شماره چهارم سال چهارم  سـنبله 1385 / سـپتمبر 2006

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

داسـتان « آدم » و« گندم »

دسـتگیر نایل

داسـتان « هبوط» « آدم » را تبعید او از بهشـت، دانسـته اند. این داسـتان، از آیین های ابراهیمی« توحیدی» ( یهودیت، مسـیحی و اسـلام ) نقل شـده اسـت که « آدم » و « حوا » در بهشـت بودند که به نسـبت سـرکشی از فرمان خدا و خوردن میوهء « درخت ممنوعه»،( گندم )، از بهشـت رانده شـدند و به زمین، رها گردیدند.دلیل خوردن « گندم » بوسـیله آدم و حوا، تحریک و تحریص « شـیطان» عنوان شـده اسـت.

« پدرم روضهء رضوان، به دو گندم بفروخت

نا خلف باشـم اگر من، به جوی بسـتانم

( حافظ)

بنابر روایات و تصریح ادیان ابراهیمی ( توحیدی)،آدم، « ابوالبشـر »، اولین انسـان روی زمین اسـت که فرزندان او تا به امروز، به حیات خود ادامه میدهند.و این تنازع بقا، کماکان ادامه دارد. روایت دیگری هم در تاریخ وجود دارد که گفته میشـود:« آدم »،در عصر فرمانروایی پادشـاه « شـوش » که در میان مردم از احترام و قدرت اهورایی برخوردار بوده و « مظهر توانا یی و دانایی » در سـمبل « انسـان نمونه » دوران خود بوده اسـت، که با نام« رب» از او یاد می شـده اسـت، در فلات پامیر یا فلات ایران و در میان آریاییان زنده گی میکرده اسـت. و بخاطر خطا هایی که مرتکب میشـود،« رب»، فرما نده و رهبر بزرگ و شـاهنشـاه ( شـهر شـوش ) حکم بر تبعید آدم در صحرای « برهوت سـینا » میدهد.» ( 1 )

از تصریح و نص کتاب های آسـمانی که بگذریم، تاریخ تمدن بشـر نشـان میدهد که بشـر اولیه صدها هزار سـال پیش از امروز ( پیش از ظهور آدم ) به روی زمین زنده گی می کرده اند. از جمله سـرخ پوسـتان امریکا و سـیاهان افریقا و بومیان اسـترالیا ده ها هزار سـال پیش سـابقهء تمدنی دارند. و تمدن آریایی ها قریب به هفت هزار سـال پیش از امروز به ثبت رسـیده اسـت. آریایی ها، هزاران سـال پیش از ظهور « آدم »، دارای تمدن « شـهر نشـینی » زراعت و صنعت بوده اند که پنجهزار سـال قبل از میلاد را نشـان میدهد. که تمدن های « حسـونه » واقع در جنوب ( موصل)، تمدن « تل حلف » واقع در دشـت ( دجله علیا ) و تمدن « اریدو » در جنوب خاک بین النهرین، در کنار هم وجود داشـتند.»(2 )

اولین نشـانه های کشـف شـده از تمدن در ( نجد ایران ) که همین تاجیکسـتان و اسـتانهای بسـیاری را هم شـامل میشـوند، حداقل به هفت هزار سـال پیش از امروز میرسـد. حکیم عمر خیام، با همه سـختگیری و تعصب روحانیون و قشـریون مذهبی و نفوذ دین، بیباکانه و بدون ترس گفت که:

« ای دوسـت، بیا تا غم فردا نخوریم         وین یکدم عمر را، غنیمت شـمریم

فـردا که از این دیـر فـنـا، در گـذریم           با هفت هزار سـالگان، سـر بسـریم

خوردن میوه درخت ممنوعه« گندم »، بوسـیلهء آدم و نا فرمانی او از امر خداوند، تنها گناهی نیسـت که او مرتکب شـده باشـد. بلکه اولاد آدم هم مانند نوح و ابراهیم و داوود و سـلیمان و لوط و دیگران هم در برابر امتحان خداوند نا موفق بدر آمده اند. گناه « آدم »، تنها خوردن گندم نیسـت، هم خوابه شـدن او با « حوا » را نیز از گناهان او شـمرده اند. پسـران آدم ( هابیل و قابیل ) اولین انسـانهایی اند که مرتکب جنایت نفس کشی و قتل شـده اند. این افسـانه ها تا امروز بعنوان باور های دینی به ما منتقل شـده اند. اینجا سـوالی پیش می آید که چرا خوردن« گندم »، ممنوع اعلام شـده بود؟ بنظر می رسـد که گندم، نمادی از برکت، قدسـیت، جاودانگی نیرو و توانانی بوده اسـت. بهمین سـبب، « آدم » میخواسـته اسـت با خوردن گندم در بهشـت همیشـه بماند. مگر سـرنوشـت چنان رقم زده شـده بود که آدم، به خاکدان زمین و این دیر خراب آباد بیاید و نسـل آدم در همین جا به کار و عبادت خدا مشـغول باشـند.

