|
||||||||
|
|
ولسي جرگه ازجنگ تا نيرنگ
تجربه بشري در طول تاريخ در حوزه سياست و قدرت دست آوردهاي بسياري را كسب نموده است. اين دست آوردها با گذشت زمان متحول و متكامل شده و عملاً به سمت و سويي راهنمايي گرديده كه با فطرت انساني هم خواني و سنخيت بيش تري داشته است. نظام هاي مختلف سياسي كه در طول تاريخ شكل گرفته است، در واقع تلاش هايي براي پيدا كردن الگوي مناسب سياسيِ مبتني بر ماهيت بشري است. جوامع مختلف براساس اصل آزمون و خطا سعي نموده اند نظام هاي مختلف را تجربه كنند، وجوه مغاير با ماهيت انساني آن را بزدايند و وجوه موافق آن را نه تنها براي خود نگه دارند بلكه به ديگر جوامع هديه نمايند. بر اين اساس در مسير تكامل نظام هاي سياسي، شاهد نوعي هم گرايي و مشابه سازي در جوامع مختلف حتي با فرهنگ هاي مختلف هستيم. اصولي هم چون تفكيك قوا، مسؤوليت حاكمان، حاكميت ملت، دوره اي بودن مسؤوليت، انتخابات، همه پرسي، رفاه اجتماعي و... در شرايط كنوني مختص به يك كشور يا قوم خاص و پيروان يك مذهب ويژه نيست، بلكه در گوشه و كنار جهان، خواه در آفريقاي سياه يا آسياي زرد و اروپاي سفيد و آمريكاي جنوبي سرخ يا پيروان مسيح و ا سلام و بودايي و هند و و يهودي و بت پرست، قابل قبول و رويت است.
هر كشور و جامعه اي كه بتواند از دست آوردهاي اجتماعي بشري بهره جويد و مجهز به دانش سياسي روز گردد، از مرتبه و جايگاه بالايي در بين ديگر ملل برخوردار خواهد بود. دانش سياسي مبتني بر تجربيات بشري هيچ رنگ و بوي ايدئولوژيك و اعتقادي خاص ندارد و متعلق به همه بشريت است. برابر ماده 21 اعلاميه جهاني حقوق بشر «هر كس حق دارد كه در حكومت كشور خود، خواه به طور مستقيم و خواه به واسطه نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شوند، شركت جويد ... اساس قدرت حكومت، اراده مردم است. اين اراده بايد در انتخابات ادواري و سالمي ابراز شود كه با حق رأي همگاني و مساوي و نيز با رأي مخفي يا روش هاي رأي گيري آزاد نظير آن برگزار مي شود». موضوع كه تقريباً به اتفاق آراي ملل رسيده است.
دموكراسي نمايندگي است. يعني به جاي اين كه تك تك افراد راجع به تك تك موضوعات اظهار نظر نمايند براي سهولت اجرايي، افراد جامعه تعداد محدودي را به نمايندگي از سوي آحاد مردم براي اعمال حق حاكميت ملت و براي مدت معين انتخاب مي كند. نمايندگان برگزيده با انتخابات مردم مشروعيت سياسي خود را احراز مي نمايند زيرا در صورت عدم اتكا به آراي مردم جايگاه نمايندگي آنان مفهومي نخواهد داشت و فاقد مشروعيت سياسي خواهند بود و مانند اين است كه شخصي بدون نظر و رضايت كسي خود را وكيل و نماينده او بخواند و در اموال و مالكيت او تصميم گيري و اعمال نظر نمايد. بديهي است از نظر عرفي و حقوقي چنين شخصي “ متجاوز و غاصب اموال غير” ناميده مي شود. پرواضح است براي تبلور چنين هدفي، آزادي انتخاب شوندگان و انتخاب كنندگان از اوجب واجبات به حساب مي آيد؛ زيرا تجربيات متوالي بشري به كرات ثابت نموده است كه بدون وجود آزادي سياسي، امكان بمنصه ظهور درآمدن اراده جمعي در انتخابات ميسر نيست و در اين صورت حق حاكميت مردم تعين پيدا نخواهد كرد آزادي