صفحه اصلی
 

فهـرست صفحه اول
 

صفحه اول
 

شماره قبلی
 

شماره بعدی
 

آرشیف

 

شـماره پنجم سـال سـوم ( شـماره مسـلسـل 30 )

دوشـنبه 9 جوزا 1384  / 30 می 2005

نگاهی به سفر کرزی به امريکا

 

خبری، به ملاحظه رسـید که سـفر حامد کرزی به امریکا مورد توجه اکثر مردم، شـخصیت ها، رسـانه ها و محافل قرار گرفـته اسـت.

اگر بیاد داشـته باشـیم از مدتی اسـت که امریکا در تلاش اسـت تا ورود و موجودیت خود را در افغانسـتان جنبه قانونی داده و به موازات آن پایگاه های دایمی نظامی خویش را در کشـور ما گشـایش بدهـد؛ که این موضوع در سـفـریکه وزیر دفاع امریکا، رامس فیلد، در افغانسـتان داشـت با وضاحت تمام مطرح گردید که حامد کرزی جرئت آنرا نکرد تا صراحتاً به این پیشـنهاد امریکا جواب مثبت بدهـد؛ و تصمیم در این مورد را به پارلمان آیندهء افغانسـتان موکول نمود. آقای رییس جمهور بر آن شـد تا با رهبران احزاب، شـخصیت ها و نماینده گان لویه جرگه قانون اسـاسی ــ که اکنون صلاحیت قانونی خودها را از دسـت داده اند ــ ملاقات و درین مورد مشـوره نماید، که از جانب آنها خواسـتهای دیگر مطرح گردید، مبنی بر ارزیابی کشـته شـده گان افغان بوسـیله بدرفتاری نظامیان امریکایی در افغانسـتان، و واگذاری اختیارات بیشـتر در مورد فعالیت های نیـرو های امریکایی در کشـور به دولت افغانسـتان. که البته حامد کرزی نیز با این خواسـت وارد امریکا شـد. در مذاکراتی که صورت گرفـت این دو موضوع اصلاً مورد توجه مقامات قـرار نگرفـته برعکس در مورد بـرخورداری «آزادی عمل» نظامیان امریکایی تاکید بعمل آمد؛ و« پیمان همکاری های سـتراتیژیک » توسـط دو رییس جمهور به امضا رسـید.این سـفـر و توافقات حاصله، از جانب بعضی محافل و شـخصیت های افغان مورد اسـتقبال قـرارگرفـته، ضروری و موجه دانسـته شـد؛ و بعضی هم آنرا غیر ضروری و یک سـند اسـارت بار دانسـتند. اما آقای کرزی سـفر خودرا " سـفـر بسـیار پـر بار و سـرشـار از موفقیت های چشـمگیر"(؟ ؟) توصیف نمود.با وجود اینکه بر اختلافات شـان در زمينه عمليات نظامی آمريکا در خاک افغانسـتان سـرپوش گذاشـته شـد.

به هـر صورت موضوع حضور دراز مدت نظامیان امریکایی در افغانسـتان که از این پیمان سـتراتیژیک بر می آید، مسـاله ایسـت قابل بحث: از اینکه حضور امریکا و جامعهء جهانی در شـرایط موجود برای باز سـازی افغانسـتان و مبارزه علیه تروریسـم مسـاله ایسـت ضروری جای شـک نیسـت؛ ولی، در عین حال، چگونگی این بازسـازی و مبارزه بر علیه تروریزم نیز در جایش موضوعیسـت قابل بحث که ازبحث حاضر خارج اسـت. ولی آنچه این قلم می خواهـد بازگو نماید این اسـت که این دراز مدت به چه مفهوم می تواند تلقی گردد. اولاً اینکه کلمهء دراز مدت میتواند به معنای بی انتها و غیر محدود تلقی گردد، که شـاید سـالها و حتا قـرن ها را در بر بگیـرد. درین صورت سـوال اسـاسی ایکه مطرح می گردد اینکه آیا پـرابلم افغانسـتان و بخصوص مبارزه بر علیه تروریزم ــ که اخیراً مصالحه و همکاری با رهـبران آنها بدون در نظر داشـت سـابقهء کاری و سـیاسی شـان طرح شـده اسـت. ــ و جلوگیری از خطر خارجی آنقـدر وخیم اسـت که نمی شـود در مدت کوتاهی و یا مدت قابل پیش بینی قابل حل باشـد؟ و یا نمی توان حد اقل با همسـایه گان ــ در مدت قابل پیشب بینی ــ از در مسـالمت و حسن هـمجوار پیش آمد؟ ویا اینکه نمی شـود پیش شـرط هایی برای آن تعیین نمود؟ از قبیل به نتیجه رسـیدن دعوت به مصالحه(!) (؟) و یا قلع و قمع کامل تروریسـتان و غیره.

