|
 |
|
 |
| |
شماره سوم سال سوم پنجشنبه 11
حمل 1334 / 31 مارچ 2005 |
|
|
|
|
نوشـته: احمد علی کهـزاد
رجال و رويداد های تاريخی افغانستان
اشتباه زمانشاه
اشـتباهی
که زمانشـاه در انتخاب وفادار خان به رتبهء
وزارت مرتکب شـد و راهی که وزیر او در ادارهء
امور مملکت و مشـوره شـاه پیش گرفـت د رموقعی پیکر ملی و
دسـتگاه دولتی افغانسـتان را دسـت خوش ضعف و نقاهـت سـاخت
که اسـتعماریون مغرب تازه متوجه این گوشـهء
آسـیا شـده و دیری نگذشـته بود که بسـاط تجارت زمین گیری
یکی از آنها در سـرزمین هـمسـایه شـرقی ما گسـترده شـده.
در اثـر این اشـتباه، خونهای زیادی ریخـته شـد ولی اجانب
به آن لبخندی زده و در صدد اسـتفاده های ملی خود بودند
وباید اذعان کرد که تا حد آخر اسـتفاده کردند.
شـبه یی نیسـت که در میان پسـران تیمور شـاه آنکه
بیشـتر از هـمه لیاقـت جلوس بر تخت شـاهی را داشـت زمانشـاه بود و
این نکته را وزرای کار آگاه پدرش سـردار پاینده خان، قاضی فیض الله
خان و ملا عـبدالغـفار خان پوره درک کرده و قـبل از اینکه واقـعـهء
وفات تیمور شـاه را اعلام دارند به نفع خاندان شـاهی به نفع مملکت
و به نفع آرامی ملت خاطر خویش و مردم را از انتخاب او بر تخت
پادشـاهی آسـوده سـاخـتند و برادران او را به بیعـت و اطاعت او
دعـوت نمودند اگر چه مخالفـت هایی از طرف همایون و عباس و محمود در
کابل و قـندهار و هرات به میان آمد بازهم سـردار پاینده خان با
حسـن تدبـیر و اقـدامات عملی خود هـمه مناقـشـه ها را به نفع
زمانشـاه خاتمه داد تا اینکه رقـبا چار و ناچار چیزی از روی ضعـف و
چیزی هم نظر به ایجابات وقـت صورت موافقـت نشـان داده و در انتظار
فرصت مسـاعـد نشـســتند. هـمینکه زمانشـاه از آشـوب فوری برادران
جان بدر برد و سـلطنـتش مسـلم و مسـتقـر شـد، آهـسـته آهـسـته
تغـییری در رفـتار خویش داد و کم کم قـیافـه مطلق العـنانی بخود
گرفـت.
اینکه
سـردار پاینده خان مردیکه مفاد ملت و مصلحت شـاه را توأم می سـنجید
و اقـتدار حسـابی پـیدا کند طرف کم مهری شـاه واقع شـد و به تدریج
رفـته رفـته از رتبه و مقام افـتاد و شـخصی بنام وفادار خان به
رتبهء
وزارت رسـید. وفادار خان قـراریکه یک نفـر از مؤرخین معاصرمی
نویسـد: آدمی بود دسـیسـه کار و بذله گو با داشـتن آواز ملایم و
وضع خوش آیند، نسـبت به هـمکاران و زیر دسـتان خیلی مغـرور و متکبر
و نسـبت به بالا دسـتان مطیع مطلق بود و از مواجه شـدن با کوچکترین
اشـکالی می ترسـید، مقام خویش را دوسـت داشـت
سردار پاینده خان
و برای حفاظت آن می خواسـت به هـر رنگ و هـر قـیمتی که تمام شـود
رابطه شـاه را با سـایـر بزرگان قـوم قطع کند و برای اینکه ایشـان
را در نظر شـاه منفـور سـاخته باشـد هـر قـدر میتوانسـت سـعایت می
کرد. متأسـفانه این مرد با این افکار طفلانه که جز حفظ مقام و
اغراض شـخصی سـایقی نداشـت آنقـد تقـرب یافـت که شـاه به تمام
معـنی آلهء
دسـت او گردید. و در نتیجه به اندازه یی افکار شـاه مسـموم شـد که
راه مخالفـت علنی را با بـزرگان ملی پـیش گرفـت و بخصوص با
بارکزایـیها طرف واقع شـده.
اگرچه منشـأ مخالفـت سـدوزایی و بارکزایی را که منتج به ضرر های
جبران ناپـذیـری برای ملت و مملکت افغانسـتان شـد ظاهـراً بجا های
دیگر مربوط میدانند ولی مبداء و علت العلل آن هـمین اشـتباهی اسـت
که وفادار خان را به رتبهء
وزارت رسـانیده اسـت و او هم با ضعف اخلاقی که داشـت از موقـع
اسـتفاده نموده بد رفـتاری را نسـبت به خیر خواهان مملکت به جایی
رسـانید که از تحمل گذشـت. طبعاً این روش بی عکس العمل نماند و
انجمن های مخفی بر ضد شـاه و نیات سـوء او تشـکیل شـد و بالاخـره
پنج نفـر به نماینده گی سـایرین پنهانی
رحمت الله خان ملقـب به وفادار خان
مجلسی
کردند و فـیصله هایی نمودند مبنی بر اصول و شـرایط انتخاب شـاه و
تحدید اقـتدار آن تا نفوذ واقعی هـمیـشـه در دسـت سـران اقوام بزرگ
باشـد، هـمین مجلس نسـبت به برطرفی زمانشـاه و قـتـل وفادار خان و
انتخاب شـاه شـجاع به پادشـاهی تصمیم هایی گرفـت ولی قضایا از نظر
مامورین خفـیهء
وفادار خان پنهان نماند و جریان مجلس بالاخره ذریعهء
یکی از مجلسـیان به وزیر و به شـاه رسـید. زمانشـاه در حالیکه برای
حفظ جان خود به اقـداماتی متوسـل شـد، گارد محافظ خود را تغـییر
داد و به اعطای پول و مقام دل عـده یی را به خود گرم سـاخـت، آنگاه
سـران متحد قـوم منجمله سـردار پاینده خان را یکه یکه به بهانهء
مشـوره احضار نمود و به قـتل رسـانید و با کشـته شـدن این مرد بزرگ
و خیراندیش که علاوه بر محبوبیتی که در میان طبقات ملت داشـت
دسـتگاه سـلطنت زمانشـاه بدسـت او اسـتوار شـده بود بزرگترین
تراژیدی آغاز یافـت که تا پایان جنگ دوم افغان و انگلیس، سـه ربع
قـرن دوام کرد و در طی آن صدمه ای جـبـران نـاپـذیـر بـه پـیکــر
ملی و قــوهء
اداری و حـدود ارضی افغــانسـتان رســـیـد.ں
|
|
|