شماره سوم سال چهارم اسـد 1385 / اگسـت 2006

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ازکتاب:

 آيا او را ديده ايد؟ 

انتشـارات عفو بین المللی بخش هلند

بخـش يـازدهم

 ناقص کردن ارگان‌های زنانه

يکی از شـنيع‌تـرين اشـکال خشـونت

 بـرگـردان از: ج. پلوشه

 

ختـنه کردن زنان، که در انگليسی به مفهوم ناقص سـازی انـدام‌های زنانه Female Genital Mutilation (FGM)  معنی می‌دهد، يکی از اشکال گسـترده و سـيسـتماتيک و در عين حال خشـن ترین شـیوهء نقض حقوق بشـری زنان و دختران جوان اسـت. بر اسـاس گزارش سـازمان بهداشـت جهان WHO)) سـالانه دو ميليون دختر خورد سـال ( بطورميانه ۵۵۰۰  نفر در روز ) از لحاظ جنسی ناقص می‌گردند. در سـراسـر جهان ۱۳۵ ميليون زن ودختر ختنه شـده اند.

ختنه کردن دختران عموماً بين سـنين چهار تا ده سـالگی ا‌نجام می‌گیرد. برای ختنه کردن زنان هيچگونه دلايل بهداشـتی و حکم مذهبی وجود ندارد، تنها سـنت، دليل آن پنداشـته می‌شـود. ناقص کردن اندام های زنانه در بيش از 28 کشـور در قاره افريقا، در برخی کشـورهای عربی از جمله مصر، عمان، امارات متحده عربی، در نزد برخی گروه‌های اقليت در آسـيا، و نزد مهاجران اين مناطق که در جاهای ديگر مسـکن گزيده اند، عملی می‌گردد.

بعضاً سـنت‌های که در يک جامعه از اعتبار برخوردار اسـت می‌توا‌نـند برای ابراز خشـونت عليه زنان زمينه مناسـبی را بار آورند. بعضاً هم زنان خود در عمل خشـونت بار در برابر زنان ديگر نقش شـريک جرم را بازی می‌کنند.  يکی از اين موارد عمليه ختنه در نزد زنان اسـت که می تواند بعضاً به خون‌ريزی شـديد، به التهابی شـدن اندام‌های زنانه و به آزردگی روحی جدی نزد زنان بيانجامد. برخی اوقات اين مسـئله به مرگ دخترگان خورد سـال ا‌نجاميده اسـت. در هر صورت اين امر در سـنين بالا اثرات نامطلوب جسـمی و روانی به ‌جا می‌گذارد که بيشـتر هنگام به دنيا آوردن کودک و در مناسـبات خانه‌داری محسـوس اسـت. زنان در آفريقا و جاهای ديگر در برابر اين عمل ــ که حق هم‌آهنگی جسـمی و روحی را نزد زنان در يک جامعه نقض می‌کند ــ به مبارزه بر خاسـته اند. با در نظر داشـت عمل ختنه زنان در چهار کشور آفريقايی ( بنين، گامبيا، گانا و سنيگال ) که تصوير روشـنی ازاين مسـئله بدسـت می دهد. امنيسـتی انترنيشـنل به اين نتيجه‌گيری دسـت يافته اسـت که: يک بخش مقاومت در برابر از ميان بردن اين سـنت به شـبکه افرادی که اين عمليه را انجام می‌دهند و در اين کارمنافع بزرگ مالی دارند، ارتباط می‌گيرد. حذف ختنه زنان نه ‌تنها منابع مالی اين زنان را صدمه می‌رسـاند بلکه در عين حال موقف اجتماعی‌ شان را نيز ماين‌گذاری می‌کند.

