|
 |
|
 |
| |
شماره شـشـم سال سوم 9 سـرطان 1334 /
30 جون 2005 |
|
|
|
|
طنز
از
قلم فضل رحیم رحیم
خواننده
گرامی! با مطالعه هوائی و سـرسـري اين طنز، به يعـقين کامل و شـامل به
گوشـه هاي بي برق و تاريک و
قسـمت هاي نازک و باريک
تحولات مثبت و در حال انکشـاف و بازسـازي جامعه ما آشـنا
خواهـيد شـد، قـبلآ و
قـلبآ از محبت و حوصله مندي تان شـکر گذارم. گل و گلزار
باشـيد.
در قـديم ها
مي گفـتـند:- فلان کس زنداني شـد و
يا دسـتگـير شـد
ولي حالا مي گويند:-
فلان کس خلطه شـد (خريطه شـد)
در قديم ها
مي گفتند:- اگر قهر ام
آمد بخدا تا لنـدن مي دوانمت
ولي حالا مي گويند:-
اگر
قهر ام آمد بخدا تا گوانتانامو
مي دوانمت
در قديم ها مي گفتند:-
د خلکو زور
د خداي زور
ولي حالا مي گويند:-
دانجـيوگانو زور د خداي زور
در قديم ها مي
گفتند:- پول داره کباب
بي پوله دودش
ولي حالا مي گويند:-
پول داره موتر لوکس بي
پوله گرد
و خاکباد ش
در قديم ها مي گفتند:-
اگر خواهي منزلت
يابي
بخوان تو کتب زميني
و آسماني
ولي حالا مي گويند:-
اگر خواهي مقام و
منزلت يابي
ورط زبان ات سـاز کلمهء
دموکراسي
در قديم ها مي گفتند:-
از زور کاکا، است
که انگور در تاک هاسـت
ولي حالا مي گويند:-
از، زور ( بي پنچاه و دو ) اسـت که انگور
در تاک هاسـت
در قديم ها مي گفتند:-
زور کم قهـر بسـيار
ولي حالا مي
گويند:ـ زور کم سـلاح بسـيار
در قديم ها
مي گفتند:- رشـوه حرام اسـت
ولي حالا مي
گويند:- رشـوه اگر از
اسـعار خارجي باشـد حلال اسـت
در قديم ها مي گفتند:-
چراغي
که در خانه سـوزد، مسـجد را
صبر اسـت
ولي حالا مي گويند:-
چراغي که در خانه
مقامات سـوزد، ملت را
صبراسـت
در قديم ها مي گفتند:-
لاف در مسـافري و لقـمه در
تاريکي
ولي حالا مي گويند:-
لاف در برابر گوشـهاي ملت و لقمه در برابر چـراغهاي
نييون
در قديم ها مي گفتند:-
تو نيکي کن و در دجله
انداز
ايزد ات در بيابان دهـد
باز
ولي حالا مي گويند:- تو
در بانک هاي خارجي
سـرمايه اندوز
بکار تو و خانواده ات آيد يک
روز
در قديم ها ميگفتند:-
يک
سـر چند سـر را جمع مکيند اما
چند سـر
ولي حالا مي گويند:-
چند کميسـيون يک کميسـيون
را و يک کميسـيون چند
کميسـيون را ايجاد مي کند
در قديم ها مي گفتند:-
دموکراتيزه کردن جامعه افغاني مدنظـر اسـت
ولي حالا مي
گويند:- افغاني کردن دموکراسي مدنظـر اســت
از قلم فضل
الرحيم
رحيم
29/05/05ق
|
|