از چنان مرتبت و جايگاهي برخوردار است كه حتي استقلال و تماميت ارضي كشور هم نمي تواند بهانه اي براي پايمال كردن آن باشد و همچنين شكل و شمايل قانوني هم نميتواند مانع از آزادي مردم گردد. دانشمندان علوم سياسي بخاطر حفظ حقوق و آزادي هاي افراد، جلوگيري از به استبداد كشانيدن قدرت و تمركز آن بدست يك فرد يا يك نهاد، تيوري تفكيك قوا را ارائه داشته اند كه بر مبناي آن قدرت در يك نظام سياسي بين سه ارگان يا قوه تقسيم ميشود: - قوه اجرائيه يا حكومت، قوه قضائيه، قوه تقنينيه، ولي قوه سوم كه بطورغيرمستقيم دموكراسي را تمثيل مينمايد، همانا پارلمان ميباشد. پارلمان وظيفه دوگانه يي را ايفا مينمايد كه همانا وضع قوانين و نظارت بر تطبيق آن ميباشد. قدرت مردم در پارلمان است كه به نمايش گذاشته ميشود. پارلمان يعني مجمع نمايندگان كه وظيفه قانونگذاري را به عهده دارند. در افغانستان آنرا شورای ملي، در ايران و تركيه آن را مجلس، در ايالات متحده و برخي كشورهاي آمريكاي لاتين آن را كنگره مي نامند. در برخي كشورها پارلمان مركب از دو مجمع است مثل شورا و سنا. قاعدتاً اعضاي پارلمان انتخابي هستند يعني از طرف مردم و به آراي آن ها براي تشكيل قوه مقننه و تدوين قوانين برگزيده مي شوند. در برخي موارد آن ها را انتصاب ميكنند. در كشورهاي سرمايه داري از نظر ماهيت، ميزان قدرت و رابطه با دولت دو نوع پارلمان وجود دارد . در كشورهاي جمهوري پارلماني ( ايتاليا، تركيه و هند و...) يا در ممالك مشروطه سلطنتي ( انگلستان، سويدن و دنمارك ) اصل بر اينست كه پارلمان بر كليه اعمال دولت نظارت دارد و در حقيقت مرجع عالي مملكتي شمرده مي شود. در كشورهاي ديگري كه رئيس جمهور از اختيارات وسيع برخوردار است ( ايالات متحده امريكا، فرانسه و عده اي از كشورهاي امريكاي لاتين ) پارلمان فقط از نظر قانونگذاري نقشي ايفا مي كند و چه بسا كه هيئت دولت حتي به طور صوري هم در مقابل پارلمان پاسخگو نيست. در هر دو دسته كشورها، پارلمان با اختياراتي وسيع يا محدود، به طرزي كم و بيش صوري يا عملي و تا حدودي مستقل فعاليت مي كند. حساب كشورهاي ديكتاتوري، اگرچه به ظاهر داراي مجلس باشند جدا است. در اين دسته از كشورها پارلمان فاقد هر گونه محتوا بوده سران رژيم، سلاطين، ديكتاتورهاي دست نشانده با صحنه سازي انتخاباتي مجمول و فرمايشي در حقيقت عده اي را به شغل نمايندگي مجلس منصوب مي كنند تا روپوش و نقابي براي نظام استبدادي باشد. در كليه ممالك سرمايه داري به عناوين و يا اشكال مختلف در آراء مردم دخل و تصرف مي شود و افكار عمومي منحرف مي گردد، محدوديت ها ايجاد مي شود تا پارلمان واقعاً مجمع نمايندگان مردم و بيانگر خواست ها وعقايد آن ها نباشد و هر چه ممكن باشد عده نمايندگان اصيل زحمتكشان كمتر گردد. اما در افغانستان آمار ها نشان مى دهد كه چهار سال بعد از سقوط طالبان، هنوز هم افغانستان با توليد ۸۷ درصد مواد مخدر جهان درصدر توليدكنند گان اين مواد قرار دارد و به رغم آنكه كابل ادعا مى كند كه بيش از ۶۰ درصد از مزارع كشت خشخاش را نابود كرده و بسيارى از كارگاه هاى توليد مواد مخدر را نيز كشف و منهدم ساخته است اما گزارشگران