|
||||||||
|
|
جامی
نورالدین عـبدالرحمان بن احمد جامی
مشـهور ترین شـاعر عهد تیموریسـت که باید او را بزرگترین شـاعر آن عـهد و گوینده بنام بعـد از حافظ شـمرد. ولادتش به سـال 817 هـجری برابر 1414 میلادی در خَرجـِِرد جام ( خراسـان ) اتفاق افـتاد. تحصیلاتش در هـرات و سـمرقـند در علوم ادبی و دینی و عـرفان با سـیرو سـلوک در مراحل تصوف صورت گرفـت تا بمرتبه ارشـاد رسـید و در سـلک روسـای طریقه نقـشـبندی درآمد و بعـد از وفات سـعدالدین کاشـغری خلافـت نقـشـبندیان بدو تعلق گرفـت. جامی از سـلاطین عهـد خود مخصوصاً به سـلطان حسـین بایقـرا تقـرب یافـته بود و ضمناً با سـلاطین بـزرگ دیـگـر عـهـد خـود نـیــز ارتـبــاط داشـت. وفـاتـش بـه سـال 898 هـجـری ( 1492 میلادی) اتـفــاق افـتـــاد. جامی شـاعر و عارف و ادیب و محقق بزرگ عهـد خود و صاحب نظم و نثر وکتب پارسی و تازی متعـدد اسـت. از آثار معـروف منثور او باید نقحات الانس و لوایح و اشـعة اللمعات و بهارسـتان را درینجا ذکـر کـنیم. نفحات الانس که بسـال 883 هـ برابر 1478 میلادی تالیف شـده در شـرح مشـایخ صوفـیه و حاوی اطلاعات ذیقیمت در این بابسـت. از آثار منظوم او نخسـت هـفـت اورنگ یا سـبعه اسـت، شـامل هـفـت مثنوی سـلسـلة الذهـب، سـلامان و ابسـال، تحفةالاحرار، سـبحة الابرار، یوسـف وزلیخا، لیلی ومجنون، خرد نامه اسـکندری؛ دیگر دیوان قصاید و ترجیعات و غزل های مرائی و ترکیب بند و ترانه ها و قطعاتسـت که جامی آنرا به سـه قـسـمت کرده و فاتحة الشـباب و واسـطة العـقـد و خاتمة الحیات نام نهاده اسـت. در اشـعار جامی افکار صوفـیانه و داسـتانها و حکمت و اندرز و تصورات غـزلی و غـنایی هـمه به وفـور دیده می شـود. وی در مثنوی خود روش نظامی را تقـلید می کرد و در غزل از سـعدی و حافظ پیروی می نمود، و در قصیده تابع سـبک شـاعران قـصیده گوی عراق بود. با این حال نباید او را از ابتکار مضامین تازه و قـدرت بیان و لطف معانی در اشـعارش بی بهره دانسـت و با آنکه به مرتبهء اسـتادان بزرگ پیش از خود کمتر می رسـد، لیکن از آن جهت که خاتـم شـعــرای بـزرگ پارسی زبــان اســت دارای اهـمـیـت و مقــام خاصیـسـت. منت دونان
بدندان رخنه در پولاد کردن بناخن راه در خارا بُریدن فـرو رفـتن به آتشـدان نگونسـار بپلک دیده آتش پاره چیدن به فرق سـر نهادن صد شـتر بار ز مشـرق تا به مغرب دویدن بسی بر جامی آسـان تر نماید ز بار منت دونان کشـیدن
برگرفـته از گنج سـخن تالیف: داکتر ذبیح الله صفا
|
|
||||||