شماره دوازدهم سال پنجم جدی 1386 / دسامبر 2007

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجلیل اکادمیک

حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی

در اکرائین

 

 عبدالقدیر رسولی

 

عصر دوشنبه مورخ هفدهم دسامبر طنین شور انگیزی ( قیل و قال مدرسه ) نه در مدرسه، بلکه برای بار نخست، در یکی از مجلل ترین و بزرگترین دانشگاه شهر کیف برخاست.

آری! از هشتصدومین سال روز تولد و سال جهانی مولانا جلال الدین محمد بلخی در تالار دانشگاه بین المللی کیف بزرگداشت بی نظیر و شایانی بعمل آمد. این محفل که در نوع خود یک گفتمان وسیع پژوهشی، اکادمیک، جالب، بکر و آموزشی بود، به همت و ابتکار آقای دکتر عبدالخالق مسئول دیپارتمنت زبان و ادبیات شرق، دانشگاه راه اندازی شد. در این محفل پرنور و پر معرفت عده یی مولانا شناسان اکرائینی، پروفسورها، اساتید، دانشجویان کرسی زبان فارسی دری و ترکی، مسئول بخش فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، عده یی هموطنان ما مقیم کیف و همچنان مهمانان ایرانی و ترکی شرکت جسته بودند.

نخستین سخنران پروفسور خانم نیکرچ اناستاسیا Некряч Анастасия Ивановна  رئیس انستیتوت روابط بین المللی دانشگاه بود که با سخنان معرفت شناسانه خویش باب محفل را کشود.

دومین سخنران محفل آقای دکتر بهادر باقری استاد دانشگاه ملی تربیه معلم تهران که با ژرف نگری روشنگرانه در باره عظمت بیکران مولانا در مقایسه با حافظ و اثر پذیری حافظ از مولانا علی القدر مراتِبَهُم، سخن راند که با استقبال گرم مواجه شد.

سپس آقای پروفسور موشکادیانی الکساندر نستروویچМушкодиани Александр Несторович رئیس دیپارتمنت فرهنگ جهانی و ادبیات شرق دانشگاه، ادیب و مولانا شناس سرشناس اکرائین اظهار داشت: " مولانا انسان کامل و بی نظیر با نیروی اندیشه تابناک و سخنان نغز و پر مغز خویش و سرودن شاهکار ماندگار و ابدی مثنوی المعنوی و دیوان شمس تبریزی در مقام هدایت گری قله شامخ خرد و تعقل را پیموده و سرگذشت مولانا را از بلخ تا قونیه و ملاقاتهای او را با شیخ عطار و غیره رجال زمانه توضیح داشته و در ضمن دانشجویان را به پیروی از اندیشه و افکار انسانی مولانا دعوت نمود ". سخنان بیشتر استاد از حوصله این گزارش بیرون است.

آنچه برداشت ما از سخنان فرزانه پروفسور و مولانا شناس است اینکه بحث نظری، تحلیلی پروفسور نکات بدیعی را با خود داشت، بار بار برسر مواریث والای فرهنگ خراسانی تماس گرفتند و بویژه اینکه مولانای ما را بیشتر و بهتر و بهتر می شناختند و نیز با یک حجم عظیم اخلاص توام با شور و مهر و بینش وسیع آنرا به ما معرفی داشتند که هر گاه بهره گیری و انتفاع بحث عالمانه اوشان را یکسو بگذاریم، با ( کم نگری ) و ( کمتر شناسی ) مولانا با وصف تعلق همزبانی، همتباری و هموطنی بودنش انگیزه عجیبی به همه ما القاح شد. کمتر شناسی و ندانستگی لازم از شخصیت فخیم مولانای بزرگوار نتیجه بی معرفتی از فرهنگ خودی است. که فقط افسوسی عجز و خجالتی زیادی را به همراه داشت. اما پر واضح ست که تمام این فرهنگ ستیزی ها، نامرادی ها، نامردمی ها، دشمنکامی ها و محرومیت ها زاده و مولود دودمان متعصب سلاطین قبیلوی بوده که لکه ننگ و خجالتی اش بر جبین آنها مهر ابدیت برجا گذاشته است. آنها با همه فضیلت ناشناسی توام با تنگنا آفرینی ها و وضع محدودیت ها در خانه و زادگاه مولانا، هیچگاه نتوانستند به زعم بیمار شان آفتاب جهان تاب را به علامه دو انگشت پنهان سازند.

روغنی کاید چراغی ما کشد            آب خوانش چون چراغی را کشد.

 (مولوی)

اگر امروز مولانا را همدیارانش بدرستی نمی شناسند و قدر نمیکنند، هویت جلیل مولانا با توانائی ذاتی و ملکات فاضله در نهان خانه ضمیر و در بیشه اندیشه های عالم و آدم وسیعاً خانه کرده و همه مردمان گیتی به ( ظن ) خود مولانا را ( یار) خود میخواند.

