شماره هـشتم و نهم سال سوم سنبله و میزان 1334 / اگست و سپتمبر 2005

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عملیات « ایاکس »

 

قسمت سوم

سـمیت در پاسـخ به ایراد کرمیت روزولت مبنی بر اینکه او اکنون وظیفه خود را درین می بیند تا چنان پلان اوپراتیفی را طرح کند که مورد تایید مراجع عالی هم در ایالات متحده امریکا و هم در انگلسـتان قرار بگیرد، اظهار نمود: « برای شـما در لندن مشکلی نخواهد بود. انگلیسـها به همه آنچه که ما برای شـان پیشـنهاد کنیم با دو دسـت خواهند چسـپید. »

به تاریخ 3 فبروری 1953 نماینده گان « انتلجنت سـرویس » به مقصد ادامهء بحث پیرامون جزئیات عملیات آینده باز هم به واشـنگتن مسـافرت کردند. مطابق توافق متقابل نقش « سـردسـته » به کرمیت روزولت در نظر گرفته شـده بود. پیشـهادات مشـترک دو اداره کشـف با شـرکت وزیر امور خارجه ایالات متحده امریکا و معاون وی و همچنان نماینده رسـمی وزارت امور خارجه بریتانیا مورد بررسی قرار گرفـت. انگلیسـها در پروسـه غور و بحث با تلاش برای تاکید بر سـهم شـان در عملیات به این مطلب اشـاره میکردند که فعالیت های موثر اجنت های شـان که از « امکانات اسـتثنایی » در ایران برخودار هسـتند قادر اند برای طرفداران مصدق در راه بسیج صفوف آنها موانع ایجاد کنند. انگلیسـها ارزیابی خود را در مورد وضع در قوای مسـلح ایران تکرار کردند. طوریکه تاکید می شـد آنها در بین قوای مسـلح ایران به خصوص در بین قومندانان مواضع به اندازه کافی مسـتحکم داشـتند که این امر امکان میداد تا در صورت ضرورت بالای امکان جلب اردو به پشـتیبانی از شـاه محاسـبه شـود.

جانبین حین ارزیابی تمایلات روشـنفکران ایران با گمان اینکه احتمالاً بخش اعظم آنها از مصدق حمایت خواهد کرد بر نقطه نظر بدبینانه تکیه میزدند. در مورد کاندید جدید صدارت یعنی جنرال فضل الله زاهدی نیز توافق حاصل شـده بود. سی. آی. ای. متکی بر اطلاعات منابع اجنتوری از میان اطرافیان شـاه می گفـت که، با احتمال قوی زاهدی باب طبع « اعلیحضرت » نیز خواهد بود. طوریکه « دوسـتان فارسی » کرمیت روزولت بوی اطمینان میداند زاهدی نسـبت به انگلیسـها احساس خصمانه ندارد و درعین زمان مسـاله خیلی مهم اینسـت که او نسـبت به اتحاد شـوروی علناٌ روحیهء خصمانه دارد. در ابتدا در نزد انگلیسها نسـبت به کاندید پیشـنهادی سـوء ظن ایجاد شـد و آنها قصد داشـتند تا به این ارتباط به لندن مراجعه کنند ولی بعداً پیت دین عضو هیأت رهبری نماینده گی انگلیس ازینکه نمی خواسـت تا حل موضوع به تعویق افتد، اعلان نمود:

« اگر شـما و ایرانیها به این عقیده هسـتید که این بهترین انتخاب اسـت، پس برای ما به جز ابراز موافقت چیزی باقی نمی ماند. »