بين الملل و ازجمله سکرترجنرال سازمان ملل متحد بر اين باورند كه دولت كرزى در زمينه مبارزه با مواد مخدر عملكرد چندان موفقى نداشته. تحليلگران افزون بر اين اعتقاد دارند كه توسعه كشت و قاچاق مواد مخدر، به همان ميزان رشد باعث ركود دولت كرزى و عدم توسعه يافتگى، ثبات و آرامش در افغانستان مى شود. به اين دليل مى توان وجود توليد و قاچاق مواد مخدر را با توسعه نيافتگى و عدم ثبات در افغانستان هم ارز دانست. با اين همه و به رغم دشوارى هاى كنونى، نه تنها شهروندان کشور ما بلكه اروپايى ها و آمريكايى ها هم روند بعد از سقوط طالبان را بى بازگشت مى دانند. در اين صورت اگرچه از ضعف هاى مديران دولت كابل انتقاد مى شود و ركود در اصلاحات سياسى و بازسازى به بى لياقتى دولت و کابينه نسبت داده مى شود اما در همان حال هم بر بقا و ادامه حيات دولت حاضر تاكيد مى شود. همچنان حامد كرزى از نيروهاى بين المللى تحت رهبرى آمريكا خواسته است در رويكرد خود براى شكست دادن تروريسم تجديد نظر كنند. كرزى گفت دولت او نيز بايد اين مسئله را مورد ارزيابى مجدد قرار دهد. خشونت هاى روزافزون كه به طالبان نسبت داده مى شود جان دست هزاران هزار نفر را گرفته است كه از سال ۲۰۰۱ تاكنون بى سابقه است. رئيس جمهور گفت بايد بر « منابع تروريسم » كه افراط گرايان در آنها آموزش مى بينند و از آنها الهام مى گيرند تمركز شود. تعبير بسيارى از افغان ها از اين « منابع » همان كشور همسايه، پاكستان است كه پيكارجويان اغلب حملات خود را از آنجا ترتيب مى دهند. كرزى خاطرنشان كرد كه اظهارات او در زمينه « منابع تروريسم » اشاره اى به پاكستان است. وى همچنين گفت كه آرزو داشت جامعه بين المللى طى سه سال و نيم گذشته كمك هاى مالى بيشترى براى بازسازى افغانستان اعطا مى كرد. كرزى گفت او به خاطر كمك هايى كه كشورش دريافت كرده سپاسگزار است، اما افزود امكان صرف بهتر اين كمك ها وجود داشت. ازطرف ديگر برنامه خلع سلاح و ملکی سازی در کشور یکی از همان دسته مسایلی است که با وجود مساعی برخی از کشور ها بعد از گذ شت مدت چهار سال نه تنها نافرجام باقی مانده، بلکه به همه ابعاد و جهات آن رسیدگی لازم صورت نگرفته است. همانگونه که برخی از منابع بین المللی تصریح میدارند، پروسهء کنونی دی. دی. آر به دلایل فراوانی، عرصهء دشوار و جنجال آفرینی را در آینده، برای کشور به وجود خواهد آورد. با وجود آنکه مراجع مربوط دولتی به یاری کشور های کمک کننده و برنامهء توسعهء سازمان ملل متحد، کار های معینی را انجام داده اند، اما این امر همه گروه های تفنگدار مسلح را شامل نشده از یکسو بی امنیتی در کشور کاهش نیافته از سوی دیگر، برنامهء ملکی سازی و جمع آوری سلاح، با کندیهای فراوان و مقطعی روبرو گردیده است. امنیت یکی از همان اصطلاحات و اسمای بی مسمایی است که از زبان مسوولین دولتی و تریبیونها و بلند گوها در داخل و خارج کشور به مود روز و مود سال بدل گردیده، اما واقعیت خلاف آن است که می بینیم، میشنویم و احساس میکنیم. تعدد و تداوم اختطاف ها، سرقت ها، قتلها، انفجارات و انواع بی امنی ها در کشور واقعیت تلخی است که به اوج آن رسیده است. آری! ادامه خشونت