ماه ثور و جشن های آن
از قضا در ماه ثور ( اردیبهشـت) حوادث گوناگونی بوقوع
پیوسـته اسـت که متعاقـباً جشـن های را در پی داشـته اسـت؛ و طی زمانه
های مختـلف از هـر کدام از آنها تجلیل هایی به عمل می آمده اسـت و می
آید.
در کشـور ما مهم تر از همه 7 ثور و 8 ثور اسـت که
هـرکدام در موقع خود جای جشـن های ملی ما را گرفـته اسـت. ( هرکه را
چند روزی، دورانی اسـت.)
اگر در کنه این جشـن ها و رویداد ها توجه نماییم با
وضاحت کامل در می یابیم که هر کدام از منشـاءِ تسـلط خود بر قـدرت،
تجلیل به عمل آورده اسـت. اگر از 7 ثور تجلیل می شـد سـر آغاز یک دوران
نو و تسـلط نو و به همین ترتیب 8 ثور آغاز یک دوران دیگر و تسـلط دیگر
بود.
علاوتاً درین ماه از 11 ثور که مصادف اسـت به اول ماه
می به مثابهء
روز جهانی کارگر در تمام جهان و از جمله در کشـور عزیز ما افغانسـتان
تجلیل می شـد و به حیث روز زحمتکشـان شـناخته شـده بود.
واقعهء
مهم دیگری که درین مـاه می شــود بـه آن اشـاره کرد (9 می ) روز پیروزی
قوای شـوروی و متحدین بر آلمان نازی اسـت، که به حیث روز پـیـروزی بـر
فـاشــیـزم تجلیل می شـــود.
این دو واقعه مهم جهانی نیز دوران های جدیدی را در پی
داشـته اسـت و
از زمانه های جدیدی حکایه دارد.
که در این جا از موضوع بحث خارج می باشـد.
ولی آنچه تعجب بر انگیز اسـت اینکه حکومت کرزی از کدام
سـر آغازی باید تجلیل نماید؟ از کنفرانس بن، از حمله امریکا بر
افغانسـتان، از سـقوط طالبان، از لویه جرگه اضطراری، از انتخابش به حیث
رئیس جمهور ویا کدام واقعهء
دیگر؟ این ها سـر آغاز تسـلط جدید بر افغانسـتان بوده اند. دیده می
شـود که این حوادث اگر تغـییرات ملموسی را بدنبال داشـته اسـت ولی از
لحاظ تاریخی کدام تحول جدیدی را به دنبال نداشـته اسـت که قابل تأمل
باشـد و سـر آغاز یک دوران جدید شـناخته شـود. شـاید به همین خاطر
باشـد که دولت کرزی از تسـلط یک دوران دیگر که اکنون به وضاحت میتوان
دریافت، که آن دوران با به قـدرت رسـیدن طالبان، تحت حمایه مسـتقیم
پاکسـتان و کمک های مالی و تسـلیحاتی امریکا، برچیده شـده بود، تجلیل
می نماید.
8 ثور روز تسـلیمدهی حکومت به مجاهدین بود که دوران خون
ریزی های شـدید ناشی از جنگ های بین تنظیمی را در پی داشـت و به تعقیب
آن زنده گی مردم ما به یک باره گی به قهـقـرا سـقوط داده شـد. یاد آوری
از آن دوران، انسـان را به یاد یک دوره وحشـت و بربریت می اندازد که
تجلیل از آن نه شـایسـته اسـت و نه به مورد. زیرا این دوران توسـط
طالبان برچیده شـد و دنیای غرب نیز بر آن بودند که توانسـته اند گروهی
را به قـدرت برسـانند که از چند دسـته گی در قـدرت و مسـابقاتِ به
قـدرت رسـیدن آنها که به بهای از دسـت دادن جان های مردم بی گناه تمام
می شـد جلو گرفـته اند. تا اینکه این گروه تروریسـت پا از گلیم ایکه
برایش درسـت شـده بود دارز تر نموده و زهر تلخ آن به حلقوم ایالات
متحده چکیده، و یازده سـپتمبر را باعث شـد. این زهر تلخ ایالات متحده
را واداشـت تا آن رژیم سـیاه را از قـدرت کنار زده و در نتیجه تسـلط
جدیدی که کرزی در راس آن قـرار گرفـت ایجاد گردید.
اگر بینا بنگریم این تسـلط نیز از همان ترکیب های
متشـکل اسـت که در 8 ثور بر اریکه قـدرت قـرار داشـتند. تفاوت این اسـت
که خود ها بر چوکی ها نه نشـسـته بل از عقب چوکی ها قـوت دل چوکی
نشـینها شـده اند. از سـه قوه ایکه در تسـلط اهمیت دارد یکی آن قـوهء
مقـننه یا پارلمان اسـت، ـ
که
فعلاً وجود ندارد ـ و از دو قـوت موجود، قوه قضائیه مطلقاً در دسـت
آنهای اسـت که در گذشـته های نه چندان دور بر گرده های مردم پا می
گذاشـتند. و قـوه اجراییه نیز چندان اسـتقلالیت قابل توجهی ندارد. دور
نیسـت که شـاهد قوه مقننه باشـیم تا این بنیاد چه از آب در می آید.
بناءً بی جهت نیسـت که تسـلط جدید از تسـلط ایکه دوران آن به سـر
رسـیده اسـت، تجلیل می نماید.
تجلیل امسـال فقط با حضور اراکین دولت و رهـبران جهادی، بدون شـرکت
مردم صورت گرفـت.
فـقـیری