|
||||||||
|
|
معرفی مختصر یک عده از مبارزین شـاخص مردم هزاره در جنبیش های ضد اسـتبدادی و ضد اسـتعماری
7 ـ فيض محمد کاتب هزاره مرجع بزرگ مورخين افغانستان هزاره پور خراسـان باشــد معتقد به شـاه مردان باشـد باميان مرکز شـيران باشــد نام « کاتب » ثبت دوران باشـد نسـل بالنده و هم بارورش دُر دری را نگهبــــــان باشــــد فيض محمد کاتب پسر سعيد محمد مغول معروف به هزاره محمد خوجه از بزرگترين تاريخ نويسان قرن بيستم عسيوی، در کشور عزيز ما افغانستان ميباشد. او در سال 1279 قمری در دهکده ای به نام « زرد سنگ » از توابع قره باغ غزنی، چشم به جهان گشود و تحصيلات اوليه را در همان زادگاه خويش فراگرفت و سپس راهی نجف گرديد و چندی در آن مرکز علمی به تحصيل پرداخت و مدتی در هند آنوقت، در شهرهای لاهور و پشاور مشغول تحصيل شد و نيز مدت کوتاهی در قندهار نزد علمای اهل سنت تحصيل نموده است. اما بيشتر معلومات او در سايهء مطالعات دوام داری است که در کتابخانه های عراق، ایران، هند و افغانستان انجام داده است و در ضمن گردش در کشورهای مذکور با فرهنگها و مليتهای مختلف و همچنين به زبانهای عربی، انگلیسی، اردو و پشتو آشنا شده است. او وقتی به وطن مراجعت ميکند در شهر کابل سکونت اختيار کرده و به نويسندگی می پردازد. و بدين طريق حدود 50 سال از عمر گرانبهای او در خدمت علم و فرهنگ می گذرد و کتابهای ارزشمندی بيادگار ميگذارد. کاتب هزاره در امارت عبدالرحمن خان بسمت منشی حضور کار کرده و اکثر تواريخ افغانستان به قلم او نوشته شده است. او از دو حبيب الله: امير حبيب الله سراج الملته والدين و امير حبيب الله کلکانی اذيت و آزار بيسار ديد، مگر از نوشتن حقايق طوری که شايسته و بايسته بود، هرگز منصرف نگشت و با عبارت اديبانه و پر از صنايع لفظی، مطالب را بيان و ثبت کرد. و طوری که وجدان و عقل يک انسان سليم الفکر ايجاب مينمايد، تاريخ نوشت و اينک هر پژوهشگر و محقق در هنگام تحقيقات علمی بدو رجوع مينمايد. آندو فيض محمد کاتب را جدا مراقبت و نوشته هايش را بررسی می نمودند مگر او ماهرانه حقايق را می نوشت. کاتب هزاره مدتی عضو دارالتاليف وزارت معارف امانيه بود و در عين حال به تدريس تاريخ و ادبيات در ليسهً حبيبيه می پرداخت و از طرف ديگر کتب مدارس جديد را تصحيح ميکرد. وی در دوران سلطنت امان الله شاه بحيث مدعی العموم تعيين گرديد که به مخالفت تعدادی از قبيله سالاران از جمله عبدالغزيزخان وزير داخله مواجه گرديد. علامه کاتب هزاره در چندين رشته از علوم متداول زمان خويش، مخصوصا در رشته های حکمت، تاريخ، ادبيات عرب، فقه، اصول، منطق، لغت، هيئت و نجوم، حساب و جبر، جغرافيا و حتی علوم عصری مهارت داشت. کاتب آثار زيادی از خود بجا گذاشته که ما فقط چند اثر او را نام ميبريم: تحفته الحبيب، سراج التواريخ، فيضی از فيوضات، تذکرت الانقلاب، تاريخ امانيه، نژاد نامه افغان، تاريخ حکمای متقدم. فيض محمد کاتب هزاره که در آوان جوانی چند گاهی را در هندوستان سپری کرده و با لسان انگليسی و مظاهر تمدن قرن نوزدهم آشنا شده بود، و علاوه بر علوم متداوله و مروج در زادگاه و وطن خود، علوم ديگر را از ديارهای دور و نزديک فرا گرفته بود مطالعه سراج التواريخ و ديگر آثار او انسان را وا ميدارد تا استعداد خارق العاده و شگوفان او را تحسين کند. او تنها قهرمان قدرتمند کار و ابتکار نيست بلکه تسلط ذهنی او بر سياست و جريان های سياسی در افغانستان و اطراف آن اهميت نبشته ها و تاليفات او را دو برابر بالا ساخته است، و چنانکه شايسته يک مورخ با احاطه و سيطره است، وقايع را با چنان موشکافی بصورت جامع ثبت و تحليل کرده است که هر خواننده دقيق النظر را به شگفت اندر ميسازد. نخستين بار تحفه الحبيب را نوشت، مگر آن را سانسورگران آنقدر حک و تعديل کردند که او مجبور شد بار ديگر مجدداً سراج التواريخ را بنويسد که آنهم از سانسور امير حبيب الله در امان نماند. تنها سه جلد آن در سال ١٣٣١ هـ ق در مطبعه حروفی کابل چاب شد و سه جلد ديگر آن هنوز هم قلمی است و تنها تذکره الانقلاب به زبان روسی ترجمه و در مسکو چاپ شده است. بالاخره اين مورخ بزرگ و نامدار کشور در 16 جدی 1309 هجری شمسی در سن 70 سالگی در کابل چشم از جهان فربست و در بالا جوی چنداول به خاک سپرده شد.
