شماره دوم سال چهارم حمل و ثور 1385 / می 2006

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از کتاب:

 

 آيا او را ديده ايد؟

 

انتشـارات عفو بین المللی بخش هلند

بخش دهم:

 

زنـان و

خـشونـت خـانـگی

 

برگردان به دری ج. پلوشـه

تراسی چاپمن (Tracy Chapman)، آواز خوان شـناخـته شـده آمريکايی که از سـال‌های هشـتاد به بعد شـهرت می‌رسـد، کنسـرت‌های متعـددی به نفع سـازمان عفو بين‌الملل اجراء کرده اسـت. وی در يکی از سـرودهای شـناخته شـده اش به نام " در عـقب ديوار" در سـال‌های ۱۹۸۸ ، چنين می‌سـرآيد:

امشـب باز هم من فريادهـا را شـنيدم

داد کشـيدن‌های وحشـيانه را در عقب ديوار

باز يک شـب پر از کابوس برای من

صدا زدن بیهوده اسـت

پليس‌ها...؟

آنان همواره دير می‌رسـند

زمانی آنان می‌آيند و می‌گويند که

چيزی از آنان سـاخته نيسـت

در باره مشـکل‌های خـانگی

ميان مرد و زنـش.

زمانی آنان از آنـجا دور می‌شـوند

اشـک از چشـمان زن بيرون ميزند

امشـب باز هم من فريادهـا را شـنيدم

زمانی آرامش برقرار بود من خفه می‌شـدم

خيال کردم که در خواب می بيـينم

زمانی آمبولانس را ديدم

و شـنيدم که پليس می‌گويد:

" من اينجا برای آرامش و نظم آمده ام

می توانـيد اينـجا را ترک کنيد؟

ما هم به اسـتراحت نياز داريم."

 

شـواهد بی‌شـماری از خشـونت خانگی که بر زنان می گذرد، حکايت می کند.

خانم انگليسی بنام لورينه اظهار می‌دارد: "مـن واقـعاً نـمی‌دانـم در آن شـب بر من چه گذشـت که مرا واداشـت تا  به پليس زنگ بزنم. اما چيزی را که به روشـنی تا هنوز بياد مياورم، آن خون خودم بود که من آن را می ديدم ومی خواسـتم آنرا جلو بگيرم". خانم لورينه قبل از آنکه به کسی در مورد خشـونـتـی که بروی تحميل می‌گرديد، سـخن گفته باشـد در جريان هشـت سـال بطور پـيهم به وسـيله همسـر خويش مورد ضرب و شـتم قرار می ‌گرفت. او می‌گويد: " افراد از من می‌پـرسـند برای چه من از چنگ اين مرد فرار نکردم؟ من بايد اذهان نمايم که همسـرم همه اشـکال تهديدهـای را که به زبان می‌آورد، درعمل نيز پياده می‌کرد. من تا سـرحد مرگ از او می‌ترسـيدم. تو در اين چـنين فـضای به تـدريج به اين  نظر می ‌رسی که بايد بياموزی که با اين زندگی بسـازی و بعـد اين شـيوه به روش معـمول زندگی تو بدل می‌شـود.  تو خود را به آن توافق ميدهی وخود را سـزاوار چنين زندگی ميدا‌نی و در نهايت تو تمام اين مسـائل را که بر تو می‌گذرد، از ديگران پنهان می‌داری."

اکثريت زنان در سـراسـر جهان در زندگی روزمره شـان بطور حتم گاهی خشـونت را در درون خـانواده تجربه کرده اند. پژوهـش‌ و مطالعات قابل اعتماد که با پيمانه بزرگ در رابطه با تجربه اين کشـورها صورت گرفته اسـت، آشـکار می‌سـازد که حدود ۱۰- ۵۰ درصد زنان به شـهادت خودشـان از جانب يکی از افراد نزديک خانواده (همسـر، پدر، برادر... و ديگران) مورد اذيت و آزار جسـمی واقع شـده‌اند. همچنين پژوهش‌های ملی در عين حا‌ل نشـان می دهـند که بين ۱۰- ۱۲ در صد همه زنان در جريان زندگی خويش سـعی برای تجاوز از طرف افراد نزديک خانواده به شـمول شـوهر قبلی خويش را تجربه کرده اند.