عليه زنان، حوادث بيشمار تجاوز، تهديد و ازدواج اجباري توسط افراد مسلح، افزايش بيسابقه خود كشي و خود سوزي زنان، تهديد فاميلها تا دختران خود را به مكتب نفرستند، سوزاندن مكاتب دخترانه، احساس ناامني زنان در كار بيرون از خانه، ممنوعيت ظاهر شدن آواز خوانان زن در راديو و تلويزيون، افزايش زنان و بيوههايي كه چارهاي جز گدايي و روي آوردن به فحشا ندارند و... سرقت منازل، دكانها و فاتر، اخذ غير قانوني ماليه و گمرك، حيف و ميل سرمايههاي ملي، بيداد فساد مالي، رشوه ستاني و بيكاري، خورد و برد وحيف و ميل قسمت اعظم كمكهاي خارجي به وسيله وزارتخانهها و ديگر ارگانهاي دولتي و كند بودن شرم آور بازسازی مجدد، توليد و تجارت بيسابقهء هيروئين که افغانستان را مجدداً در صدر ليست كشورهاي توليد كننده هيروئين قرار دادهاست، مشت نمونه خروار از موجوديت تفنگ بالای سرمردم ما حکايه مي نمايد. بناءً ايجاب مي نمايد تا برنامه عملي دولت برمبنای خواستهای مردم جنگ زده کشور ما در مبارزه با تروريزم و تفنگ سالاران دگرگون شود و دولت با قاطعيت در برابر همه اناني که به بي نظمي و ايجاد وحشت در بين مردم ما مي پردازند، به مبارزه جدی پرداخته و به سازش و معامله تن در ندهد. مردم به اين عقيده اند که شرايط امنيتي بايد بازنگری جدی گرديده و حس بي اعتماديي که بر مردم نسبت وخامت اوضاع مستولي گرديده است، مرفوع گردد. زيرا بيش از چهارسال است كه بيش از 25000 سرباز امريكا و متحدينش در افغانستان حضور دارند اما هنوز هيچ نشاني از ثبات و صلح و امنيت در كشور سراغ نداريم. با تلخي فراواني بايد ياد آور شد که ايجاب مينمود تا پس از سقوط طالبان، بدون درنگ به جمع آوري اسلحه ا قدام ميگرديد، اما نه تنها اقدامي نشد بلکه دست تفنگداران در نقض حقوق بشر، حقوق زنان، دامن زدن اختلافات قومي و مذهبي، چور و چپاول با زگذاشته شد. درست است که پروسه خلع سلاح در افغانستان، آغاز شد و اميدواريهاي را در ميان مردم پديد آورد مردمي که طي بيشتراز يک دهه در حاکميت تفنگ هزاران قرباني دادند و کشور خود را نمايشگاه عظيم انواع سلاح هاي سبک و سنگين مي ديدند، درين آرزو بودند که روزي سايه سياه تفنگ را بربالاي سر شان نديده و اين حاکميت ننگين را براي ابد به گورستا ن تاريخ دفن نمايند. دولت پروسه بنام جمع آوري سلاح را روي د ست گرفت که ميليون ها دالر را به باد فنا داد، ولي در ظاهر ارقامي ارايه مي گردد که اميد واري هاي کاذبي را به مرد م نويد ميدهد. اما کشتن، بستن، بردن، اختطاف، زورگويي، قاچاق، وحشت، بربريت، جنگ هاي ذات البيني و مردم آزاري با گذشت هر روز وسعت بي سابقه پيدا مي نمايد. مردم با انتخاب نمايندگان توقع داشتند که اين همه فساد و تباهي از کشور ريشه کن و عاملين آن مورد بازپرس و محاکمه قرارگيرد. اما باگذشت هر روز ثابت ميشود که چنين چيزي امکان نخواهد داشت. در روز آغازين پارلمان خانم ملا لي )جويا) نماينده متخب ولايت فراه طي بيانيه اي حرفهاي خيلي تند اما شجاعت مندانه را مطرح نمود، اگرچه مخالفينش ده ها نام و وابستگي هاي سياسي را به او نسبت دادند ولي براي يک لحظه بپذيريم که اين همه اتهامات که به وي نسبت داده ميشود دقيق و حقيقت است. اما مردم افغانستان در اين مقطع زماني آرزو دارند تا حقيقت و درد هاي ناگفته و سخنان ناشگفته قلبي شان را بشنوند و چه فرق ميکند که اين حقيقت را که، در کجا و چگونه بيان ميدارند؟ اکنون همه توقع ها و آرزومندي ها اينست که چهره هاي خاهنين و جنايتکاران معرفي و افشاء گردد. زمانيکه ملالي جويا چنين درد مردمش را بي باکانه، شجاعت مندانه و باقبول انواع خطرات که ميداند او را تهديد ميکند، بيان مينمايد يقيناً اتهامات عقده مندانه و کينه جويانه ي مخالفينش بشپزي هم نمي ارزد. ملالي جويا در روزهاي نخست شکل گيري پارلمان گفته بود که: " …نخست از همه می خواهم اعتماد بزرگ مردم به آن عده از وکلای ایکه با رای راستین مردم و به امید خدمت به آنان اینجا آمده اند را تبریک گفته و به خاطر حضور نامیمون عدهای از جنگساران، هیروئین سالاران و جنایتکاران در جمع نمایندگان مردم آنهم در محل تمثیل اراده مردم یعنی پارلمان به مردم کشورم تسلیت عرض نمایم. به عنوان یک زن افغان افتخار دارم که مردمم بدون این که کوچکترین منفعت مادی را از من انتظار داشته باشند، بدون این که مسایل تنظیمی، سمتی، لسانی، جنسی، مذهبی وغیره در بین باشد، بدون این که پوستر های تبلیغاتی چندین متره داشته باشم و یا وعده های عوامفریبانه داده باشم، مرا به صفت نماینده شان به این جا فرستاده اند تا درد شان را فریاد و از منافع شان دفاع کنم. … میخواهم با صراحت و صاف و پوست کنده بگویم که من در این جا نه به خاطر پلو خوری آمدهام و نه هم هیچگونه امتیاز و مدالی خواهد توانست چشمانم را کور و زبانم را لال کند. من اگر فکر کنم یک لحظه از زندگیام به خاطر اند یشیدن به مردم سوگوارم صرف نمیشود و هر گامم به خاطر بهروزی آنان و آزادی شان نیست زندگیام بیهوده بوده و چی بماند به زندگی پارلمانی و امتیازاتش. از مردمم انتظار دارم اگر خلاف آن چیزهايی که وعده دادهام در گفتگوهای طولانی و خسته کن غرق دسته بازی ها و خیانت ها از طریق قانونیت بخشیدن به خیانت باشم فوری از من سلب اعتماد کنند. ولی این صداقت را دارم که به هموطنانم وعده دهم که اگر نتوانم ماهیت این خاینان وطن و تداوم خیانت را در چهارچوب پارلمان به مردم آفتابی بسازم امیدوارم اولین فرد باشم که استعفا بدهم." اما با استناد به سخنان جويا ميبينيم که چه زد و بند هاي پنهاني و چه بخور بزنهاي علني و محرمانه در پارلمان جريان دارد که خط سرخ و چلپاي بزرگي، راه پارلمان را از جاده خدمت به مردم افغانستان فرسنگ ها فاصله داده است. ملالي جويا همچنان ميگويد: " … بعد از واژگونی طالبان عدهای تصور میکردند که ممکن است طناب های اسارت که قرن ها دست و پا و چشم و گوش و ذهن مردم ما را به بند کشیده بود، گسسته شوند ولی با به قدرت رسانیدن مجدد سلاطین هیروئین، وطنفروشان مذهبی و غیرمذهبی، و جنایت سالاران …که عاملین اصلی خیانت به استقلال و دموکراسی در کشور بوده اند خود را به طور پیهم زیر شمشیر داموکلس احساس میکنند که هرلحظه ممکن است بر گلوی شان فرود آید. منظور من ازین حرف ها نه جریان حمله مسلحانه بر منزلم است و نه هم میخواهم به مجلس یکی از همین جنایتکاران اشاره داشته باشم