گندم و شـراب، در افسـانه های کهن، ادیان و اسـاطیر قدیمی، جایگاه والای داشـته اسـت. درخت انگور، مظهر باروری و برکت بوده و آب انگور، در آیین های قدیمی، به منزلهء خون این روح نباتی اسـت. و نوشـیدن شـراب از راه جادوی سـرایتی به آنها سـرایت میکرده و به آنها، باروری و برکت می داده اسـت. گندم نیز، مانند درخت انگور، مظهر باروری و برکت اسـت و خون آن در انسـان، قوت و برکت و نیرو میبخشـد. به پندار برخی از آیین های مذهبی، با خوردن نان گندم، بعضی از صفات ایزدی را انسـان بخود منتقل میکرده اسـت. به همین دلیل، نان گندم نزد مردم مقدس اسـت و بدون نان، هیچ غذایی لذت بخش نیسـت. در روایات دینی آمده اسـت که « شـیطان » در وجود حوا حلول کرد تا آدم را وادار سـازد که گندم را بخورند. بیدل گوید:

« آدم بغیر آفت گندم، چه داشـتی؟

یارب تو شـکل زن، نپسـندی دچار مرد! »

بیت دیگر از حافظ، در همین معنی که یعنی « آدم » بود که ما را از اصل مان جدا کرد و در این دیر خراب آباد آورد:

« من ملک بودم و فردوس برین جایم بو

« آدم » آورد در این دیر خراب آبادم »

در ادب فارسی،« گندم » و « آدم » با نفوذی که از راه دین داشـته اند، معنا ها و تعبیر های جالب و متفاوت بخود گرفته اسـت. « گندم »، سـرچشـمهء فیض و برکت و عشق، آگاهی و شـور و مسـتی در ابیاتی از مولانا:

« ز خاک من، اگر گندم، بروید

ازآن گر نان پزی، مسـتی فزاید

خمیر و نا نوا، دیوانه گردد

تنورش، بیت مسـتانه سـراید

میا بی دف، بگور من برادر

که در بزم خدا، غمگین نشـاید

مرا حق،از می عشـق آفریده اسـت

همان عشـقم، اگر مرگم، بسـاید

شـکل گندم، دو نیم و مانند دل انسـان اسـت. در بیت زیر از بیدل، خوشـهء گندم پیام آور دلهای خفته در زیر خاک اسـت:

« چون خوشـهء گندم،چه دهم عرض تبسـم

از خاک، پیام آور دل های دو نیمم »

دل دو نیم، یعنی دل تنگ، دل غمگین و افسـرده و سـرگردان. صائب تبریزی هم بیت زیبایی از دل دو نیم دارد:

« دل دو نیم، به زیر فلک نمی ماند

بیرون ز پوسـت رود، پسـتهء که خندان شـد»

گندم نمایی کردن، در بیتی از شـیخ سـعدی:

« جو فروش اسـت آن نگار سـنگ دل

با من و گندم نمایی می کند »

جو فروشی و گندم نمایی کردن، کنایه از فریب کاری تقلب کاری خاک به چشـم خریدار زدن،عاشـق فریبی کردن.

گندم سـبز: یعنی عشـق و امید، برکت و رویش بیتی از بیرنگ کهدامنی در این معنی:

« همه مرغان چمن، نام ترا میخوانند

گندم سـبز من، آیا که درودت امشـب؟»

یار گند مگون: معشـوقی که نه سـفید باشـد و نی سـیاه زیبا روی، گرم و با نمک.چون بخت « آدم » با گندم گره خورده اسـت، پس اولاد ادم هم چیزی جز همان را نمی خواهد:

« در جهان یک یار گندمگون، نصیب ما نشـد

ما سـیه بختان مگر اولاد « آدم » نیسـتیم؟»

گندم حسـن: یعنی حسـن گندمگون، حاصل حسـن و حاصل کشـت:

« گندم حسـن تو یک خوشـه و یک شـهر، گدای

دانهء خال تو یک دانه و صد مسـکین اسـت» (؟)

بیت دیگر از بیدل:

« هر کجا باشـد قناعت، آبیار اتفاق

پهلوی از نان تهی، ایجاد گندم میکند»

گندم، به معنی روینده گی، طراوت و تازه گی خرمی و سـرسـبزی. دو بیتی زیبایی در این معنی:

« شـمالک می زند با برگ گندم      مسـافر مانده ام در ملک مردم

مسـافری مرا، دلگیر کرده           فلک بر گردنم، زنجیر کرده »

گفته میشـود که گندم، نخسـتین بار در افغانسـتان شـناخته شـده اسـت. و از آن بحیث غذا اسـتفاده شـده و سـپس بدیگر نقاط دنیا برده شـده « انسـان آریایی، نه هزار سـال قبل از میلاد مسـیح با ابزار و ادواتی که برای بریدن و نرم کردن گندم اختراع کرده، زنده گی جدید زراعتی را نیز آغاز نموده و به نوشـتهء ( گیرشـمن ) باسـتان شـناس فرانسـوی، هفت هزار سـال پیش از میلاد مسـیح و چهار هزار سـال پیش از ظهور « آدم » در نواحی کوهسـتانی « زاکرس و کردسـتان و آسـیای صغیر »، تمدنهایی مبتنی بر کشـاورزی و دامداری و ده زیسـتی، ایجاد شـده بود... ».(3)

( هالند ـ اگسـت 2006 )

یاد داشـت ها :

1، 2 و 3: تاریخ آریایی و هویت ملی. از سـخنرانی حسـن عباسی، برای کنگره تاجیکسـتان و کنفرانس واشـنگتن. سـالهای 1995 و1996

 

 

 

دستگیر نایل