سـازمان عفو بين‌الملل کارزار عليه اذيت و آزار جسـمی زنان در داخل خانواده را، به خصوص زمانی که حکومت‌ها در مبارزه با خشـونت خانگی ناتوان عمل می‌نمايند، به پيش می‌برد. حکومت‌ها وظيفه نظارت وبررسـی را به نوعی دارند که: بايستی قوا‌نين ونظم مؤثر آنها اتخاذ نمايند تا در ميان انسـانها از بروز خشـونت بتوانند جلو گيرند ويا در مورد قضاوت عادلانه نمايند.

آمار واقعی  درباره خشـونت خانگی عليه زنان، همواره در پردهء ابهام باقی ‌مانده اسـت. خود زنان ا‌ز دادن گزارش در باره آن خـجالت می‌کشـند واز آن ترس دارنـد: زيرا در گام نخسـت با سـرزنـش، سـپس با ناباوری و در نهايت با خشـونت مجدد موا‌جه می‌گردند. به علاوه در تعريف خشـونت و شـکل‌های گوناگون آن، تفاوت‌های بزرگی در کشـورهای مختلف به ميان آمده اسـت و از جهت ديگر در بسـياری از اين کشـورها راه های عملی برای مبارزه مؤثر و کنترول شـونده در برابر خشـونت عليه زنان و جلوگيری ا‌ز توسـعه بعدی آن تا هنوز نتوانسـته در عمل پياده شـود. به علاوه کمبود سـيسـتم تحقيقی که بتوا‌ند شـمار واقعی خشـونت خانگی را آشـکار سـاخته و به خانواده هـا و جـوامـع امکان آن را که مسـؤليت‌های خويش را در زمينه بشـناسـند، کاملا محسـوس اسـت.

در هـلند در حدود ۲۰ در صد زنان گاهی قربانی يکی از اشـکال خشـونت از جانب همسـر و يا شـوهر قبلی واقع شـده اند؛ ۱۱ در صد آنان بطور حتم قربانی خشـونت سـطحی گرفته تا اشـکال شــديـدتـر آ‌ن ازنوع لگـد و ضربه زدن، بوده اند. در ايـن زمينه ادعـای که اين رقم در ميان زنان مهاجـر از آن ميان تـرک‌ها و مـراکشی‌ها خيلی بلند اسـت، وجود دارد. گفته می‌شـود که رقم نصف و يا هم ممکن بيشـترزنان را در خانـه های" پناه گزينی مؤقت"، زنان مهاجر تشـکيل می‌دهند. ولی پژوهش در زمينه اين موضوع را که زنان مهاجر بيشـتر قربانی باشـند به تناسـب زنان " سـفـيد پوسـت" تائيد نمی‌نماييد.  تحـقيقی که به وسـيله ( فن دا‌يک در ۱۹۹۹) در باره ترک‌ها، مراکشی‌ها، سـورينامی‌ها و آنتيل‌ها انجام شـده اسـت اشـکار ميسـازد که ۲۴ در صد از کسـانی که مورد سـوال قرار گرفتند، از ميان مردان وزنان، يک بار قربانی خشـونت در درون خانواده بوده اند. تحقيق کنندگان عقيده دارند که در اين زمينه احتمال پنهان کاری متصور اسـت زيرا تا هنوز بطوريـقـين خشـونت خانگی در ميان اين لايه‌هـای اجتماعی بزرگـترين تابـو پنداشـته می‌شـود تا در ميان هلـندی‌های " سـفيـد" و يا مرز اينکه چه چيزی نزد آنان خشـونت پـنداشـته می‌شـود و چه چيزی نه، هم بايد در نظر گرفته شـود. اين هم ممکن اسـت پيش آمده باشـد که قربانيان خشـونت خانگی جسـارت ابراز و افشـاه اين حقيقت را در برابر تحقيق کنندگان نداشـته اند و يا آنان خشـونت خانگی را چنان که درپرسـش های تحقيق کنندگان ارائه گرديده، تجربه نکرده بودند. ولی اين امر غير قابل ترديد اسـت که خشـونت در ميان تمام لايه های اجتماعی پيش می‌آيد. يقـين برای عده کثيری از زنان سـياه، پناهندگان و مهاجران بيان حوادثی که از سـر می‌گذرانند، خيلی دشـوار اسـت. آنان جسـارت نمی‌کنند تا به پليس شـکايت نمايند زيرا از واکنش محيط اطراف و خودی در هر‌ا‌س اند. به او گفته می‌شـود: يا خشـونت بيشـتر را تحمل بکن ويا ترا ا‌ز ميان جمع خود دور می‌اندازيم.