که گفته بود: « در صورتی که ملالی جویا حرف های گذشتهاش را تکرار کرد او را از کلکین پارلمان به پایین میاندازیم.» منظور من دفاع از رحیمه های نوجوانیست که مورد تجاوز اوباشان تفنگسالار قرار گرفتند، منظور من به محکمه کشاندن قاتلان آمنه ها در بدخشان است که او را وحشیانه سنگسار نمودند، منظور من از محاکمه قاتلانی چون جیحون است که به خارج کشور فرستاده میشوند، منظور من دفاع از نادیه انجمن هاست که میتوانست باعث افتخار کشور ما باشد، منظور من بازخواست از قاتلان داکتر عبدالرحمن ها، سرکوبگران تظاهرات محصلان و اعتراضات سرتاسری مردم ماست که با آسوده خیالی و تبختر و دبدبه در کابل حکومت میکنند. با الهام از خشم و نفرت بیکران و آگاهی بیسابقه مردم ماتمدار ما میخواهم به تمام جانیان و خاینان مذکور بفهمانم که افغانستان سرزمین مردم فقیر اما آزادیخواه است که دیگر هرگز اجازه نخواهند داد فاشیست های دین فروش تا آخر بر آن سایه افگنند. من با استفاده از همین فرصت و مکرراً در برابر مردم داغدیده ام تعهد میسپارم زخم های جسمی و روحی عظیم شانرا لحظهای از یاد نبرم و با حرکت از همین امر از وکلای شرافتمند و باوجدان، که در خیانت ها و جنایات ۲۵ سال اخیر در کشور ما دست نداشته اند تقاضا میکنم که برای خدمت صادقانه به مردم و وطن خود تجسم یک صف متحد بر ضد مسببان بربادی کشور و قتل و آوارگی مردم ما بوده، دین تاریخی و ملی خود را با افشا و طرد خاینان رنگارنگ با روکش دموکراتیک و یا روکش دین و مذهب و قوم و زبان انجام دهیم. در غیر آن با نشستن خنثی و یا لفاظی های میان تهی و پوک معنی نخواهد داشت جز خاک زدن به چشم مردم، رنگ و لعاب به دموکراسی کاذب و پشت کردن به وعده هاییست که بر رای دهندگان خود دادهایم. همچنان حقايق گويي هاي رمضان بشردوست در ارايه نظرات روشن... از وي يك چهره منتقد به تمام معني ساخته است. بشردوست بي پروا و با جسارت تمام به تمامي افراد بدون در نظر گرفتن موقعيت و شخصيت و مسوليت شان تاخته آنان را به تخطي هاي مختلف متهم مي سازد. هرچند هنوز شاكي خصوصي كه بشردوست را به دليل اتهام هاي وي به داد گاه بكشد پا به ميدان نگذاشته است اما دولت هم تلاش كرده است كه در مقابل اين رفتار منتقدانه بشردوست خويشتن داري نشان داده و صبر و شکيبايي پيشه نموده است. سخنان اخير بشردوست از آن دسته از اتهام هايي است كه گريبانگير وي خواهد شد. ..رمضان بشردوست نماينده مردم كابل در پارلمان برخي از نمايند گان اين نهاد را به فساد متهم كرد. وي در نشست خبري افزود: متاسفانه فساد و اخذ رشوه به نمايند گان مجلس هم سرايت كرده است. بشردوست مدعي شد كه: اسناد زيادي وجود دارد كه فساد راه خود را به ساختمان پارلمان گشوده است. وي خواهان برخورد جدي با اين پديده شد و گفت: اكنون خانه ملت نياز به پاكسازي دارد. بشردوست از نمايند گان منتقد مردم است كه در فرانسه تحصيل كرد و به دليل ساده زيستي از محبوبيت زيادي در ميان مردم برخوردار است. وي در حكومت انتقالي كرزي به عنوان وزير پلان فعاليت داشت. زماني كه رييس جمهوري از تصميم وي در منحلكردن نزديك به دو هزار نهاد غيردولتي حمايت نكرد، استعفا داد. بشردوست