شماره اول سال چهارم دلو و حوت1384/ جنوری و فبوری 2006

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از کتاب:

 

 آيا او را ديده ايد؟

 

انتشـارات عفو بین المللی بخش هلند

قسـمت نهم

 زنان:

برخوردهای مسلحانه

برگردان به دری ج. پلوشـه

 

اکثراً ادعا می‌شد که تجاوز جـنسی بر زنـان در جريان برخوردهای مسلحانه از منظر قوانين بين‌المللی تا هنوز مورد قضاوت روشـن قرار نگرفته اسـت. با در نظر داشـت اين امر بود، زمانی که دادگاه بين‌المللی در مورد يوگوسلوايا ( سـابق ) برگزار بود، گروهی از زنان همراه با يک دسـته زنانی که خود مورد تجاوز قرار گرفته بودند، در برابر آن به تظاهرات پرداخـتند و تقاضا داشـتند تا " تجـاوز جـنسی بر زنـان در جريان برخوردهای مسـلحانه " به عنوان جنايت جنگی شـناخته شـود. به رغم اينکه قانون، تجاوز جـنسی را در سـال‌های قبل به عنوان جنايت شـناخته بود و در اين زمينه موافقت‌نامه ژنو (۱۹۴۹) کوچکترين تريدی را باقی نمی‌گذارد: ماده سـوم اين موافقت‌نامه همه اشکال شـکنجه، بی‌رحمی، ظـلم، تحقـير و برخوردهای غيرانسانی را غير مجاز دانسـته اسـت.

در عمل ا‌ز خيلی قبل در بارهء جنايتی مانند تجـاوز جـنسی در جريان تصادمات مسـلحانه، توجه اندکی مبذول می‌گرديد. به رغم اينکه تجاوز جنسی به ‌صورت کتله‌وی در جريان جنگ جهانی دوم به وسـيله روس‌ها بر آلمان نازی ( ۱۹۴۵ ) و به وسـيله پاکسـتانی‌ها بر بنگله‌ديش (۱۹۷۱) انجام پذیرفته بود.

ولی بايد به خاطر داشـت که: اين تربيونال‌ها برای يوگوسـلاويا و روندا در سـال‌هـای نود قرن بيسـتم بود که برای بار نخسـت شـکايات در باره تجاوز جـنسی در جريان تصادمات مسـلحانه را در يک دادگاه حقوق جزِائی بين‌المللی مورد بحث قرار داده و چند مورد مشـخص اين جنايت در جريان کا‌ر آ‌ن به عنوان جنايت جنگی بررسی و اعلام گرديد. به‌علاوه بر اسـاس اصل‌هـای پذيرفته‌ شـده، دادگاه جزائی بين‌المللی تجاوز جـنسی در جريان برخوردهای مسـلحانه را با تاکيد به عنوان جنايت جنگی اعلام داشـت که ايجاب تصميم قانونی را می‌نمايد.

تـثبيت نمودن اين که به چه تعداد تجاوز در جريان برخوردهای مسـلحانه پيش‌آمده اسـت، خيلی دشـوار و حتا ناممکن اسـت. زيرا جنايات‌کـاران سـکوت و انکار می‌نمايند و قربانيان نيز اکثراً جسـارت بيان آشـکار آن را ندارند. به همين لحاظ اسـت که دسـت يافتن به ارقام واقعی در اين زمينه دشـوار می‌گردد. در جريان جنگ‌هـای بوسـنيا بر اسـاس تخمين تعداد زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند بين ده تا پنجاه هزا‌ر در نوسـان اسـت. آخرين گزارش امنيسـتی انترنيشـنل از خشـونت جنسی در جريان رويدادهای نظامی در کوسـوو، افغانسـتان، جمهوری دموکراتیک کنگو و ... خبر می‌دهد. جنگ در سـال‌های نود در بوسـنيا و روندا توجه بسـياری را نسـبت حوادث نفرت‌انگيز وخشـونت‌باری که در برابر زنان در جريان حوادث جنگی در اين دو کشـور اتفاق افتاده بود، بخود جلب نمود. قتل، تجاوز و به کارگيری سـاير اشـکال آزار و اذيت سـيسـتماتيک جنسی به پيمانه وسـيع نه تنها به‌کار گرفته می‌شـد تا روحيه دشـمن را درهم شـکنند بلکه به اين منظور نيز بود که آنان را به مفهوم واقعی کلمه محو و نابود نمايند. در روندا تجاوز دسـته‌جمعی، صدمه زدن و تحقير جنسی ( بـه طور مثا‌ل وادار سـاختن زنـان مربـوط به قبـيله توتسی به برهنه رژه رفـتن ) در جريان جـنوســيد ( نسـل کشی ) در سـال ۱۹۹۴ خيلی پيش آمده اسـت.

