شماره 8 و9 سال پنجم سنبله و میزان 1386 / اگست و سپتامبر 2007

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 

ظاهر هویدا، با گامهای اسـتوار

از هنر موسـیقی تا هنر هفتم ( سـینما)

 

گفت و شـنود فضل الرحیم رحیم خبرنگار آزاد با ظاهر هویدا، آواز خوان، آهنگسـاز، ممثل تئاتر و سـینما و گویندهء رادیو و تلویزیون سابق افغانستان.

 

-  خدمت علاقمندان عزیز و گرامی باید عرض کنم در قسـمت اینکه من و عزیز آشـنا اولین موسـس ارکسـتر آماتور در افغانسـتان بودیم.

ـ  در همین جریان من نقش اول، اولین فیلم افغان بنام ( مانند عقاب ) را بازی کردم.

ـ اما من می توانم بگویم که فیلم ( مانند عقاب ) اولین فیلم سـینمایی افغانسـتان بود،

ـ  ولی سـینمای ما باید یک خط پیدا کند. خطی که سـینمای کله شینکوف و مافیائی دارد، این خط سـینمای افغانسـتان نیسـت. این خط سـینمای هالیوود اسـت که بسـیار مقبول درسـت می کنند که ما افغانها با سـاختن این نوع فیلم ها بسـیار " خیله " معلوم می شـویم.

ـ  من تا به حال از کسی نه شـنیده ام که فرهنگ افغانی را تعریف کند.

*   *   *

ظاهر هویدا، آواز خوان، آهنگسـاز، ممثل تئاتر و سـینما و گوینده رادیو و تلویزیون سابق افغانستان که عشـق و محبت اش به هنر و سـرنوشـت جالب زندگی هنریش که همراه با تلاش صادقانه در جهت اعتلای موسیقی کشورما بوده است، جایگاهء بلندی در قلوب انسـانهای وطنش به مثابهء شـخصیت هنری همیشـه فعال به خود اختصاص داده اسـت.

قریب یک و نیم ماه قبل ظاهر هویدا، بنا بر دعوت انجنیر کریم تنویر، سینماگر پر تلاش کشور ما مقیم هلند، بصیر حیدر چهره مطرح در عرصه سینمای بیرون مرزی کشور ما و صبور طوفان یکی از چهره های شناخته شدهء سـینمای کشور ما، در کشـور هلند در جریان فیلمبرداری، فیلم پروفسور حضور یافت و نقش مرکزی این فیلم را با تمام احسـاس اجرا نمود. ممکن بسـیاری از هموطنان ما در داخل و خارج از کشـور بیشـتر با کار های که ظاهر هویدا، در عرصهء موسـیقی ارایه داده اسـت آشـنا باشـند، تا فعالیت های سـینمائی و کار در تئاتر. به منظور آشـنائی عزیز خواننده با کار ها و فعالیت های ظاهر هویدا، در عرصهء سینما و تئاتر و تمثیل گفت و شـنود اختصاصی با وی انجام داده ام که توجه شـما را به خواندن آن معطوف میدارم.

 - آقای هویدا، بیشـتر شـناخت هموطنان ما از شـخصیت هنری شـما در عرصهء هنر آواز خوانی و موسـیقی اسـت تا هنرپیشـهء سـینما. مگر آیا انتخاب شـما به مثابه کرکتر مرکزی فیلم پروفسور، بر می گردد به سـابقه و تجربهء کاری تان در عرصه سـینما و تئاتر، و یا اینکه این اولین کار سـینمائی شـما اسـت؟

