شماره چهارم سال سوم ثور 1334 / اپـریل 2005

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رجال و رويداد های تاريخی افغانستان

 

کاميابی و ناکامی زمان شاه

 

احمد علی کهزاد

سـلطنت زمانشـاه، مرکب از یک سـلسـله کامیابی ها و ناکامی ها اسـت. کامیابی های او بیشـتر جنبهء مقابله با نیرنگ خارجی داشـت و ناکامی های او زیاد تر از اغراض اشـخاص و تشـتت افکار و مخالفـت های خانوادگی و قـبیلوی درباریان نشـئت نمود. شـخصاً خود او افکاری داشـت صائب ولی در طی عملی سـاختن آن که طبعاً و مخصوص در آن وقـت و زمان بدون هـمکاری سـران و بزرگان قـوم صورت پذیر نبود، مرتکب اشـتباهی شـد که شـاید در اول وهـله آنقـدر بزرگ به نظر نمی آمد اما هـمین اشـتباه، درسـت آنچه را که ضرور بود و او میخواسـت ( یعنی سـلطنت متمرکز با قوای متحد داخلی) ضعیف سـاخته تخم بی اتفاقی در طی سـلطنت او پاشـیده شـد که در نتیجه آن آخر سـلطنت از دسـت سـدوزائی ها بیرون شـد و چه وجود های مغـتنمی با آن از میان رفـت.

 ***************************

قـبلاً در این اثر نوشـتم که چطور قـبل از اینکه وفات تیمور شـاه اعلام شـد وزراء مآل اندیش ممکلت بخصوص سـردار پاینده خان از میان 21 نفـر پسـران شـاه، شـهزاده زمان را که جوان با اسـتعـداد و کاردان و با کفایت بود به پادشـاهی برگزیدند، البته با هـمهء این احتیاط ها زمان شـاه به آرامی سـلطنت نتوانسـت و برادران او مخصوصاً هـمایون و محمود برای اشـغال تاج و تخت هر طرف به تکاپـو افـتادند، معـذلک دورهء سـلطنت سـومین پادشـاه سـدوزائی درانی جزء دوره های مهم تاریخ این خاندان اسـت و اهـمیت آنهم بیشـتر از لحاظ مقابله با هـنگامه های خارجی اسـت زیرا خارجی ها از فـرانسـه گرفـته تا انگلسـتان و روسـیه به غرض بسـط نفوذ خود در هـند و نزدیک شـدن به سـواحل بحیرهء هـند و آب های خلیج فارس بنای هـنگامه جوئی را در شـرق، در خاک های ایران و ماوراء النهر هـند، یعـنی در میان هـمسـایگان افغانسـتان گذاشـته و دسـت تحریکات برای اجرای نقـشـه های ضد و نقیض، از هـر طرفی دراز شـده بود. زمانشـاه شـخصاً تا اندازهء کافی به این نقـشـه ها پی برده و میخواسـت از جریان اوضاع به نفع کشـور خود کار بگیرد. آرزو داشـت در داخل، روح ملوک الطوایفی را زایل سـازد و در خارج فـتوحات احمد شـاه درانی را در هـند تجدید نماید.

شـبهه ئی نیسـت که از این دو آرزو نیل به اولی مهـمتر بود ولی هـمانقـدر که این آرزو مهم و مفـید بود اشکالی هم در پیش داشـت، چنانچه در قـدم اول متأسـفانه اشـتباهی پیش شـد که وخامت آن هـرچه وقـت گذشـت سـنگین تر گردید. تحت عـنوان « اشـتباه زمانشـاه » قـبلاً نوشـتیم که چطور بزرگان متنفـذ منجمله سـردار پاینده خان در اثر وزارت رحمت الله خان سـدوزائی ملقب به وفادار خان از شـاه آزرده شـده و در اثر کشـف سـوء قـصدی که از این ناحیه مرتب شـده بود سـرادر پاینده خان و جمعی دیگر به قـتل رسـید و مخالفت بارکزائی ها آغاز یافـت؛ و بر مخالفـت برادران شـاه مخصوصاً محمود، جنبهء ویژه دیگر افـزوده شـد.

شـبههء نیسـت که وفادر خان با معایبی که داشـت دراجرای منویات شـاه همنوائی تام داشـت و با تخم نفاقی که ریخـته شـده بود شـاه توانسـت تمام پنجاب را بحیث یک ایالت مفـتوحه جزء قـلمرو سـلطنت خود در آورد و رنجت را بحیث حکمران دولت افغانی درانی در لاهور مقـرر نماید.