سـازمان عفو‌بين‌الملل موارد بی‌شـمار کشـتار و تجاوز بر زنان مربوط به گروه‌های اقليت ملی را در جريان برخوردهای دراز مدت در منطقه ميانمر کشـور برما که به وسـيله گروه‌های امنيتی انجام شـده بود، افشـا نمود. نانگ‌پانگ‌ يک خانم ۲۸ سـاله در اکتوبر سـال ۱۹۹۷ به وسـيله دو تن از سـربازا‌ن مورد تجاوز قرار می‌گيرد. زمانی او به اين سـربازان اظهار می‌دارد که اين موضوع را به کپيتان آنان خواهد گفت يکی از اين سـربازان با لگد محکمی به سـينهء وی می‌کوبد او را به مرگ تهديد می‌کند. بعداً شـوهر خواهر اش او را برای معالجه به تايلند می برد او در آنجا در جنوری ۱۹۹۸ می‌ميرد زيرا قادر به پرداخت پول عمل جراحی نيسـت.

تجاوز و سـاير اشـکال خشـونت جنسی در برابر زنان و دختران جوان يکی از مشـخصات برخوردهای مسـلحانه چهارده سـاله در کشـور لايبريا بود. در اگوست ۲۰۰۳ زمانی که رئيس جمهور چارلس‌تايلر  Charles‌‌  Tylor حکومت را واگذاشـته و کشـور را ترک می‌نمود، زنـان و دختران فراوانی مورد تجاوز و شـکنجه نظاميان وابسـته به دولت، جنگجويان اپوزيسـيون مسـلح و لشـکر قومی واقع شـدند. جوان‌ترين قربانی در اين ميان هنوز هشـت سـال نداشـت.

در سـال ۲۰۰۱ برای اولين بار يک نظامی روسی، کلونل يوری بوودا‌نف به لحاظ جنايتی که در جريان برخورد های مسـلحانه در چچـين مرتکب شـده بود، مورد محکمه قرار گرفت. در ۲٦ مارچ ۲۰۰۱ يوری بوودانف دختر هژده سـاله به اسـم چيدا کونگچوا را به شـکل بی‌رحمانه ای از منزل بيرون کرده و با خود به خيمه‌اش برد او را با د‌سـتان اش خفه کرده و با سـه نفر از زيردسـتانش او را در جنگل زير خاک کردند. پدر دختر در دادگاه اظهار داشـت که: زمانی کلونل به منزل وی حمله نمود، مسـت بود و به مجرد ديدن دخترش، او را زير نظر گرفت. از نتيجه کالبد شـکافی واضح شـد که دخترک سـاعت قبل از مرگ مورد تجاوز واقع شـده بود. بودانف به قتل اعتراف نمود. وکلای بوودا‌نف اسـتدلال می نمودند که متهم جنايت را در جريان يک  " حمله روحی زودگذر" انجام داده اسـت و يک دادگاه نظامی در ۲۰۰۲ بوودانف را در برابر قتل غيرمسـؤل اعلام داشـت. وکيل مدافع برای داد خواهی به دادگاه عالی مراجعه نمود. در ۲۵ جولای ۲۰۰۳ بوودانف بخاطر قتل و اخـتفاف دخترک محکوم شـناخته شـد و به ده سـال زندان محکوم گرديد.