علی دوست خان فرزند فر دوس زوار - فرزند غلام علی – فرزند پهلوان اصلاً از شهرستان بود مگر پدرانش در سکدیز پنجاب مسکن گزین شده بودند. علی دوست خان در زمان جنگ امیر عبد الرحمن خان با مردم هزاره سال1298 – 1310 –هجری به زندان افتاد مگر از زندان فرار کرد و به شهر کویته رفت و در آن جا به قطعه نظامی مردم هزاره که از طرف انگلیسها تشکیل شده بود شامل گردید. به رتبه نظامی کپتان ارتقا کرد و در جنگ های زیاد اشتراک نمود و چهل سال در خدمت نظامی بود در جنگ عمومی اول در جبهه فرانسه در مقابل آلمان می جنگید. و از جنگ در مقابل وطن در جنگ استقلال خود داری کرد شاه امان الله او را به وطن خواست در سال 1312 شمسی براساس قراردادی که قبلا امضاء کرده بود و علاقه فراوان که به وطن داشت به همراه فامیل به کابل آمد و او را رتبه تورن جنرالی دادند؛ مگر صرف معاش برایش داده میشد کدام وظیفه رسمی نداشت. در زمان صدارت هاشم خان پیش آمد خراب با وی صورت گرفت و زیر نظر دولت قرار داشت. در ماه سرطان سال -1324 شمسی در شهر کابل وفات نموده است.
عبد الخالق فرزند مولا داد در سال 1295 شمسی به دنیا آمد. غلام جیلانی خان چرخی عبدالخالق هزاره را شامل مکتب نجات ساخت و مانند اولاد خود در تربیت خالق توجه میکرد.محمد نادر شاه خان در اثر مخالفتی که با خاندان چرخی داشت غلام جیلانی خان چرخی راهمراه با هجده تن دیگر از اعضای خاندان چرخی بقتل رسانید. عبد الخالق به تمام خاندان چرخی و به خصوص به شاه بی بی، خانم غلام جیلانی که مانند مادر علاقمندش بود احترام داشت صالح پرونتا میگوید که عبدالخالق یک جوان جدی ـ محکم ـ گرمجوش و تا حدی عصبی مزاج و دارای صفات مردانه بود خالق اساساً به انتقام خون غلام جیلانی خان مربی خود به این کار اقدام کرد. بعد از قتل نادر خان عبد الخالق به وضع نا مطلوبی کشته شد و همچنین پدر کاکا و تعداد دیگر از اقاربش بقتل رسیدند و حفیظه خواهر خورد سالش نیز در زندان از میان رفت. توجه بیش از حد مولاداد پدر خالق - وی را بیک مبارز بی باک ضد استبداد مبدل کرد. خالق هزاره فرزند فقر و محرومیت، وارث رنج های بیکران مردم خود بود او فولادی بود که در کوره فقر و رنج توان فر سای پدر و مادرش آبدیده تر میشد. بعد از ظهر ماه جدی سال 1312 شمسی قبل از کشیدن به دار اعضای بدن خالق هزاره را قطعه قطعه کردند که به دار آویختن نر سید. خالق قبل از شهادت 17 ـ 18 سال داشت و به تعداد21 تن از اعضای خا نواده و منسوبین خالق بدین رابطه کشته شدند.
