شماره هشتم سال هفتم میزان 1388 / سپتمبر 2009

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

بیگانه گان،چهره های ناخوش آیند
نوشته «کارن دی ینگ Karen De Young» در «واشنگتن پست»
بر گردان از انگلیسی به پارسی صدیق رهپو طرزی
آن گاهی که «ماتتــِو هو Matthew Hoh» در آغاز امسال وارد وزارت خارجه شد، او به راستی در ردیف آن گونه کارمندان هوشمند و آگاه شمرده می شد که حکومت به آنان برای گسترش برنامه های انکشافی و رشدش در «افغانستان»، به شدت نیاز داشت
.

 

بـُن بست در «افغانستان»
نوشته «احمد رشید»
بررسیگر مجله  «نیویارکر ریویو New Yorker Review»
گزارشگر از زبان «انگلیسی» به «پارسی» صدیق رهپو طرزی
بیت الله «مسعود» رهبر و جنگجوی پُر قدرت و به شدت بیرحم و ظالم «طالبان پاکستان»، به تازه گی ها به اثر ضربه راکت ا. م. امریکا، در «وزیرستان جنوبی» کشته شد. در هنگام یورش، او به شدت زیر تداوی بیماری گــُرده قرار داشت. او در این حال با همسر جوان دومش بر تخت بام خانه خسرش روی چار چایی دراز کشیده بود. ساعت های یک بجه صبح بود.

 

بحران رهنی ۲۰۰۷
نویسنده: دکتر ماکس گوتبرود
مترجم از زبان جرمنی به پارسی: فهیم قیومی
بحران اقتصادی که در اواسط سال ۲۰۰۷ انکشاف یافت، داری دلایل اساسی بوده که از سایر بحران ها اساساً تفاوت ندارد. اما جریان این بحران به یک باره گی صورت گرفت. زیرا با وسایل بازار مالی و بکارگیری این وسایل که در دهه های اخیر رایج گردیده بودند، ارتباط نزدیک داشت.

 

 میز گرد «بررسی بحران افغانستان» و کنفرانس بین المللی «امنیت در آسیای میانه و صدور بی ثباتی از افغانستان به منطقه»
به تاریخ 21 اکتبر سال روان 2009 میز گردی در یکی از سالون های کنفرانس های انستیوت روابط بین المللی مسکو زیر نام «بررسی بحران افغانستان» و به تاریخ های 22-23 اکتبر سال روان کنفرانس بین المللی یی زیر نام «امنیت در آسیای میانه و صدور بی ثباتی از افغانستان به کشور های منطقه» در سالون کنفرانس های بین المللی «فدراسیون صلح و تفاهم» مسکو با اشتراک کارشناسان ده کشور جهان برگزار گردید. در برگزاری کنفرانس نهاد های زیر همکاری داشتند:

 

متن سخنرانی عزیز آریانفر
در میز گرد «بررسی بحران افغانستان» و کنفرانس بین المللی «امنیت در آسیای میانه و صدور بی ثباتی از افغانستان به منطقه»
 پایان روند بن و نیاز تاریخی به راه اندازی روند نوین صلح در افغانستان
 
جناب رییس!
خانم ها و آقایان گرامی!
چنانی که می دانید، مساله افغانستان مساله یی است پیچیده، خونبار و بسیار خطرناک که حل آن مستلزم تشریک مساعی جامعه جهانی است.

 

خشونت علیه پناهجویان افغان در اروپا
ظاهر دیوانچگی
آمار کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان
کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان در ژوئن 2009 در گزارشی از 42 میلیون انسان که غریب دیار خود و بیگانه شده اند، سخن زده است. از این رقم 16 میلیون بدلیل مسائل سیاسی، جنگ، تعقیب و شنکنجه، زور گوی و مردم آزاری، قوم کشی و... دیار خود را به مقصد دیگری ترک کرده اند و 26 میلیون غریب دیار خود اند.

 

راه برد نو کاخ سفید:
نوید بهروزی یا پیک سیه روزی؟
عزیز آریان فر
قسمت دوم و پایانی:
به گزارش رادیو دویچه ویله، اکبرشاه اسکندرف- مسوول هماهنگی تاجیکستان در سازمان همکاری شانگهای بر آن است که ناتو بدون کمک کشورهای عضو این سازمان نمی تواند به حل مشکلات در افغانستان دست یابد و برای این مساله هیچگونه راهکار نظامی وجود ندارد. وی می گوید: «تا زمانی که جامعه جهانی این را درک نکند که حل این مشکل به روش نظامی ممکن نیست، صلح در افغانستان برقرار نخواهد شد. امروز یا فردا، همکاری با سازمان همکاری شانگهای برای ناتو ضرورت خواهد یافت»
.

 

نوای شعر در نی
 

 

خدا قبول کند!
نز از: عزیز نسین
ترجمه از: م.  ذ. عمری
آقای حمزه، صاحب آپارتمان موتلی، مثل همیشه ساعت شش بامداد رفت و آیینهء کلکین دو اتاقه زیرزمینی دروازه بان اش آغا حمزه را که به باغچهء عقبی رخ اش بود تق تق کرده گفت:
ــ آغا امین، آغا امین!..

 

نگاهی به مجموعهء شعری"حاشیه ی دو نفری"
معرفی کوتاه:
شهیر داریوش یکی از غزل سرایان جوان است؛ که تازه در سر هوای ناب شعر و شاعری را پرورانده . وی در شهر تخار بدنیا آمده است، و رشتهء زبان و ادبیات فرانسه را میخواند.
پرتو نادری در مقدمه ی که برای کتاب داریوش نوشته میگوید:" داریوش در حاشیهء دو نفری شاعری ست غزل سرا؛ اما او غزل را با هنجار های تازه می سراید، غزل بیان پیوند های حسی و عاطفی اوست."1

 

جنگ های کابل «زرافه قشنگ»
میم - میهن فدا
گاه و بیگاه در تارنما های وطنی، تحسین نامه ها و تقدیر نامه هایی را می بینم که به گردن زرافه  قشنگ آقا صاحب ( سید عبد القدوس سید ) حمایل میشوند. ولی هرچه انتظار کشیدم خار مغیلانی به این گردن قشنگ حمایل نشد، آهنگ و آرزو کردم که این جسارت را من کنم. به یادم آمد که ماه ها  قبل یک دوست فرهیخته ام این کتاب را برایم امانت داده بود، با احساس امتنان از او کتاب را با ژرف نگری به خوانش گرفتم.