|
||||||||
|
|
حالی که دموکراسی است، فـرقـت را میشکنانم!
دوسـتی ارجمند قـصه میکرد، که چون هاشـم خان از کرسی صدر اعـظمی افغانسـتان کنار رفـت (یا کنار زده شـد ) و در عـوضش سـپاهـسـالار شـاه محمود خان بر اریکهء قـدرت نشـسـت، آوازهء دموکراسی برخاسـت و در و دیوار کشـور شـعار دموکراسی را سـر دادن گرفـت. مردم ما که به اصطلاح " از بخش کرده به تلاشـک خوشـتر اند "، و دموکراسی را در معنای " آزادی بی بند و بار" و " هـر که هـر چه دلش بخواهـد بکند " فهمیده بودند، باری مادر بزرگوار آن دوسـت روزی چپلک خود را گرفـته بر فـرق مزدور میزد، عـیناً به گونه ای که وکلای محترم " ولسی جرگه " چپلک های خود را بر فـرق خانم ملالی جویا ــ همان زن جگرآور و وکیل برحق مردم ــ نواختند. وقـتی اهـل خانه آن بیچاره را از زیر لت و کوب خلاص کرده و عـلت لت کردن را پرسـیده بودند، آن برزگوار که دلش از " نافـرمانی " و " بی گفـتی " مزدور داغ داغ شـده بود، نوکر بدبخت را مخاطب سـاخته، فـرموده بود: " حالی که دموکراسی اسـت، فـرقـته مشـکنانم ". این قـصه را که شـاید مانند لطیفه جلوه کند، در همین عـصر و زمان و در دههء اول قـرن بیسـت و یکم وطن به چشـمهای گنهکار و گنهکار خود میبینیم: ــ نافـرمانی از دولت و قانون و نادیده گرفـتن تصامیم مقامات اداری کشـور. ــ آزادی مطلق در چور و چپاول سـرمایه های ملی و پولهای باد آورد بین المللی. ــ آزادی بی لگام در تاراج آثار عـتـیقه و احجار کریمهء کشـور. ــ آزاد بودن کشـت کوکنار و تولید تریاک و هـیروئین و دگر مواد مخدره. ــ رشـوه گرفـتن های برملا و بی پرده و بدون ترس و لرز. ــ جعل کردن اسـناد ملکیت و تصاحب ملک و زمین مردم. ــ نشـسـتن " ناحق " بجای " حق "، " بدل " بجای " اصل " و " دیسی " بجای " ولایتی ". ــ رایج سـاختن فحشـاء و اپیکوریزم و خوشـباشی ها. ــ اصول را رها کردن و به فـروع چسـپیدن ها. ــ حاکم شـدن فـتشـیزم پولی و جنبهء الوهـیت پیدا کردن پول در سـطحی که " زر بر سـر فـولاد نهی، نرم شـود." ــ تجاوز به سـر و مال و ناموس مردم، و مردم را برده و نوکر زرخرید خود دانسـتن ها. ــ اختطاف خدمتگاران مردم و سـربریدن معلم و مقـنن و داکتر و انجنیر و هـرچه تعلیم یافـته اسـت. ــ اختطاف کودکان و کشـیدن چشـم و گرده و قـلب و دگر اعـضای بدن ایشـان. ــ تجارت انسـان به شـیوه ای که اروپائیان و سـیاهـپوسـتان مظلوم و " بازار برده فـروشـان " را بیاد میدهـد. ــ تقـلب ها، در جان زدن ها، جیب پرکردن ها، حیف و میل کردن اموال عامه و دارائی های ملی. ــ از " هویت قانونی افغانی " خود منکر گشـتن و " هـویت مسـخره و غـیرقانونی " برای خود تراشـیدن ها. ــ از " گاوزوری " کار گرفـتن ها و لولهء تفـنگ را بر دهان مظلومان ماندن ها. ــ غـصب املاک عامه و اسـتملاک جایداد های دولتی و کشـوری. ــ برگزیده شـدن جنایتکاران و تردامنان بحیث وکلای مردم و جای گرفـتن ایشـان در خانهء ملت. ــ انتصاب جنایتکاران و اشـخاص مشـهور بالفـسـاد و بدنام در پوسـت های بالای دولتی در داخل و خارج. ــ دزد را " دزد بگیر " مقـرر کردن ها و از " شـوره سـنبل خواسـتن " ها. ــ و چه و چه و چه ها و چه و چه و چه کردن ها.
بلی؛ مفـتنان و تبعیض طلبان و تفـرقه افگنان و زورآوران و جباران و سـرکوبگران و مختلسـان و کلاهـبرداران و قاچاقـبران و جنگ پروران و سـلاحسـالاران و جانیان و خائنان و در یک کلام " مفـسـدین فی الارض "، که سـه دههء تمام مظلومان وطن را چاپیدند و زدند و کشـتند... و هـنوز هم دلشـان یخ نکرده و تشـنهء خون مـرم اند، اینک با ظهور طلیعهء دموکراسی، کاملاً حق دارند که این ملت هـردم شـهید و از یاد رفـته را مخاطب قـرار داده، بگویند:
" حالی که دموکراسی اسـت، فـرقـتان را میشـکنانیم". والسـلام و الامان از دموکراسی
|
|||||||