شماره دوم سال چهارم حمل و ثور 1385 / می 2006

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زنان

صبور و سربلند در برون مرز و داخل افغانستان!

 

درود برشما

 

فراخوان

 

راديو پيام زن افغانستان (سويدن)

 

27 حمل (فروردين) 1385 خورشيدی

(www.khawaran.com/RadioPayameZanan.htm)

 

اگر زنا ن دربند و آزار کشـیدهء میهن بخواهند، که در پویهء زمان موجود، در مردم زار جامعه شـهروند، برای سـفر در خود باوری آگاه و در جوی دوران جاری باشـند، بایسـتی با ا ند یشـه و حرکتهای مشـترک؛ آهسـته و پیوسـته، راه پر دامنه آزادی برای آینده را سـر کنند.

(آبادسـتانی)

آزادی واژه ای پر بهره و سـخن آتشـناکی اسـت، که در جان عطشـناک زن ته نشـین میگردد. اما زن در دایرهء قسـمت، سـرگذشـت بسـیار اندوهناکی دارد. باور نشـدنش برای همه شـایسـتگی ها، بر نخواندنش برای با همی در زندگی، یاری ندادنش برای ناتوانی و تنهایی، آزار دیدنش برای همه مهربانی، قامت خمیدنش برای همه رنجهای جانسـوز، بیگانه خواندنش برای همه فلسـفه های منحوس، و پریشـان بودنش برای همه بزرگواری را میتوان بر شـمرد.

پس باید او را باور کنیم، سـخنش را اعتبار بدهیم، مقامش را بشـایسـتگی و سـزاواری به او برگردانیم، او را انسـان برتر از برابر حقوقی و همپایگی با مردان باور کنیم، در باهمی شـدنش سـنگ یاری بگذاریم، او را تنها و بی بها تلقی نکنیم، برای تحمل پذیری و شـکیبایی بودنش آزارش نرسـانیم، نگذاریم قامتش چندان خم گردد که بشـکند و تا نمرده اسـت؛ دسـتش را بگیریم، از خاک برداریمش و در جایگاه شـایسـتهء مادری، همسـری، خواهری و نسـبتهای دیگر، او را فرد اول هسـتی در خانواده و جامعه بشـناسـیم که بی گمان هسـت!

با این مقدمه کوتاه و درد انگیز از گوشـه های سـرگذشـت غمناک زن نا روایی کشـیدهء افغانسـتان به سـخن مورد نظر خویش که فرا خواندن زنان صبور افغانسـتان در برون مرز ( اروپا و همه کشـورهای آباد و آزاد جهان) اسـت، بر میگردیم.

نمیخواهیم برای فراخوانی این نیمه های ناتمام و پرده نشـینان پنهان گذر، از آیین ها و اندیشـه های بد باور و ناروا سـخن، بیانی بیاوریم. آفتابی ترین حقیقت دربارهء آیین ها و اندیشـه های زن گریز و مرد گرای منحط را بیک دو نمونه از فرهنگ و رجاوند فارسی بسـنده میشـویم که شـاعران بلند پایه و عارفان ارجمند ما فرموده اند:

 

زن چو بیرون رود بزن سـختش

خود نمایی کند بکن رختش

ور کند سـرکشی! هلاکش کن
آب رخ می برد به خاکش کن

(ا. م)

زن چیسـت نشـانه گاه نیرنگ

در ظاهر صلح و در نهان جنگ

در دشـمنی آفت جهان اسـت

چون دوسـت شـود بلای جان اسـت

چون غمخوری او نشـاط گیرد
چون شـاد شـوی! ز غم بمیـرد

این کار زنان راسـت باز اسـت

افسـون زنان بد دراز اسـت

(پ. گ)

ترا شـرم ناید ز مردی خویش

که باشـد زنان را قبول از تو بیش

زنان را ز عذر معین که هسـت

ز طاعت بدارند گه گاه دسـت

(ش. ا)

 

فراخوان کنونی بدان جهت روبراه شـد، که یکبار دیگر توش و توان خویش را به آزمون بگیریم و ارتش خاموش خشـونت گریز ( زن ) در سـرزمین سـنت زده و اسـتبدادی افغانسـتان را به تفاهم و همباوری، همسـویی و همصدایی، اتحاد و همدلی، همکاری و همگامی، هشـیاری و خویشـتن باوری، کوشـش و جوشـش پیگیر، مدارا و خویشـتن داری، باهمی و همپیمانی، پیوسـتگی و همبسـتگی، آزادگی و آزادی خواهی و سـرانجام عبور از دیوارهای نه چندان بلند؛ ایدیو لوژیک و اعتقادی، قومی- گروهی، حزبی- سـازمانی، سـابقه و سـلیقه ای و اشـکال تفاوت ها و اختلافات بازمانده از گذشـته که هیچ سـود و سـودایی برای زن زنده زندانی این سـرزمین نداشـت و ندارد، فرا بخوانیم.

