شماره دوم سال ششم حوت 1386 / فبروری 2008

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آراء چند تن از صاحب نظران در مورد شـمس
در شـماره قبل نطر چند تن از صاحب نظران را در مورد مولانا برای تان نقل کردیم اینک نظر چند تن دیگر را در مو رد شـمس بخوانید.
 ـ نظر محقق چیره دسـت سـید ابوالقاسـم اِنجوی شـیرازی

 

«پوتین»، شاهنشاه «روسیه»، جامه بدل می کند
صدق رهپو طرزی
" زندان ملت ها ":
آن گاهی که « لنین»، در اروپای غربی به حیث مهاجر به سر می برد، و این سرزمین، آرام آرام دروازه های آزادی را به روی باشنده گانش با تابیدن عصر روشنگری و پایان دوران تاریکی می گشوده، با نگاه نقد آمیز به «روسیه» می نگریست. او در آن زمان، این سرزمین را «زندان ملت ها» خواند.

 

رجال و رويداد های تاريخی افغانستان
نوشـته احمد علی کهـزاد
 نوامبر 1841
در تاریخ معاصر افغانسـتان روز های روشـن و تاریک، روز های فتح و شـکسـت، روز های خوشی و غم، روز های افتخار و افسـردگی ملی زیاد اسـت که عندالوقت هر کدام آنرا با آب و رنگ حقیقی خودش رسـم کنیم تا ملت روز های آفتابی و ابر آلود زندگانی خود و کشـور خود را به بیند. روز 2 نوامبر 1841 که مصادف به 17 رمضان 1257 هجری قمری میباشـد، روز تصمیم، عزم، ثبات، قهر و غلبه ملی اسـت.

 

صعود و نزول سبک هندی ـ ٢ ـ
بشير سخاورز
سهم جلال الدين اکبر امپراطور معروف مغولى نسبت به ديگر شاهان مغول در ترويج و اشاعه ی هنر بيشتر است و آن ناشی از علاقه ی شديد خود وی بود که می کوشيد به شاخه های مختلف هنر دست يازد و از آنها ميوه ای برچيند. در دوران اوست که هندی های هندو مذهب، و نه تنها مسلمانان هندی مشاغل اساسی ادارى را ميگيرند، چنانکه از جمله وزرای معروف او يک نفر هندی هندو مذهب بنام بيربل هم است که او با فراست و دانشی که داشت، توانست مقام اعلاى وزارت را به دست آورد و از مقربان خاص دربار گردد.

 

مبارزه دیپلماتیک قدرت ها در افغانستان در سال های 1919- 1921
س. ب. پانین   ــ    گزارنده به دری: عزیز آریان فـر
بیست و سوم جون 1919 با فیصله شورای کمیساریای جمهوری سوسیالیستی فدراتیف روسیه شوروی، یاکف ( یعقوب ) ز. سوریتس ( 1882-1952 ) در گذشته ژورنالیست  و سپس نماینده تام الاختیار کمیساریای خلق در امور خارجی [وزارت خارجه] در ترکستان
[1]، به عنوان نماینده تام الاختیار [ سیاسی ] جمهوری سوسیالیستی فدراتیف روسیه شوروی در افغانستان گماشته شد.

 

 آیا همه انجوها (NGO) در افغانستان دزدان اند؟!
 شـاه محمود ( محـمـودی )
عدهء با انتقاد و نکوهش از انجو ها و مؤسسات که گویا همه انجوها در افغانستان دزدان اند خواسته اند تا احساسات خویش را به نحوی تبارز دهند. ولی نتیجه گیری ایکه در قبال انجو ها نموده اند احتمالاًً ناشی از عدم آگاهی ایشان نسبت به جریانات پیچیده کشور است که آنها را از یک تحلیل واقع بینانه عاجز ساخته است. اما شاید تا حدودی تقصیر ایشان به دلیل اینکه اوضاع را از دور نظاره مینمایند نبوده باشد. یقیناً هرگاه خود در عمق جریانات قرار میداشتند و وقایع را از نزدیک دنبال مینمودند آنگاه تحلیل و ارزیابی دیگری از خود ارایه میداشتند که حتماً منافی تحلیل فعلی ایشان می بود.

 

انتشار کتاب تازه یی از آثار عزیز نسین
کم بود والی شوم
 نام مجموعه یی از طنز های عزیز نسین  نویسندهء مشهور ترکیه است که توسط ذاکر عمری به دری ترجمه و در المان انتشار یافته است. دوستداران کتاب و طنز در افغانستان با آثار نسین آشنایی دارند و طرفدارانی نیز. نسین از شمار طنز نویسان بزرگی است که نا بسامانی های اجتماعی و سیاسی جامعه را با طنز تلخ موفقانه به باد انتقاد گرفته و همواره نارسایی های دوران خویش را افشا و قلم و طنزش را در خدمت مردم و واقعیت های اجتماعی قرار داده است
.

 
 

عطار پیر
     از منابع ترکی، ترجمه و تهیه از : ذاکر عمری

عروسی با خشویش به هیچ نوعی سازش کرده نمی توانست. آنها
باهم آنقدر مناسبات بدی داشتند که بالاخره عروس مجبور شد تا نزد یک عطار رفته و به او وضعیت را با نا رضایتی چنین بیان کرد:

ــ باید خشویم را مسموم کنم، شما به من چنان زهری بدهید که از زهر دادنم هیچ کس پی نبرد
.

 

درو ــ داستان کوتاه
صدیق رهـپو طرزی
آ
فتاب، تازه کناره های افق دوردست را به رنگ گلابی روشن در آورده بود. باد خُنک سحری، با آهستگی مانند مادری به آهستگی که گاز طفلکش را با دست های خواب آلود سحری شور بدهد، خوشه های گندم را که از فرط پُر باری به طرف پایین خم شده بودند، با ملایمت تکان می داد، تا مبادا بار امُید بخش پیش از وقت به زمین بریزد. کشتزارِ گندم که تا دور دست ها پهن شده بود، مانند اندام گوسفند پُرواری چاق و فربه، بالا آمده بود.

 

کاروان شـعر و ادب
زیر نظر آرام ارزگانی 

 

به مناسبت هشت مارچ روز بین المللی همبستگی زنان
سید احمد ضیا نوری
آنچه امروز در سر زمين ماتمزده و مصیبت زدهء ما جریان دارد سنگ را به حالش به گريستن می آورد، آن ديار خون آلود و پر غصه که سخت ترین و دردمندانه ترين لحظات تاريخ کهن اش را به سوگ و ماتم نشسته است سخن ما جز حديث آلام بزرگ و افسانه های تلخ چيزی نتواند بود. غمنامه ملت سوگوار و بخون نشسته ما که سده هاست بدست دست پرورد گان بيگانه و آدم کش ميان هستی و نيستی دست و پا می زنند

 

قصه های فلکلوریک میهن ما
از دفتر زمانه فتد نامش از قلم    هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت
نوشتار های فلکلوریک که ترسیمی از رسوم اجدادی هر ملت است، بیانی از تصنیف های رویائی و یا قصه های باستانی مردمیسـت که معرف و نمودی از عواطف و احساسات مردم یک جامعه را مجسم می سازد
مثل مشهور است که می گویند: "  در محتوای هر تخیلی بخشی ازواقعیت ها نهفته است "