·        بر اسـاس پژوهش که جمع بسـتی از پنجاه تحقيق انجام شـده در سـراسـر جهان اسـت، ديده می‌شـود که از هرسـه زن يکی ضرب و شـتم شـده و به اجبار به معامله جنسی وادار گرديده و يا به شـيوه ديگری مورد آزار جسـمی در جريان زندگی خود قرار می‌گيرد. غالباً اين اذيت و آزار جسـمی به وسـيله يکی از افراد نزديک خانواده او و يا يک فرد آشـنا صورت می‌گيرد.

·        شـورای اتحاديه اروپايی تائيد می‌دارد که خشـونت خانگی يکی از با اهميت‌ترين دليل مرگ ومعيوبيت را برای زنان بين سـنين  ۱۴ تا ۴۴ سـال را تشـکيل می‌دهد که بيشـتر از مرض سـرطان و حوادث ترافيکی به مرگ قربايان خويش منتهی می‌گردد.

·        در ايالات متحده آمريکا، ۸۵ در صد قربانيان خشـونت خانگی را بر اسـاس مشـخصات سـال ۱۹۹۹، زنان تشـکيل می‌دهند. (۶۷۱۰۰۰ زن و ۱۲۰۰۰۰۰ مرد در جريان يک ‌سـال).

·        حکومت روسـيه در سـال ۱۹۹۹ تخمين نمود که ۱۴۰۰۰ زن بدسـت شـوهران و يا نزديکان شـان در سـال به قتل می‌رسـند.

·        سـازمان صحی جهان WHO اعلام داشـت که ۷۰ در صد قربانيان را که توسـط مردان شـان به قتل رسـيده اند، زنان تشـکيل می‌دهند.

·        دولت کانادا تائيد نمود که زنان ۷ بار بيشـتر مورد اذيت و آزار جنسی واقع می‌شـوند تا مردان، و زنان سـه مرا‌تبه  بيشـتر آسـيب پذيرتراند.

·        يک تحقـيق در اتريش نشـان می‌دهد که همسـر قبلی (زن قبلی) مسـؤليت يک در صد آزار جسـمی در برابر مردان و( شـوهر قبلی) مسـوليت ۳۳ در صد اذيت و آزار جسـمی در برابر زنان را به عهده دارند. 

 

براسـاس اطلاعات داده شـده به وسـيله دفتر مرکزی احصايه هلند در باره ارقام بدسـت آمده از آمار دادگاه ها در اين کشـور در مدت زمان ۱۹۹۲- ۲۰۰۱ در مجموع ۴۷۴ واقعه " همسـرکشی"  ثپت گرديده اسـت که در آن ميان ۱۰ در صد آن بوسـيله زنان انجام گرديده اسـت. ۳۰ در صد اين جنايات به وسـيله شـوهران قبلی، ۳ در صد آن انگيزه هم‌جنس گرايی داشـته، و در سـاير موارد رابط عاشـقانه يا موجوديت حريف نقش داشـته اسـت. اگر پيام اعداد در بالا ذکر شـده را به عبارت ديگری بيان نمايم، بايد بگويم که: در هر سـال به طور اوسـط 5 تن مرد بدسـت خانم سـابقه اش کشـته می‌شـود در حاليکه اين رقم برای زنان ۳۰ تن را در سـال تشـکيل می‌دهد.

