شماره اول سال چهارم دلو و حوت 1384 / جنوری و فبوری 2006

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوروز را گرامی داریم و اين سـنت پارينه و پسـنديدهء مـلی و فرهنگی را پاسـداری و حراست نمائيم وآنرا در حافظهء تاريخ پایه دار نگاه داریم!

« نی » عید نوروز را که سـنت پسـندیدهء نیاکان ماسـت به همه اهل این خطهء فرهنگی و به خصوص هموطنان عزیز تبریک و تهنیت گفته آروزی آن دارد تا نوروز حقیقی وطن ما که دیگر از جور زمستانی در آن اثری نباشد فرا رسـد.
هر روز تان نوروز               نوروز تان پيروز

( خاله نوروزی) شـعری از رازق فانی

 

ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل
بر افروزی
( تبریکی عید نوروز )

بهار
رقص لطیف نسیم صبح بها ری
برانگیخت سوزو سرود در قناری
فضل الرحیم رحیم

 

 

فريادهای بيصدای تاريخ
نوشـته ای از: يوسـف کهزاد
" فریادهای بيصدای تاريخ " طرح و شـهکار نويسندهء توانا يوسـف " کـــهزاد " اسـت، دسـت نويس اين اثر گرانسـنگ حدود دو سـال قبل به وسـيلهء هنرمند محبوب و اسـتاد موسـيقی محمد حسـين آرمان به خانواده ما و توسـط برادر ارشـدم حميد برنا اسـتاد پيشين پولی تخنيک کابل بدسـترس من گذاشـته شـد.

 

قسـمت پنجم

نعرهء های و هوی من ... جسـتحوی نافرجام
 گويند بامدادی مولانا به به رسـم هميشـه گی به سـراچهء شـمس سـر زد و اما ديد که از شـمس اثری نيسـت. شـمس نا پديد شـده بود. مولانا با اضطراب و دلنگرانی به حجرهء سـلطان ولد می دود و او را صدا می زند که:« بهاء الدين چه خفته ای؟ برخیز و شـيخ خود را درياب!»

 

رجال و رویداد های تاریخی افغانستان
نوشـته احمد علی کهزاد
دو شـاه دریک قصر
قتل سـردار پاینده محمد خان و سقوط سـلطنت شـاه زمان در حقیقت امر آغاز تنزل سـلطنت سـدوزایی اسـت. فاجعهء کور سـاختن وزیر فتح خان و قتل او نه تنها روح همکاری دو خاندان بزرگ سـدوزائی و بارکزائی را بیشـتر برهم زد، بلکه باب دورهء فتوری را کشـود که از اواخر ربع اول تا اواسـط قرن 19 دوام کرد. در این دورهء بین البین که سـلطنت از دسـت سـدوزائی ها رفته و حکومت محمد زائی هنوز تشـکیل نشـده بود و یکی از مؤلفین آنرا « دورهء عروج بارکزائی ها » می خواند، به علت نبودن حکومت مقتدر مرکزی و خانه جنگی ها و تقسـیم کشـور به ایالات و روی کار آمدن یک دورهء جدید و کوتاه، ملوک الطوایفی در قرن 19 یک سـلسـله صدمه هایی به پیکر مملکت وارد شـد که تا حال از آن رنج می کشـیم.

 

چگونگی تحول تاريخ در خاور زمين
برده گی « يا شيوهء توليد آسيايی »
؟
قیام های برده گان:
گفتنی اسـت که برده داری در محیط تاریخی و جغرافیائی ما معروض با واکنش های شـدیدی از سـوی برده گان نیز بوده اسـت و قیام
های گسـترده ای علیه برده داران که مورد حمایت نظام حاکم سـیاسی بوده اند بر پا شـده که حتا فراگیر تر از قیام « اسـپارتاکوس » در روم باسـتان بوده اسـت، ولی همان طور که به تکرار آوردیم همهء این واکنش ها از یک سـو مولود عکس العمل عمده ترین طبقهء اجتماعی نبوده اسـت و از سـوی دیگر مثل دیگر مظاهر حیات سـیاسی، فلسـفی، هنری و اقتصادی جامعه، جان سـختی نشـان داده و لنگان لنگان تا پسـین سـالهای قرن نزدهم و اوایل قرن بیسـتم در افغانسـتان و احتمالاً در برخی از کشـور های عربی به مثابهء پیدیدهء جنبی به حیاتش ادامه داده اسـت.