کرمیت روزولت بعد از غور و بحث در باره موضوعات مربوط به عملیات در وزارت امور خارجه، انگلیسـها را نزد آلن دالیس برد، امریکایی ها به موضوعی که تا الحال انگلیسـها به انحاءِ مختلف آنرا مسـکوت می گذاشـتند، علاقمندی زیادی نشـان دادند. کیها اجنت های عمدهء « انتلجنت سـرویس » در ایران میباشـند؟ نماینده گان « انتلجنت سـرویس » مونتگیو و سـومرسـت بعد از مشـوره بین خود به موافقه کوچرن نامهای واقعی اجنت های خود را که به نام های مسـتعار « نوسی » و « کفرون » فعالیت میکردند، گفتند. به قول انگلیس ها هر دو اجنت از « نیروی بزرگ تخریبی » برخوردار بودند. آلن دالیس و کرمیت روزولت با معتقد شـدن به این امر که اجنت های سی. آی. ای. یعنی « برادران بوسـکو »، توسـط « انتلجنت سـرویس » تثبیت نشـده اند، احتیاطاً در بارهء آنها سـکوت اختیار کردند. آنها گفتند، سی. آی. ای. هنوز تصمیم نهایی نگرفته اسـت که کدام یک از اجنت های او در عملیات شـرکت خواهد کرد، ولی همینکه این موضوع روشـن شـد، فوراً انگلیسـها مطلع خواهند شـد. ولی این امکان نیز از جانب کرمیت روزولت مشـروط سـاخته شـد. او گفت: « ممکن چنین اتفاق افتد که عملاً این و یا آن اشـخاص برای عملیات فقط بعد از ورود من به ایران انتخاب گردند. از اینکه وسـایل مخابره ما خیلی محدود بوده و مصروف سـاختن آنها بیش از حد به نفع ما و شـما نیسـت، بناءً بگذار این موضوع موجب تعجب شـما نشـود، کاملاً احتمال میرود که شـما فقط بعد از ختم عملیات درین مورد اطلاع حال خواهید کرد. » انگلیسـها که به آغاز هر چه زودتر عملیات نهایت علاقمند بودند، این شـرط امریکایی ها را بدون مخالف پذیرفتند.

کرمیت روزولت در ماه های بعدی برای ارزیابی وضع در ایران و تثبیت این امر که ضربات ایلات متحده امریکا و انگلسـتان به مواضع حکومت مصدق چقدر موثر اند و همچنان به منظور تصحیح فعالیت های اجنتوری سی. آی. ای. معطوف بر ایجاد تشـنجات اجتماعی و انشـعاب نیرو های مخالف شـاه چندین بار به این کشـور سـر زد.

به قول کرمیت روزولت کارزار ضد مصدق در آغاز خیلی محتاطانه پیش برده می شـد. اگر ایلات متحده امریکا برای متمایل سـاختن مطبوعات و بعضی نماینده گان جامعه و یا سـازمان ها به اعمال علنی، تلاش میکرد آنها بنا بر کم فهمی به این امر حاضر می شـدند و فعالیت آنان بدون معطلی قطع می شـد. با آنهم، طرفداران ایالات متحده امریکا و انگلسـتان از هر گونه موقع برای بی اعتبار سـاختن مصدق و اقدامات حکومت وی در جهت نزدیکی اقتصادی با کشـور های سوسیالیستی اسـتفاده میکردند. روزنامه هایی که بوسـیله سی. آی. ای. تطمیع شـده بودند، به دیکته آن نوشـته بودند: « اگر مصدق به مشی سـیاسی مبتنی بر پرنسیپ های اعلام شـده خود ادامه بدهد، موجودیت رژیم شـاهی به پایان میرسـد. »

ضمناً تدارک اوپراتیفی عملیات به سـرعت جریان داشـت. دو جلسـه کاری در رابطه به این موضوع در اطاق های هتل « گیورگی مقدس » بیروت با روشـن سـاختن آخرین درجه صدای رادیو به منظور جلوگیری از اسـتراق سـمع دایر گردیدند.

در مارچ 1953 کرمییت روزولت در حالیکه اطلاعات واصله از اجنت هایش قناعت او را فراهم نمی آورند، دو باره به ایران مسـافرت نمود تا جزئیات عملیات را دقیق سـاخته و میعاد مشـخص عملی سـاختن آنرا تثبیت کند؛ و هم حمایت قصر سـفید را که می باییستی برای اجرای آن موافقه میکرد حاصل کند.