- خدمت علاقمندان عزیز و گرامی باید عرض کنم در قسـمت اینکه من و عزیز آشـنا اولین موسـس ارکسـتر آماتور در افغانسـتان بودیم. این که چی کسـانی همکار ما بودند و موسـیقی را از چه وقت آغاز کردیم، در این باره گفت و گو و یا صحبت زیاد صورت گرفته. اما فعلاً که مطرح نقش بازی کردن من در فیلم پروفسـور اسـت می خواهم عرض کنم که این یک حادثهء نو نیسـت. من سـیزده سـال داشـتم و برادرم کبیر هویدا که یازده سـال داشـت شـامل تئاتر اسـتاد عبدالرشـید جلیا که در بغل خندق حمام مندوی تئاتر شـاروالی نام داشـت، شـدیم و زیر نظرآقای سـید مقدس نگاه کار می کردیم. شـادروان سـید مقدس نگاه مرد بزرگوار و واقعاً مقدس بود. در این جا آقای ببرک وسـا که فعلاً یکی از موزیسـین های مطرح در سـطح بین المللی اسـت در وقفه ها آواز می خواند نیز حضور داشـت. من با اجرای نقش های خورد و کوچک کار در تئاتر را آغاز نمودم. سـپس نزد اسـتاد رونق آمدم در پوهنی تئاتر و در درامهء میلیوف نقش کوچکی داشـتم، مدتی در پوهنی تئاتر کار کردم تا اینکه ارکسـتر آماتور را تشـکیل نمودیم وقتی که ارکسـتر آماتور با مطبوعات جنگی شـد و در نتیجه ارکسـتر آماتور بیکار ماند. آقای فیض محمد خیرزاده که مسـوولیت موسـسـه هنری تئاتر را به عهده داشـتند بعد از اجرای یک بر نامه رادیوئی که آقای زلاند اتاق خود را در اختیار ما گذاشـتند و ما یکسـال تمرین کردیم و یک برنامه فوق العاده جالب را بدسـت نشـر سـپردیم که این برنامه فوق العاده مورد اسـتقبال جوانان قرار گرفت. در همین جا بود که آقای فیض محمد خیر زاده به صورت دسـته جمعی، ارکسـتر آماتور که بیکار شـده بود و از حدود پنجاه نفر هفت نفر باقی مانده بود به موسـسـهء هنری تئاتر جذب نمود. در موسـسـه هنری تئاتر من به صفت موزیسـین و اکتور کار می کردم. من چیز های زیادی را در عرصه تئاتر از همین موسـسـه فرا گرفتم. در همین جریان من نقش اول، اولین فیلم افغان بنام ( مانند عقاب ) را بازی کردم. مدت یکسـال در این موسـسـه کار کردم سـپس به رادیو آمدم و کار ارکسـتر رسـمی رادیو را با مرحوم احمد ظاهر، مسحور جمال، رحیم جهانی، کبیر هویدا و چترام تشکیل دادیم. من در کار های ارکسـتر مصروف شـدم. مدتی به خارج از کشـور سـفر کردم و بعد از برگشـت مصروف کار های خورد ریزه بودم سـپس یکسـال به ایران رفتم، در آنجا همکار تلویزیون جام جم و رادیو ایران با زنده یاد فریدون فرخزاد برادر فروغ فرخزاد شـاعر نامدار فارسی همکار بودم. بعد یک سـال به کابل برگشـتم و تصمیم داشـتم تا فاکولتهء ادبیات را در دانشـگاهء تهران بخوانم؛ تمام اسـناد غرض شـمولیت در فاکولته مذکور را آماده سـاختم که بر اثر کودتای داود خان سـلطنت بر افتاد. دوران جوانی بود من که دیدم در کشـور سـلطنت بر افتاد و نظام جمهوری آمد. از رفتن به ایران صرف نظر نمودم. برنامه نمایش رادیوئی را آغاز نمودم. و ضمناً در جملهء کار های سـینمای ام موزیک متن فیلم روز های دشـوار به کارگردانی مرحوم رفیق یحیائی را سـاختم که این اولین کار و اولین باری بود که موزیک متن فیلم افغانی را یک افغان می سـاخت؛ یعنی نه کاپی شـده بود و نه خارجی آنرا را سـاخته بود. بعداً با دوسـت بسـیار عزیزم انجنیر صاحب لطیف در قسـمت موزیک متن فلم و هم یک آهنگی سـاختم که چندین رقم و چندین بار تکرار می شـد برای فیلم صبور سـرباز. وقتی که به اروپا آمدم در فیلمی که کارگردانش یک خانم امریکائی بود و مسئـلهء کار و پرودکشـن آنرا تلویزیون های کشـور بلجیم، هلند، آلمان و ایتالیا به عهده داشـتند، چند آهنگ خواندم و تقریباً موزیک متن فیلم را سـاختم. این فیلم بین المللی که ( داد کراسـنگ ) نام داشـت و نقش اول را بهروز وثوقی یکی از اکتورهای شـناخته شـده کشـور سـویس بازی نموده بود. در چهارده فیسـتیوال بین المللی رفت. زمانیکه فیلم مذکور به فیسـتیوال هندوسـتان رفت موسـیقی فیلم، نسـبت به فیلم مورد اسـتقبال تماشـاچیان هندوسـتانی واقع گردید.علت اسـتقبال گرم مردم هند از موسـیقی این فیلم این بود که از تمام آلات موسـیقی غیر الکترونیکی در تهیه موزیک فلم اسـتفاده شـده بود. آقای ببرک وسـا پیانو، نواخته بود پسـرم تبله و من با آرمونیه آواز خوانده بودم. بعداً ما یک فیلم نوزده دقیقه یی بدون صدا را در بارهء طالبان سـاختیم که ( نان ) نام داشـت. و موزیک متن فلم هجرت از سـاخته های دکتر صاحب واحد نظری را سـاختم.