آنچه مسـلم اسـت این که امریکایی ها با نیـرو های نظامی شـان برای مدت های طولانی در افغانسـتان خواهـند ماند. مثال های زندهء آنرا میتوان در جهان دید. از جمله هم اکنون نیروهای امریکایی در آلمان مسـقـر هسـتند. اما به این موضوع نیز باید باور داشـت که کشـور ما برای بقا و باز سـازی خویش به کمک جامعه بین المللی نیاز مبرم دارد که جای مباحثه نیسـت. اما نحوهء این کمک ها و تقاضا های دول کمک کننده در قبال کمک های شـان را نباید از نظر دور داشـت. زیرا آن کمکی که برای ملت اسـارتـبار باشـد و به اسـتقلال، تمامیت ارضی، غرور ملی و مقـدسـات مردم لطمه وارد نمایــد، نمی تـوانـد مورد قـبـول و اسـتقبال مردم قرار گیرد. بی جهت نیسـت کـه حـامـد کـرزی از اشـتباهات نیرو های امریکایی در عملیات نظامی یـاد آور میـشـود و ایـن را یکی از عـوامل تحـریکاتِ تظـاهــرات اخیـر میـدانسـت.

به هـر صورت کمک ها باید بی شـایبه و بشـر دوسـتانه باشـد. در قبال کمک های ارایه شـده نباید امتیازاتی طلب گـردد که منجر به اسـارت مردم و کشـور ما در برابر کشـور کمک کننده شـود. از تمام حـرکات و تلاش های امریکا درین مورد بر می آید که از کشـور ما امتیازات نهایت بزرگ توقع دارد. و این از خصلت امپریالیسـتی آن کشـور ناشی اسـت. موقعیت جیوپولتیک کشـور ما در آسـیای مرکزی چنان اسـت که هـر نیـروی مقـتدر جهانی با تمرکز قوایش در آن می تواند از آن به نفع خوداسـتفاده کند. و این از نظر سـتراتیژیسـت های امریکایی و کمپانی های بزرگ، تجاری و نفتی امریکا و سـرمایه دارنیکه طعمه را چون عقاب ها از دور مورد نظر داشـته بر آن حمله می کنند، بدور نمی ماند. به هـر صورت به نظر نگارنده، بر این توافق سـتراتژیک امریکا و افغانسـتان باید شـک و تردید منطقی را در نظر داشـت و این را بگذاریم به آینده و اینکه پارلمان افغانسـتان با چه ترکیبی و چه ماهـیتی تشـکیل می گردد و در قبال این گونه مطالب جدی کشـوری چه تصمیمی اتخاذ می نماید ویا مراجعه به آراء مردم صورت بگیرد. در نهایت عملی که در پی آمد این توافقات انجام میگیرد از همه گویا تر خواهـد بود و بر نیات قدرتهای جهانی روشنی خواهـد انداخت " تا سـیاه روی شـود آنکه در غـش باشـد."ٱ

 

 

  

معرفی برخی از نخبه گان ادب و سياست

آرام ارزگانی

 

نردبان آسمان
يادداشتهايی در باب چند ديدگاه علمی و فلسفی در مثنوی و ديوان شمس
قسمت سـوم
واصف باختری
تو هـنوز نا پدیدی تو جمال خود ندیدی
  سـحـری چو آفـتابی ز درون خود برایی جلال الدین محمد
 

 

رجال و رويداد های تاريخی افغانسـتان
در قـلعـه عاشـق شـنواری

دورهء سـلطنت پادشـاه بزرگ سـدوزايِی زمانشـان بن تیمور شـاه به صورت غیر مترقـبه در حالیکه شـاه و اطرافـیان معـدود او حتا خیال آنرا در تصور هم آورده نمی توانسـتند خاتمه یافـت. این واقعه طوری دراماتیک و حول انگیز بود که در طی آن نه تنها دورهء سـلطنت بلکه روزگار حیات مسـعـود شـاه هم خاتمه پذیرفـت زیرا شـاه چشـمان خود را هم از دسـت داد و بقیهء عـمـر را در حسـرت و نابینائی بســـر بــرد