در انتخابات مجلس بعد از محمد محقق رهبر حزب وحدت و يونس قانوني رييس پارلمان كنوني توانست مقام سوم را در كسب آرا بد ست آورد. رمضان بشردوست از پيشنهاد جديد کميسيون امتيازات و مصئونيت وکلاى ولسى جرگه ابراز نگرانى نمود و اين پيشنهاد را وسيله فراهم آورى زمينه قاچاق مواد مخدر خواند. بشردوست، گفت که در پيشنهاد مذکوربراى موتر و کلا نمبر پليت خاص خواسته شده که پوليس توان توقف آنرا نخواهدداشت. وى افزود: اين بهترين وسيله براى قاچاق مواد مخدرمى باشد. بشردوست وکيل منتخب مردم کابل در ولسى جرگه، که به تاريخ اول اسد در تالارکنفرانس هاى ولسى جرگه سخنرانى مى کرد خاکه اين پيشنهاد را فقط به نفع وکلا خواند. قرار معلومات موصوف در اين پيشنهاد به وکلا و خانوادهاى آنان توزيع پاسپورت هاى سياسى، توزيع يک پايه مخابره، يک کارت مخصوص VIP ماهانه ٦٧٥٠٠ افغانى پول دسترخوان، ٣٠ هزارافغانى ماهانه کرايه خانه، معاش ماهوار مطابق قانون، ماهانه ١٢ هزار افغانى براى تيل و روغنيات موتر و... تقاضا شده است. وى همچنان ٢٥ هزار افغانى را که به عنوان سفرخرچ براى دوره رخصتى به هر وکيل و سناتور داده شده بود، موردانتقاد قرارداد. قرار معلومات موصوف جمله اين پول هشت ميليون و هفت صد و هشتاد و پنج هزار افغانى است و درحاليکه شمارى از وکلاى ولايات دوره رخصتى را در کابل و يا بيرون ازکشور به سر رسانده است. رمضان بشردوست از جمله وکلاى است که اکثراً بر فعاليت هاى ولسى جرگه و حکومت انتقاد مى کند. شمارى از تحليلگران عملى شدن اين پيشنهاد را زمينه ايجاد فاصله بين مردم و نماينده گان خواند. طي اين مدت که از حيات ولسي جرگه سپري گرديده با تاسف بي پايان بدون از منافع شخصي کاري بزرگ به وطن و مردم وطن انجام نگرفته است. بلي خواننده گرامي ! با این امتیازاتی که به وکلا داده شده اسـت، شما قضاوت فرمايد اين همه پول ازکدام طريق تهيه و به وکلاي که تعدادی از آنان، از چور و چپاول وطن، ميليونها افغاني سرمايه دارند، پرداخته شود در وطني که همه چيز آن به تاراج رفته است و از جانب ديگر کشور به بازسازي و تعميرمجدد شديداً نياز دارد. زمانيکه وکلا باموترهاي آخرين مودل بطرف محل وظيفه شان رهسپار است آيا روزی شده که به اطراف و اکناف خويش چون: کوته سنگي، چوک ده بوري، پل سرخ و سوخته، کارته سه و چهار، دهمرنگ، باغ وحش، چهلستون، دارالامان که محل وظيفه مقدس آنان است، جاده ميوند، کوچه هاي خرابات، بارانه و سنگ تراشي، پل محمود خان، چمن، ششدرک، مکروريانها… نظري اندازند و به اين فکر کنند که عاملين اينهمه ويراني و بربادي را مورد سرزنش و بازخواست قراربدهند؟ و يا اينکه هزاران هزار گرسنه و بيکار در چهارراهي ها و چوک ها منتظر يک ساعت کاري که از مزد آن بتوانند اطفالشان را در روز براي يکبارغذا بدهد و يا هزاران هزار طفل يتم، زنان بيوه، خانواده هاي بي سرپرست و بازماندگان شهدا که دست به گدايي و اقدام به تن فروشي مينمايند، و يا کارمندان پائين رتبه دولتي که از طلوع تا غروب آفتاب به حقوق ماهانه سي تا چهل دالر فاميلش را سرپرستي مينمايد و يا دست فروشان که در زير آفتاب سوزان و سردي زمستان بخاطر پنج يا ده افغاني