مشـکلات زمانشـاه در داخل که در اوائل سـلطنت محدود و عبارت از رقابت های برادان بود، زیاد تر شـده رفـت. محمود که مدتی آرام شـده بود، باز شـروع به فعالیت کرد. مخالفـت های بارکزائی ها در وجود فتح خان تجسـم نمود و بر تشـویش های خانوادگی و قـبیلوی تحریکات اجنبی از شـرق و غرب افـزوده شـد. در هـند نزدیک شـدن انگلیس ها به خاک های پنجاب رنجت سـنگ را به سـرکشی و خود مختاری اغوا و تقـویت نمود و در ایران شـاهان قاجار آقا محمد خان و فـتح علیشـاه با نظری که در خراسـان داشــتند محمود را در ترشـیز جاگیری داده و به مداخله تشـویق نمودند. شـاه زمان علی الرغم مشـکلات داخلی گاهی د رلاهور و گاهی در هرات حاضر شـده و از هـردو جانب تمامیت قـلمرو و سـلطنت خود را محافظه میکرد. در سـال 1216 هـ. ق. که زمانشـاه در قـندهار بود برادرش شـاه شـجاع حکمران پشـاور مکتوبی فـرسـتاد و او را از قـیام رنجت سـنگ مطلع سـاخت. شـاه، مهرعلیخان اسـحق زائی ملقب به شـاه پسـند خان را به حیث حکمران قـندهار تعـیین نمود و خود با لشـکری گران عازم پشـاور و پنجاب شـد، این موقعی اسـت که شـاه محمود بعـد از اقـداماتی بر علیه هرات به غرض اخذ کمک عازم بخارا شـد ولی در آنجا تحت مراقـبت قـرار گرفـت و بالاخره از راه خیوه و عـشـق آباد به تهران رفـت و با فتح علی شـاه تا ترشـیز آمد ولی از این رفـت و آمد ها سـودی نگرفـت تا اینکه یکی از خود سـرداران افغانی یعنی فتح خان با او هـمدسـت شـده و قصد کردند که از راه سـیسـتان بر قـندهار حمله کنند اگر چه مهرعلی خان با هزار سـوار پیاده در کشـک نخود با ایشـان مقابله کرد ولی شـکسـت خورد و به قـندهار برگشـت و بعـد از 42 روز محاصره فتح خان شـهر را برای محمود متصرف شـده و مهرعلی خان شـخصاً خبر سـقوط قـندهار را به شـاه زمان به پشـاور برد.

شـاه قـهراً از اقـدامات خود بر علیه رنجت سـنگ در پنجاب منصرف شـد و راه کابل را پیش گرفـت و برای مقابله شـاه محمود و فتح خان به طرف غزنی حرکت کرد و ده هزار نفـر به سـرکردگی احمد خان نورزائی و پسـرش شـهزاده ناصر جانب قـندهار فـرسـتاد. در بین قلات غلزائی مقـر، در محلی موسـوم به ( سـراسـپ) سـردار نورزائی به محمود و فتح خان تسـلیم شـد و پسـر زمانشـاه به عقـب نشـینی مجبور گردید. شـاه زمان از غزنی به کابل برگشـت تا قوای تازه کند و لی عـندالورود به شـهر سـپاهی هم که با او بود متفـرق گشـت. شـاه آهـنگ جلال آباد کرد و به برادرش شـاه شـجاع حکمران پشـاور نوشـت که یوسـف زائی ها و خیبری ها را به کمک او بفـرسـتد، شـب شـاه و وزیرش و وفادار خان با عـدهء از هـمراهان در قـلعهء عاشـق نام شـنواری د رحوالی جگدلک پناه بردند. عاشـق مذکور در حالیکه از آنها پذیرائی نمود موضوع را شـبکی به محمود و فتح خان اطلاع داد. اسـد خان برادر فتح خان از جانب کابل برای دسـتگیری شـاه حرکت کرد و شـاه شـجاع برای اسـتخلاص برادر خود عـبدالکریم خان را از پشـاور به سـمت جلال آباد فـرسـتاد ولی اسـد خان پیش دسـتی نموده، زمانشـاه به امر محمود کور سـاخته شـد و در بالاحصار در محبس افـتــاد.ں

شـرح تصویر ها به ترتیب: مهر علی خان اسحاق زائی و احمد خان نورزائی.

 

 
 

 

احمد علی کهزاد

 

فـهـرســت مـقـالات ایـن شـــمــاره:

منشاء روز اول ماه می

مسـابقهء تسـليحات هـسـته اي
توازن وحشت ميان هند و پاکستان
 

نردبان آسمان

رجال و رويداد های تاريخی افغانسـتان
 کاميابی و ناکامی زمان شاه

جامی
نورالدین عـبدالرحمان بن احمد جامی

نگاهی به تارخچه خوشـنویسی در افغانسـتان
کاروان شـعـر وادب
 

وآفتا ب از کدام سو دميده بود
 

اسـتا د فضل محمد فضلی یکی از چهره های