رادیو پیام زن افغانسـتان در برون مرز، که از شـهر گوته بورگ سـویدن نشـر و پخش میگردد، اخیراً در پی مشـورت و رای زنی با برخی از زنان و صاحب اندیشـه گان جنبش تیت و تار زن در بیرون از کشـور، به این نتیجه رسـیده اسـت که گفتمان نوینی را در شـرایط کنونی با زنان کار شـناس جبهه ی آزادی زن، در داخل و خارج کشـور سـازماندهی کند.

زنان افغانسـتان به جهت شـناخت و جدا، جدا شـناسی آنان، از پنج طایفه بیشـتر نیسـتند:

نخسـت - زنان و دخترانی که در نظام خانوادگی، هنوز چون گذشـته بی بهره از دانش و آگاهی هسـتند و ریشـهء خشـونت در گلزمین جان و روان آنان نخشـکیده اسـت.

دوم - زنان و دخترانی که میا ن خواص و عوام در حالت نوسـان قراردارند. این مجموعه شـامل کارگر زنان، زنان پیشـه ور و اعضای عادی در موسـسـات دولتی و خصوصی هسـتند. ایشـان نیز در جامعه با هزار درماندگی روزگار میبرند.

سـوم - آنانی که در مشـاغل و موقف های نسـبتاً مسـاعد تری قرار دارند، ماموران دولتی، معلمان و آموزگاران و کار مندان شـرکتها و موسـسـات غیر دولتی در این بخش میتوانند بود.

چهارم - زنا ن و دخترانی که در ادارات دولت منزلت بالاتری دارند، یا آنانی که در موسـسـات سـازمان ملل و ادارات خاص کار مینمایند، اعضای ارشـد دولت و صاحبان کار و کسـپ نان آور و با اهمیت اجتماع.

پنجم - زنان و دخترانی که در بیرون از کشـور مخصوصاً در ممالک آزاد و آباد دارای سـرنوشـت معین هسـتند.

اما تقسـیم زنان از نظر باور و اهمیت سـیاسی ــ اجتماعی آنان با پنج گروه اجتماعی فوق بسـیار متفاوت خواهد بود. در صورتیک مایل باشـیم برای شـناخت جامعهء نا بسـامان و پر بحران زن بررسی و تحلیل مشـخص داشـته باشـیم، باید آنان را به سـه کته گوری زهم تفکیک نماییم:

1- زنان و دختران فعال در احزاب و تنظیمها، سـازمانها و گروه های سـیاسی، و نهاد های حقوق بشـر و جنبش های اجتماعی برای آزادی زن.

2 - آنهایی که در سـازمانهای اجتماعی و جامعهء رسـانه ها و مطبوعات کار مینمایند. البته کار کنان مدیا و جامعهء ارتباطات در داخل و خارج کشـور شـامل این مجموعه اند.

3 روشـنفکران صاحبنظر و تحلیلگر، اسـتادان دانشـگاه و فعالان حقوق بشـر، جامعه شـناسـان و حقوقدان ها در داخل و خارج کشـور و دیگران از این گروه میتوانند بود. بدین ترتیب از تمام زنان و دختران هموطن که در داخل و خارج افغانسـتان زندگی میکنند، صمیمانه دعوت می کنیم، برای گفتگو و علاج شـناسی حل مشـکلات سـیاسی در حوزهء کار و عمل زنان، به برنامه های ویژه در این زمینه مشـارکت نمایند. ما بعنوان سـتیژ گفتگو و پایگاه مباحثات سـیاسی در خدمت زنان رشـید و شـریف افغانسـتان هسـتیم.

پیشـاپیش اعلام میداریم، که چند گانگی و تکثر فکری، اختلاف و تفاوتهای سـلیقه یی، کارنامه و گذشـته شـناسی افراد و نسـبت آنها به سـازمانها و احزاب، تنظیمها و نهاد های اجتماعی اصلاً مورد نظر مانیسـت. کما اینکه این تعدد و پلورالیسـم را برای بافت موزاییکی جامعهء زن افغانسـتان کاملاً سـودمند و با اهمیت  میشـناسـیم.