ميان ختنه زنان و اسـلام هيچ‌گونه ارتباطی وجود ندارد. در يک تعداد از نواحی جهان که اسـلام دين حاکم اسـت، از اين رسـم اصلاً خبری نيسـت در حاليکه در سـاير نواحی آفريقا که سـاکنان آن را پيروان مذاهب مختلف به شـمول عيسـويت و يا animisme(1) تشـکيل می‌دهد، به مشـاهده می‌رسـد. جايگاه ‌اين سـنت به مصر قديم، در زمان فراعنه بر‌می‌گردد: فراعنه مصر، چنان که برده های مرد، در عين زمان برده های زن ( کنیز) را نيز به مثابه نشـانهء مالکيت ختنه می‌نمودند. بعداً اين امر بيشـتر به مثابه وسـيله‌ای برای حفاظت از بکارت زن بکار گرفته شـد. اگر در داخل خانه ميسـر نباشـد که زنان و دختران را از سـايرين سـوا نمايند، طوريکه در زندگی کوچيان ديده می‌شـود، به طور حتم شـيوه های موثرتر ديگر برای محافظت و اثبات بکارت دختر بکار ‌گرفته می‌شـود.

 

خانم Waris Ditrie  متولد کشـور سـومالی که نماينده ملل متحد، نويسـنده و فوتو مدل اسـت، ختنه شـده اسـت. در مورد وی يکی از شـيوه‌های افراطی و خيلی شـنيع بکار گرفته شـده بود که خودش در اين باره در کتابـش به نام صحرای من، می نگارد:  " زمانی من در يک خانواده کوچی در سـومالی بزرگ می‌شـدم، هيچ‌گاه درباره جهان بيرونی صحبت نمی‌شـد. ما به حسـاب امروز و فردا و با انديشـه‌های روزمره و حيوانات خويش زندگی داشـتيم. اين همآن رو‌ال عادی زندگی بود که هريک مان آنر بدين شـکل از سـر گذشـتانده بوديم. تا زمانی که بزرگان ما نيز به خاطر داشـتند، چنين بوده اسـت. از حقوق بشـر ما حرفی نشـنيده بوديم. من يک اسـثتثنی فوق‌العاده هسـتم چون من از آن جا فرار کردم. من هيچگاه از کسـی نشـنيده بودم که وی به اين کار دسـت زده باشـد. ولی من اين کار را کردم. چرا؟ برای اينکه از ازدواج با يک مرد پير که من را در برابر يک جفت  شـتر بايسـتی تصاحب میکرد، فرار کرده باشـم.اين هم يک بخش همان زندگی بود که ما داشـتيم ولی من نتوانسـتم آن را بپذيرم. من از يک خانواده با دوازده طفل بيرون شـده ام. زمانی من پنج‌سـال داشـتم" ختنه" ام کردند. من اين حادثه را طوريکه ديروز روی داده باشـد، به‌خاطر می‌آورم. مادرم به من گفت که من بايد دختر خوبی باشـم و تکان نخورم. زنی که اين عمل را انجام می داد يک  تيغ ريش تراشـی کند با خون خشـک شـده روی آن از دختر قبلی را، بکار می برد. او همه را بريد و جسـم من را با يک سـوزن به هم دوخت. همه اين کارها بدون بی هوشی صورت پذيرفت. شـما دردی را که من آن زمان متحمل شـدم، تصور کرده نمی‌توانيد. از جان من سـه ماه خون جاری بود و من فقط آرزو داشـتم بميرم. ولی من زنده ماندم. زن ختنه‌کننده يک خواهر و دو خواهرزاده من را کشـت. حالا من ازدواج کرده ام و يک کودک دارم. اما من هيچ‌گاه مانند خانمی که ختنه نشـده اسـت، نمی‌توانم زندگی ‌نمايم. به ‌لحاظ دردی که دارم بايد روزهای بی‌شـماری در منزل باقی بمانم. من اکنون خجالت نمی کشـم در باره‌آن مصايبی که از سـر گذشـتانده ام، صحبت نمايم. ولی من می‌دانم برای بسـياری از خانم‌ها هنوز خيلی دشـوار اسـت در اين مورد حرف بزنند. آنان چنين زندگیی که من دارم، ندارند. من معروف هسـتم و با محيط های خيلی باز و آزاد معاشـرت دارم. در هر سـال بيش از دو ميليون دختر را اين خطر تهديد می ‌نمايد که قربانی بعدی آنان خواهند بود. اين عمليه بدون بی هوشی عملی می‌شـود. آنان اين دخترکان را باهر آله ايکه در اختيار دارند ختنه می‌کنند: يک قيچی، يک تيغ ريش تراشی، يک خنجر، يک پارچه شـکسـته از گيلاس ( ليوان ) و يا سـنک تيز. اگر آنان چيزی برای اين کار نداشـته باشـند از دندان‌های شـان اسـتفاده می نمايند ...