نوشـته: احمد علی کهـزاد

 

آيا او را ديده ايد؟

کارزار جهانی مبارزه عليه خشـونت در برابر زنان از جانب نهاد های بين المللی از جمله سـازمان ملل و عـفـو بي الملل ( امنيـسـتی انترنيشـنل ) Amnesty International  در هـشـتم مارچ 2004  رسـماً آغاز شـد و قـرار شـد که دو سـال ادامه يابد. بديـن مناسـبت کتابی با عـنوان " آيا او را ديـده ايد؟ " از طرف امنيسـتی انترنيشـنل ( بخش هلـند ) به قلم دو نويسـينده Daan Bronkhorst  و Ingrid Vledder انتشـار يافـته اسـت که پيشـگفتار آن، توسـط خانم ايريـنه خان ( Irene Khan ) دبيرکل سـازمان عـفو بين الملل  نگارش يافـته اسـت. خانم ايرينه خان نخسـتين زنی اسـت که به سـمت دبير کل سـازمان عـفـو بين الملل بـرگزيـده شـده اسـت.

 

وضعیت، فاکتها و حقایق در مورد نا امنی افغانسـتان؛
چگونگیی دشـواری ها و فـشـار ها بر پناهـنده گان افغان در هالند
ص؛ وفا
طی سـالهای جنگ وبحران در افغانسـتان حدود 50 هـزار افغان به هالند رو آورده و تا کنون 43 هـزار آن منحيث مهاجر پذيرفته شـده و يا پروسـه شـان ادامه دارد، اما متباقی آن هنوز هم در حالت بی سـرنوشـتی بسـر برده و در خطـر اخراج جبری قرار دارند. کميت پذيرفته شـده شـامل کتگوری های مختلف اجتماعی و سـياسی بوده و به دوره های گوناگون تعلق دارند، که در رده بـنـدی هـای هـالـنـد به قـبـل وبعـد از سـال 1992 تفکيک و نام گذاری شـده انــد.

 

کاروان شـعـر و ادب
زیر نظر آرام ارُزگانی

 

داسـتان کوتاه:

باکــره
مدتها بود که غیاث را اعضای بدنش نیمه طلاق داده بودند، دسـتهایش بی گفتی میکردند، خاصه دسـت راسـتش به شـدت لج کرده بود و بعضاً به بهانهء درد؛ از گرفـتن قـلم، دم کردن چای، بسـتن بند های بوت و دکمه های لباسـش پرهـیز میکــرد.

نوشـته اکرم عثمان

 

مثـنوی " مرد شـب "
به خاطرهء شـار مسـکوب که وقـتی « مرد شـب » را شـنید گفـت:
ــ « این مثنوی نسـل ماسـت، مثنوی مسـت های شـکسـت های تلخ دیروز و ... »
عـلی میر فـطروس

 

معرفی کتاب

جنگ و جاسـوسی در کابل
چپاولگران از بازی خارچ می شـوند

نویسـنده یوری کوزنتس ــ
مترجم پرویز آرزو

 

شـطرنج
شـاه و وزیر اگر رخ خوب تو بنگرند
از اسـپ و پیل گشـته پیاده شـوند مات
انجنیر ضیاء الحق مومنی

 

طـنـــز:
نور څنګه  يې؟
زما راتګ دلته زما د ژوند رنګ هم بدل کړ. دخداي تعالی له ټولو نعمتو څخه زما خوراک کنسـرو او يخ وهلې شـيان سـول. يخ وهلې غوښې، يخ وهلې سـابه او پټاتې او آن يخ وهلې ډوډۍ ...

 

کوه آسـمایی

اسـمعیل رویت
شـاید در گذشـته های قـدیم نام این کوهِ با عظمت به یکی از زبان های رایج این خطه نام گذارری شـده باشـد. طوری که دیده می شـود این کوه شـهر کابل را به دو قـسـمت جدا میسـازد.

 

از زمزمه های سـر پلوان تا مقام اسـتادی
موسـیقی محلی در ذات خود بخشی از فـرهنگ عامیانه و یا فلکلور کشـور ما را تشـکیل میدهـد که با همان ظرافت های فلکلوریک اش جای برای ماندگاری در جامعه ما داشـته و دارد

فضل الرحیم رحیم

 

روح نصرت پارسـا شـاد باد

© کانون فـرهـنگی « نی»

 

1 /6 / 2004