 

 

 آیا او را دیده اید؟
انتشـارات عفو بین المللی بخش هالند
برگردان از: جميله پلوشه
بخش نهم

 زنان:
برخوردهای مسلحانه

اکثراً ادعا می‌شد که تجاوز جـنسی بر زنـان در جريان برخوردهای مسلحانه از منظر قوانين بين‌المللی تا هنوز مورد قضاوت روشـن قرار نگرفته اسـت. با در نظر داشـت اين امر بود، زمانی که دادگاه بين‌المللی در مورد يوگوسلوايا ( سـابق ) برگزار بود، گروهی از زنان همراه با يک دسـته زنانی که خود مورد تجاوز قرار گرفته بودند،

 

دفاع از منافع حقوقی و قانونی
پناهنده گان افغان را بايد ادامه داد!!!
 صديق وفا
مدخل موضوع:
آشکار است که مسأله دفاع از منافع حقوقی، صنفی و
قانونی پناهنده گان و مهاجران همزاد و همگام با بُروز پديده ( پناهنده گی - تبعيد و مهاجرت ) بعد از تجربه جنگ جهــانی دوٌم که اين پروسه را تشديد بخشيد و جابجائی هائی بزرگ جمعيت هارا سبب گرديد، بميان آمد .

 

   ابو علی سـینا،
 ( ابر مردی از دیار علم و عرفان )

   سميع « رفيع »
دانش ها و علومی که حقیقی هسـتند و ما را بطرف معرفت سـوق میدهند، خاصیت آب بارانی را دارند که باعث شـادابی و سـرسـبزی جان و روان ما میشـوند، اما دانش ها و علومی که ما را بسـوی مجاز میکشـانند، خاصیت آبی را دارند که از سـوراخ ناودان بالای ما میریزند. آبی که از ناودان بالای ما میریزد و هرگاه این ناودان در اثر آسـیب بشـکند، آب حیات نبوده خرابی ببار میآورد. علم های عاریتی حاصل دسـت دوم بوده و مانند آب باران نیسـت.

 

نگاهی به مجموعهء داستانی:
انجیرهای سرخ مزار
محمد نبی عظیمی
به گمانم یکسال پیش بود که در وبسایت زیبا و وزین فردا، داستان کوتاه " مردگان" چاپ شد و من با نام نویسندهء آن، محمد حسین محمدی آشنا شدم و دیری نگذشت که در همین وبسایت اعلانی از جانب او به نشر رسید، مبنی بر این که برای نوشتن کتابش " داستان نویسی در افغانستان " به زیستنامهء برخی از نویسنده گان ضرورت دارد. از آنجایی که از قضا نام این کمترین هم در آن فهرست موجود بود، آغازی شد برای گشایش باب مکاتبه و آشنایی با این نویسندهء
پرکار و عالی نویس.

 


گریسـتم
از فضل الرحیم رحیم

اشـعار « نی »:

" مرا درک کرده نمی توانی "

شـعر از احمد سـجوق ایل خان

ترجمه از محمد ذاکر عمری 06 01 06 هامبورگ

 

د وطن وږمه
از اسدالله زمری

 

 

آزادی بیان، در بیان حقوق، قانون معاصر و اسلام
 محمد رفیق رخاء از فنلاند
نشر کاریکاتوری از پیامبر اسلام در نشریه دانمارکی وخشونت مسلمانان در برابر آن بحث های زیادی را باعث شد و گفتگوهای چندی را بر مدار حق انسان؛ آزادی بیان و حرمت عقاید دیگران را بر انگیخت. تمام آن همه گفتگو ها از سه موضوع  فوق خارج نیست؛ موضوعاتی که سالها است در متن بحث های، حقوقی، کلامی، سیاسی و حوزه های مختلف فرهنگی در کشور های جهان تبیین یافته است.

تاریشـه در آب اسـت امید ثمره ئ اسـت
اولین کارهنری تخصصی برای نونهالان وطن
فضل الرحیم رحیم
متین منصوری که سـیزده سال دارد بتاریخ 28 میزان 1371 خورشـیدی در دیارغربت در شهر تهران در آغوش خانواده ای دیده به جهان گشود که نوای طراوتزای موسـیقی نوازشگر روح کودکی اش بود. زیرا پدرش آقای ابراهیم منصوری لسـانس آهنگ سـازی و دکتـرای در نواختن پیانو دارد.

 

طنز:
شیر لالا کنفرانس لندن را به فال نیک می گیرد
از سـرک نمبر 000001 کارته خاصه خوران می گذشـتم تعمیر های مجلل و رنگ و روغن شـده در چپ و راسـت سـرک آنقدر مصروف و مشـغولم سـاخته بود که چندین بار بیخود و بی اختیار در وسـط سـرک راه می رفتم باز هم خانه موتر سـواران لوکس و شـیگ آباد کــه با قبول زحمت با هارن مرا متوجه سـاخته اند

 

پيام شـاد باش نوروزی؛
اتحاديهء انجمنهای افغانها در هالند
به پيشواز: جشـن ملی نوروز سـال 1385 خورشـيدی

 

کار های هنری ( رسامی )  از حمید عمریار