غـیـر باشـد در پسـین

بگذران این مرکب غمناک را

حکم اعدام خدا را از کجا آورده ای؟

این امانت مال خلق آریاسـت!

این قضاوت از کجا آورده ای؟

این نما قـُرب دل هـفـت آسـیاسـت

ربودنـد از دو چشـمش لعل بی همتا را

ای خلیلی جایگاهـت راحت اسـت

خوابِ خوشی کن که سـخت آسـوده ای

قلب پر شـورت کنون ایسـتاده اسـت

ای دریغا! سـخت آزرده ای

از فـراق جان ها و نام ها

در دیار غربتت دلگیـرشـدی

جام جم را سـاقی پیمان نبود

آنچه اجداد داد مارا رفـت بباد

حال گویم شـهرک بامیان بنود

خاک و گردش میفـشـانند بر هوا

شـکوه ها کردی تو از لطف ایام

می زدودی گرد و خاک انتقام

تا شـود میهن گلسـتان یکـدمی

زخم ناسـور گشـت و نیسـت مرهمی

هـر چه بوده خفـته اسـت بر خاک ها

 گرچه با سـرشک حسـرت تر کنم

خاک و گرد این خدای نامور

باز سـازیم این رواق کهنه را

باشـگاه تاجدار شـان و فـر

باز آید رونق دوران دیرین سـالها

این مقـدس مسـکن اجداد را

این نمای کار صد اسـتاد را

این تمنای دل ناشـاد را

این مکان وصلت و انقاد را

کرده اند تخریب با رگبار ها

فـرقه ای کلتورکُـش و فـرهـنگ تباه

هـسـت و بود کشـور و باد فـنا

اصل منطق، خفـته در زیر قـبا

ای خدا! جانـش بگیر یا جان ما

این تفـرج بهر مرکب خوشـنوا

راز هـسـتی ات چه تنگ اسـت در دو چشـم

راه انسـانیت، همه یافـتی به خشـم

یا خدای را بشـکنی از بهـر نظم

یا بیارائی صفوفی بهر رزم

اول و آخر شـده باد فـنا

تا که باشـد این گروه، قـید حیات

جمله نام مرگ ومیر اسـت و وافیات

" خر چه داند قـدر حلوا و نبات

توبرهء کاه باشـد و کنج رباط "

حرف مردان است صحیح در قرنها ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مقالات این شماره:

نوروز را پاس داريم
ن. کاويانی

بهار و بيدل
ع. نجوا صالحی
 

نردبان آسمان
واصف باختری

رجال و رويداد های تاريخی افغانسـتان
اشـتباه زمانشـاه

 

رسوائی تازه آمريکا
در گزارش روزنامه گاردين

نقض حقوق بشر در افغانستان

محمد اسعمیل رویت

 

سـالگـرد اعـدام بـودا

 

کاروان شـعـر و ادب
زیر نظر آرام ارزگانی

 

 از مرگ تا زندگی
 اکرم عثمان

 

اسلام سياسی يک مشی نا موفق
از منابع هالندی          مترجم: نجیب سـرغـندوی
 

قاعـدهء جنگی
احسـان سـلام

 

" پنجـره يی رو به افغانسـتان"
گزارش ازمحفل افـتتاحيه انجمن فيلم افغانسـتان در فينلند
 

تجـلیل از نوروز باسـتانی
گزارشـگر: پویا

 

واه  واه  واه !
 ماما خرکار را زد؟ !!