در فیلم پروفسـور به صورت جدی نقش بازی کردم هر چند که تیم فیلم برادری در تشـویش بودند که مبادا ظاهر هویدا به نسـبت اینکه محل  فلمبرداری جای مناسـبی نیسـت از پذیرش نقش خودداری کند با عالمی از دلهره و تشـویش به منزلم آمدند. زمانیکه سـناریو و دیالوگ فیلم را خواندم، برایم گفتند که در محلی که شـما نقش بازی می کنید بسـیار کثیف و متعفن اسـت. من برایشان گفتم که مرا خیال کی کرده اید من یک غریب بچه هسـتم از همان کوچه و پس کوچه شـوربازار، کتابفروشی و افغانسـتان، این دلهره و تشـویش تان از چیسـت؟ خلاصه نقش را بازی کردم ممکن سـه چهار ماه بعد فیلم آماده نشـر شـود. اینکه قضاوت بیننده ها در مورد فیلم چی خواهد بود و من چگونه نقش بازی نموده ام، ارتباط می گیرد به قضاوت آنها. اما قبل از اینکه فیلم نشـر شـود خواهش و تقاضای من از علاقمندانی که این فلم را میخرند و می بینند این اسـت که لطفاً به تغییر شـکل این فیلم نسـبت به دیگر فیلم های افغانی توجه کنند. بخاطری که در این فیلم نه کله شـینکوف اسـت نه هروئین و نه مورفین و نه سـکس.این فیلم از خود پیامی دارد و دیگر اینکه به دیالوگها و گفت گو ها مخصوصاً بین نقش منفی را که بصیر حیدر بنام سـکندر خان در مقابل من که نقش پروفسـور را دارم دقت و توجه کنند. کار انجنیر صاحب کریم تنویر به صفت کارگردان این فیلم جداً قابل تقدیر اسـت. ولی فیلم شـبه فیلم های که در آن تفنگچه کشی و کله شـینکوف بازی و هروئین اسـت نیسـت؛ به همین خاطر من حاضر شـدم در این فیلم نقش بازی کنم.