فريادي ببريد و بخريد را سر ميدهند به چشم ميبينند و به گوش ميشنوند که فيصله هاي به نفع اين ستم ديده گان صورت گيرد. از جانب ديگراين نمايندگان روزگذران ملت بايد براي دفاع از حقوق برباد رفته مردم، دولت، کابينه، مقامات مسوول و ادارات امنيتي را بخاطر بي توجه اي مورد بازخواست و بازپرس قراربدهند، آنان ميدانند اگر به چنين کاري اقدام نمايند در آن صورت دولت حاضر نميشود که اين همه سهولت ها را به ايشان مهيا سازد. نمايندگان بايد بدانند که کشور نيازهاي عاجل و فوري بخاطرخشکسالي، اوضاع وخيم امنيتي، مداخله و دست اندازي کشورهاي دور و نزديک، گرسنگي و پريشاني مردم، چور و چپاول دارايي عامه از قبيل رشوت، اختلاس، دزدي، رهزني، قاچاق معادن زمرد و لاجورد، قاچاق مواد مخدره، زورگويي و بي بند و باري تفنگداران و جنگ سالاران، بمباردمان کورکورانه و خودسرانه نيروهاي خارجي، شهيد و معلوليت ده ها افغان درکشور دارد که نبايد وقت را از دست داد و اقدامات عاجلانه صورت گيرد. از طرف ديگرافغانستان کشيده گي هاي بزرگ چون مساله خط ديورند، موجوديت سربازان خارجي که تا چه مدت در افغانستان حضور خواهند داشت، قرار دادها و پيمانهاي بين المللي که ضرورت به بازبيني و تائيد نمايندگان دارد، جلب توجه جامعه بين المللي براي اعمار و بازسازي مجدد کشور، بازپرس ميليارد ها دالري که طي اين چهار و ينم سال به کشور سرا زير و به کجا مصرف گرديده است و ده ها مسايل ديگر...
سوال اينجاست اگر پارلمان خانه ي مردم و مدافع حقوق آن ها است چرا نمايندگان يك پارچه از حقوق مردم دفاع نكرده و هريک ساز سياسي و قومي خود را مي زنند و مردم را قرباني اغراض شخصي شان مي كنند و دولت با بي کفايتي و کابينه با بي کاره گي و نيرو هاي جنگ افروز را که با کشتن و انفجار دادنها زندگي را به مردم وطن به جهنم تبديل نموده اند و پشتوانه هاي خارجي آنان را، وسيله نيروهاي خارجي که توان نابودي و انحلال آنان را دارند ولي حاضرنيستند که چنين ريسک نمايند مورد باز خواست جدي قرار نمي دهند؟ عملكرد دولت و هماهنگي پارلمان و قوه ي قضائيه در مورد عدم خومتگذاري به مردم و تلا ش پارلمان بخاطر بدست آوردن امتيازات گوناگون از دولت و خارجي ها و روزگزراني هاي بي هدف و بي مورد همه را از اين نهاد بي کفايت نا اميد و دل زده ساخته است. در روزهاي نخستين که افراد جنگجو و شرارت پيشه در راس پارلمان به اساس زد و بندهاي عقب پرده قرار گرفت همه اميد ها را به ياس و همه آرزوها را به نابودي سوق داد. عملکرد پارلمان به هيچ وجه با منافع ملي مطابقت ندارد بلكه بر عكس تأمين كننده ي منافع نيرو هاي خارجي در افغانستان است و اين ثابت مي سازد كه نظام حاكم با تمام اجزايش وابسته به آ مريكا و غرب است. عملكرد مسوولين پارلمان اين نظريه را ثابت ساخت كه اگر آنها وابسته و هماهنگ با منافع بيگانه ها نمي بودند هرگز نمي توانستند به پارلمان راه پيدا كنند. با اين حساب و محاسبه جاي دارد که جنازه پارلمان را از دارالامان برداشته بعد از نماز جنازه در ميدان زور آزمايي جنگ سالاران به محل اشک و آهِ مردم مظلوم و ستم ديدهء افغانستان بخاک سپرد. )استفاد ازمنابع خبري )
|
|||||||