با تاًسـف اشـکال خيلی شـديد و افراطی آن در مورد اکثريت زنان به‌ کار گرفته می‌شـود. و اين در مورد من نيز اتفاق افتاد. اين عمليه infibulatie  ناميده می‌شـود. اين رويای من اسـت که روزی اين عمل وحشـتناک را بتوانم متوقف بسـازم."

در سـنيگال سـازمان توسـان يک برنامه آموزشی بنام ( doorbraak ) برای آموزش حقوق بشـر را انکشـاف داده اسـت که در آن مردان، زنان، بزرگان مذهبی و سـنتی قريه باهم يک‌جا در بارهء حقوق بشـر می‌‌آموختند‌. در جلسـات بعدی در بارهء پرابلم‌های مختلف از زمره در بارهء توا‌لی جنس بايد صحبت صورت می‌گرفت. پس از مرحله‌ای اول، در نوامبر ۱۹۹۹ در حدود ۸۰۰۰۰ نفر از ۱۰۵ قريه در يک مراسـم رسـمی در باره يک عهدنامه جمعی به موافقه رسـيدند که در آن برای ختنه زنان توقف را اعلام داشـتند.

درعين حال در گينی، گانا، بورگينه فا‌سـو، جيبوتی، سـاحل عاج، مصر، تانزانيا، توگو، سـودان، سـنيگال، جمهوری آفريقای جنوبی و ايتوپيا به نحوی ناقص کردن جنسـی منع قرار داده شـده اسـت. ولی قانون که آيات آسـمانی نيسـت و به خصوص که در برابر انجام اين عمل، مجازا‌تی نيز پيش بينی نه گرديده اسـت. بطور مثال در سـودان با آنکه زمان زيادی از قابل مجازات بودن ِ ناقص کردن جنسی زنان می‌گذرد ولی در عمل در بخش بزرگی از آن کشـور عمل ختنه به شـيوه ای افراطی آن انجام می‌گيرد. در مصر تنها در صورت موجوديت دلايل صحی و به وسـيلهء دوکتوران مجاز دانسـته می‌شـود. تنها در گانا و بورگينه‌فاسـو روند مخالفت با محرکين و پيش‌برندگان اين عمل در دسـت اجرا قرار گرفت. در کشـور آفريقای جنوبی حکومت تدابيری در ضديت با ناقص سـازی جنسی زنان در پيش گرفت ولی بدون در پيش گرفتن يک سـيسـتم کنترل، اين زمينه فراهم اسـت تا افراد بطور پنهانی، در شـب در مورد دخترکان خيلی کوچک به اين کار مبادرت ورزند. در حاليکه برنامه سـازمان غير دولتی توسـان در سـنيگال نشـان داد که هرگاه منع قانونی اين عمل با آگاهی و ارايه اطلاعات لازم همراه گردد، می تواند به طور نيرو‌مند جلو اين عمل غير انسـانی را بگيرد.