مرحوم میر فتح محمد خان فرقه مشر در سال- 1282- شمسی در قریه منگسگ ولسوالی مرکز بهسود ولایت وردک دیده به جهان گشود. تحصیلات خصوصی را در محل فراگرفت و حافظ قرآن کریم بود. در سال -1307 . ش در زمان حکومت امیر حبیب الله کلکانی برای مدت نه ماه به حمایت و پشتیبانی مردم هزاره از دولت شاه امان الله خان در کوتل اونی در برابر شورشیان سقوی دفاع نمود و از آن به بعد بنام فاتح اونی شهرت یافت و در سال1308 شمسی تحصیلات نظامی را در رشته پیاده فرا گرفت و رتبه برید جنرالی نایل شد سال - 1312 شمسی بخاطر عضویت به حزب وطن و فعالیت ضد استبدادی روانه زندان سیاسی شد و بعد از سیزده سال از حبس رها گردید. در سا ل -1325 شمسی به قندهار تبعید سیاسی و در سال -1326-شمسی از تبعید آزاد شده و به شهر کابل اقامت گزید. در سال 1330 شمسی جزء اعضای موسیس حزب وطن سابق قرار گرفت و درسال 1331 شمسی مجدداً محبوس سیاسی شد و بعد از یازده سال حبس در سال 1342 شمسی از زندان سیاسی آزاد گردید و از آن به بعد به هیچ ما موریت رسمی اشتغال نکرده است. مرحوم فتح محمد خان فرقه مشر که میر زاد تخلص میکرد یکی ازشخصیت های برجسته ملی و مبارز ضد استبداد که بخاطر احیای حقوق مردم کشور مبارزات خستگی نا پذیری را انجام داده است. حزب وطن در برج جدی سال 1329 شمسی به اشتراک فتح محمد خان میر زاد، فرقه مشر، میر غلام محمد غبار، براتعلی تاج، سرور جویا، میر محمد صدیق فرهنگ، عبدالحی عزیز، نورالحق هلمندی در شهر کابل تأسیس و ایجاد شد. درمرام حزب وطن مطالب زیر درج شده بود. حفظ تمامیت ارضی، استقلال، تعمیم دموکراسی در کلیه شئون اجتماعی، تقویت وحدت ملی، رفع مفاسد اجتماعی، ترقی معارف عمومی و اقتصاد افغانستان. فرقه مشر مرحوم بعد از رهائی از زندان در یک حویلی محقر گروی در قلعه شاده شهر کابل زیست داشت و منزل ایشان بر روی همه مردم باز بود و به محل ملاقات شخصیت های سیاسی، علمی، مذهبی و محصلین دانشگاه ها و مکاتب تبدیل شده بود. ایشان زنده گی خود را وقف خدمت به مردم نموده بود و بخاطر تعمیم دموکراسی و تحقق آرمانهای حزب وطن که وی یکی از موسیسین برجسته و فعال آن حزب بود سعی و تلاش داشت. با تأسف در شام روز 21 ماه سرطان سال 1361 شمسی در پیش روی دروازه منزل خود در هنگام خارج شدن از خانه توسط عناصر تروریست به شهادت رسید. سنا تورمیر محمد سلام میر فرزند میر محمد اسلام نواسه پسری مرحوم میر زاد و یکی از شخصیت های با نفوذ ملی و همیشه یار و مددگار و همراز پدر کلا نش بوده است سنا تور میر فارغ لیسانس دارالمعلمین عالی روشان کابل است و برای مدت 38 سال در مکا تب مختلف شهر کابل به حیث معلم آمر مکتب و سرمعلم ایفای وظیفه کرده است. بعد از هفت ثور سال 1357 مدت بیش از یک سال زندانی شده است. وی دو دوره سناتور انتخابی ولایت وردک از سال 1367- 1370 شمسی بوده اند و به نماینده گی از مردمش در دو لویه جرگه حکومت های قبل از دولت اسلامی و جرگه سراسری ملیت هزاره اشتراک داشت و در ماه حمل سال 1375 شمسی نظر به تقاضای مردمش عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی افغانستان انتخاب شد و قبل از عضویت در شورای مرکزی ح. و. ا. ا. به هیچ یک از احزاب سیاسی عضویت نداشته است. سناتور میر سلام فعلاً در کشور استرالیا زیست مینماید. وی یکی از شخصیت های ملی و مردمی کشور ما و یگانه نشانی و خاطره زنده خانواده مرحوم فرقه مشر میر زاد میباشد طول عمر دراز برایش آرزومینما ئیم.
|
|
||||||