در جولای 1953 کرمیت روزولت باز هم در ایران قرار دارد. او این بار با رعایت احتیاط بیشـتر از قبل در سـفارت ظاهر نگردیده و دریک خانه واقع در کوه های که ریزیدنتوری سی. آی. ای پیدا کرده بود، زنده گی میکرد. این پناه گاه دارای دو کیفیت بود، به نظر نمی خورد و در نزدیکی محل حوادث واقع بود. بعد تر، در مرحله قطعی عملیات او به محل دیگر نقل مکان نمود( خانه شـخصی که سی. آی. ای. از طریق اجنت خود به کرایه گرفته بود. )

کرمیت روزولت اولین روز های اقامت خود را در تهران به صحبت ها با کیوبی، هرمن و سـایر کارمندان سی. آی. ای. تخصیص داد. آنها کرمیت روزولت را در جریان آخرین حوادث درین کشـور قرار دادند. به نظر کرمیت روزولت وضع مسـاعد برای عملیات در حال ایجاد بود. در مطبوعات، نشـرات هرچه بیشـتر ضد مصدق و تغییرات اجتماعی آن ظاهر میشـدند. تشـنج در تهران واضحاً افزایش می یافت، حکومت در مورد توقیف جنرال زاهدی حکم صادر کرد، و او مجبور شـد تا در کوه ها پنهان شـود. کرمیت روزولت از طریق ارتباطی ها مصطفی ویسی دوسـت جنرال و دیک مینویل محصّل امریکایی در پوهنتون بیروت که به فارسی آزادانه حرف میزد و نقش ارتباطی اسـاسی را ایفا میکرد مخفیانه با وی تماس گرفت. فقط دیک مینویل کرمیت روزولت و ویسی را باهم ارتباط داده بود.

درین وقت پلان « ایاکس » که جزئیات آن در اعماق سی. آی. ای. به تفصیل تشـریح و با ادارات حکومتی ایالات متحده امریکا به توافق رسـیده بود، جهت بررسی به جون ف دالیس وزیر امور خارجه رسـید. به تاریخ 23 جون 1953 در وضع سـریت کامل و اقدامات تقويه شـدهء امنیتی، جلسـه نماینده گان عالی ترین حلقهء قدرت ایالات متحدهء امریکا تحت ریاسـت وزیر امور خارجه دایر گردید. جلسـه به رئیس جمهور تصویب پلان « ایاکس » را توصیه نمود. طوریکه از یاد داشـت های کرمیت روزولت بر می آید درین جلسـه که نه تنها مسـاله سـرنوشـت عملیات مذکور را فیصله نمود بلکه شـیوه های مداخله به « درگیری منطقوی » را که به منافع اقتصادی و اسـتراتیژیک ایالات متحده امریکا بر میخورد، تعیین نمود. بسـیاری شـخصیت های برجسـتهء ادارهء امریکا و منجمله چارلز ویلسـون وزیر دفاع، اولیم سمیت معاون وزیر امور خارجه در مسـایل سـیاسی ( در گذشـته ـ کارمند مسئول ادارهء کشـف امریکا و بعد تر رئیس بانک « مورکن گرانتی ترسـت» ) رابرت بوئی رئیس شـورای پلان گذاری سـیاسـت وزارت امور خارجه ( بعد تر یعنی در دورهء ریاسـت جیمی کارتر ـ او در پسـت معاون رئیس سی. آی. ای. ایفای وظیفه میکرد )، بایرود دسـتیار وزیر امور خارجه در امور شـرق نزدیک و همچنان لویی هندرسـن سـفیر ایالات متحده در تهران که بطور خاص احضار شـده بود، شـرکت داشـتند. کرمیت روزولت و الن دالیس پلان عملیات و پیشـبینی های خود را در مورد شـانس پیروزی آن که مملو از خوشـبیینی بود، تشـریح کردند. آنها بر این نظر بودند که عملیات باید« آسـان و حتا اطمینان بخش ) باشـد.

علاقمندی ایالات متحده امریکا به نفت شـرق نزدیک و ایجاد میدان عملیات اسـتراتیژیک در سـرحد با اتحاد شـوروی، آنقدر بزرگ بود که سـرنگونی مصدق بوسـیله همه مثابه اسـتقامت کلیدی مشی سـیاسـت خارجی کشـور تلقی می گردید. کرمیت روزولت متوجه شـد، حین ایکه از دورنما های عملیات یاد آوری می کرد، چطور چشـمان وزیر امور خارجه به برق زدن آغاز کردند. « تصور میشـد که او مانند گربه عظیم الجثه از رضایت خرخر میکند. آنچه مورد پسـند اش واقع شـده بود. »

