شماره دوازدهم سال پنجم جدی 1386 / دسامبر 2007

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به مناسـبت گرامی داشـت از سـال مولانا:
 زندگی نامه مختصر مولانا جلال الدین محمد بلخ
نویسـنده این متون: دکتر ابوالفتح حکمیان
غیب کبری و پایان یک رویداد سـراسـر ابهام
همان گونه که خوانندگان ارجمند متوجه شـدند، این ناچیز، مراحل آشـنایی، دلبسـتگی و دلباختگی، غیبت صغرای شـمس الدین و آشـفتگی و بی قراری بیش از حد مولانا را در این دورهء پر سـوز و گداز، همچنین بازگشـت موقت شـمس از دمشـق به قونیه را از زبان شـخص شـخیص مولوی ترسـیم کرد تا آن عزیزان را از نقل اقوال تذکره نویسـان، نویسـندگان مناقب و مورخان ـ که غالباً گفتمان یک دگر را نفی یا حتا رد می کنند ـ بی نیاز گرداند.

 

آموزه هایی از مثنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی
از قلم سمع رفیع
آتش محبت مولانا در دل این حقیر از ایام صباوت زیادت گرفته، زنجیر محبت و اطاعتش را از آنزمان بر گردن افکنده، خود را در دریای مهر او مستغرق یافته ام. کلام وی برای من خاصیت ابری را دارد که از دریای دلم بر میخیزد، باران می شود و پستی
ها و بلندی های وجودم را با نیروی هستی بخش خود به گلها و سر سبزی ها می آراید و دوباره به دریا باز میگردد. این حقیر به مژگان اعتقاد خاک راه و غبار درگاهش را می روبم.

 

گزارش تجلیل از سال حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی
عزیزه عنایت
بتاریخ ۱۵ -۱۶ دسامبـر سـال روان سـازمان همبسـتگی سـراسـری مهاجرین افغان مقیم در اروپا محفل با شکوهی را جهت ختم سال 2007 که از جانب سازمان ملل متحد بنام مرد سخن سالار بزرگ مولانا جلال الدین محمد بلخی مسمی شده بود در یکی از شهر های هلند بنام ( سوستر برخ ) براه انداخته بودند که در این محفل دانشمندان، شاعران، فرهنگیان و عده ای از فرهنگ دوستان وطن اشتراک کرده و سهم فعال گرفتند.

 

رجال و رويداد های تاريخی افغانستان
نوشـته احمد علی کهـزاد
چطور دروازهء حصار غزنی به هوا پرید
صبح 23 جولای 1829 که هنوز هوا روشـن نشـده بود، ناگهان صدای مهیبی حصار کوچک غزنه را به لرزه در آورد. فرنگی ها شـبانگاه نقب گذاری نموده و دروازهء کابل را به هوا پراندند و رخنهء بزرگ در دیوار حصار تولید نمودند و شـهر خلاف انتظار، قوای طرفین در ظرف سـه ربع سـاعت تسـلیم شـد، تصور می کنند که این موفقیت به نیروی قوه و شـجاعت سـپاهیان ایشـان صورت گرفته اسـت، خیر، تأثیر خیانت به مراتب از قوت باروت بیشـتر اسـت
.

 

سـال 2007 برای افغا ن ها چگونه سالی بود
 صدیق وفا
سالی که گذشت مانند بسـیاری سالها مملو از امید ها، تردید ها، حوادث بیشمار و رویداد ها، درگیری ها، دشواری ها و فراد و فرود های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای همهء جهان و بویژه مردم افغانسـتان که در حقیقت قربانی تروریزم و کشمکش های جهانی و منطقوی بوده و بیشـترین خسارات جانی و مالی را طی این سال و سالهای شوم جنگ متحمل شده اند میباشد.

 

کاروان شـعر و ادب
زیر نظر آرام ارزگانی 

 

تجلیل اکادمیک حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی در اکرائین
عبدالقدیر رسولی
عصر دوشنبه مورخ هفدهم دسامبر طنین شور انگیزی ( قیل و قال مدرسه ) نه در مدرسه، بلکه برای بار نخست، در یکی از مجلل ترین و بزرگترین دانشگاه شهر کیف برخاست.
آری! از هشتصدومین سال روز تولد و سال جهانی مولانا جلال الدین محمد بلخی در تالار دانشگاه بین المللی کیف بزرگداشت بی نظیر و شایانی بعمل آمد. این محفل که در نوع خود یک گفتمان وسیع پژوهشی، اکادمیک، جالب، بکر و آموزشی بود،

 

بیرنگ کوهدامنی شاعری عصیانگر و درد آشنا
دستگیر نایل
درگذشت بیرنگ کهدامنی، مرا سخت اندوهگین ساخت. زیرا او، افزود بر اینکه درد و رنج مهاجرت را تحمل میکرد، از بیماری دوامدار و استخوانسوزی هم رنج میبرد. و در عین میانسالگی، پیر و زمینگیر هم شده بود. من اکنون از فرط اندوه در سوگ این سخنسرای خوب جز همین مقالتی که دو سال بیش در بارهء چاب دو کنابش ( من ناله مینویسم و تلخ ترین فصل خدا) نوشته بودم، هیچ گفتنی ای ندارم که نثار روان باک این غزلسرا نمایم. روانش شاد باد!!:

 

ازدفترخاطرات یک نوزاد نیمه مانده
5 اکتوبر: امروز هست شدم. اینجا هستم، هستم. این یک احساس حیرت انگیز هست. پدر و مادرم از هستی ام اطلاع ندارند. حتا از یک دانه سیب هم ریزه گگ هستم. اما هرچه باشد، من، من هستم. دیگر هستم!

 
 

کارتون هایی از عتیق شـاهد