در اين جا مسـتدل بايد نمود که چرا بايد در رابط به پرا‌بلم خشـونت خانگی توجه بيشـتر به زنان بايسـتی معطوف شـود؛ مردان بطور حتم کمتر قربانی تمام اشـکال خشـونت ( از زمره لگد زدن وبا سـيلی و مشـت کوبيدن ) به وسـيله همسـر (زن) خويش واقع می‌شـوند. خانم انا ماری بوروخ هوس وکيل مدافع... از شـهر دن بوش- به اين عقيده ‌اسـت که اگر تنها با زبان ارقام حرف زده شـود شـيما و نمونه کامل ارائه نگرديده اسـت. وی چنين اسـتدلال می‌نماييد:

"پژوهش‌های علمی اين امر را آشـکار نموده که خشـونت مرد در برابرخانمش از لحاظ ماهيت و يا طبعيت آن به مراتب شـديد تر وسـاختاری اسـت تا خشـونت خانم در برابر شـوهر. مرد آن زمانی به قتل زنش  مبادرت می‌نمايد که زن تصميم می‌گيرد که اين مرد را که از سـاليان متمادی از جانب وی متحمل خشـونت، اذيت وتحقير بوده اسـت، رها نمايد. ولی زن به‌خصوص زمانی به قتل شـوهر اش مبادرت می‌نمايد که کودکان و يا خودش به‌ طور جدی باخطر مواجه باشـند. از نتايج همه پژوهش‌ها آشـکار می گردد که آمار زنان و مردان جنايت  کار از هم خيلی‌ها تفاوت دارند. ولی تذکر ا‌ين امر ابداً  به اين مفهوم نيسـت که به مردان قربانی در اين ميان توجه مبذول نگردد و عدا‌لت  در مورد آنان  بطور کامل اجرا نشـود."

يک تحقيق در هلند ( فن دايک و سـايرين، ۱۹۹۷) ثابت می‌سـازد، زنانی که بيشـتر مورد خشـونت جسـمی و جنسـی قرار گرفته باشـند، به ‌پيمانه بزرگتر آزردگی‌های جسـمی دارند تا زنانی که به آن معروض نه‌ بوده اند. زنان شـکنجه ‌شـده بيشـترمتحمل صدمات جسـمی از زمره زايمان‌های ناموفق، شـکسـته‌گی اسـتخوان‌ها و يا جراحات ديگر می‌گردند.