مبلغ تخمینی مصارف که از جانب رهبران سی. آی. ای. ذکر شـد یعنی صد تا دو صد هزار دالر که در مرحله اول برای حفظ نیرو های ارتجاعی در داخل کشـور ضرور بود، بدون کدام مخالفت و حتا سـوال تایید گردید. ( در عمل مصارف چند بار ازین رقم تجاوز کرد. )

الن دالیس و کرمیت روزولت اطلاع دادند که قبلاً انگلیس ها نسـبت به اطلاعات واصله از شـبکه اجنتوری آنها با خیلی حسـادت برخورد میکردند و حتا هیچ وقت آنها را با اداره کشـف کشـور متحد در میان نمی گذاشـتند، اما اکنون آماده بودند تا آنها را در اختیار سی. آی. ای. بگذارند. به کوچرن رئیس « انتلجنت سـرویس » انگلسـتان مطابق پلان وظیفه داده شـد تا کانال های اجنتوری را برای وارد آوردن فشـار بالای محافل طرفدار شـاه از طریق ایرانی های با نفوذ که در خارج از مرز های کشـور قرار داشـتند، ایجاد کند. سـومرسـت، کارمند دیگر « انتلجنت سـرویس » می باییستی در لحظه کودتا از قلمرو قبرس ارتباط مخابراتی را با مقر سی. آی. ای. در لنگلی بر قرار می سـاخت و با خود داری از راه های دیپلماتیک، از طریق کانال مخفی اطلاعات مربوط به انکشـاف حوادث با به کرمیت روزولت گزارش میداد. پلان شـده بود هم سـومرسـت، هم مونتهیو کشـاف سـوم انگلسـتان نیز برای کار با اشـخاص اعتمادی « انتلجنت سـرویس » در بین ایرانی های عالی رتبه مورد اسـتفاده قرار گیرند. در نظر بود، از دو اجنت عمده انگلسـتان یعنی « نوسی » و « کفرون » نیز برای این هدف اسـتفاده شـود.

در بین اهالی دارای احسـاسـات ضد امپریالیستی کشـور جستجوی نیرو ها برای سـرنگونی مصدق امر دشـوار بود و ایالات متحده امریکا میتوانست بالای قشـر فوقانی مرتجع نظامیان و قطعات وفادار به شـاه که مدت های طولانی در آنها متخصصین و مربیان امریکایی کار می کردند، حسـاب کند وزیر امور خارجه به سـفیر امریکا مقیم تهران مخفیانه هدایت داد که در جهت تشـدید همه جانبه نیرو ها که می توانسـتند علیه مصدق اسـتفاده شـوند، تلاش ورزد، به سـفارت ایالات متحده دسـتور داده شـده، بود که هر گونه کمک را برای کرمیت روزولت مبذول نماید ولی طوری که در دایرکتیف تذکر رفته بود، باید این کار را مخفیانه انجام میداد تا در صورت بروز کدام اشـکال، اتهام سـهمگیری ایالات متحده امریکا درین عمل که بعضی مداخله مسـتقیم در امور داخلی ایران بود، رد میشـد.

از اطلاعاتی که طور منظم به واشـنگتن می رسـید، معلوم می شـد که موفقیت عملیات تا حدود زیاد وابسـته به این بود که آیا میتوان شـاه را به این امر که ایالات متحده امریکا در عقب او قرار دارد، معتقد سـاخت. امکانات حل این وظیفه ملموس گردید. بعد از نظر گذراندن چند وریانت به این نتیجه رسـیدند که برای این نقش سـومرسـت که در مدت خدمت خود در ایران اعتماد شـاه دخت اشـرف، خواهر شـاه را جلب کرده بود، از همه مناسـب تر اسـت.

شـاه دخت اشـرف بنابر کارزار خصمانه که علیه وی در مطبوعات براه انداخته شـده بود، ناگزیر به سـویس مکان کرده بود. تصمیم گرفته شـد که سـومرسـت و کدام امریکایی دیگر که در عملیات شـرکت دارد، باید در سـویس با اشـرف ملاقات نموده و او را متمایل سـازد تا به تهران برگشـته و تمام مطالب را به برادر خود بگوید.