 - آیا قبل از فیلم ( مانند عقاب ) فیلمی افغانی سـاخته نشـده بود، با توجه به اینکه شـما گفتید فیلم ( مانند عقاب ) اولین فیلم افغانی اسـت؟

- بسـیاری ها به این باور هسـتند که اولین فیلم افغانی، فیلم مشـترک افغانسـتان و پاکسـتان اسـت که کارگردان آن فیلم اسـتاد رشـید لطیفی پدر تئاتر افغانسـتان بود. اما من می توانم بگویم که فیلم ( مانند عقاب ) اولین فیلم سـینمایی افغانسـتان بود، زیرا از فیلم بردار تا کارگردان، هنرپیشـه، سـناریسـت همه و همهء این فیلم، افغان بودند و محصول سـینمائی کشـور ما بود.

- تبصره شـما در مورد سـرگذشـت سـینمای کشـور ما و نقاط نظر شـما در مورد آیندهء سـینمای وطن ما چیسـت؟

- در افغانسـتان سـینما پا گرفته بود. سـینمای خصوصی، ســینمای دولتی، سـینمای سـیاسی، اکتور های بوجود آمدند. اکتور هایی قبلاً در سینما، تئاتر و تلویزیون وجود داشـتند که اگر نامهای شـانرا بگیرم از حوصلهء این مصاحبه بعید اسـت به هر حال ورود قدم های مبارک (!) سـران تنظیم ها در افغانسـتان و به تعقیب آن ورود فرشـته های (!) طالبان تمام این همه را به خاکدان خاک مبدل ساخت. اینک کم، کم سـینما سـر از خاک بیرون میکند؛ اما سـینمای کشـور ما غریب ترین سـینمای بشـریت اسـت. از طرف دولت به هیج صورت کمک اقتصادی نمی شـود. از کمترین امکانات برخوردار اسـت. انجنیر لطیف با تمام توانائی مسـلکی که دارد به حیث مسـوول به نسـبت نبود امکانات با مشـکلات مواجه اسـت. شـنیدم که کمپانی ها یا اسـتدیو های خصوصی و شـخصی بوجود آمده اند که شـاید توانائی این را داشـته باشـند با سـرمایه گذاری و یا شـوقی حتا از مفاد خود صرف نظر نمایند، کاری در این راسـتا انجام دهند. در بیرون از افغانسـتان هم سـینما فعال بوده و فعال اسـت. ولی سـینمای ما باید یک خط پیدا کند. خطی که سـینمای کله شینکوف و مافیائی دارد این خط سـینمای افغانسـتان نیسـت. این خط سـینمای هالیوود اسـت که بسـیار مقبول درسـت می کنند که ما افغانها با سـاختن ایـن نوع فـیـلـم ها بسـیار " خیله " معلوم می شـویم. این مسـئله را من بار ها به همه کارگردانان که با من کار های سـینمائی شـان را در میان گذاشـته اند گفته ام و تذکر داده ام، که ما باید یک خط برای سـینمای افغانسـتان پیدا کنیم. من مثل دیگران نمی گویم که ما باید فرهنگ افغانی خود را فراموش نکنیم، عنعنات افغانی خود را فراموش نکنیم. من نمی دانم تا حال که فرهنگ افغانی ما چیسـت و عنعنات افغانی ما چیسـت. همه، همین گپ ها را می زنند اما هیچ کس تعریف نمی کند که فرهنگ افغانی چیسـت چقدرِ از این بدرد بخور اسـت و چقدر دیگر آن بدرد بخور نیسـت. من تا به حال از کسی نه شـنیده ام که فرهنگ افغانی را تعریف کند. این یک واقعیت اسـت که فرهنگ پنچ هزار سـاله ما، مولوی، سـعدی، ناصر خسـرو و دیگران را در خود دارد. اما چیز های دیگری هم اسـت که نمی توانیم دیگر به آن به عنوان عنعنات و فرهنگ پسـندیده بنگریم. به هر حال خط سـینما کشـور ما هم باید به اسـاس فرهنگ محبت، دوسـتی و وحدت ملی ایجاد گردد.

آقای ظاهر هویداً از شـما به نسـبت اینکه لطف نمودید به پرسـش هایم پاسـخ گفتید سـپاسـگزارم.

فضل الرحیم رحیم

24.08.2007

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فضل الرحیم رحیم