گروه‌هـای مسلح در جریان برخوردهای مسلحانه از تجاوز و اشـکال دگر خشونت جنسی به عنوان بخشی از استراتیژی جنگی به منظور کاشتن تخم هراس و وحشت در مان مردم، کار می‌گيرند. در سيرا‌ليون در جريان برخوردهای ده‌ سـاله گروه‌های اپوزسـيون مسـلح کارزار ناقـص سـازی آگاهانه مردم را در عمـل گذاشـتند. آنان با اجبار مردم را وا ميداشـتند که يا تن به قطع يک عضو بدن شـان بدهند يا بپذيرند که روی صورت شـان حروف RUF حکاکی يا خالکوبی گردد. اختطاف، تجاوز و بهره‌ کشی جنسی به طور سـيسـتماتيک و به ‌پيمانه بزرگ در عمل گذاشـته شـد. شـمار زياد از اين قربانيان به بيماری‌هـای واگير دوچار شـدند و گروه کثيری از آنان ناخوا‌‌سـته باردار گرديـدنـد. برای اين زنان و دختران جوان امکان سـقط جنين در سـيرا‌ليون، وجود نداشـت. واز لحاظ هزينه آن نيزکه در حدود ۱۰۰ $ (برابر به حقوق يکسـاله بيشـترين باشـندگان سـيراليون )، می‌شـد برای آنان غير قابل پرداخت بود.

در جريان حمله غافلگيرانه در جنوری ۱۹۹۹ بر Freetown  ياغيان خانه به خانه گشـته و  دختران را ‌برای رهبران انـتخاب و جمع‌آوری می‌کردند. آنانيکه مورد انتخاب واقع نمی شـدند، بار بار مورد تجاوز افراد گروه واقع می‌شـدند. به تاريخ 8 جنوری باز هم يکی از اين ياغيان به ناحيه‌ای Cline Twon  در  شـرق Freetown   حمله نموده و دسـتور داد تا تمام زنانی که تا هنوز باکره اند، خود شـان را معرفی بدارند. سـپس اينها بوسـيله همکار زنانه اين گروه ياغی مورد آزمايش قرار گرفتند. آنان مجبور بودند تا شـب‌هـای پسـين خود شـان را به اين رهبر به نوبت معرفی بدارند. بدون شـک چيز ديگری انتظار آنان را در اين ميان نمی‌کشـيد، بجز از تجاوز و سـوءِ اسـتفاده جنسی.

در بسـياری از کشـورها زنان خود بخشی از اين نيروهای جنگی را حتی در خطوط مقدم جبهه می‌سـازند مارگريت اکايو در يوگندا زمانی که او هـفده سـال داشـت، به اين کار وادار گرديد. او در اين مورد می‌گويد:

" يک روز آفتابی در جولای ۱۹۹۲ من با مادرم در باغچه سـبزی‌ مصروف کار بودم که در برابر مان به يکبارگی سـربازان سـبز شـدند. آنان مرا با زور با خودشـان بردند، مادرم نتوانسـت جلو آنان را بگيرد. بعد از يک روز تمام راه ‌پيمايی، آنان مرا به اردوگاه‌ آوردند که در آن کودکان زيادی وجود داشـت. پسـر بچه‌ها محکم به ريسـمان بسـته شـده بودند. تو بايسـتی گوش شـنوا می‌داشـتی در غير آن مورد ضرب و شـتم قرار می گرفتی. آنها خود را برای ما به عنوان ياغيانی که در برابر حکومت می‌جنگند، معرفی کردند.

ما را وادار می‌سـاختند تا همراه با جنگجويان به حمله به دهاتی که مردم آن نشـانیی محلِ بود و باش ياغيان را به حکومت اطلاع داده بودند، دسـت بزنيم. کلبه‌ها به آتش کشـانده می‌شـدند وما همه چيز را به حيث غنيمت با خودمان می‌آورديم. کهن‌سـالان را می‌کشـتند و جوانان را با خودشـان می‌آوردند و اطفال کوچک را همان‌جا رها می کردند. در همه جا جنگ‌ سـالاران کودکان و نو جوانان را می ‌دزديدند. ما به مانند بردگان اموال را به دوش می کشـيديم. عموماً ماهيچ‌گاه غذايی دريافت نمی‌کرديم. کودکانی که چنين وضع را تحمل نمی‌توانسـتند با شـليک مرمی به زندگی شـان خاتمه داده می‌شـد. دخترکان مورد تجاوز قرار می‌گرفتند.