سـازمان پژوهش صحت عامهINDI  ابراز می دارد که قادر نيسـت تا پيمانه و تعداد ختنه زنان را در هلند تثبيت بدارد. بر اسـاس ارقام دفتر مرکزی احصايه CBS واضح شـده می تواند که در هلند حدود ۲۰۰۰۰ زن از کشـورهای که در آنان از گذشـته عمل ختنه مجاز بوده اسـت، زندگی می‌نمايند. به‌خصوص سـومالی، گانا و مصر. در ميان آنان در حدود ۴۰۰۰ دختر بين سـنين يک تا چهارده سـالگی وجود دارد. تا زمانی که در برابرآن تدابير موثر اتخاذ نشـده، آنان را خطر ختنه شـدن تهديد می‌نمايد. بر اسـاس تخمين بين هشـت تا نه هزار زن در هلند بسـر می‌برد که تحت اين عمل قرار داشـته اند. چنانکه اين ارقام شـامل پناهندگان و افرادی که غير قانونی در هلند بسـر می‌برند، نمی‌گردد احتمال که ارقام بلندتـر تثبيت گردند.

يک تحقيق در INDI (۲۰۰۰ Fokkema e.a., ) تصوير از وضعيت کشـور هلند را در اين زمينه نشـان می‌دهد. در هلند تمام اشـکال ختنه زنان از سـا‌ل ۱۹۹۳ به بعد ممنوع اعلام گرديده اسـت. در رابط به اينکه يک شـکل " ملايم " آن تحت نظر دوکتوران مجاز شـمرده شـود يا نه؟، بحث های زيادی انجام گرديده اسـت. ايده برای پذيرفتن اشـکال " ملايم " تر يا سـبک تر آن عمدتاً بر اين اسـتدلال اسـتوار بود که به اين وسـيله می‌توان يک ا‌لترنا‌تيف ارايه گردد. و بدين نحو اشـکال شـنيع آن از ميان برداشـته شـده بتواند. ولی اين عمل درهمه اشـکال آن رد گرديد. بيشـتربا در نظر داشـت اينکه: ختنه زنان در هر شـکل آن هم که باشـد، قبل از همه در تحت عملکرد فرهنگ مسـلط ( سـنت)، کارايی خود را از دسـت خواهد داد. لذا اشـکال ملايم تر آن نيز جای الترنا‌تيف را نخواهد گرفت. به‌علاوه مجاز دانسـتن ختنه برای زنان در مقابل تمام قوا‌نين در هلند قرار می‌گرفت و در عين حال با پذيرش شـکل ملايم آن چنان زيگنال‌های نادرسـتی به جامعه داده می‌شـد که خود، راه برای بحث در باره مجاز شـمردن سـاير اشـکال آن باز می نمود. اگر عمل ختنه نيز در هلند اتفاق به‌افتد اين کار در خفا و توسـط دايه‌هـای ‌‌خانگی، که از عين کشـور آمده اند و يا در کشـور اصلی در زمان مرخصی‌ها، انجام می‌گيرد. هر دو شـيوه در هلند به‌مثابه تنبيه و شـکنجه قابل مجازات پنداشـته می‌شـود. پدران و مادرانی که دخترشـان را به اين شـيوه مورد عمل قرار داده اند، قابل مجازات اند در صورتی که دختران در زمينه همکاری و شـرکت داشـته اند، نيز قابل مجازات اند.

امنيسـتی انترنيشـنل در پلان کار توضيحی خويش در جهت جلوگيری از صدمه زدن به ارگان‌های زنانه را، از سـال ۱۹۹۵ بدين سـو قرار داده اسـت. اين سـازمان تصميم دارد تا عامهء مردم را از ناقص سـازی زنان به مثابه پی‌‌آمد های ختنه و به عنوان يکی از اشـکال نقض حقوق بشـر، در آگاهی قرار دهد. در اين زمينه امنيسـتی انترنيشـنل با سـاير سـازمان‌ها در سـطح محلی، ملی و بين‌المللی همـکاری می‌نمايد. در سـطح بين‌المللی امنيسـتی انتر نيشـنل با ملل متحد در اين زمينه کار مشـترک انجام می‌دهد. 

 

ادامه دارد                      

 

 

 

 

قسـمت های دیگر:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم

قسمت نهم

قسمت دهم