هر کسی از ظن خود شد یار من                از درون من نجست اسرار من

سر من از ناله من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست

در بخش دیگر محفل، دانشجویان کرسی زبان فارسی دری مقالات ویژه تحقیقی و غزلیات مولانا را با تفصیل به زبانهای اکرائینی، روسی، ترکی ایراد نمودند که خیلی شادی آفرین بود و همه از آن حظ بردند.

دوشیزه تاتیانا Татьяна دانشجوی کلاس چهارم زبان فارسی دری غزل مشهور ( شمس من و خدای من ) را با صدای خیلی رسا، موزون و دل انگیز دکلمه نمود که باران تازه گی و طراوت خاص به محفل بخشید.

دوشیزه اولیا Ольга  دانشجوی کلاس چهارم زبان فارسی دری، شعر ( من صورتگری نقاشم ) را بزبان اکرائینی به سبک شعری ترجمه و قرائت نمود که فروغ خاص به محفل بخشید و همه را مسحور کرد.

دانشجوی دیگر کلاس سوم زبان فارسی دری میخائیل Михаил با ایراد مقاله تحقیقی در باب ( پله به پله تا به ملاقات خدا ) و ( فیه ما فیه ) ابراز نظر نمود و این آثار را نمونه درخشان افکار مولانا تعریف کرد.

همچنان دانشجویان هریک کاتیا Катя، الینا Алина، ایرینا Ирина ، کاترینا Екатрина، دمیتری Дмитрии و چند تن دیگر منجمله دانشجوی هم دیار ما دوشیزه فرحت عارفی شعری:

چونکه در آییم بغوغای شب            گرد بر آریم ز دریای شب

را همراه با آهنگ تار دکلمه نمود که با هلهله و شور زایدالوصفی استقبال گردید.

محفل امیدواری های فراوانی را بار آورد و آن اینکه در گوشه گوشه دنیا منادیان اندیشه مولوی ظهور کرده که هر کدام ( دُر بازار معانی ) در کشور شان هستند. هر کلمه از شعر مولوی آهنگ ویژه و جنبه های زیاد زبانی و روانی دارد و جهان بینی عظیمی را در اختیار مردمان متفکر و ( گوهر شناسان ) قرار داده است.

تجلیل از هشتصدومین سال روز تولد مولانا در واقع " توزیع قند پارسی " به اقصای دور جهان بود، گویای روشن خرد، عقلانیت، سر فرازی بیشتر فرهنگ، دانش و یک سخن همه چیز ماست. و بایستی که آنرا از گزند دیگران پاس بداریم و نکته غیر قابل انکار و بدیهی آنست که فرهنگ ملی، سیر ادواری زندگانی هر قوم و ملتی را در آئینه ادبیات آن قوم و ملت منعکس میکند. لذا به مردمان جهان بخوبی تبیین میدارد که ما تروریست بار نمی آییم! ما با مردمان جهان میخواهیم که یکجا با محبت، عشق، صمیمیت و صفایی زندگی نماییم.

در این محفل باشکوه هنرمندان ایرانی انسامبل جام در سه نوبت با آهنگ ها و سرود های سبک خراسانی، صوفیانه و مولویه بویژه نواختن هنرمندانه سنتور و تار همدوش با ضربه های موجی و موزون دف به نحو خیلی بارز اشارات زیبای ( سماع ) را در اذهان همه به تصویر کشیده بود.

خلاصه ابراز بحث و نظریات و دکلمه غزلیات شورانگیز مولانا توسط دانشجویان و بالاخره موسیقی، شگفتی، وجد، هیجان و حتی حالات بیخودی و مستی معنوی را بار آورده بود که گویی تالار بیجان آگنده از نور، برقص آمده باشد. فضای پاک همدلی و صمیمیت شامل حال همه اشتراک کنندگان شده بود که ناخودآگاه به پا برخواسته بودند.

در پایان، رئیس انستیتوی روابط بین المللی دانشگاه، با الهام از فضای شورانگیز محفل مولانا که عمیقاً تحت تاثیر آن قرار گرفته بود، اظهار نموده گفت که در تمام عمرم چنین حالتی بی خودی معنوی به من دست نداده بود و من متشکرم که سال پار آقای دکتر عبدالخالق محفلی هفتصدو پنجاهمین سالروز خواجه شمس الدین محمد حافظ را راه اندازی نموده بود و خواستار آن شد تا در آینده همچو محافل با شکوه فرهنگی تدویر یابد.

 

 

 

 

 

 

 

عبدالقدیر رسولی