خشـونت در واقع پی‌آمدهای جسـمی بيشـتر غير مسـتقيم دارد: از زمره پرابلم بی‌خوابی، وزن نا متناسـب، سـر درد و هيجانات. مزيد برآن زنان به نسـبت اين زخم‌ها و نشـانه‌های از خشـونت بر رخسـار و يا جسـم شـان خجالت کشـيده و از ديد ديگران و از زندگی اجتماعی خود را کنار کشـيده و به انزوا پناه می‌برند. چنين زنان ممکن شـانس های موجود در محيط نزديک به خودشـان را بدين وسـيله از دسـت بدهند. معمولا ديده شـده که احسـاس خشـم در نزد اين زنان زمانی تبارز می کند که از نزد مرد که بوسـيله وی اذيت و آزار ديده اند، دور شـده اند. دليل بر چنين واکنشی شـايد اين باشـد که زنان بنا به وضع ناگوار و ترس، اولا امکان و سـپس توانايی اين را نداشـته اند که احسـاسـات خود را سـريعاً در همان زمان و بلافاصله بيان نمايند. بايسـتی از شـوهر و يا احياً مردان ديگر فاصله می گرفتند تا جسـارت ابراز خشـم و نفرت خويش را پيدا نمايند. زنان شـکنجه شـده سـعی دارند تا تمام شـيوه های که ممکن را به کار ببرند تا اثرات بازدارنده عکس العمل در برابر خشـونت را از سـر دور نمايند. بسـيار ديده شـده اسـت که آنان در گام نخسـت در جريان حوادث گناه را به گردن گرفته و به ملامت کردن خويش می پردازند و در نتيجه انواع تصورات، آنان به تدريج شـکنجه را برای خودشـان قابل تحمل می‌گردانند. عموماً آنان سـعی می‌نمايند خشـونت را کوچک جلوه دهند. مثلا زير لب زمزمه کردن اين جمله که " چيزی با اهميتی نبود، چيزی که از هم نپاشـيده و نريخته " در ميان زنان خيلی معمول اسـت. به اين شـيوه وضع برای قربانی قابل تحمل جلوه مي‌کند. پناه بردن به اعتياد ( اضافه خوری، بکاربرد ادويه، سـيگار و قهوه ) بسـيار پيش می‌آيد. در عين زمان بيمار شـدن و ناله و شـکوه کردن نيز از راه‌های با اهميتی ابراز واقعيت خشـونت اسـت. پرابلم نه به شـيوه سـريع و روشـن بلکه به شـيوه "مصؤن"  يا پوشـيده تر بيان می‌شـود.

در سـيسـتم حقوقی کشـور هلند وسـايل کافی برای دنبال کردن متهم، تعقيب و سـپردن وی به قانون وجود دارد. در اين کشـور خشـونت  در برابر زنان جرم ( از شـمار تجاوز، شـکنجه، زدن وکشــتن ) به حسـاب می‌آيد. جامعه حقوقی جهانی از دولت‌ها تقاضا می‌دارد که سـياسـت شـان در جهتی بايد سـير نمايد تا از خشـونت در برابر زنان بتوان جلو‌گيری نمود. و برعلاوه در زمينه‌ای تعقيب و سـپس مورد مؤاخذه  قرار گرفتن مرتکبين اين اعمال پيش‌بينی شـده باشـد. خيلی مهم و به مورد خواهد بود اگر دراين سـياسـت ها در مورد اعاده حقوق و حيثيت قربانيان توجه گردد.

در هلند پايان دادن به خشـونت در برابر زنان، يک خواسـت سـياسی اسـت. در سـال ۲۰۰۰ براسـاس هدايت وزارت امور اجتماعی و فرصت‌های کاری پژوهشی زير عنوان" جلو گيری و مبارزه با خشـونت در برابر زنان "انتشـار يافت. اين پژوهش سـياسـت دولت هلند را در جريان پانزده سـال اخير در روشـنی وظايفی که از منشـورهای سـازمان ملل در باره زنان، سـر چشـمه گرفته اسـت، مورد بررسی و تحقيق قرار داده اسـت. يکی از نتيجه گيری های با اهميت آن در رابط به سـياسـت حکومت هلند در مورد خشـونت خانگی اين بود که اين نوع خشـونت را در اجزای کوچکتر مورد مطالعه و بحث قرار داد و هم خشـونت در مناسـبات کاملا فردی به خصوص خشـونت در مناسـبات قبلی ( بامرد قبلی ) با در نظرداشـت خشـونت در ملاء عام توجه کمتری را به خود معطوف داشـت. سـپس در طرح پلان اقدامات  " جلو گيری و مبارزه با خشـونت در برابر زنان " برای سـال‌های ۲۰۰۰- ۲۰۰۲، حکومت هلند اعتراف نمود که خشـونت خانگی يک معضله اجتماعی اسـت. با اين ترتيب با انجام وظايف در اين عرصه کارهای با اهميتی انجام خواهد شـد.

ادامه دارد                      

 

 

 

قسـمت های دیگر:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم

قسمت نهم