|
||||||||
|
|
نقطهء نظرها
شـکم پرسـت: " من خـــدا را خاطر خـُرما عبادت ميکنم." قـــــــــاضی: خود بگيرم، ديگران را منع رشـوت ميکنم. مُفــــــــــتی: ميدهــــــم فتوا و هرکس را ملامت ميکنم. وزيــــــــر : من وزيرم سـال شـش ماه را سـياحت ميکنم. رئيس جمهور: امر و نهی بوش و بيلير را اطاعت ميکنم. وکيل شـورا: زير بار ملتــــــــــم بنگر چه طاقت ميکنم. سـرمايه دار: مفتی و قــــــاضی و طالب را امامت ميکنم. پولـــــيس: من پوليسـم از همه دزدان حمايت ميکنم. مجاهـــــــد: من مجاهد، ضـد دولت هم بغاوت ميکنم تروريسـت: از مجاهد دير سـالی شـد، که حمايت ميکنم. ِان، جی،او: با، رسـو خان را به ويسـکی خوب عزت ميکنم معمــــــار: معمــــارم خشـت کاری را به عاريت ميکنم رَمٌــــال: من که رمٌــالم به اصطرلاب* رجعـت ميکنم جاسـوس: من که جاسـوسـم برای غيــــر خدمت ميکنم قاچــاقبر: من هميشـه از نگهبــــــانان شـکايت ميکنم رئيس سـنا: من رئيس جمهور را کـُلاً اطاعت ميکنم نگارنده: حـــال من از دوسـتانم رفع زحمت ميکنم # * اصطرلاب معنای وسيلهء رمل انداختن را ميدهد.
|
|||||||