آموزش واقعی ما زمانی آغاز گرديد که به سـودان وارد شـديم. من به يک افسـر تسـليم داده شـدم. اگر از رابط جنسی با وی اباء می ورزیدم، کشـته می‌شـدم. کودکانی که برای فرا‌ر تلاش می کردند، بدون تامل کشـته می‌شـدند. کشـتار این افراد را به ما تحميل می‌کردند. از ابتدا به ما گفته می شـد که تو زمانی توانستی انسـانی را به قتل برسانی، بالغ به حساب میآیی. ما به اين کار وادار می گرديديم. هم‌چنان که به دزدی، آتش زدن کلبه‌های مردم و اختطاف وادار می‌گرديديم.

اجازه صحبت کردن با هم را نداشـتيم. باری من با چهار دختر ديگر نقشـه‌ای سـاختيم تا فرار کنيم. در يک شـام که بايد آب مياورديم، هيچ ‌يک از ياغيان همراه ما نـرفتند. هميشـه به ما می‌گفتـند در صورتی که فرار نمايم و بدسـت سـربازان دولتی به‌افتيم ما را خواهند کشـت. ما خود کودکانی را که سـعی در فرار می نمودند، به قتل می‌رسـانيديم. دو تن از دخترگان جسـارت نکردند که با ما بيايند. با دوی ديگر من دسـت به فرار زدم. از دريا گذشـتيم. می ديديم که ياغيان در تعقيب ما اند و به ما نزديک می‌شـوند. ولی ما خود را پنهان کرديم. بلاخره به يوگندا رسـيديم. سـربازان حکومتی ما را به مرکز پناهندگی آوردند جايی که من اکنون در آن زندکی می‌کنم."

 

زنـان در جريان جنگ نه تنها قربانيان خشـونت هسـتند بلکه بعضاً عامل جنايت نيز می‌باشـند. سـه هزار زن در ميان همه افرادی که اکنون در روندا زندانی هسـتند و متهم به سـهم گيری در اعمال نژادپرسـتانه در سـالهـای ۱۹۹۴  در روندا  و کشـتار 800000 Tutsi`s  افراد مربوط به يکی از قبايل درگير در حوادث می باشـند، وجود دارد. بـيشـترين آنها زنان جوان و صاحب فرزندان خورد سـال اند. زنان اکثراً زير آتش سـلاح بوسـيله گروه هـای مسـلح تهديد و اختطاف گرديده و سـپس به مثابه سـرباز وادار به همرايی در جنگ و يا وادار به انجام سـاير کارهای زشـت سـاخته شـده ‌اند. اين نمونه در سـيرا‌ليون غالباً پيش‌آمده اسـت. ولی نيز ديده شـده که زنان خود به خواسـت خود به گروه هـای مسـلح پيوسـته اند. در ميان ببرهـای تاميل در سـيريلانکه زنان جنگجوی جوان فراوان وجود دارند که به نام " پرنده‌های آزادی " معروف اند.

خشـونت به مجرد تقليل يافتن تشـنج جنگ و برخوردهـای نظامی، پايان نمی يابد. اين موضوع را در تجربهء ايلات متحده آمريکا که بيشـترين خشـونت خانوادگی به وسـيله سـربازانی امريکايی ــ که از ميدان جنگ برمی‌گردند ــ انجام می‌گيرد، می‌توان مشـاهده نمود. اين مسـأله هر روز نسـبت به روز قبل شـکل جدی تری به خود می‌گيرد. پژوهشی که در اين زمينه توسـط ارتش آمريکا انجام شـده نشـان می‌دهد که: " خشـونت سـنگين يا شـديد " در برابر همسـر در خانواده‌های سـربازان نسـبت به خانواده‌های عادی سـه بار بيشـتر ديده می‌شـود.