جسـتجوی کاندید برای نقش ارتباطی جهت مذاکرات با شـاه ادامه یافت. جنرال هورمن شـوارتسـکوف که در گذشـته آمر پولیس ایالت نیوجرسی بود، انتخاب گردید.

ملاقات در سـویس صورت گرفت، اشـرف به پیشـنهاد آماده گی خود را نشـان داد و بعد از سی و شـش سـاعت در سـالن طیّاره که جانب تهران پرواز میکرد، قرار داشـت. اما حقیقت عودت او به ایران افشـاء گردید. کارزار علیه او در مطبوعات تشـدید یافت. بنابرین در اثنای ملاقات خواهر و برادر با هراس از اینکه مورد تعقیب قرار دارند، با نهایت احتیاط رفتار کردند و صحبت به آن شـکلی که شـاه دخت فکر میکرد، انجام نیافت. شـاه دخت به بازگشـت به سـویس عجله کرد و مجبور شـدند تا از تلاشـها برای برقراری تماس با شـاه از طریق وی صرف نظر کنند.

او [ هورمن شـوارتسـکوف ] از سـال 1942 تا 1948 سـر مشـاور نماینده گی نظامی ایالات متحده امریکا در تهران بود و مسـتقیماً تجدید سـاختمان ژاندرمری ایران را رهبری میکرد و آنرا به تعقیب احزاب و گروپ های سـیاسی که برای رژیم شـاه خطر بالقوه بودند، سـوق می داد. در آن سـال ها شـوار تسـکوف با شخصیت های نظامی این کشـور و منجمله با جنرال زاهدی نزدیک شـده بود. جنرال زاهدی طوری که معلوم شـده، در سـال های جنگ با اجنتوری هیتلر همکاری میکرد و بعد از جنگ به بر قراری روابط نزدیک با مشـاورین و مربیون امریکایی در ژاندرمری ایران پرداخت. در توطئه نظامیان مرتجع به تاریخ 28 فبروری 1953 به مقصد سـرنگونی مصدق رد پای او تثبیت و بازداشـت گردید، ولی به زودی رها شـد.

قابل یادآوری اسـت که نقش جنرال شـوار تسـکوف در حوادث ایران به هیچ وجه در وجود تلاش برای برقراری تماس با شـاه خلاصه نمی شـود. با بکار انداختن پول ( برای او در بانک کریدت نامحدود افتتاح شـده بود.) او صفوف مخالفین مصدق را در تهران توسـعه میداد. طوریکه مطبوعات امریکا بعد تر اظهار نمود، شـوار تسـکوف از لحاظ تخنیکی شـورش را بدون عیوب و آلایش تدارک دید.

شـوار تسـکوف قبل ازینکه ایران را ترک کند مخفیانه با کرمیت روزولت ملاقات کرد تا در مورد نتایج ملاقات با شـاه برای او اطلاع دهد. در ملاقات جنرال شوار تسـکوف اظهار نمود: « شـما با عملکرد از طریق ارتباطی ولو هر کسی هم باشـد به سـاده گی نخواهید توانسـت تا به تفاهم متقال با شـاه نائل آید. همین طور حصول توافق با او نیز محال خواهد بود. نباید آماده گی برای ملاقات به صورت علنی و در مقابل انظار همه پیش برده شـود، زیرا که این واریانت نهایت ریسـک آمیز اسـت. » شـوار تسـکوف به کرمیت روزولت توصیه کرد که شـخصاً در فضایی که محرمیت مطلق را تضمین کند با شـاه ملاقات کند. او در خاتمه افزود: درین صورت هیچگونه تردیدی نسـبت به صلاحیت های شـما بوجود نخواهد آمد.»

در سی. آی. ای. نیز تصمیم گرفتند که فقط در صورت ملاقات شـخصی کرمیت روزولت با شـاه میتوان به نتیجه مطلوب دسـت یافت. اما از معلوماتی که به مطبوعات غرب رخنه کرده اند بر می آید که مسـوول سی. آی. ای. که تصور میشـد خطر ( ریسـک ) برای او چیز عادی اسـت، نسـبت به نتایج عملیات تهران خیلی نگران بود. عرصه فعالیت او فقط آغاز می شـد، ولی او خود را کاملاً مطمئن احسـاس نمیکرد.

 

 

قسمت های دیگر

قسمت اول

فسمت دوم