امیدوار هسـتیم، موقف و کوشـش های اسـتفاده از راه کار های مفید برای آزادی آگاهی و آزادی زن در نزد بانوان خوشـنام ما فراتر از تعلقات سـیاسی- حزبی و یا گروهی ـ سـازمانی آنها باشـد. زن افغانسـتان هرچند که نیم جامعه و بخش عظیم آن اعلام میگردد، اما نقش بسـیار اندک و جایگاه نا مناسـبی برای خودش درجامعه دارد. بزرگترین کار وکوشـش ما جامعه شـدن زن در آیندهء افغانسـتان خواهد بود.

ما هنوز جامعه نیسـتیم و پریشـانی و تشـتت ما ناشی از جدایی خواهی، بی اعتنایی به دیگران، کمتابی و سـازش ناپذیری با دگر اندیشـان، بر اندازی و تخریب همدیگر بدلیل حب و بغض خاص به افراد معین و ده ها دلیل دیگر که بیشـتر از همان کوچه های اطاعت و وابسـتگی به مردان اسـت، ما را می آزارد.

بیایید یکبار عزم جزم کنیم و بدون بی حرمتی به کسی و یا گروهی، مشـکلات زنان را به بررسی بگیریم و سـپس نشـان دهیم که ما نیز میتوانیم، سـنگی از توده سـنگهای مانع در راه آزادی زن را مشـترکاً برداریم.

این برنامه در آن جهت اجرا میشـود که دنیای فاصله ها و دره های عمیق نا باوری و بی اعتمادی در جامعهء پریشـان زن افغانسـتان برداشـته شـود. تعلقات گروهی، نسـبتهای تباری ـ قومی، دربسـته بودن جامعه بروی زن، مذهب سـالاری و سـنت زدگی، سـلطهء ایدیولوژیک به عنوان دیوارهای عبور ناپذیر برای باهمی، نا بیداری و کمبود آگاهی، سـیاسـت گریزی و گوشـه گرایی زنان، عمل کرده اسـت.

باور ما آنسـت که یکشـبه و نا گاه رسـیدن به سـکوی امکان تلافی این درهء عمیق آفات و بلیات، و گذشـتن از بحران های ریشـه دار جامعه زن، و حرکت بسـوی رسـیدن به هم باوری و هماهنگی لازم ما، معجزه اسـت. اما به قول حضرت مولوی: ( کوشـش بیهوده به از خفتگی ). از این نظر درپی آن شـده ایم که کوشـش بیهودهء خویش را آغاز کنیم و چند ایام هرچند قیمتی خویش را در راه این آرزو ها بگذاریم.  

برای رسـیدن به دیدگاه های نزدیک و همانندی بیشـتر زنان دیار ما؛ در حوزهء برون مرز، برخی پرسـشـهارا مطرح میکنم. این پرسـشـها بدان معنا هسـتند که، ما در اصل به مشـورت می گذریم و نقد سـودمند گذشـته را بدون تردید مطلق از سـرنوشـت زنان در آن روزگار با حفظ ارزشـهای اندیشـه و عمل ایشـان، انجام می دهیم.

این هم قابل درک اسـت که نمی باید تمام نسـبتهای فکری و حیات سـازمانی زنان را یکسـره نفی کنیم. حتی اگر این نسـبتها نا سـودمند و بیهوده شـناخته شـوند. باید به تدریج و بصورت آهسـته و پیوسـته دریای آرام گذر زن بسـوی فردا مسـیر پیداکند. باید ارزشـهای منظور شـده در نزد خیلی از زنان این سـرزمین را که خود به آن نسـبت جدی دارند، رعایت کنیم.

فلسـفه و فرهنگ نقد سـودمند، در آن نهفتگی دارد، که نا درستی ها را علامت گذاری کنیم و سـپس برای پیوند زدن درسـت بجای نا درسـت، نمونه ها و بدیل های خاصی را پیشـنهاد کنیم. و بسـیار مسـایل دیگر نیز بهمین روش میتوانند در گفتمان این رادیو مورد بررسی و نگرش های اهل نظر قرار گیرند.

اهم کار ما آنسـت که از تهمت زنی و کج خلقیهای نا صواب بپرهیزیم. روا داری فرهنگ سـازندگی اسـت. نا روا داری و حسـادت، تعصب ورزی و انکار حقیقت باید در صفات زن شـایسـته و صبور افغانسـتان نباشـد.

با تجدید احترامات به همه زنان دربند و اسـیر افغانسـتان و با سـلام مجدد به شـما زنان آزاده و آگاه که در دنیای غیر از سـرزمین خویش سـرگردانی روزگار می کشـید.

 

هم باوران و یاران شـما

در رادیوی پیام زنان افغانسـتان

در ( سویدن )