سـازمان بهداشـت جهان اطلاع می‌دهد: " کشـورهای که برخوردهای مسـلحانه را از سـر گذشـتانده‌اند به رغم آن که دشـمنی‌ها در آن جاها پايان يافته باشـد، ميزان خشـونت در ميان مردمان آن سـرزمين‌ها در سـطح بلند باقی می ماند. بيشـترين دلايل برای آن در اين امر نهفته اسـت که خشـونت از لحاظ اجتماعی " امر پذيرفته شـده " تلقی می شـود و به اين جهت هم که هنوز اسـلحه حلال مشـکلات بوده و يا سـايه و روان تفنک هنوز حکومت میکند. تحقيقی در ايرلند شـمالی آشکار سـاخت که با حضور بيشـتر و يا دسـتيابی سـهل‌تر به سـلاح، دايره خشـونت خانوادگی در برابر زنـان، اشـکال خطرناکتری به خود گرفته اسـت

اخيراً ميلان رشـد يابندهء خشـونت در برابر زنان در چارچوب فعاليت نيروهای بين‌المللی صلح ديده می شـود. پس از تاسـيس نيروهـای صلحKFOR  و ايجاد رهبری عبوری سـازمان ملل‌متحد برای اين نيروها UNMIK در جولای در۱۹۹۹ در کوسـوو، به ملاحظه رسـيد که زنـان به کوسـوو قاچاق می‌شـوند در آنجا وادار به فحشـا می‌گردند. اين زنـان بيشـتر از ملداويا، اوکراين و بلغاريا به آن جا آورده می‌شـوند و بيشـترين آنها از طريق صربسـتان به آن جا قاچاق میگردند. به ‌رغم آنکه اين تجارت در مدت زمان کوتاهی پس از جاگزينی نيروهـای يوني ماک به مثابه پروبلم شـناخته شـد، ولی به ‌رغم آن محلاتی که زنان قاچاق شـده در آن جا وادار به تن فروشی می گردند، تا ۲۰۰ محل در ۲۰۰۳ توسـعه يافته اسـت.

سـازمان حقوق بشـر بطور قانع کننده مسـؤليت پليس محلی را در تجارت دختران و زنـان به بوسـنيای پس از جنگ به مثابه صاحبان باشـگاه ها و افراد خريده شـده و يا اسـتخدام شـده‌ای محلاتی که زنـان و دختران را بدان‌جا کشـانيده و آنان را سـخت در چنگال گرفته اند، نشـان داد. پليس محلی نيز در کنار سـاير اشـکال همکاری با اين شـبکه با دريافت پول و رشـوت مالکان اين خانه‌های بدنام را از تـفتيش‌هـای نابهنگام پليس در آگاهی قرارمی‌دهند. این گزارش در عن حال سـهم‌گيری افراد دسـته‌هـای کنترل کننده و پلیس ملل متحد و نیروهای صلح ناتو را در امر تجارت زنان به مثابه مشتری، در امر خرد زنان و نقش انکارکنندکان حقايق در جريان افشـا شـدن در نتيجه گزارشـدهی را به عهده دارند.

نيروهـای صلح مرتکب خشـونت در برابر زنـان در کشـورها و جوامعی گرديده اند که دفاع از آنان را به ‌عهده داشـتند. چنانکه يک افسـر از دسـته پراشـوت بلجيم که در۱۹۹۳ در سـوماليا مصروف خدمت بود با تقديم کردن دختر نوجوان سـوماليايی مثابه هديه سـالگرد به يکی از قوماندان‌هـای گروه پراشـوت، محبت و اخلاص خود را به قوماندان خويش ابراز داشـت. اين دختر جوان وادار سـاخته شـد تا در اين محفل برهنه برقصد و هم تن به رابط جنسی با دو نفر از پراشـوتيسـت هـای بلجيمی بدهد. در سـال ۱۹۹۸ يک دادگاه نظامی بلجيم اين فرد را ۱۲ ماه حبس نمود که شـش‌ ماه آن توام با کار اجباری، پرداخت جريمه و اخراج از اردو بود.

به علاوه دسـته‌‌هـای نظامی ايتاليايی در زمانی که به عنوان نيروهـای حافظ صلح در کشـور سـوماليا جابجا شـده بودند، مرتکب خشـونت جنسی در برابر زنـان سـوماليايی در بين سـالهای ۱۹۹۳- ۱۹۹۴ گرديده اند. يک کميسـيون ‌دولتی شـواهد کافی در اين زمينه در چندين مورد تجاوزدسـته‌جمعی، مزاحمت جنسی، دزدی توام با خشـونت را توا‌نسـت بدسـت آورد.

ادمه دارد ـ قسمت دهم »»»

سـمت های دیگر:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم