|
||||||||
|
|
آيا او را ديده ايد؟
(انتشـارات عفو بين الملل بخش هلند)
قسمت چهارم نـابـرابـری برگرداننده به دری: ج. پلوشـه در ســراســر جـهان تا اکـنون تـفاوت های نهـايت بزرگ میـان موقـف اجتماعی زنان و مـردان وجـود دارد. اين نـابـرابری يـک مسـاله تصادفی نيـسـت بلکه بـيانگـر نـابـرابـری تناسـب نيـرو مــيان زنان و مـردان اسـت و در واقع بـه موقـف اقتصادی نابرابر زنان بـا مـردان بر می گردد. اگر مسـاله را در کليت آن در نظر بگيريم، ديـده مـی شـود که بـه هـر پيـمانه جـامعه فقـير تر اسـت، نـابـرابـری ميان زنان و مـردان به تـناسـب آن، بزرگ تر می کردد. در بسـياری از کشـور هـای رو بـه انکشـاف، زنان سـهم بزرگی را در کشـاورزی بـه عـهده دارند، در حاليکه آنان چنـين سـهمی را از درآمد به دسـت آمده، دريافت نمی کنند. در هـلند زنان با مـردان بطور يکسـان از امکان آموزش و پرورش برخوردارند اند، ولی در سـلسـله مراتب و رده های بالايی اداره اجتماعی، سـهم آنان اندک و ناچـيز اسـت. فقط 7 در صد تمام اســتادان موسـسـات تعليمات عالی را زنان تشـکيل مـی دهند. در هيـچ يـک از شـرکـت هـای فرامليتی ( چون؛KLM, Ahold, Philips وغيره )، زنان در رده هـای بالايی رهـبری آن حضور ندارند. در هلند درآمد ميانگـين زنان در سـاعت 77 در صد درآمد مـردان را می سـازد. زيـرا آنان غالباً بـه کارهای نيم روزه ( کمتر از چهل سـاعت در هفته )، مشـغول اند، از اين رو درآمـد آنان کمتر از مـردان اسـت: بطور ميانگيـن 36 در صد درآمـد مـردان. نـابـرابـری اقتصادی بـه ذات خود چيز ديگری غير از نقض حقوق بشـر نيسـت. در اين زمينه هيچ نورم بين المللی وجود ندارد که برابری درآمـد يا حقوق را بين افراد که بطور جدی از نـگاه آموزش، توانايی و تشـبثات خصوصی و يا ابتکارات فردی و سـاير مشـخصات از هم متمايز اند، تنظيم کند، در حاليکه اعلاميه جهانی حقوق بشـر تبـعيـض ميان انسـان ها را به طور جدی منع قرار داده اسـت و تاکيد دارد که: همه افراد در همه احوال و اوضاع بايسـتی چانس ها و امکانات مسـاوی و برابر داشـته باشـند تا توانايی و مهارت ها و سـاير مشـخصات خويش را بتوانند آشـکار نمايند و موقعيت برابر اقتصادی را به دسـت آورده بتوانند. از اين رو اسـت که اعلاميه جهانی حقوق بشـر حق مسـاوی در برابر کار مسـاوی را مطرح می نمايد، يعنی اينکه انسـان ها بايد از حقوق مسـاوی در حوزه تعليم و تربيت، کار و موقعيت ها و امکانات لازم برخوردار و بـهره مـند باشـند. اگـر زنان بـه طور متداوم و حسـاب شـده از حق آموزش محروم می گردند چنانکه در افغانسـتان ( در دوره حکومت مجاهدين و سـپس طالبان ) پيش آمد، در آن صورت از نقض روشـن حقوق بشـر حرف به ميان می آيد. جـلوگيری از تبـعيـض هسـته مرکزی فهم از حـقوق بشـر را تشـکيل می دهد. منـشـور جهانی محو تبعيـض، تبعيض ميان انسـان ها را بر زمينه های اصل ( نسـب )، رنگ پوسـت، زبان، عقيده و مذهب، جنس، منشـا و موقعيت اجتماعی محکوم می کنـد. امنيسـتی انترنيشـنل ( سـازمان عفو بين الملل ) با وسـواس و دقت حق و آزادی را بر پايه عدم تبـعيـض مورد توجه قرار ميدهد. تبـعيـض در چهارچوب کار امنيسـتی انترنيشـنل بـه عنوان اسـاس يا زمينه برای تضـعيقات و يا سـاير اشـکال فشـار و تعـقيب در مورد زنان پنـداشـته می شـود. به طور مثال زمانی زنان بـه مبارزه در برابر کدام مانع و يا قانون برخاسـته و مقاومت می نمايند، در نتيجه زندانی می گردند، يا مورد ضرب و شـتم قرار ميگيرند، در اينجا تبـعيـض بـه شـيوه معيـن نقـش ايفا می کند. بر علاوه تبـعيـض در چارچوب کار امنيسـتی انترنيشـنل بـه مثابـه ابزار يا وسـيله بيـرون راندن پيوسـتـه زنان از عرصه حقوق و آزادی اجتماعی ـ اقتصادی ارزيابی ميشـود. بطور نمونه زنان اکثرا شـانس اندک برخورداری از حق آموزش و تر بيت، کار و امکانات برای پیشـرفت بعدی را به دسـت مي آورند و حتی بسـيار پیش ميايد که از هيچ امکان در زمينه بالا برخوردار نیسـتند. خشونت عليه زنان در مجموع و هم چنان خشـونت در زندگی خصوصی آنان اگر حرفی از آن در ميان باشـد، در چارچوب کار امنيسـتی انترنيشـنل بـه مثابـه يکی از اشـکال جدی نقض حقوق بشـری مورد توجه قرار ميگيرد که دولت ها در برابر آن به اندازه کافی توجه مبذول نداشـته اند. امنيسـتی انرنيشـنل تقاضا می دارد تا دولت ها زنان و دختران را در برابر تبـعيـض محافظت نمايند. زيرا نه تنها وظيفه و مسؤولیت دولت ها اسـت که حقوق بشـر را نقض نکنند، بلکه در عين حال حراسـت و سـپس توسـعه آن وظيفه آنان، پنداشـته ميشـود. زمانی که حکومتی به مسـاله تبـعيـض راه و اجازه می دهد، شـرایطی به ميان می آيـد که در تحت آن امکان دارد انسـان قرباني اسـتفاده ناجايز از قدرت، خشـونت و شـکنجه واقع گردد. حکومات بايسـتی با اسـتفاده از يک سـيسـتيم حقوقی غير وابسـته و يک روش قضائی عادلانه در برابر تبـعيـض مقابله نمايند. زنان چنانکه اگر آنها بـه گروه هـای کوچک قومی ( اتنيکی )، لايه ها و اقليت های کوچک ملی منسـوب باشـند، آسـيب پذير تر اند و بیشـتر مورد تبـعيـض قرار ميگيرند. دانشـمندان برای روشـن تر شـدن بهتر مسـاله تبـعيـض در برابر زنان، از شـيوه معـين تجـزيه و تحليـل“Intersectionele analyse” يا کالبد شـنـاسـی اسـتفاده مي نمايند. بر اسـاس اين شـيوه در نظر گرفته ميشـود که هر فرد مشـخصات هویتی متعددی دارد: يک فرد به طور مثال يک زن در عين حال که " زن " اسـت، " هم جنس گرا " نيز اسـت و به يک " گروه کوچک ملی " تعلـق دارد. در اين ميان متوجه می شـويم که انسـان ها می توانند از لحاظ مشـخصات هویتی به کته کوری ها و يا شـماری از " دسـته بندی ها " منسـوب باشـند. در عين زمان بسـا که اين " دسـته بندی ها " در تغـيير بوده و بعضا وابسـته به زمان و مکان اند. برای درک سـيسـتماتيک تبـعيـض نبايد بطور سـرسـری داوری را صرفا بر پايه يکی از اين " دسـته بندی های هویتی " گذاشـت. بطور مثال اگر ادعا شـود که: " همه زنان سـياه پـوسـت در ايالات متحـده آمريکا عقب افتاده اند "، ادعای نادرسـتی اسـت. زيرا موجوديت خانم کوندوليزا رايس Condoleesa Rice در مقام مشـاور امنيتی رئيس جمهور بوش چيز ديگری را خلاف ادعای بالا ثابت می سـازد. در واقع يک زن سـيا پـوست در ايالات متـحده آمريکا بیشـتر معروض به خطر تبـعيـض اسـت. در عين حال شـدت اين خطر مربوط اسـت به اينکه اين زن سـياه پـوسـت دارای چه اندازه دارايی، چه سـطح تحصيلات، چه نوع سـمتگيری جنسی، دارای چه گذشـته و موقعيت اجتماعی و از اين شـمار مشـخـصات می باشـد. امنيسـتی انترنيشـنل هيـچ گـاه اکشـن های خـود را صرفا به خاطر " زنان " و يا " هم جنس گراها " و يا " همسـران شـکنجه ديـده " در مفهوم عام، مبـهم و گنگ آن برپا نمی کنـد. بلکه اين سـازمان اکشـن های خويش را برای کته گوری ها و افرادی مشـخص دارای هويت روشـن سـازمان دهی می نمايد که نقض حقوق بشـری در مورد آنان پيش آمده باشـد و يا متصور باشـد. امنيسـتی در اين ميان البته به خطرات ویژه ای که کته گوری های معين زنان را تهديد می نمايد، توجه نشـان ميدهد. زيرا آنان هويت معين دارند و به لحاظ داشـتن اين " هويت معين " مورد تهديد واقع ميشـوند يا قرار ميگيرند. بدين جهت اسـت که اکشـن برای دفاع و نجات آنان بايد پيش برده شـود. بطور مثال برای قربانيان " قاچاق زنان " در کوسـوا، يا زمانی که در ترکيه زنان قربانيان " خشـونت خانکی " می گردند، و يا قربانيان " کـشـتار کارگران در فابريک " در ميکسـيکو، و يا دفاع از زنان اقليت سـتم کش سـوماليايی در کينيا، و يا زمانی که زنان عراقی در دفاع از حقوق خويش برخاسـته اند، و يا زنانی که در جریان جنگ در روندا مصاب بـه ايدز يا HIV گرديده اند و يا سـاير موارد... خشـونت عليه زنان يک رابط غير قابل ترديد با نـابـرابـری و عدم مسـاوات ميان دو جنس زن و مرد دارد. منشـور سـازمان ملل متحد در باره رفع خشـونت عليه زنان تصريح ميدارد که: خشـونت "خود پی آمد نـابـرابـری تاريخی ميان زنان و مـردان اسـت " و " خشـونت در برابر زنان يکی از با اهمیت ترين ميکانيزم اجتماعی اسـت که به وسـيله آن زنان در موضع تحت تسـلط و رهبری مرد با زور رانده ميشـود يا قرار داده میشـود ". در اين ميان مسـايل بسـياری وجود دارد که مي توان به آن برای اثبات خشـونت اسـتناد نمود. همه اينها باز هم نشـان ميدهـد که نـابـرابـری ميان زنان و مـردان کم يا بيش نتيجه مسـلم و پی آمد طبعيی تبـعيـض عليه زنان اسـت. منشـور سـازمان ملل در مورد رفع خشـونت عليه زنان، بر اين اصل اسـاسی تاکيد ميدارد که: خشـونت عليه زنان نبايد بـه عنوان يک امر يا پروبلم شـخصی تلقی گردد. زيـرا تمام اشـکال خـشـونت باآنکه خيـلی ها خـصوصی بـه نظر می رسـند، مانند خشـونت خانکی، آنهم در واقع دارای يک زمينه يا اسـاس پیشـين اجتماعی می باشـد. اين مسـاله به عـهده حکومت ها اسـت تا جلو خشـونت را بگيرند و مرتکبين آنرا مورد پيگرد و بازخواسـت قانونی قرار دهند. * * * ياداشت: در چهار عنوان آتيه در باره موضوعات با اهميتی از جمله فقر؛ تبـعيـض بر مبنای اعتقادات مذهبی و عنعنات؛ تحديد حق معاشـرت جنسی و توالد و تکثر و انتشـار و پخش ايدز و HIV بـه مثابـه چهار زمينه مهم و در عين حال عوامل اسـاسی خشـونت صحبت خواهد شـد.
|
|
||||||